-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آبان ۲۷, پنجشنبه

درد اصلی فرهاد دریا چی است؟

 ذکر نکاتی درباب نظریه بافی اخیر فرهاد دریا، هنرمند بلند آوازه و نویسنده یی گاه گاهی که کوته اما سچه می نگارد.

آقای دریا، تو یک چهرۀ عادی و گمنام نیستی که سخنان حساس اما ضد واقعیت را دروضعیت حساس بر زبان می آوری... کاش مثل دیگرستاره های هنر وفرهنگ کمی منتظر می ماندی. 

درکجای دنیا و در کدام متون تاریخ خوانده ای که کشوری از سوی یک لشکر نیابتی به تا عمق استخوان، بدوی به اشغال برود؛ مدنیت و امید هایش رو به تباهی؛ قشون خشن و رسولان فقروترس اول تر گلوگاه هنرمندان را خفه کند و تشدد صحرانشینی را به عنوان مانیفیست خویش؛ برمردم تطبیق کند؛ اما مردم از تفنگ را به متجاوزان بگذارند؛ درعوض، به پیشواز شان سرود و صدا بخوانند تا نجات خود را به این طریق گدایی کنند؟

همین بیست سال از دست رفته، که هنوز خاکسترش به دماغ خود شان پاشیده شده، سرشار از صدا ، سرود، آوازو دوربین خبرنگاری بود پس چی شد که همه چیز سویچ آف زده شد؟ دریا صاحب، دوست داریم، روح آشوب زدۀ مردم خود را چوب کاری نکن.

کابوس های مرگ و الم، از کمپ های اکوره ختک و کراچی، با صدا و سرود نیامده اند؛ با تفنگ آمدند. البته اگرصدا و سرود بی موزیکی اگر داشتند، به خاطر حفظ تهیج انتحاری جوان بود.

حالا مقاومت دربرابر این نماد های مرگ،  تسلیم، نوحه سرایی و دمیدن برسرنای مدنی باشد؟

کدام سرزمینی، چه مردمانی عزت و کیان از دست رفته را نه به وسیلۀ ایستاده گی و تفنگ، بلکه صرفاً از طریق سرود و صدا و دوربین خبرنگاری بازپس گرفته است؟

تاریخ سیاسی دیگرکشور ها را بمان به جایش. لااقل سه جنگ افغان – انگلیس، جنگ با شوروی را که به یاد دارید؟ این نسخه پیچی از کجا الگو گرفته اید.

در خطه یی  که فاتحان حشری اش، بعد از هزاران بار عملیات انتحاری، گردن زنی و انهدام تأسیسات بر گرده مردم سوار شده اند؛ مگرتفنگ را می توان سرنی ساخت و سرودی دمید و فاتحان پاکستانی را که پدران فرزندان شان برای فتح افغانستان جشن برپا می کنند؛ همچو جن بسم الله گفت؟ 

آقای دریا، افغانستان با نبرد و تفنگ برجا مانده است نه با سرود خوانی و حدیث تسلیم. سرود خوانی میوۀ درخت مقاومت، آزاده گی و استعمال مسوولانه تفنگ است. فصل های سرود، همه اش مدیون خون و تفنگ بوده و خواهد بود. 

درآخر: فرهاد دریای گرامی... بیا یکی ویک بار، همه لفاف های آزار دهنده را از کلامت بردار و درد اصلی ات را بر زبان بیاور! تا این جا جسارت کرده ای، قدم آخر را هم بردار!