-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آبان ۲۳, یکشنبه

چنین ادعایی را آقای عیار از کجا شنیده؟

 

شاید وسوسه یی در ذهن آقای عیار شکل گرفته که: آی دل غافل، چرا احمد مسعود و چرا من نه؟ 

برخی از ما به اصطلاح روشنفکران و صاحبان سخن، انقدر در پیله دماغ خودمان تنیده ایم که خود را به هر عنوان  چند بلست بلندتر از دیگران می پنداریم و برای خود مرتبت رهنما و شیخیت قابل هستیم. از این منظر هیچگاه برای دیگران حق آن را نمی دهیم که در یک زمینه مستحق، حق ادعای انجام کاری و گرفتن مسوولیتی را بدهیم و وقتی دیدیم کسی یا کسانی به چنین ادعایی  می پردازند با هزار دلیل و ترفند در ذهن دیگران تخم شک و تردید میکاریم به جای آن که آنان را فرصت قد راست کردن بدهیم تا اگر گوهری دارند برای انجام کار خیری قد راست کنند. 

دیشب برنامه آقای شفیع عیار را شنیدم . میگفت به این دلیل که احمد مسعود بی تجربه است  جبهه بی مسمایی را به نام جبهه مقاومت ملی در پنجشیر بر پا کرده که دران جز پنجشیریان کسی را با خود ندارد، من به همین علت با این جبهه  موافق نیستم. ‌اعتراض داشت که در رهبری چرا ازبک و هزاره و پشتون حضور ندارد.

 آیا پنجشیر‌و پنجشیریان به تنهایی میتوانند از عهده جنگ علیه طالبان براید؟

 این گفته ها ظاهرن از روی نیت نیک گفته میشد که انسان فکر میکرد  راستی اگر پنجشیریان به همین قصد و نیت اقدام کرده باشند، جای پرسش است. و اینکه چنین ادعایی را آقای عیار از کجا شنیده و در کجا خوانده منبع را ذکر نکرد. ولی میدانیم که این گونه سخنان در آغاز کار که هنوز جبهه دست به اقدام منظم عملی نزده و هنوز در راه بسیچ عمومی مردم کار جریان دارد، این گونه اعتراضها جز سنگ راه  مبارزه مبارزان چیزی دیگر تلقی شده نمی‌تواند. 

من که خود هیچ گونه پیوندی با جبهه مقاومت نداشته و ندارم، این گونه اعتراضها را پیش از وقت میدانم. جوانان در جریان مبارزه است که به پخته گی میرسند. به ویژه که میبینم  پیران کار کشته همه برای بقای دارایی های شان  صحنه مبارزه را خالی گذاشتند و هر سو فرار کردند.

 جوان پاک سرشتی با سینه سپر کردن در زاد و بومش با یاران جنگ آزموده چه کهنسال چه جوان علیه تاریک ترین و خاین ترین قشر دست نشانده بیگانه گان، داعیه پدر و هم میهنان مظلومش را به پیش می‌برد، جای ستودن دارد و هرگونه مدد رساندن ونه زیر سوال بردن. او معتقد است که از یک جرقه آتش بر می خیزد. مردم ما هم اکنون در یک شوک سقوط ناگهانی قرار گرفته اند. رفته رفته خود را جمع و جور خواهند کرد. من مطمین هستم. زیرا این قشر مزدور جز ویران کردن از سر نادانی و ظلم کردن کاری را بلد نیستند نه از دین اسلام برداشت انسانی دارند و نه از حقوق هموطنان و نه از ادای خدمت به خلق الله. خدا را بران بنده  بخشایش است که خلق از وجودش در آسایش است. 

این سخن  نص هر  دین خداست از این نا انسان های آدم روی ملت چه خاطره نیکی دارد که حکومت شان را بپذیرند. در جای دیگر جناب عیار به تعریض از فساد پنجشیریان یاد کرد. بلی مردم فقیر و دالر ندیده وقتی باران نرمش و خم خم رفتن و سخای  کرزی و غنی وطنفروش را دیدند عده یی هم پنجشیری و هم غیر پنجشیری خود را ووطن خود را نادیده گرفتند و به فساد دولتی رو ی آوردند تعدادی چون حمید خراسانی، جنرال جرات حتا جنرال بسم الله و کسانی دیگر.

 اینان را کسی نمی بخشد. ولی وقتی کسی خود به پاک نهادی احمد مسعود اقرا ر دارد. تا زمانی که او به مصالح ملت و آینده سر زمین خودش باورمند است حق نداریم به بهانه های عوام فریبانه او را تخطئه کنیم و در داعیه مقاومت برحق مردم ملت شقاق و نفاق پدید آوریم  وبا گناهی نا کرده بدنامش کنیم. 

ازچهار سال بدینسو سازمان به قول خودش پر شمار  آب راهم دارد بیاید اگر برای آزادی میرزمد  در گوشه دیگر، نه پنجشیر، بیرق آزادی بر افرازد تا ماهم از ایشان متابعت کنیم که تا کسی اشتباهی نکرده و گناهی را مرتکب نشده از راه منصرفش نسازیم. 

شاید وسوسه یی در ذهن آقای عیار شکل گرفته که: آی دل غافل، چرا احمد مسعود و چرا من نه؟ آمریکا چرا او را دفتر میدهد نه مرا. پس نیم کاسه یی زیرکاسه هست. من هم با شما موافقم که آقای مسعود بسیار زیرکانه و هوشیارانه قدم بگذارد که در دام امپریالیستها نیفتد. چنانچه پدر بزرگوارش نیفتاد. ولی از توطیه ها تا حدی غافل ماند. حرفی دیگر ندارم در راه روشنگریهای دینی شادباش اش می‌گویم جناب عیار را.