-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ دی ۱۰, جمعه

روابط پاکستان با امریکا در سایه بازگشت طالبان

 نویسنده: حسین ابراهیم خانی، سفیر سابق در ویتنام و کامبوج و کارشناس ارشد دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه

دیپلماسی ایرانی: توفیق تلاشهای پاکستان در یاری همه جانبه شبه نظامیان طالبان برای اعاده حاکمیت خود بر افغانستان احتمالا بازنگری سیاست امریکا و متحدین غربی آن در قبال اسلام آباد را بدنبال خواهد داشت. از مدتها پیش ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده حاضر و درگیر تحرکات موسوم به "ماموریت های اعاده امنیت و ملت سازی در افغانستان" بدون حق انتخاب دیگری ناگزیر از  پذیرش پاکستان بعنوان شریک و در عین حال مدعی بوده است. این ائتلاف از یک سو ناچار از تمکین اسلام آباد با هدف دسترسی به راههای مواصلاتی زمینی و همچنین کریدور های هوایی پاکستان برای مدیریت ملزومات تدارکاتی عظیم خود در افغانستان محصور در خشکی بوده و از سوی دیگر ناچار از مواجهه با توانایی روزافزون شبه نظامیان طالبان در تحمیل جنگ فرسایشی غیر متعارف با برخورداری از حمایت وسیع پاکستان از حیث پشتیبانی سیاسی و کمکهای تسلیحاتی بوده است. در این راستا، پاکستان با مهارت تام از ناحیه حمایت از طالبان و شبکه حقانی و همچنین فراهم آوردن مآمن برای آنها در خاک خود  نگرانی های امنیتی واشنگتن را دامن زده بوده است. 

نفوذ و اهرم فشار پاکستان بر طالبان همچنین برای موفقیت گفتگوهای مخفیانه معطوف به حصول توافق سیاسی مخاصمه افغانستان و خروج نیروهای امریکایی از این کشور ضروری می کرد. در این چارچوب و در ماه فوریه 2019 توافق صلح دوحه بین ایالات متحده امریکا و طالبان منعقد شد لکن عدم اشتیاق طالبان به کنار آمدن با یک فرمول شراکت در قدرت توام با بی کفایتی و کوتاهی از ناحیه دولت اشرف غنی اجرای کامل مفاهمه را با مانع روبرو ساخت بنحوی که تنها خروج برنامه ریزی شده و کامل نیروهای ناتو بمرحله اجرا در آمد بی آنکه پیشرفت ملموسی در موضوع حیاتی تشکیل دولت فراگیر در افغانستان حاصل گردد. خروج شتابزده نظامیان امریکایی، تحلیل رفتن غیر منتظره ارتش ملی افغانستان و صحنه های هولناک گریز افغانها از کشور انتقاد های تند و تحقیر کننده جهانی را پیرامون عملکرد سوال برانگیز دولت امریکا موجب شد. این ناکامی متعاقبا با ابراز خشم در ایالات متحده  از آنچه عملکرد دوگانه پاکستان در ایفای تعهدات خود در قبال "جنگ علیه ترور" خوانده می شد قرین گردید و به نگرانی ها در خصوص ماهیت روابط واشنگتن با اسلام آباد دامن زد. در این ارتباط برخی قانونگذاران امریکایی آشکارا تقصیر ها را متوجه پاکستان ساخته و صراحتا خواستار بازنگری سیاست امریکا در قبال پاکستان و حتی اتخاذ تدابیر تنبیهی علیه اسلام آباد شدند. در این ارتباط و در تاریخ 13 سپتامبر 2021 آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه امریکا به کنگره اطمینان داد "ما در نظر داریم نقشی را که پاکستان در خلال 20 سال گذشته ایفا کرده است و نیز نقشی که در نظر دارد در سالهای آتی ایفا نماید و اینکه در در این مسیر با چه چیزی مواجه خواهد شد مورد ملاحظه قرار دهیم". خطیر بودن موضوع در داخل پاکستان نیز مورد توجه قرار گرفت بنحوی که چهره ها و تحلیل گران شاخص پاکستانی با اشاره به ایام تاریک پیش رو در روابط پاکستان با کشورهای غربی بطور عام و ایالات متحده بطور خاص، ضمن هشدار به دولت خواستار اصلاح مسیر تعامل بین المللی کشور گردیدند. نکته قابل توجه این که واشنگتن در متهم ساختن پاکستان به میزبانی از طالبان و دیگر گروههای تروریستی منجر به ناکامی تلاشهای ائتلاف تحت رهبری امریکا و دولت کابل تنها نبود و دولت افغانستان هم کرارا پاکستان را متهم می ساخت که همانند دست درون دستکش برای طالبان عمل کرده و مبارزات علیه این گروه را تضعیف می کرده است.

دوران پس از جنگ سرد و تحولات شگرف دهه 1990، خروج قوای شوروی از افغانستان و خصوصا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی منجر به کاهش اهمیت پاکستان در سیاست کلی منطقه ای امریکا شد. پاکستان تحت شرایط جدید و در عین احساس کنار نهاده شدن، ناگزیر از تن دادن به اقتضائات زمان و اقناع به سطح تعامل نقصان یافته با واشنگتن شد. در غیاب یک اتحاد واقعی راهبردی، رویکرد های تاکتیکی و یا هم پوشانی منافع در برخی موضوعات و برای بازه زمانی محدود نیروی محرکه مناسباتی بواقع  "نازل تر از سطح نرمال" واشنگتن- اسلام آباد شد.

بطور کلی، پاکستان و امریکا ندرتا از سیاست های کاملا منطبق برخوردار بوده و در غالب موارد با تضاد منافع مواجه بوده اند. پاکستان در ظرفیت خود فاقد ارزش راهبردی دائمی برای ایالات متحده بوده و اهمیت این کشور در نظر واشنگتن عمدتا ناشی از اهمیتی است که امریکا برای منطقه جنوب آسیا قائل است. مناسبات امریکا و پاکستان مسیری توام با فراز و فرود را پیموده و از ابتدای برقراری روابط در دهه 1950 متکی بر مبنایی غیر مستمر موسوم به "روابط معامله ای"  بوده است به این معنی که ایالات متحده مترصد تامین و تحقق انتظارات و همکاری های امنیتی خود در ازاء ارائه کمک های نظامی و اقتصادی به پاکستان بوده است. در این چارچوب واشنگتن برای تحقق طراحی های خود در خصوص شوروی در دهه 1980 و نابودی القاعده در ابتدای هزاره جدید به همکاری پاکستان نیاز داشته است، و این شرایط ظاهرا ناخوشایند فرصتی برای پاکستان فراهم ساخت تا اهمیت خود را به رخ کشیده و فرصت پیش آمده را به منافع مالی بدل نماید. به این ترتیب به محض رنگ باختن نگرانی های امنیتی، مناسبات به نقطه ای رجعت می کند که دو کشور به سختی منفعت مشترک مستلزم ادامه همکاری پیش روی خود یافته و اقناع به روابطی در حد بده و بستان اجتناب ناپذیر می شود.

پاکستان اکنون در کنار نگرانی و دلمشغولی پیرامون روابط در حال تعمیق واشنگتن- دهلی نو با چالش خطیر شناور باقی ماندن در امواج رقابت چین و امریکا نیز روبرو است. با توجه به روند فزاینده رقابت و تنش بین امریکا و چین، موقعیت ژئوپلیتیکی پاکستان و مناسبات نزدیک این کشور با چین از کارکردی  دوگانه در قالب فرصت و تهدید برخوردار می باشد. احتمالا پاکستان امید به آن دارد که واشنگتن نگران از الحاق کامل اسلام آباد به حوزه نفوذ چین و همچنین با در نظر داشتن قابلیت های امنیت سازی منطقه ای پاکستان توجه بیشتری به حفظ روابط دو جانبه، حداقل در سطحی مناسب معطوف دارد.

ایالات متحده اینک از فراغ بال بیشتری برای تنظیم روابط خود با پاکستان بعنوان بخشی از منافع وسیعتر خود در جنوب آسیا که ماهیتی ژئوپلیتیکی، منطقه ای و امنیتی دارند برخوردار شده است. با توجه به این واقعیت که عمده تعاملات امریکا با پاکستان معطوف به همکاریهای نظامی و اطلاعاتی بوده است و با عنایت به درگیر بودن گسترده ارتش پاکستان و دولت غیر نظامی این کشور در امر افغانستان، چشم پوشی کامل از پاکستان و یا تعامل و همراهی کامل با این کشورو سیاست های آن در منطقه تصمیم های ساده ای برای واشنگتن  نخواهند بود.

در عین حال پاکستان بمنظور مصون ماندن از صدمات ناشی از تنش بین امریکا و چین و همچنین حفظ رابطه ای ولو نه چندان گرم با واشنگتن ممکن است ناگزیر از توجه به خواسته هایی نظیر کمک به تلاشهای صلح منطقه ای، همکاری در ایجاد ثبات در افغانستان، تقویت قابلیت های اقتصادی خود و جابجایی تمرکز از ژئوپلیتیک به ژئو اکونومی، همانگونه که رهبران نظامی و سیاسی این کشور اخیرا ابراز داشته اند، شود.

بیعت حنیف اتمر به طالبن از طریق تحویلی سفارت ها


مطلب ارسالی از وزارت خارجه

از این که در  دستگاه دیپلماسی افغانستان هنوزهم  دیپلمات های وطن دوست و متعهد حضور دارند و در اکثریت سفارت ها  از جریان مقاومت ضد طالبانی حمایت کردند؛ اما  سفیر افغانستان در اسلام آباد آقای علی خیل( لغمانی) به دستور اتمر  همه چیز را به طالب ها رها کرد و حتی دنبال پرونده آبروریزی دخترش هم نگشت و لکه ننگ بر جبین سفارت کشور در اسلام آباد گذاشت که از دخترش دفاع کرده نتوانست.

در قطر نیز به دستور معصوم استانکزی  همه چیز را به طالب ها تسلیم کردند، در دهلی، هالند و بلجیم نیز تلاش هایی وجود دارد که تسلیم شوند.

اتمر در انقره کسی را به نام سراج به حیث مستشار فرستاده تا همه را متقاعد بسازد که سفارت به طالب ها تحویل بدهند.

سراج از جمله کارمندان وزارت خارجه بود که با وجود چندین بار حکم اتمر در تقرری اش ولی به جرم جاسوس بودن به آی.اس.آی  در هیچ سفارت افغانستان مورد قبول سفیر ها قرار نمیگرفت اما حالا او را به انقره فرستادند.

در ریاض نیز  وضعیت بد است، جاوید مجددی سفیر افغانستان در سعودی  با امیرخان متقی رابطه نزدیک پیدا کرده و شاید به زودی به امارت اسلامی اعلان بیعت کند.

در این شرایط که مرکزیت واحد رهبری دستگاه دیپلماسی وجود ندارد، هر کارمند وزارت امورخارجه کشور ما که در خط دفاع از منافع مردم است و دارای اندیشه های ضد طالبانی و ضد فاشیزم است  مکلفیت دارد تا از نمایندگی های سیاسی کشور  بعنوان سنگرهای مبارزه نرم علیه تروریزم  حراست و پاسداری نمایند.

منبع: یکی از افسران قطعه ۰۳ NDS، کندهار

 ازبرگه محمد مبارز

اولین نفر که از افغانستان فرار کرده غنی، محب و فضلی، دومین نفر بسم الله محمدی و سومین نفر ضیا سراج رییس امنیت ملی است.

نقیب الله کلیمزی معاون جمعیت اسلامی شاخه عطا نور چهارمین فردی است که تلاش کرده بود ۳۰۰ سرباز قطعه KPF و ۵۰۰ سرباز ۰۳ امنیت ملی در کندهار را به دام ط‌الب های بیندازد که بعد با مداخله مستقیم خارجی‌ها این توطیه خنثی شد. 

فهیم رامین فرمانده نیروهای هوایی  پنجمین شخصی است که مانع استفاده از هواپیماهای جنگی علیه ط‌الب ها شده،

«««گفتنیست که بیش از ۶۰ فروند طیاره جنگی و ترانسپورتی افغانستان توسط کسانی که تاجکستان فرار کرده اند به تاجکستان و اوزبیکستان منتقل شده و هفته گذشته تاجکستان و اوزبیکستان خواستار واگذاری آن توسط امریکا به این کشور ها شده، به اوزبیکستان توسط تیم غنی و فاشیست‌های پشتون و به تاجیکستان توسط رهبران مجاهدین مشخصن پنجشیر و فاشیست های تاجیک منتقل شده که اگر این طیاره ها به این کشور ها واگذار شد یاد تان نرود که در کنار داوود سلطانزوی و شهنواز تنی چندین نام دیگر هم به عنوان کسان که طیاره های افغانستان را ربوردند افزود میشود.»

اصل بحث، قطعه KPF و ۰۲ امنیت ملی از ارغندی عقب نشینی کرده بودند و جای خالی سربازان متواری شده پولیس و اردو در جنوب غرب کابل را پر کرده بودند. 

قطعه KKA و ۰۱ امنیت ملی تلاش داشت تا خط نخست نبرد را در کاپیسا ایجاد کند که آن هم در پی توطیه های جان احمد حقجو، صافی‌خیل‌های کاپیسا و دیگر فرماندهان جهادی پروان, کاپیسا و پنجشیر منجر به ناکامی شد. 

با وجود فروپاشی اردو، پولیس، پی‌پی‌اس و فرار غنی، قطعات ۹۰۱، ۲۴۱ و ۰۱ امنیت ملی همراه با نیروهای خاص امنیت ملی تا اخرین ساعات ۱۵ اگوست نه سلاح شان ره برزمین گذاشتند و نه از قرارگاه های شان فرار کردند. 

در جلال اباد ضیا الحق امرخیل به نیروهای ویژه امنیت ملی پیشنهاد تسلیمی در برابر انتقال مصوون به کابل ره داده بود اما آن ها گفته بودند نه سلاح مان ره تسلیم می‌کنیم نه به کمک کسی کابل میرویم ما خود ما میرویم هر کی هم سر راه مان قرار گرفت می‌زنیم صرف نظر از اینکه کیست؟ 

اولین جرقه فروپاشی نیروهای امنیتی در جای اتفاق افتاد که غنی به ان از همه نزدیک بود. ارگ و قطعه پی‌پی‌اس. دوم اش اردو که بسم الله محمدی و شماری از مجاهدین! فرماندهی ان را داشتند، سوم اش در پولیس که میرزکوال «دست نشانده محب» در راس اش بود. 

قطعات ۰۱، ۰۲ و ۰۳ امنیت ملی به دلیل تا اخر فرو نه پاشید، که نه ارگ «غنی، محب، فضلی و صالح» نه مجاهدین «بسم الله، جان احمد، عطا محمد نور، اقبال صافی، دوستم و دیگر هم قطاران شان....» در فرماندهی، تشکیل و اداره شان کمتر نقش داشتند، این نیروها به دلیل تشکیل خاصی که داشتند تا حد زیاد در چوکات نظام مستقلانه عملیات میکردند و کمتر از هر نگاه؛ تبلیغاتی، عملیاتی، اداری و لوژستیکی با افراد بالا وابسته بودند، همین نیروها تا زمانی که اخرین عملیات پرواز در کابل جریان داشت از جان و امنیت مردم افغانستان دفاع کردند و در فرجام هم با دل پر از اندوه از افغانستان بیرون شدند. گفتنیست که امریکا، بریتانیا و شماری دیگر از کشور ها در حال بررسی سهم دادن در عملیات های بسیار خاص و پیچیده در قالب ارتش های شان به این نیروها در اینده استند چون در سطح کل جنوب اسیا و اسیا میانه این نیروها بی‌نظیر بودند اما افسوس که فرماندهی مجموعه از شیران به دست یک مشت روباه های مکار و ترسو افتاده بود. غنی با تیم اش و فرماندهان و جنرالان مجاهد مشخصن پنجشیر در فروپاشی مجدد همه هست و بود افغانستان که ابزار اش ط‌الب به حمایت پاکستان بود مستقیم نقش داشتند. البته نقش اولی کلان و برجسته  غنی  در این فروپاشی را نمیشود انکار کرد چون بیش از همه است. 



خشم مردم ، طالبان زن ستیز را به لرزه انداخته است

 


    نوشته ی : اسماعیل فروغی 

    اخیراً پس ازپرخاش های تند و صریح هموطنانِ جان به لب رسیده ی ما درولایات مختلف کشورازجمله کابل وپنجشیر( بیشترازسوی شیرزنان )، بازهم نصیحت گونه هایی درپایان ترین سطح ادبیات وزبان ودرسطح بسیارنازل اندیشه وفکر، ازنام رهبر خیالی طالبان - ملاهیبت الله آخوند ، به نشررسیده است که درپهلوی سایرهدایات ، از زیردستان زورگویش می‌خواهد تا :

 اختلافات شان را کنارگذاشته، به مردم ظلم نکنند .- 

در وظایف خود جدی بوده ، ازاوامربزرگان اطاعت نمایند . ونصایحی مثل اینها... - 

    در میان نصایح ، مهمترازهمه اینست که ازتمام رهبران طالبان می خواهد تا بی اتفاقی ، خودخواهی وظلم را کنارگذاشته، هرطوری می شود ولوبا تضرع ، مانع فرارمردم وجوانان شوند.

    این نصیحت های ملا هیبت الله که بی تردید توسط یکی ازمشاوران آی اس آی طالبان نگاشته شده است، نشاندهنده ی یک بن بست شدید درحکومتداری ، گواهی دهنده ی اختلافات درونی و بی برنامه گی دررهبری طالبان است .

   آنان که طی چهارماه ونیم نتوانستند حتا ادارات دولتی را فعال نمایند چه رسد به فعال کردن نهادهای قانونی ونظام سازی، تازه به وضعیت درحال انفجارافغانستان پی برده اند.

     تیرباران کردن دکاندار بیگناهی درپنجشیرودرپی آن اعتراضات خشم آگین تمام مردم دلیرپنجشیرعلیه طالبان وسخنرانی آتشین بانوی شجاعی درمیان انبوهی ازمردم ، تکانه و لرزه ی هول آوریست برنظام شریعت محور، قوم محورو مرد محورقرون وسطایی طالبان . 

    آن زن شجاع که درد ، درون دل اش را سوختانده است ، بغض وخشم تمام ماموران دولت ، افسران وسربازان بدون معاش را ، خشم ونفرت تمام مردمان گرسنه ، فقیر، بیکاروبی روزگارراعلیه مزدوران پاکستان ، فریاد می زند .

     فریاد دردآلود اوبازتاب خشم تمام دختران و مادرانیست که حق تحصیل و کارازآنان سلب شده است .

     جیغ های پرازخشم او، فریاد مادران مظلومیست که فرزندان دلبندشان ازترسِ وحشت و بدویت طالبان ؛ خانه و کاشانه را ترک گفته ، راه دریا و جنگل و بیابان در پیش گرفته اند.

     واما !

    واما من باوردارم، این جیغ ها وفریادها ، نقطه ی عطفی خواهد شد برای همدلی و پیکارتمام مردم افغانستان دربرابرتاریکترین وآدمکش ترین گروه مذهبی- قومی که میخواهند به دستور پاکستانیان، آبرو، فرهنگ وهنرما را وقدرت زن را درسرزمین ما نابود کرده ، همه ی ما را برای جهانیان ، خشن ، مدنیت ستیزوجاهل معرفی نمایند.

      بگذارید خشم وفریاد بانوان شجاع ما، به خشم و فریاد تمام مردم علیه بنیادگراییِ بدوی دینی ـ قومی ، علیه ظلم وجهل مبدل شود.                    


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه ۳۲ | مناظرۀ پشتون و تاجیک – بخش اول


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 31 | جبهه مقاومت در محاصرۀ ستون پنجم


 

۱۴۰۰ دی ۸, چهارشنبه

می روم خسته و افسرده و زار

 از سیمین بهبهانی در مورد فروغ فرخزاد :
او پس از مرگ هم مى دويد . . .

بانو سیمین بهبهانی درباره یِ او این گونه می نویسد: من و فروغ در يك عرصه به شهرت رسیديم، تقریبا هم زمان از زمین جوشیدیم و سبز شدیم؛ اما میان من و فروغ رقابتی بود. پنهان نمی کنم جلساتی بود که من و او و چندین شاعر و صاحب ذوق به طور مستمر در آن شرکت می کردیم؛ اما هرگز میان ما دوتن، دوستی برقرار نمی شد. غالبا از سخنانمان نسبت به هم بوی بی مهری می آمد. شاید بگوی: رشک . . .
یک شب در مجلسی آنقدر از او رنجیدم که تصمیم گرفتم دیگر نبینمش و ندیدم. با این همه تطور شعرش را دنبال می کردم. گریبان خاطر خود را نمی توانستم از دستش خلاص کنم. شاید او هم همین طور . . . 
با این که دیگر نمی دیدمش، سعی می کردم که از او عقب نمانم. دونده خوبی بود و می توانست مرا خوب بدواند. همیشه این احساس را به او داشتم. یک روز غروب بود، زمستان بود. « تولدی دیگر » منتشر شده بود و قبول عام یافته بود. تلفن زنگ زد. صدایِ مرتعشی در تلفن گفت: « فروغ تصادف کرد و . . . » تلفنی دیگر، و تلفنی دیگر. نمی خواستم باور کنم؛ اما دیگر می بایستی باور کنم. بیش از آن که به عمق فاجعه بیندیشم، خود خواهی این طور به سراغم آمده بود: اگر راست باشد، اگر چنین باشد، دیگر چه کسی می دود که تو را بدواند؟ . . .
تا مدتی شعر نگفتم. فکر می کردم دیگر کسی نیست که مرا بدواند. آخر پس از مدتی گفتم: چرا پایت شکسته ؟ او پس از مرگ هم می دود، تو هم بدو. درست تشخیص داده بودم، او پس از مرگ هم می دوید. با موجی که برانگیخته بود می دوید . . .
سیمین بهبهانی
«
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش»
فروغِ نازنين!

خطر ستون پنجم در جبهه مقاومت

 خبر می رسد که عملیات علیه طالبان برای آزاد سازی دست کم سه ولایت در شمال در دست انجام است. عملیات مذکور براساس همسویی و فیصله کشورهای ذیدخل صورت می گیرد. ادامه حاکمیت شبکه حقانی برای منطقه و جهان خطرناک است. جنبش مقاومت درگیر مشکلات داخلی و دپلوماسی منطقه یی است. بزرگ ترین خطر، نفوذ ستون پنجم در محور های مقاومت است. ستون پنجم، عناصر و حلقات وابسته به غنی و کرزی می باشند. تمام تلاش این حلقات، ایجاد مانع برسر حلقات جوان در میدان جنگ و رهبری سیاسی است. تاریخ، در نقطه حساسی ایستاده است. 

جمهوری پنجم | برنامه 30 | عباس ستانکزی به خلل دماغی مبتلا شد: می گوید طالبان ابر قدرت شده اند!


 

۱۴۰۰ دی ۷, سه‌شنبه

بیعت برخی ازشیعیان به طالبان

 

     
                نوشته ی : اسماعیل فروغی

     محفل کلان بیعت گونه ای که اخیراً توسط آقای جعفرمهدوی بخاطرهمسویی با گروه افراطی طالبان براه افتاده بود، به هیچ صورت نماینده گی ازکل جامعه ی محترم هزاره و شیعه نمی نماید . بی تردیدهیچ شیعه وهزاره ای همانند آقای مهدوی وآقای حقانی ، انتحارکننده ها را قهرمانان ونجات دهنده گان افغانستان نمی پندارند.

      معلوم نیست کدام انگیزه ودلیل مشخصی آقای مهدوی و برخی رهبران قومی هزاره را واداشته است تا طی اینگونه محفل شاندار دو سه هزارنفری پیش چشم دوربین های تلویزیون های داخلی و خارجی به امارت اسلامی طالبان بیعت رسمی نمایند ؟  

    ( تاجیکها و اوزبیک ها تاهنوز اینگونه باطنطنه به طالبان بیعت نکرده اند. )

   شیعیان علم دوست ، صلحجو و تمدن طلب بخوبی می دانند که طالبان هرگز به آن ارزشهایی باورندارند که هزاره ها ازقرن ها دردل پرورانده و باوردارند.

     حقیقت اینست که ازچهل وچندسال به این سو ـ درست بعد ازکودتای ثور، جامعه ی شیعه وهزاره ی ما دیگر توسط عقل سالارانی چون سیداسماعیل بلخی ، آقای بینش، آقای نهضت ، فتح محمد خان فرقه مشر،اسماعیل مبلغ ، میرعلی اصغرشعاع وبسیاری دیگر؛ اداره ورهبری نمیشوند : یا تفنگ سالاران دین مدار برسرنوشت مردم شیعه و هزاره مسلط شده و بنام مردم جیب های خودرا را پراز زرکرده ورفته اند ؛ یا ارتباطی های کشورهای همسایه ، بخصوص کشورایران ازنام مردم شریف هزاره وشیعه ، صاحب نام و نشان شده اند .

     عقل سالاران دیروز،اجتماع شیعه و هزاره را هوشمندانه هدایت و رهبری می کردند . آنان سرمایه های فکریِ نتنها شیعیان بلکه سرمایه های فکری تمام جامعه ی ما بودند ؛ اما متأسفانه کودتای ثور وپس ازآن جنگهای مذهبی یا همان جهادِ مشهورــ به این عقل سالاری خاتمه داد . اختیار مردم بدست ملاها ودین گراهای سودجوچون محقق ، خلیلی و دانش افتاد و تفنگ سالاران دین گرا جای عقل سالاران را گرفتند . طی همین دوران تاریک است که تشکل ها واحزاب سیاسی ـ مذهبی درخارج کشورــ ( درایران وپاکستان )ایجاد شده و تا امروزبرخی ازآن تشکل ها برسرنوشت مردم مسلط استند . این تشکل ها اکثراً ازمنافع بیگانه ها حمایت می نمایند . 

   تشکل و حزب آقای جعفر مهدوی هم میتواند ازهمین قماش باشد که حتا به پیروی از سیاست محافظه کارانه و ضدمردمی ایران ، طالبان راعلمداران آزادی ، عدالت و صلح در افغانستان اعلام نموده اند.

     انگیزه ها و دلایل همصدایی برخی از شیعیان وهزاره ها با طالبان :

    چگونه می شود به یک گروه افراطی مذهبی و شدیداً قومی ، خشن وجنگ طلبی بیعت رسمی کرد که درکارنامه هایش فقط سربریدن ، به رگباربستن ، زورگویی و انتحارکردن هزاران جوان و نوجوان وطن - بخصوص هزاره ها را داشته باشد ؟

    چگونه می شود به گروهی اعتماد کردکه جهان به آن اعتماد نداشته و با لجاجت و خیره سری افغانستان را به بحران بزرگ بشری روبروکرده اند ؟

    برای آنکه به این چراها پاسخ بیابیم ، باید مسأله را کمی واکاوی نماییم . 

    به نظرمن دوانگیزه ودلیل عمده میتواند سبب اینگونه همسویی وبیعت بی چون وچرا شده باشد :  یکی پیروی ازتمایلات ایران به طالبان و دیگری ترس و وحشت ازطالبان .

    من فکرمی کنم ، به همان اندازه که تمایلات وارتباطات مخفی وعلنی ایران با طالبان ونفوذ گسترده ی ایران برگروههای شیعی افغانستان می تواند عامل طرفداری ازطالبان باشد، به همان پیمانه ترس تاریخی شیعیان وهزاره ها ازمظالمی که برآن ها درطول تاریخ اززمان امیرعبدالرحمان خان تا امروز رواداشته شده است می تواند عامل عمده ی این تسلیمی و بیعت علنی باشد. ارچند روی هردوعامل میتوان مکث وتاکید کرد ؛ اما عامل نفوذ ایران برشیعیان وهزاره های افغانستان واینکه ایران به هزارویک دلیل سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی خیر و صلاح اش را دربرپایی واستحکام گروه قهارو زورگوی طالبان می بیند ، برجسته تر به نظر می رسد .

    بدون شک هزاره ها که آخرین باربا انتحاری های هلاکتبار قندز و قندهار، ترسانده شدند ، از زمان امیرعبدالرحمان خان با این ظلم و ترس روبرو بوده اند - ازهمان دوران که از کشته های شان پشته ها و از سرهای شان کله منارها درست کرده اند تا قتل عام های جنبش روشنایی و مدرسه ی سیدالشهدا ؛ این تخم ترس در درون هزاره ها همیشه کاشته شده است . این ترس کشنده که سبب هجرت هزاران جوان هزاره و شیعه از کشورشده است ، جرأت ایستادن دربرابرظلم رانیزازآنان سلب کرده است .

   مقایسه ی معامله با طالبان با معامله با اشرف غنی : 

     معامله ی آقای مهدوی با طالبان بدترازمعامله ی رهبرنماهای فراری هزاره ها و شیعیان چون محمدمحقق ، کریم خلیلی و سروردانش با دولت فاسد و قومگرای غنی و کرزی است. معامله با طالبان ـ معامله با بنیادگراترین ، عقبگراترین وخشن ترین گروه مذهبیست که با زن ، با مدنیت ، باهنر وبا تشیع ، دشمنی خاص و تغیرناپذیرداشته با کرکترعلم دوستی، صلحجویی ومدنیت خواهی مردم شیعه وهزاره اصلاًهمخوانی ندارد . 

    بسیارجفا است تابازمردم شریف ومدنیت خواه شیعه وهزاره را با نیرنگ وفریب تسلیم جبر وظلم نموده ، با نیرنگ و فریب از آنان بیعت بگیرید .

    مهدوی ها باید بدانند که با این تعامل و تساند بزدلانه ی شان ، همگام با طالبان ، مانع کاروتحصیل زنان و دختران شده ، مانع رشد وتکامل هنروفرهنگ ، مانع صلح و مانع ترقی افعانستان می شوند. به گفته ی داکتر ملک ستیز تحلیلگراندیشمند ما :

      " تا زمانی‌که ط‌البان در سه عنصر زیرتغییربنیادی نیاورند، پیوستن هرمتخصص یا انسان متعهد با آن‌ها اپورتونیزم یا فرصت‌طلبی تلقی می‌شود :

   ــ رعایت حقوق بشر به ویژه حقوق شهروندی زنان 


   ــ رعایت عدالت و مشارکت اجتماعی درقدرت


  ــ رعایت اعتدال وانسانیت درتفسیردین، فرهنگ واخلاق "


   اما آنگونه که معلوم است طالبان نه برنامه ای برای ترقی افعانستان دارند و نه قصد ونیت احترام به حقوق زنان وتامین حقوق برابربرای تمام اقوام . طالبان تفسیربدوی شان از زنده گی ، ازدین و اخلاق را هرگزتغیرنخواهند داد . طالبان ادامه دهنده گان افراطی وراستین همان امیرعبدالرحمان خان تاریخی استند که بالاخره همان استراتژی قدیم تصفیه ی قومی وکوچ دادن هزاره ها وسایراقوام ازخانه های پدری شان را دنبال می نمایند .

 

   


خطرجنگ درشرق‌اوکراین خاتمه یافت

 یونگه ولت ترجمه رضا نافعی


بدنبال نامه اتمام حجت بوتین به امریکا و اروپا درباره پیشروی ناتو در شرق و بویژه استقرار در اکراین و همچنین گفتگوی تلفنی نسبتا طولانی پوتین و بایدن، فعلا مصالحه ای ممکن شد و قرار است قطعی شدن آن در دیدار پوتین و بایدن تائید شود. پس از آن نامه و آن گفتگوی تلفنی و تعهداتی که دو طرف پذیرفتند، از روی گذشته 10 هزار نیروی نظامی روسیه از مرزهای مشترک روسیه و اکراین عقب نشینی کرد. بموجب این توافق اولیه، خطر حمله ارتش اکرائین به مناطق شرقی این کشور که در آن جمهوری خلق دونتس اعلام شده فعلا منتفی است. بیم و هراس امریکا و اروپا تاکنون این بود که روسیه جمهوری خلق دونتس را به رسمیت شناخته و در پاسخ به ناتو که سلاح های پیشرفته را در لهستان مستقر ساخته و برای استقرار در اوکراین نیز در تدارک بود، نه تنها پیشرفته ترین سلاح های دفاعی را در جمهوری دونتس مستقر سازد بلکه بنا بر خواست آن جمهور واحدهای نظامی روسیه در شرق اوکراین مستقر شوند. با این مقدمه، سایه روشن های مطلبی که ترجمه آن را میخوانید روشن تر می شود. م)

نتیجه تقریباً 30 سال گسترش ناتو به سمت شرق: با سربازان و سلاح های پیشرفته، این است که  این پیمان صدها کیلومتر به مسکو نزدیکتر شده است.

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در چند روز گذشته چندین بار معنای این را توضیح داده است. او روز سه‌شنبه پنج مرحله یا «پنج موج» از گسترش بلوک را در مقابل ارتشیان روسیه برشمرد و یادآور شد که همه چیز با اعضای ارتش ایالات متحده و سرویس‌های اطلاعاتی ایالات متحده شروع شد که در اوایل دهه 1990 در کشورش کار می‌کردند. آنها از جدایی طلبی و گروه های تروریستی در قفقاز شمالی حمایت کردند و در سال 2002 ایالات متحده از معاهده 1972 در مورد محدودیت سیستم های دفاع موشکی ضد بالستیک – «سرخوش از  پیروزی در به اصطلاح جنگ سرد» خارج شد. پوتین این امر را  که «اجزای سیستم دفاعی جهانی ایالات متحده امروز در نزدیکی روسیه مستقر گردند» بسیار نگران کننده خواند. این مربوط است به سیستم‌های دفاع موشکی در رومانی و به زودی در لهستان، که می‌تواند  به موشک‌های تهاجمی  کروز تاماهاوک مجهز شوند. اگر ایالات متحده و ناتو چیزی مشابه را به اوکراین بیاورند، «زمان پرواز به مسکو تنها هفت تا ده دقیقه خواهد بود، برای سیستم های مافوق صوت حتی فقط پنج دقیقه. » اگر غرب به مسیر تهاجمی خود ادامه دهد، روسیه «اقدامات متقابل فنی نظامی مناسب انجام خواهد داد و به اقدامات غیردوستانه علیه خود پاسخ سختی خواهد داد.»

رئیس جمهور روسیه  در کنفرانس مطبوعاتی سالانه خود در روز پنجشنبه، تاکید کرد که ناتو بارها روسیه را در مورد گسترش خود به سمت شرق فریب داده است. با این حال، کشور او می خواهد از یک درگیری جلوگیری کند و به همین دلیل خواستار تعهدات مناسب از سوی پیمان نظامی ناتو است. . مذاکرات در مورد تضمین های امنیتی باید در اوایل سال آینده در ژنو آغاز شود. پیشنهادهای روسیه در این مورد که در 15 دسامبر به یک دیپلمات آمریکایی ارائه شد، تا حد زیادی با واکنش مثبت در ایالات متحده مواجه شد. پوتین گفت: «امیدوارم شرایط در این راستا توسعه یابد.» اینجا نباید ترفندی وجود داشته باشد. با این حال، پیشنهادات مسکو باعث واکنش‌های تند در غرب شد.

در غرب. کریستین لامبرشت، وزیر دفاع جدید آلمان فدرال (SPD) روز یکشنبه اعلام کرد: «به وضوح: متجاوز روسیه است.» او در مقابل روزنامه بیلد، هنگام بازدید از نیروهای نظامی در لیتوانی، استقرار سربازان آلمانی در اوکراین را رد نکرد. پس از گفتگوی تلفنی بین پوتین و صدراعظم آلمان اولاف شولز (SPD) در روز  سه شنبه، ابتدا لحن سخن معتدل بود. روز پنجشنبه رسانه ها همچنین گزارش دادند که گروه موسوم به تماس سه جانبه متشکل از سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE)، روسیه و اوکراین و نمایندگان «جمهوری های مردمی» دونتسک و لوگانسک که در سطح بین المللی به رسمیت شناخته نشده اند، بر سر بازگرداندن آتش بس به شرق اوکراین به توافق رسیده اند. میکو کینونن، میانجی سازمان امنیت و همکاری اروپا، شامگاه چهارشنبه اعلام کرد که همه طرف‌ها «عزم قوی» خود را برای «اجرای کامل اقدامات برای تقویت توافق آتش‌بس 22 ژوئیه 2020» اعلام کرده‌اند.  با این حال، ناتو نمی خواهد از استقرار خود در برابر روسیه دست بکشد. جهت‌های اصلی آن از ورماخت در سال 1941 پیروی می‌کنند. 80 سال پیش در آن روزها،  ارتش سرخ اولین شکست استراتژیک را به اشغالگران فاشیست در مقابل مسکو وارد کرد، اما این هرگز در آلمان فدرال درک نشد. در اول نوامبر سال جاری، روزنامه ولت از کنسرن  اسپرینگر این عنوان را منتشر کرد: «78 لشکر ورماخت باید مسکو را میگرفتند. که گِل و لای آمد». آنها هیچ چیز نیآموختند و هیچ چیز  را فراموش نکردند.

پنجشیر شکست نخورده، بلکه آغازگر یک مقاومت ملی تا سرحد پیروزی است.



نوشته احمد ضیاء مسعود

پرسش‌ها و نظریات زیادی راجع به جنگ و مقاومت در پنجشیر مطرح می‌شود که چگونه دره‌ی اصلی به دست گروه تروریستی طالبان افتاد. برای درک بهتر این موضوع، ایجاب می‌کند بیشتر دقت شود و پهلوهای پیدا و پنهان قضیه بررسی گردد. 

1- تعداد زیادی از چهره‌های سیاسی، جوانان، شوراهای فرماندهان جهاد و مقاومت پنجشیر، بعد از انتخابات سال ۲۰۱۴ در دوران حکومت وحدت ملی و هم بعد از انتخابات سال ۲۰۱۹ در شورای مصالحه، با حکومت اشرف غنی همکار بودند. با فروپاشی دولت غنی، این افراد نمی‌توانستند برای شروع یک مبارزه جدید در یک زمان کم، در بین مردم انگیزه خلق کنند و نیروها را بسیج نمایند.

2- پنجشیر در طول بیست سال گذشته از جنگ و نظامی‌گری فاصله گرفته بود. پنجشیر یک دره‌ی سیاحتی و امن‌ترین ولایت کشور بود و هیچ‌گونه تحرک نظامی در آن وجود نداشت. جوانان شامل موسسات تعلیمی شده بودند؛ روحیه، عادات، روش‌ها و فرهنگ سیاسی مردم کاملاً مدنی و شهری شده بود. فروپاشی برق‌آسای حکومت در طی چند روز، همه مردم را در یک کار انجام شده قرار داد. سقوط اردو و نهاد های امنیتی، برای هیچ کس قابل پیش‌بینی نبود؛ به خصوص فرار و خیانت اشرف غنی وضعیت را به‌ جایی رساند که قابل برگشت نبود. پنجشیر هنوز آزاد بود و توقع همه این بود که مثل گذشته مقاومت کند و مرکز آزادی‌خواهی شود. به این ترتیب،‌ جنگ پنجشیر بالای یک‌تعداد جوانان تحمیل گردید که تجربه‌ی کافی نداشتند. با وجود احساسات بلند، هیچ‌نوع آمادگی نظامی، اقتصادی، لوژیستیکی و روانی برای سازماندهی یک جنگ طولانی وجود نداشت.

3- جنگ های آزادی‌بخش و مبارزه علیه تروریزم بین المللی، نیازمند داشتن سازمان سیاسی، پشتیبانی فکری، انگیزه و قدرت بسیج مردم است. چنین جنگ‌ها را نمی توان با احساسات و واکنش‌های فوری به موفقیت رساند. ماهیت این جنگ‌ها اکثراً طولانی و فرسایشی است. به ‌گونه‌ی نمونه، جنگ علیه گروه‌های چپ در کشور ما تا شکست آنان، سال‌ها دوام کرد و قربانی های فراوان بجا گذاشت. جنگ علیه نفوذ پاکستان در دهه‌ی نود، سال ها طول کشید و سر انجام طالبان و پاکستانی ها شکست خوردند. از این منظر، جنگ پنجشیر نیز نقطه‌ی شروع یک حرکت ملی یا یک مقاومت ملی بر ضد طالبان و تجاوز آشکار پاکستان است. پنجشیر در جنگ شکست نخورده، بلکه آغازگر یک مقاومت ملی تا سرحد پیروزی است. توقع اینکه پنجشیر در ظرف چند روز، طالبان را شکست دهد، اصلاً با ماهیت جنگ های آزادی‌بخش مخالف است. از نظر قوانین جنگ، شکست یک گروه پارتیزانی در برابر سی هزار نیروی طالبان و تروریزم بین‌المللی به خصوص با پشتیبانی سیاسی و نظامی پاکستان، یک امر حتمی بود. 

4- شماری از همکاران طالبان در لباس روحانیت در داخل پنجشیر از سال‌ها به این‌سو مشغول فعالیت بودند. بیشتر این افراد وابسته به حزب تحریر بودند و در طی روزهای جنگ، تلاش داشتند تا مردم را از مبارزه بر علیه این گروه تروریستی منصرف سازند. 

5- طالبان توانسته بودند، مجموع اسلحه سبک و سنگین اردوی افغانستان را در یک تفاهم خاینانه با اشرف غنی به دست آورند. با شروع خیزش‌های مردمی در واپسین هفته‌های نظام پیشین، اشرف‌غنی و افراد نزدیکش، به‌جای کمک به خیزش‌های مردمی برای دفاع در مقابل طالبان، اعلام کردند که مخالف ملیشه‌سازی اند. از یک طرف در همه‌جا دستور عقب‌نشینی به نیروهای اردو و پولیس صادر می‌شد و از جانب دیگر، از توزیع سلاح به مردم جلوگیری می‌شد. به این ترتیب، نیروهای مسلح بدون آنکه سلاح و مهمات خود را به مردم بدهند یا پیش از عقب‌نشینی تخریب کنند، از مراکز خود فرار می‌کردند. این روش اشرف غنی، به معنای زمینه‌سازی برای دسترسی طالبان به انبارهای مهمات و وسایل و وسایط اردو و پولیس بود. 

6- روند کلی در پایان کار غنی،‌ سپردن تمام ولایات به طالبان بود. در ولایت‌هایی که خیزش مردمی وجود داشت، از هر نوع همکاری دولت محروم می‌ماندند و حتی توطئه و دسیسه علیه‌شان جریان داشت. در حالیکه والی‌های مورد اعتماد و دست‌چین‌ شده‌ی اشرف غنی، یکی پی دیگر، با طالبان به تفاهم می‌رسیدند و بدون هیچ‌گونه مقاومت، رسماً ولایت‌های خود را به طالبان می‌سپردند.

7-  شکست‌های نظامی در مبارزات آزادی‌بخش پیش می‌آید. آنچه مهم است ادامه این مبارزه و به موفقیت رساندن مقاومت ملی در برابر تجاوز آشکار پاکستان و گروه‌های مزدور و حامی منافع پاکستان است. خوشبختانه روحیه‌ی آزادی و ایستادگی در خون مردم ما است. جهانیان شاهد اند که مردم ما با وجود یک مبارزه‌ی نا برابر، تسلیم نشده‌اند و طالبان را نپذیرفته‌اند. طالبان تا اکنون از همکاری مردم محروم بوده اند و این ثابت می‌سازد که مثل هر رژیم مستبد دیگر، محکوم به شکست اند. 

8-  چیزی که مایه‌ی حیرت جهانیان شده ‌است نقش برجسته و بی پیشینه‌ی زنان در جنبش‌های شهری پس از سقوط کابل است. بی‌گمان، این حرکت مدنی در محوریت زنان، یک فصل جدید در تاریخ مبارزات آزادی‌بخش مردم ما است. این زنان شجاع و آگاه با پذیرفتن هر نوع خطر، چشم در چشم طالبان شعار زنده‌باد مقاومت و زنده باد آزادی سر دادند و به طالبان و تروریزم نفرین فرستادند و هنوز هم این حرکت ادامه دارد. 

9- روحیه مقاومت ملی بر ضد نفوذ پاکستان و نیروهای مزدورشان نه تنها در پنجشیر و اندراب،‌ بلکه در سراسر کشور و در خانه‌های مردم ما وجود دارد. حالا مهم است تا این نیروی بالقوه به یک نیروی بالفعل تبدیل شود. مردم ما، طالبان را به حیث یک گروه منفور، تروریست، ضد منافع ملی و وفادار به منافع پاکستان می‌دانند. در شرایط کنونی، شکل گیری یک مرکز سیاسی و ایجاد یک روحیه همسویی و همگرایی در میان همه نیروهای ملی است. ایجاد رهبری جمعی، تقسیم وظیفه، مشخص ساختن نظام سیاسی آینده‌ی کشور، احتراز جستن از انحصارگرایی، مبارزه علیه روحیه قوم‌گرایی ، مذهبی و تبعیض نژادی، پابندی به قراردادها و کنوانسیون های بین‌المللی، حرمت گذاشتن به حقوق اساسی مردم افغانستان، ایجاد انگیزه و بسیج مردم می‌تواند کشور ما را از اشغال طالبان رهایی بخشد و مردم ما را از این رنج و تکلیف نجات دهد.

به سلسله تحلیل ها از سقوط پنجشیر

عبدالله پیمان
 نوشته احمد ضیا مسعود را در باب تحولات اخیر افغانستان و مسئله پنجشیر خواندم. 

متن ایشان حاوی نکات خوبی است. در این نوشته وی تلاش کرده تا علل و عوامل شکسته شدن خطوط دفاعی پنجشیر و ورود طالبان به داخل آن را تبیین کند. از نظر او مجموعه ای از عوامل همپوشان در خلق این حادثه تراژیک نقش داشته است. به بیان دیگر، وی با پرهیز از تحلیل تک علتی خواسته است نشان بدهد که وضعیت کنونی پنجشیر نه برآیند یک عامل که محصول عوامل مختلف می باشد. 
من با بسیاری از مواردی را که وی در این زمینه- یعنی در مقام توصیف- برشمرده است، موافق ام. اما با توصیه او در باب روش و مکانیسم رهایی از سیطره طالبان نه تنها مخالف ام که آن را در تعارض با امکان محقق شدن ایده پیروزی می بینم. وی برای پیشبرد مبارزه علیه طالبان بر ضرورت تشکیل “رهبری جمعی” انگشت می گذارد و آن را به عنوان تنها سازوکار گذار از این شرایط مطرح می کند.
 اولا ایشان توجه ندارند که concept “رهبری جمعی” (در کانتکست مبارزه از نوع شرایط ما) از حیث کارکردی گرفتار معضل دلالت شناسانه است. بدین معنی که چند نفر دور هم جمع شوند و بین خود توافق کنند که به صورت جمعی امر رهبری را پیش ببرند. مقدور نیست چنین کاری را کرد، برای این که تحقق این امر از جهات مختلف ناممکن است؛ به ویژه از حیث وجود امکان بروز اختلاف میان اعضای رهبری. ثانیاً عنصر رهبری در جبهه مقاومت ملی تامین است و این جبهه دارای رهبری ای آگاه و جسور می باشد. این رهبری به نوبه خود متضمن پایگاه اجتماعی گسترده داخلی و مشروعیت بین المللی می باشد. ثالثاً آن چه را که شما چند تن- از بقایای رژیم غنی- می خواهید تشکیل بدهید و اسم اش را رهبری جمعی بگذارید، کی در داخل و خارج به ندای شما لبیک می گوید؟ مگر نمی بینید که میان شما و مردم فاصله عظیمی به وسعت آغاز و انجام تاریخ به وجود آمده است؟!.

قطعنامه اعتراض و راهپیمایی مردم پنجشیر علیه طالبان


در روزِ گذشته، مردمِ پنجشیر در اعتراض به خشونتِ طالبان علیه مردم و ادامه‌ی کشتارِ ستمگرانه و بی‌رحمانه‌ی جوانان، دست به اعتراض و راهپیمایی زدند. طالبان از زمان گرفتن سلطه‌ی مملکت تا اکنون در تمامی نقاطِ کشور و به‌ویژه در مناطق شمالی و مرکزی دست به اِعمال خشونت‌ها و جنایت‌های خونینی علیه مردم زده‌ اند که به هیچ قاعده اسلامی، اخلاقی و حقوق‌بشری سازگاری نداشته است.

جنبش خودجوش زنان معترض به سلسلهٔ اعتراضات خویش امروز یکبار دیگر به خیابان آمده است تا در محکومیت خشونت‌های جنایت‌بار علیه مردم از سوی طالبان و نیز حمایت از اعتراضات پنجشیر راه‌پیمایی و اعتراض نماید.

 قطعنامه‌ی حاضر را به حیث پیوندِ پایانی حرکتِ امروز، صادر می‌نماییم: 

- طالبان نباید بیشتر ازین اسباب زحمت و خون‌دلی مردم شوند. مردم به حد کافی به ستوه آمده و رنجِ حضور این گروه ناخوانده را به دوش می‌کشند. کشتن جوانان، ستمگری بر طبقات مختلف جامعه، فقر، تنگدستی و مهاجرت همه محصول حضور ناخوانده‌ی این گروه است؛ که قابل قبول و تحمل نیست. 

ازین گروه، برای هزارمین بار تقاضا داریم ماشین جنایت خویش را خاموش و متوقف کنند. 

- نظامیان پیشین و کارمندان دولتی به ویژه در معرض آسیب مستقیم اند. این جنایت آشکار و بدقولی در برابرِ همان عفو عمومی‌ ایست که رهبران این گروه ازان سخن می‌گویند. بدعهدی و نامربوطی سنجه‌ی دیگری ست که وزن جنایات گروه طالب را سنگین می‌نماید. از جامعه‌‌ی جهانی، نهادهای حقوق‌بشری و وجدان‌های بیدارِ انسانیت می‌خواهیم از داوری این اوضاع غافل ننشینند و فشار لازم را برای محو این گروه وارد آورند. 

- اعتراضات برحق و شجاعانه‌ی مردم پنجشیر، آغازگر مقاومت از گونه‌های مختلفِ مقاومت و ایستاده‌گی علیه جباریت و ستمگری قلمداد می‌شود. ما این شهامت و شجاعتِ بی‌نظیر را استقبال می‌کنیم و در حمایت ازان در سنگرهای خویش همصدا ایستاده‌ایم.

ما باور داریم که کاخِ بدبنیادِ این ظلمت را با هم‌صدایی و کنارِ هم ایستادن می‌توانیم ویران کنیم. 

صدای اعتراضِ پنجشیر آخرین صدا نخواهد بود، بلکه، به گوشه گوشه‌ی کشور، طنین انداز خواهد شد. ریشه این درد یکی‌ست و ما همه کنار هم در برابر آن مکلف به ایستاده‌گی استیم! 

و من الله توفیق.

تاریخ: ۷جدی ۱۴۰۰

روز : سه شنبه

ژولیا پارسے

اخبار جدید

 آماده گی ها برای شروع عملیات از چندین استقامت سرعت گرفته است. از نوشتن جزئیات خود داری می کنیم. اما بین جبهه مقاومت به رهبری احمد مسعود و محور استاد سیاف و جریان موسوم به ( شورای عالی مقاومت ملی جمهوری اسلامی افغانستان) تا کنون هم آهنگی وجود ندارد. از سویی هم بحران رابطه در داخل جبهه مقاومت به رهبری احمد مسعود به حال خود باقی است. بقایای غنی و کرزی به کارشیوه های خود شان هنوز وفادار اند. اما نسل نو، شورای جنگ به رهبری جوانان راه خود را از صف معامله گران وابسته به کرزی و غنی جدا کرده است. من فکر می کنم که این کشیده گی به زودی حاد می شود. راه دیگری نیست. نسل نو باید خودش را در جنگ و رهبری سیاسی که احمد نماینده شان است؛ عملاً تعریف کند. 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 29 | غریو توفان رهایی افغانستان از پنجشیر


 

۱۴۰۰ دی ۶, دوشنبه

در واکنش به دوستان حوزه خودی که دانسته یا ندانسته جبهه مقاومت ملی را تخریب میکنند!

هارون سمرقندی

جبهه مقاومت ملی قرار نیست همه کار و برنامه های خود را رسانه ای بسازد، هر سازمان و جریان های مبارزاتی دیگر همینگونه استند، دولت ها نیز راز های دارند که هیچگاهی رسانه ای نکرده و در دسترس عمومی قرار نمیدهند، آنگونه که هر کسی از جبهه مقاومت ملی انتظار ذهنی دارند ممکن نیست واقع گردد جز سیاست مداران پخته میتوانند درک کنند که راه اندازی یک مبارزه با حفظ توازن بین المللی و جلب افکار عامه چقدر سخت است، جبهه مقاومت ملی هم جز پاکستان و حامی بزرگتر طالبان یعنی چین که علیه آنها موضع گیری کرده و طبق اصول سیاسی هم باید موضع گیری کند چون آنها بگونه عملی در حمایت طالبان و حمله به پایگاه مقاومت در پنجشیر بگونه مستقیم و غیر مستقیم دخیل بودند علیه آنها موضع گیری کرد، ولی با متباقی کشور  های جهان نیازمند تعامل میباشند، با کشور های حوزه پارسی زبان طبق سنت گذشته الزامی است که اگر در حالت دوستی و نزدیکی قرار نمیداشته باشند رابطه خصمانه هم نداشته باشند، پیوند های جبهه مقاومت ملی با جوامع غربی بیشتر از چهل سال پیشینه دارد و نمیشود که به فرمایشات برخی ها یک شبه در دشمنی قرار بگیرند و منطقی هم نیست و ما جدن نیازمند رابطه دوستی و تعریف منافع مشترک با آنها استیم و اشتراکات منافع هم داریم، ملحوظات روابط با جهان عرب و دیگر کشور های همسایه،  منطقه و جهان را باید مدنظر داشته باشند، آنکه بگونه عملی در جریان کار است تا آنکه سیل بین است تفاوت های زیادی وجود دارد، هرجبهه و جریان های سیاسی از نظر داخلی دچار مشکلاتی میباشند و حتا قدرتمند ترین دولت ها و سازمان های سیاسی جهان را که ملاحظه کنیم در داخل خود داری فراکسیون ها و رقابت های بسیار سخت بین اعضای تشکیل دهنده آن میباشند و حتا رقابت های منفی هم دارند ولی در برابر دشمن و راهبرد مبارزاتی شان یک مشت واحد میباشند که در واقع یک حالت طبیعی است و جبهه مقاومت ملی از آن مستثنا بوده نمیتواند، و آنرا هم حق نداریم که بسیار برجسته بسازیم و مردم خودرا با دادن پیام های غلط و عقده های درونی ناامید گردانیم، در حالیکه یک حالت طبیعی بین تمام سازمان ها طبق که در بالا گفته شد فراکسیون ها وجود میداشته باشد که سازنده هم است چون نقد داخلی ایجاد کرده همیشه خلا ها را در این حالت دریافت و برایش راه حل جستجو میگردد، جبهه مقاومت ملی دارای منابع بسیار بزرگ مالی و نظامی نیست که یک شبه دشمن را نابود و عاجل پیروز میدان گردد بلکه شروع یک مبارزه میباشد، که هم زمان با متقاعد شدن مردم برای نجات از شر تروریزم میتواند پیشرفت داشته باشد نه اینکه مردم سهم نگیرند و فکر کنند که فرشته های آسمانی پایین شده لشکر بسازند و برای مردم آب و نان و کار و آزادی و رهایی از اسارت بیاورند، بلکه این مردم است که باید تصمیم بگیرند چه در قالب جبهه مقاومت ملی و چه در هر جبهه آزادی خواه که برای استقلال کشور از اشغال دولت  پاکستان و فاشیزم و تروریزم  مبارزه کنند قرار بگیرند، فعلن جبهه پیشگام شده است و جریان های دیگر عملن در جنگ با تروریزم و ارتش پاکستان قرار ندارند و بقایای رژیم غنی را میدانیم که اکثریت مطلق شان خاینین استند و در یک برنامه از قبل کشور را به تروریزم تحویل دادند، جبهه مقاومت ملی در واقع یک فارمت اولیه مبارزاتی است که هنوز در ابتدا راه قرار دارد و نیازمند ظرفیت سازی میباشند، جریان های چپ و راست و مذهبی و سیکولار حوزه پارسی زبان یک نیروی بسیار بزرگ و پراکنده میباشند، هرگاه این نیروها به اجماع برسند بدون شک که دشمن بسیار زود سرنگون شده میتواند و نقطه قوت ما هم در همین اتحاد و شکل گیری یک سازمان یا ائتلاف بزرگ سیاسی نظامی در حوزه خودی است، این مسوولیت جبهه مقاومت ملی و تمام جریان های سیاسی و شخصیت های سیاسی و فعالین سیاسی حوزه خودی است که با اراییه راهکار ها و تلاش های مضاعف بتوان به نقطه گول رسید، برای تشکیل حکومت و پس از پیروزی در برابر دشمن و دولت داری بدون داشتن کادر لازم سیاسی علمی و سازمان سیاسی یا ائتلاف بزرگ سیاسی نمیتوان ادامه یافت طوری که تجارب قبلی را داریم، بنا براین نباید سخنانی احساساتی در برابر جبهه وارد کنیم که تازه کار و در اول کار استند در حالیکه همینقدر شجاعت کردند و دیگران فرار کردند قابل قدر است که عملن یک مبارزه راه انداخته همه روزه دشمن تلفات دارد هرچند که تلفات دشمن کم است ولی بازهم یک مبارزه جریان دارد که با گذشت هر روز جبهات قوی تر شده میرود و در سال پیشرو ظرفیت نظامی جبهه قابل ملاحظه خواهد شد، ولی همچنان به آنچه ظرفیت بزرگ سیاسی نظامی و کادری گفتم بگونه راهبردی نیاز دارند.

لطفن این نوشته را هم رسانی کنید که برای آگاهی مردم حوزه ما مفید است.





تظاهرات پنجشیر

کاوه جبران

رنج بزرگ این است که هم قاتل می‌گوید وا اسلاما هم قربانی. با چنین منطقی حتا اگر پرچم امارت اسلامی، این نماد جنایت تاریخ بشری را بتوان پایین کشید، از قدرت ماشین جنایت‌کار اسلام سیاسی چیزی کم نمی‌کند. از سرعتش نمی‌کاهد. فقط کارگزارش تعویض می‌شود. به صدای قربانیان گوش فرا دهید. همه مدعی مبارزه در راه اسلامند اما چه بسا که اسلام آن‌ها را بدین روز و حال کشانده است. دریغ که هیچ کس متوجه این تراژدی نیست و یا خود را فریب می‌دهد. این اصل نکته برای رهایی است.

خطایی که احمد مسعود و یارانش آن را به شکل نهادمند دارند مرتکب می‌شوند، درست تکرار چنین کاری در سطح سیاسی است. ممکن است کسانی به بهانهٔ واقع‌بینی به این نقد خرده بگیرند و حتا فحاشی کنند اما چیزی از اهمیت ماجرا کم نمی‌کند و این به طرز زننده‌یی مأیوس‌کننده است.


حماسه پنجشیر

 یک جوان درعنابه پنجشیر بعد از ظهر یکشنبه یک گروپ طالبان به تلاشی رفته و بدون کدام دلیل به جوان ضربه می‌کنند.

حالا مردم قصاص ولسوال عنابه را می خواهند که از فراجغان است. طالبان از شعارهای مرگ به پاکستان، طالبان حساس شده اند.

باید یک‌چیز  دیگر را نیز مدنظر داشت.  طالبان یا رهبری شان ای اس آی با این برنامه های عمدی می خواهند روحیه شکنی را در بین مردم راه بیاندازند تا جرأت مردم کشته شود. ولی خیزش پنجشیر یک حماسه است یا بهتر است گفته شود شروع یک حماسه بزرگ است. 

رهبری طالیان‌می‌دانند کا با تغیر هوا زندگی شان در شمال به شماره می‌افتد. تحویلی سرعت حکومت غنی یک گسست را در بین نیروهای مردمی به وجود آورد ولی حالا دوباره مردم خودشان خود جوش به شکل گروپ های پنج الی ده نفری جوانان  در هر  مکان می‌زنند و عقب می‌روند؛ کاری که بیست سال خود طالبان کردند.

 می‌دانند هر نیرو و خیزشی هیچ گاه محو نمی‌شود و وعاقبت خود شان به زوال می روند.  از این ناحیه  خیلی تشویش دارند به همین خاطر  هزاران طالب مدرسه حقانی را آورده در صفحات شمال جابجا نموده اند  تا از نگاه نیروها اقلا  کمبود احساس نشود؛ ولی نیرو های پاکستانی با اراضی و  تکنیک جنگ باید سال ها تمرین ببیند که ندیده اند؛ مشکل دارند از این خاطر به ایجاد کورس های یک ماهه روی آورده اند؛ مثل حکومت نجیب که دیده شود چه خواهد  شد.


طرح پیشنهادی جناب داکتر محی‌الدین مهدی برای بیرون‌رفت از بحران کنونی:


به پیش‌واز عید میلاد مسیح:

درخور توجهِ حاكميت طالبانی

مقدمه:

- به دلایل معین، شما قادر به ساختن نظامي براى اداره‌ی کشور نشدید؛ طی چند ماهي که از آغاز حاکمیت شما گذشت، هیچ اداره‌ا‌ی را نتوانستید فعال بسازید؛

- میان شما و مردمان ساکن در بزرگ‌شهرها، شهرها و شهرستان‌ها، هیچ رابطه‌ی عاطفی و معاشرتی وجود ندارد. به شما نه به عنوان خادمان مردم، نه حافظان جامعه، بلکه به مثابه‌ی دسته‌های جابر و ستمگر نگاه می کنند. از یک سال پیش که بحث آمد‌آمد شما جدی شد، تا هم اکنون، ملیون ها تن بی‌جا شدند؛ و این پروسه‌ی منفی به شدت سرسام آوري ادامه دارد؛

- در دنیای امروز، شما هر گز نمی توانید بدون همسویی و همکاری با سایر کشورها-مخصوصاً خارج از چهارچوب سازمان ملل متحد- به حیات سیاسی خویش ادامه دهید؛ هیچ کشوري حاضر نشد حاکمیت شما را به رسمیت بشناسد؛

- شما نمی توانید بودجه‌ی مورد نیاز کشور را تهیه و تدارک نمایید. این امر نه تنها مردم فقیر و تهی‌دست را علیه شما می شوراند، بلکه دسته های مسلحي را که فراهم آورده اید،به زودی پراگنده می سازد؛

- کمتر کسي است که نداند شما داعیه‌ی قومی دارید؛  اندک شکي که در این خصوص باقی بود، با حرف‌های عمران خان، و تأیید ملا متقی برطرف گردید. درینصورت، به زودی سربازان و اردلیاني را که زیر شعار شریعت از اقوام غیر پشتون گرد آورده اید، از دست می دهید؛

- با پایان فصل سرما، تحرکات نظامی علیه شما در سراسر افغانستان تشدید خواهد یافت؛برخلاف گذشته، هم ورود فصل گرما به ضرر شما است؛ و هم بسیاری از حامیان دیروزی تان، اینک به حامیان و تجهیز کنندگان مقاومت‌گران و مخالفین شما تبدیل خواهند شد.

درین صورت، فصلِ دیگري از جنگ ها آغاز می گردد؛ که البته این جنگ‌ها ماهیتاً تهدید جدی برای حفظ وحدت سیاسی و تمامیت ارضی کشور خواهند بود.

از‌این‌رو، از شما می خواهم، پیش از ختم موسم سرما، و قبل از فرا رسی فصل جنگ‌ها، به پیشنهادات ذیل از روی بصیرت و واقع بینی توجه نمایید. 

(در خور ذکر است که تمام پیشنهادات مطرح در این معروضه، در چهار چوب خواست های جامعه‌ی بین‌المللی از تحریک طالبان است):

۱-با قبول آتش‌بس سرتاسری، بگذارید اداره‌ی پایتخت و مراکز ولایات را نیروی های بین‌المللی تحت نظر سازمان ملل بدست بگیرند؛

۲-به تشکیل کمیسیونی موافقه نمایید که از نمایندگان اقوام ساکن در کشور، نمایندگان کشورهای همسایه، نماینده‌‌ی سازمان کنفرانس اسلامی، نماینده‌ی اتحادیه‌ی اروپا. نماینده‌ی ناتو، نمایندگان ایتلاف ضد تروریزم به رهبری امریکا، و نمایندگان کشورهای هند و جاپان متشکل باشد؛ و تحت نظر سازمان ملل در خارج از  افغانستان، روی آژندای ذیل شروع به کار کند:

۳- به تسوید و تدوین قانون اساسی که حاوی و حاکی ارزش های ذیل باشد، موافقه نمایید:

الف- دولتي بر مبنای نظام فدرالی، تسوید گردد؛ یعنی در آن  قدرت سیاسی-اداری کشور در دو محور تقسیم گردد؛ 

نخست- محورعمودی: شامل ایجاد پست صدارت، و جدا سازی صلاحیت های رییس جمهور از قوه‌ی اجرائیه؛ 

دوم- محور افقی: یعنی انتقال بخشي از صلاحیت های قانون‌گذاری و نظارتی به ایالات یا اُستان ها؛ هر ایالت یا استان -بر مبنای جغرافیای‌فرهنگی- متشکل از چند ولایت خواهد بود؛

ب- تعیین و تثبیت حقوق اقوام ساکن در کشور، به شمول تهیه‌ی آمار همه جانبه از طریق سرشماری دقیق نفوس زیر نظر سازمان ملل -به تفکیک زبان، مذهب و دین، قوم، جنسیت، محل تولد و  محل زیست، چندگانگی تابعیت، …؛

ج- تضمین اصل انتخابی بودن سطوح مختلف نظام، و احیای روند دموکراسی در این عرصه؛

د-ارائه‌ی تضمین های لازم برای حفظ اصل تفکیک قوا، بخصوص حفظ استقلال قوه‌ی قضائيه؛

هـ- تضمین آزادی های انسانی، شامل تثبیت حقوق اقوام، حقوق زنان و اطفال، حقوق اقلیت های قومی، مذهبی و دینی؛

و- طرد تحمیل هر نوع برتری‌جويى(قومی، زبانی، مذهبی)، از جمله طرد کوشش برای  همسان سازی هویت‌های مختلف ساکنان کشور؛

 ز- پایان دادن به هویتی بنام کوچی؛ با اسکان اقوام و اقشار بادیه نشین کشور؛

ح- طرد و حذف هر نوع علامه و نشانه‌-از اسناد، سمبو‌ل‌ها و نماد های ملی و کشور شمول- که دلالت بر برتری فرهنگی، تاریخی و کمیتی یک قوم نماید؛

ط -اذعان بر ترک ادعای ارضی بر قلمرو کشورهای همسایه، با الغای موسساتي که وجود شان دال بر چنین ادعاهای پنداشته می شوند؛

٥- به همه پرسی گذاشتن نام دو گانهْ به کشور واحد.

٤- طرح همگرایی منطقوی، با کشورهای همسایه؛

٦- تضمین بین‌المللی برای حفظ وحدت کشوری، و تمامیت ارضی.

۷- پایان دادن به کوچ‌دادن و اسکان دست‌جمعی اقوام و اقشار؛ و قدغن شدن تغییر نام جاها، موسسات و اماکن:

۸- دهشت افگن خواندن گروه‌هایی چون القاعده، داعش، حزب‌التحریر، لشکر طیبه، جیش المجاهدین، و سایر دسته های مسلح مربوط به کشورهای همسایه و منطقه.

۹- نفی بکارگیری سلاح برای کسب قدرت سیاسی (البته، مقوله‌ی مبارزه‌ی آزادی بخش ملت‌ها از قید اشغال و استعمار، از این قاعده جداست).





جنرالان خاین و بگیل خاموش باشید

                                     

محمدعثمان نجیب

  پسا سقوط دادنِ نظام توسط غنی کرزی و گروه‌های خاین شان  و سپردن وطن به پاکستان و گروه متحجر طالبانی یک کار دیگری رواج یافته که جنرالان و فرماندهانِ ناکار و بی‌کفایت و‌ وزرایجاده‌های قیرریزی‌شده‌ی شهرها و کلان شهرها بی‌وقفه و بی‌آزرم در شبکه‌های مختالف دیداری و شنیداری و نوشتاری یا گفتار حضور پیدا می‌کنند. آنان با حضور سرافکنانه در تقلای تبرئه‌ی خود از بی‌کفایتی و جنایت‌های شان اند. اما نه‌می‌دانند که مخاطبان شان همه مردمِ‌عام نیستند که رموز و ‌فنون جنگ و دفاع و سیاست و اداره و رهبری و قوتِ مانور و ممارست ها را نه داند. فرمانده یک گروه ۹ نفره در شرایط جنگی صلاحیت تصمیم‌گیری خود مطابق محاکمه‌ی وضعیت در منطقه را دارد. راه‌های مختلف

و روش‌های گونه‌گون را محاسبه کرده از امکانات لوژستیکی تا جعبه‌خانه و زراد‌خانه‌های ثابت و سیار را ‌می‌سنجند. کشف اراضی، مطالعات، قبلی،  برنامه‌های پیش‌روی و پس‌روی، همه و همه ارزیابی می‌شوند. چگونه بود که فرماندهان بزرگ گردان‌ها و. سپاه‌های مجهز نه‌دانند که چی‌می‌کنند؟ همه به این نتیجه رشیده بودند که غنی خاین است و کرزی و عبدالله مزدوران آمریکا و ‌انکلیس و ایادی کشورهای منطقه اند. احتمالات سقوط یا بن‌بست را کدام یک تان سنجیدید؟ از وزیر تا وکیل و از سرباز تا مارشال. زمان‌های بسیار طولانی داشتید تا صدا بلند می‌کردید، آن‌چه را امروز و بی‌فایده نعره سر می‌دهید درست مثل یک‌ جنرال مسئول، وطن‌دوست و فداکار آن زمان و قبل از وقوع حادثه به اطلاع مردم می‌رساندید. کنفرانس‌های خبری برگزار می‌کردید، اطلاعات رسانه‌یی می‌دادید، شفرها و مکاتیب و‌ مستندات رسمی از خود به جا می‌گذاشتید که شما از مداخلات هوش‌دار داد بودید. استعفا می‌کردید و تدابیر خود را در جزوتام‌ها و قطعات‌ِ تحت فرماندهی تان وقایه می‌کردید. فرمانده لشکری و‌ کشوری بودید،‌ بودنه‌بازی نه داشتید که با یک لگد بگیل شده و گریز را اختیار کنید. اگر صد فیصد نه پنج فیصد منسوبانِ تان تحت امر تان بودند. از آن‌ها استفاده کرده تجهیزات و سلاح‌های عسکری را تا اندازه‌یی پنهان کرده و دورتر از قرارگاه‌های اصلی و محرمانه انبار می‌کردید. این مصاحبه‌ها جزء شرمنده‌گی چیز دیگری برای شما بار نه‌می‌آورند و قناعت نه‌می‌دهند. بهتر است خاموش باشید و به زخم‌های ملت نمک نه پاشید. این‌جا مصاحبه‌ی فرمانده پوده‌‌ی قول‌اردو را می‌بینید که مثل فیل پندیده و سخنانی را 

می‌کوید که اطفال روی جاده بهتر از او تحلیل می‌دهند.  آقای فرید احمدی گریه‌های کودکانه دارد:

                                                                                

بعد از مهدَوِی و سعادتی، هزاره سومین مدالِ غلام‌بچه‌گی طرازِ جدید را به‌گردن آویخت!


 دکتر نظری وای بر تو.


محمد‌عثمان نجیب

حیران می‌مانی که سیرتکاملی عروج و‌ نزول شخصیتی برخی آدم‌های افغانستان چه‌‌گونه در نوسان است و مثل رعد و برق تغییرِحالت ‌می‌دهد. پایایی و بقایی کشور را چگونه با چنان افرادِ بی‌مناعت تضمین کرد و به آن امید بست؟ اولین ثمره‌های مقاله‌ی ( چرا؟تجزیه مهم‌تر از فدرالیسم است.‌ ) که نوشتیم. هزاره از تقیه‌ی خود سودجُست و به پنبه‌کاری و‌ شالی‌کاری پشتونِ‌اقتدار‌گرا رضایت داد.


باچنان شخصیت‌هایی که آگاهانه جنایت را توجیه می‌کنند و می‌پندارند در‌جای‌‌گاه رهبری ملت قرار دارند هیچ‌گونه پایایی نه‌داریم. اینان اگر مقاومت هم کنند آغوش‌بازی برای برگشت فردا هم به خود دست‌وپا می‌نمایند تا از دیدِقبیله‌گرایان نیافتند. عجب مقاومتی که شما می‌کنید. جنایت‌کاری را دوست دارید که بارها تندیس رهبرِتان ‌‌و داشته‌های معنوی را با بم‌ها ویران کردند ‌و شماها را دور انداختند. تاتوانستند هزاره را به دارِ شهادت و‌ کشتار فرستادند و تا توانستند بین‌تان تفرقه ایجاد کردند، در کشور عملاً به پاکستان غلامی دارند، شش‌ماه نه شد که یکی شان سرمایه‌های ملی را دزدید و برای دزدانِ هم‌تبارِ خود هم زمینه‌ی انجام شقاوت و بدبختی را مهیا ساخت.

 مدنیتِ تان را هر روزنابود کرده می‌رود، فرمان می‌دهد که زبان فارسی یعنی زبان شما ارزشی نه‌دارد باید پشتو بگوئید، فرمان مشخص می‌دهد که نام‌قهرمان‌ملی‌تان از جاده‌ها حذف شود، گروهی هم شماها را به بنی‌قریظه تشبیه کرده حکمِ‌ کشتار تان‌را صادر می‌کند. اما شما می‌‌دوید و‌ چهره بدل می‌کنید و شخصیت‌های تان را خُرد و خمیر می‌کنید. خیالِ‌باطل و کار جاهل. چند روز و‌ چند ماه و چند سال دیگر غلامِ قبیله‌یی خواهید بود که حتا از سرزمینِ‌مان نیستند؟ مقاومت گپ شخصی و گروهی خاصی برای کسی نیست. این مقاومت سیاسی نیست که پنجاه پنجاه باشد. این مقاومت ملی و مردمی است که شما آن را رها کرده و به طالب پیوستید. اگر مسعود دیگر تکرار نه‌می‌شود، اگر مزاری را همین طالبان از چرخ‌بال بیرون پرتاب کردند ‌او به رهایی هزاره از بی‌داد ظلمت جان‌سپرد. به‌خاطری که توانایی مدیریت و کارایی در وجود هر دو بود به حکمت عقل و درایتِ خودبه‌خود کشانیده بودند. انتخاب مسعودِپسر هم به‌معنای آن است که او باید راه پدرش را برود و‌ مردم دنبال او می‌روند.

 امروز اگر شما خودرا محور می‌تراشید نتیجه‌ی باوری است که مردم به گذشته‌ی مقاومت در وجود قهرمانِ ملی ‌و مارشالِ فقید داشتند و خلیلی و محقق را به‌پاسِ حُرمتِ قومِ شریفِ‌هزاره در کنارِ خود داشتند، نه ابتکار شما‌ها. همان مقاومت تحت رهبری احمدشاه مسعود بود که مدبرانه به مقاومت همه‌گیر ملی تبدیل شد. شما هیچ‌گاه و به تنهایی از ملت بریده به تروریسم پیوستید محورِ مبارزاتِ مقاومتی برای هزاره شده‌ نه‌می‌توانید اگر منی شمالی‌وال، اگر اونِ تخاری،‌ اگر آنِ بدخشیِ اگر مردم اعم از پشتون و تاجیک و هزاره و ازبیک و ترکمنِ بلخ و سمنگان‌ و فاریاب و بغلان و پروان و هرات ‌و کابل و بامیان و دای‌کندی و جوزجان و باغیس و غور و در صورت آغاز مقاومت‌ها در نقاط دیگر پشتون نشین افغانستان با شما و شما با ما هم‌ره و هم‌راه نه‌باشید. مشروعیت به گردن بسته‌‌گی ‌تغییر نکتایی به لُنگی گرفته نه‌می‌شود،‌ محوریت به درایتی نیاز دارد که فرمانده مسعود ‌داشت مزاری شما داشت و مارشال آن را ادامه داد و پسا مرگ مارشال دیگر چیزی باقی نماند. من یقین دارم که هرگز احمدِمسعود در پی‌انحصار نیست تا خودرا تنها محور دانسته و دیگران را نادیده بگیرد بروید و به او‌ و مقاومت بپیوندید. او روز اول گفته که پا در جای‌ پای پدرش می‌گذارد و ملی می‌اندیشد. بهترین‌ راه این است که سخن‌ِ مقاومت بگوئید و موضع مقاومت ورهبر مقاومت بگوئید نه آن‌که هریک هر گاهی خواست یک طرحِ نو‌ در اندازد. دیدید که غنی کرزی عبدالله، امرالله و‌ صالح ‌و دانش چگونه به دام انداختند؟ نوبت به شما هم می‌رسد.



جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 28 | تا دو سال آینده، جنگ امریکا در افغانستان تشدید خواهد شد


 

حکمتیاراز خطبه خوانی روز جمعه ممنوع شده است

اما  گلبدین حکمتیار در برابر دستور طالب ها مقاومت نموده است.


به حوالۀ کانال ارتباطی گزارشنامه افغانستان از کابل، اخیراً اداره استخباراتی طالب ها در کابل به گلبدین حکمتیار  دستور داده که پس از این حق ندارد در خطبه های نماز جمعه  مسایل سیاسی را مطرح کند و در ضمن در همه خطبه هایش باید نام ملا هیبة الله را به عنوان امیرالمونین یاد کند.

در ضمن به او دستور داده شده که به امارت اسلامی افغانستان  بیعت نماید. حکمتیار اخیراً درچندین خطبه، طالبان را متهم کرد از اسلام خبر ندارند و به امریکا و استکبار عذر و زاری می کنند.

اما گلبدین حکمتیار به هیئت طالب ها گفته: 

من نیم قرن مبارزه کردیم علیه ظلم و بی عدالتی و اکثریت مردم افغانستان در چوکات حزب اسلامی به من بیعت کردند، هرگز بیعت مردم را نمی شکنم؛
حتی اگر کشته و یا زندانی شوم هم  به رهبر گروه طالب ها بیعت نمیکنم، رهبر یک گروه  سیاسی( تحریک طالبان)  او  است و رهبر یک حزب سیاسی پنجاه ساله من هستم که در برابر دو اشغال جهاد کردیم.

این اختلافات شدید  میان گلبدین حکمتیار و تحریک طالب ها  باعث شده که گلبدین حکمتیار یک بار دیگر  کمر ایستاده گی در برابر حکومت را بسته کند.

طالبان، درهفته های اخیر دو مولوی سرشناس دیگر - سلام عابد و مجیب الرحمان انصاری درهرات را ممنوع المنبر کرده است. 

۱۴۰۰ دی ۵, یکشنبه

یک منبع آگاه در سفارت افغانستان در ایران فاش ساخت:


ناگفته‌هایی از رویکرد دوگانه و فسادافزای مقامات سفارت افغانستان در تهران؛ آیا این سفارت در مقابل عملکرد و درآمدهای خود پاسخگو است؟!


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 27 | مورچه خورک جمهوری، از سوراخ برآمد


 

نگاهی به سياه مشق‌های آقای جمشید"پایمرد!" درسايتِ وزینِ آريايی

ابتذال ‌و افولِ شخصیتی بدتر از این نه‌می‌شود.

محمد‌عثمان نجیب

آقای پایمرد بی‌پای؟


دیگ جنگ علیه طالب کم کم به جوش می آید

 صبغت‌الله احمدی، سخنگوی "جبهه مقاومت ملی" ضد طالبان در یک پیام توییتری از یک رشته حملات مسلحانه علیه مواضع طالبان در ولایت پنجشیر و در مناطقی از بیش از ۲۲ ولایت دیگر در افغانستان خبر داده است.

براساس ادعای آقای احمدی در این حملات ده‌ها تن از افراد مربوط به طالبان کشته و زخمی شده‌اند.

از سویی، جریان مقاومت ملی جمهوری اسلامی افغانستان از بقایای اشرف غنی بدون اعلام رسمی موجودیت، به تمرینات اطلاع رسانی فیس بوکی روی آورده است. 

معاون احمد ولی مسعود از ملاهیبت الله فرمان آورد

به اساس فرمان ( ظاهراً) ملاهیبت الله، عبداللطیف نظری معاون دوم احمد ولی مسعود برای رسیدن به ریاست جمهوری، به‌حیث معین مسلکی وزارت اقتصاد گماشته شد.

ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی طالبان می‌گوید که آقای نظری از قوم هزاره است و در بخش اقتصادی مهارت خوبی دارد. 

۱۴۰۰ دی ۴, شنبه

جمهوری پنجم | برنامه 26 | خطاب به احمد مسعود: طالبان از نظرسیاسی، بهتر از شما بازی می کنند


 

پیش بینی رحمت الله نبیل

 هشدار نبیل: در آینده نزدیک به امریکا و غرب حمله می‌شود

رحمت‌الله نبیل، رئیس اسبق امنیت ملی می‌گوید: اگر تهدید تروریسم و حامیان آن در منطقه کنترل نشود، احتمال حمله به خاک امریکا و متحدانش از منطقه وجود دارد. پیش‌تر گزارش شده بود که در پی فراخوان تازه طالبان، هزاران جنگجوی تازه‌نفس از پاکستان به افغانستان آمده‌اند.

رحمت‌الله نبیل، رئیس اسبق امنیت ملی افغانستان: هشدار داده که در آینده نزدیک شاهد حملات شدید از افغانستان به امریکا و متحدان واشنگتن خواهیم بود. آقای نبیل می‌گوید اگر تهدید تروریسم جدی گرفته نشود، این پدیده به زودی گسترش خواهد یافت و کشورهای غربی نیز از آن در امان نخواهند ماند. رئیس اسبق امنیت ملی نوشته است: “اگر تهدید تروریسم و حامیان آن در منطقه کنترل نشود، احتمال حمله به خاک امریکا و متحدانش از منطقه وجود دارد. احتمالاً در ۲ سال آینده بسیار شدید خواهد بود. اقدامات شدید ضد تروریسم مورد نیاز است.

دزدی تاریخی

 

متن نوشتاری برنامه 25 - کانال دیداری جمهوری پنجم

تسلیمی  نجرابی به طالبان

  به دستور محب و وساطت  جنرال حکیم نجرابی به طالبان تسلیم شد.

بیایید اول صحبت تلفنی اشرف غنی را با حکیم نجرابی بشنویم که چند قبل از فرار غنی انجام شده است. 

لحن صحبت این جنرال قلابی را با غنی شنیدید. حالا همین مبارزه ضد طالب، قوماندان محبوب نجرابی را که درصف مقاومت می جنگید، در تبانی با شبکه حقانی تشویق به تسلیم کرده است. محبوب نجرابی یک گروپ مسلح در دره فرخ شاه نجراب داشت. 

من از منابع ارتباطی جبهه مقاومت در حوزه پنجشیر استفهام کردم که آیا فرمانده محبوب شاه با افرادش تسلیم طالبان شده است و یا خیر؟ مقامات جبهه گفتند که فرماندهی را به این نام نمی شناسند.

خبرهای موثق از  کاپیسا حاکی است که جنرال حکیم نجرابی و میرداد نجرابی  قبل از تحویل دهی کابل به دست طالبان نیز  یک میلیون دالر  از امرالله صالح گرفته تا به گروپ های خیزش مردمی نجراب بدهد، ولی نجرابی همه پول ها را خودش و برادرش  خوردند و خط جنگی را تسلیم طالب ها نمودند.

حالا نیز  جنرال حکیم نجرابی، میرداد نجرابی، اقبال صافی و چندتن معامله گر دیگر  تلاش دارند تا جبهه سیاسی غنی را دوباره احیاء نمایند.

گزارش فرار اشرف غنی از ارگ در بعد از ظهر ۲۴ اسد سال ۱۴۰۰ خورشیدی است -  یک مقام کلیدی پی‌پی‌اس، یک مقام کلیدی امنیت ملی و یک سرباز پی‌پی‌اس به دست آمده است. مصاحبه‌هایم را حضوری انجام دادم. مصاحبه‌شونده‌گان نخواستند، نام‌شان در گزارش ذکر شود. این اولین بار است که مقام‌های امنیتی در حکومت اشرف غنی در مورد فرار او سخن می‌گویند.

پی‌پی‌اس (نیروی ویژه حفاظت از رییس جمهور و ارگ)

از مرکز سوق و اداره در مخابره صدا شده:

 «از دروازه غزنی و چهارراهی زنبق دو موتر می‌آید، پول است [موترها پول حمل می‌کند]. هر چند نفری که استند [شمار سواری‌های موتر هر قدری که است] در موترها اجازه بدهید مانع نشوید.» 

پیام «مدیر اداره مصونیت رییس جمهور به مقام پی پی اس می رسد: «کجا استی؟» «فکر می‌کنم، نفر می‌گریزد.» 

مدیربخش مصوونیت می گوید: «دو موتر پیسه که آمد، زیر گل‌خانه ایستاده است.

به نفر پی پی اس راوی گفته میشود: به‌سوی می‌دانچه، پهلوی قصر دل‌گشا حرکت کنید.» 

لحظات بعد یک کاروان حدود ۷ تا ۸ موتر از راه می رسد و به‌سوی میدانچه حرکت می کند.

مقام پی پی اس به «مدیر مصونیت رئیس جمهور» پیام می‌فرستد: «چرا موترها زیاد است، موترها باید در کل چهار تا باشد.»

 مدیر پاسخ می‎دهد: «هه هه هه، دیگرایش پر از پیسه [پول] است.»

سه چرخ‎بال در می‌دانچه منتظرند.

 پیلوتان و افراد حمایه‌ای، اتومات دست به کار می شوند و بسته های پول‌ها را به داخل دو چرخ‎بال جا‌به‌جا می‌کنند، رییس جمهور، فضل‌محمود فضلی، حمدالله محب، جنرال قاهر کوچی، داکتر یادگاری، طبیب رییس جمهور، وحید عمر، محمد رفیع فاضل، سید مقیم عبدالرحیم‌زی و چند تن دیگر، با ۱۲ نفر از نیروهای «مدیریت مصونیت در چرخ‌بال‎ها می‌نشینند.

وقتی ماشین هلیکوپتر ها روشن می‌شوند، رحمت‌الله اصولی، فرمانده کندک هوایی ارگ، که پیلوت چرخ‎بال رییس جمهور است، غرش ماشین چرخ‎بال‌ها را نیمه‌خاموش می‌کند و به رییس جمهور می‌گوید: «بار هلیکوپترها زیاد است، پرواز را خطرناک ساخته، نمی‌توانیم با این وزن پرواز کنیم.»

جنرال کوچی، فرمانده عمومی پی‌پی‌اس: «تا میدان فاصله کم است، پرواز کنید.» اصولی با اصرار تاکید می‌کند: «پرواز با این بار ممکن نیست، من این خطر را قبول نمی‌توانم.»

مجبور می‌شوند تا مقداری از پول‌ها را با ۸ تن از سربازان «مدیریت مصونیت رئیس جمهور» از چرخ‎بال‌ها خارج کنند.چرخ‎بال‌ها دوباره روشن می‌شوند.

باز هم رحمت‌الله اصولی پیلوت می‌گوید: «باید بارها کم‌تر شود، وزن چرخ‎بال‌ها کم نشده است.» 

به سربازان «مدیریت قطعه مصوونیت دو باره صدا می کنند که نزدیک بیایند محموله های زیاد تری را بیرون کنند. » 

سربازان تقریباً به اندازه «یک‌ونیم لندکروزر پول» بیشتر را از طیاره پائین می کنند. 

چرخ‎بال‌ها پرواز می‌کنند.

 سربازان و راننده‌گان موترهای رییس جمهور که ناامید، پریشان و خشمگین می دوند طرف  پول‌ها 

هنوز چور موی کنک سر بسته های دالر نه شده. 

بسته های دالر پایین شده از طیاره را در چند موتردوکابین از میدانچه زیر سقف توقف‌گاه موترهای رییس جمهور می برند.

دروازه‌های توقف‌گاه را از درون قفل می‌زنند و چور حشری بسته های دالر آغاز می شود.

 یکی در موتر، یکی در بکس، یکی در لباس، یکی در خریطه سهم خود را جا‌به‌جا می‌کنند و  بعد دروازه‌های توقف‌گاه باز می‌شود. 

لندکروزرهای ویژه رییس جمهور با سرعت به‌سوی دروازه‌های ارگ مشرف به چهارراه زنبق و دروازه غزنی قلعه ارگ حرکت می‌کنند.

 در دروازه‌های غزنی و چهارراه زنبق موترهای دیگری منتظرشان استند. وقتی بسته های دالر را بین خود تقسیم کرده اند همزمان به اقارب خود درخارج ارگ زنگ زده اند که عقب دروازه ارگ موتر بیاورند. آنان از موترهای ویژه رییس جمهور پایین و بر این موترها سوار می‌شوند و از محل فرار می‌کنند.

کسی از ارگ به حامد کرزی، خبر می‎دهد که غنی و جنرال قاهر کوچی فرار کردند و دولت افغانستان بی‌سرپرست مانده است. حامد کرزی به عبدالاحمد محمدی، معاون اوپراتیفی پی‌پی‌اس، تماس می‌گیرد و به وی می‌گوید که سرپرستی پی‌پی‌اس را تا روشن شدن اوضاع به‌دوش بگیرد. محمدی به سربازان می‌گوید: «رییس جمهور، محب، فضلی و کوچی رفتند، من در رأس استم، ما و شما کار خود را عادی انجام می‌دهیم تا ببینیم بعد چه هدایت می‌دهند.»

با وجود این، کنترل ارگ ناممکن بود. کسانی که در ارگ ماندند، شروع کردند به غارت کردن پول‌های باقی‌مانده و چور بی لگام در تمامی در اداره‌ها و دوایر ارگ ریاست جمهوری با قوت دو باره از سر گرفته می شود.

دست‎یاران قاهر کوچی دو تا دوونیم لک دالر پول اوپراتیفی ریاست پی‌پی‌اس را با موتر طرف دروازه بردند. ۵۰۰ هزار دالر در دفتر حمدالله محب بود، چور شد. ماشین‌های ای‌تی‌ام چند بانک در داخل ارگ شکسته شد و پول ها بیرون ریخت. چند تن از سربازان تلاش کردند، پول‌ها را دوباره جمع کنند؛ البته توانستند از آن جمله نزدیک به ۱۰۰ هزار دالر را جمع کنند.

 همه را در یک موتر هاموی جا‌به‌جا کردند اما برده نه توانستند. چون طالبان دروازه های ارگ را گرفته در حال ورود به کاخ بودند. ته مانده دالر ها به دست طالبان افتاد. 

بعدا یک مقام طالبان گفت که سرجمع حدود 8 لک دالر به دست آن ها افتاد. یعنی از حجم یک گاو، تنها دم گاو به طالبان رسید.

مقام کلیدی امنیت ملی

امنیت ملی به اطلاعاتی دست یافته بود که یک هواپیما مدتی پیش از فروپاشی نظام، در فرودگاه کابل پارک شده است و امنیتش از سوی سربازان نیروی ویژه امنیتی رییس جمهور تامین می شد. هیچ‌کس اجازه نزدیک شدن به آن را نداشت.

 روز فرار برنامه این بود که نخست با چرخ‎بال‌ها به میدان هوایی بروند و با آن هواپیمای از پیش هماهنگ شده، از افغانستان بیرون شوند؛ اما چنین نشد.


برگه هاي از تاريخ افغانستان

قسمت چهل و هشتم 

رياست جمهوري محمد اشرف غني احمدزي به تاريخ چهاردهم ماه آگست در اثر يك معامله خاينانه سقوط كرد و طالبان تا اين روز ( دسامبر ٢٠، ٢٠٢١)  در حالت غير مشروع قدرت را به دست دارند. از نگاه اسلام كسي به ايشان بيعت نكرده است و از نگاه نظام هاي مردمي جهاني ، نه جامعه بين المللي طالبان را به رسميت شناخته است و نه كسي براي شان راي داده است . بعد از چهار ماه قدرت نا مشروع ، به پيشنهاد عربستان سعودي و مهمانداري پاكستان ، سازمان وزيران خارجه همكاري اسلامي  OIC 

Organization of Islamic Cooperation 

به تاريخ يكشنبه نوزدهم ماه دسامبر ٢٠٢١ در مورد اوضاع  ناهنجار اقتصادي افغانستان كه براي اولين بار ٦٠ در صد مردم به فقر زندگي مي كنند ، و نظام بانكي و اقتصادي مطلق سقوط كرده أست جلسه كردند . يك روز 

قبل از نشست سران وزراي خارجه سازمان همكاري اسلامي جناب شيخ مولانا حبيب الله حسام سابق رئيس شوراي علماي اسلامي افغانستان در گروپ " اتاق فكر و پيشنهاد ها " كه به همت جناب سيد حسيب مصلح از ملبورن آستراليا از طريق WhatisApp پخش مي شود نوشتند كه :

"  السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. 

اندیشمندان گرامی موفق و رستگار باشید. 

در مورد اجلاس همکاری ۵۷کشور اسلامی و نهادهای معتبر بین المللی چه تبصره و نظر و برداشت دارید لطف فرمائید!."

من فورا اين جواب را نوشتم : 

سلام عزيزان 

بنا به خواهش جناب مولانا صاحب شيخ حسام در مورد  سازمان همكاري بين المللي 

باور من اين است كه از بدو  تاسيس اين سازمان نتوانسته است خدمت به سزاء به جهان اسلام و انسانيت كند . 

اول منافع كشور هاي پول   دار  مسلمان مطرح است 

دوم خصومت هاي كه بين سعودي و ايران وجود دارد 

سوم يك عده كشور هاي اسلامي به شمول پاكستان و عربستان در قمر ايالات متحده امريكا است 

چهارم  در مسله افغانستان اينها مجبور هستند تا از مراجع بين المللي پشتيباني كنند ورنه مناسبات خود شأن خراب مي شود . مخصوصا كه طالبان از گروه تروريستي به شمار مي رود و جانبداري از طالبان ، جانبداري از تروريزم و مخالفت به موازين حقوق بشر است . همچنان طالبان اعلاميه حقوق بشر اسلامي را كه در سال ١٩٨١ در پاريس بين دول اسلامي به امضاء رسيده است نقض كرده اند . 

يك سال قبل همين سازمان ، طالبان و خون ريختن را تقبيح كردند . 

ملل متحد و سازمان همكاري اسلامي كه بعد از ملل متحد بزرگترين مجمع جهاني است ، هر دو  موسسات con game يا طراري هستند كه توسط چند كشور مقتدر اداره مي شود . در مجلس امسال دو متحد عمده يعني سعودي و پاكستان نقش عمده بازي خواهد كرد و اما هر دو بدون استيذان امريكا نه مي تواند به يك فيصله قطعي برسد 

فريد يونس 

كليفورنيا

درين مجلس ، وزير خارجه نامهناد افغانستان به حيث وزير خارجه دولت افغانستان نتوانست شركت كند مگر نقش شنونده را داشت . هيچك از ٥٧ كشور پيشنهاد نكردند كه افغانستان به رسميت  شناخته شود و به جاي اينكه به افغانستان كمك كنند از جامعه جهاني خواستند تا به افغانستان كمك هاي بشر دوستانه كنند . پاكستان خواست و يا كوشش كرد تا مجمع را قانع سازد تا كمك ها از طريق پاكستان تمويل شود كه اين بسياًر جالب بود . عمران خان پاكستان آرزو داشت تا در قضيه افغانستان مانند دوران جهاد در مقابل شوروي آن زمان رفتار كند . به حساب طنز هاي افغاني "گاو پير كنجاره خواب ميديد ". اين تقاضاي پاكستان واضح ساخت كه :

الف افغانستان قدرت انسجام پولي را ندارد و پاكستان بايد بالا بيني كند 

ب بايد زير دست پاكستان عمل كند . نشان داد كه نظام طالبان زير دستور پاكستان است . جاي تعجب نيست . روزي افغانستان از خيرات سر كمونيستان زير يوغ روسيه شوروي  بود و روزي از خير سر تكنوكرات هاي نادان زير دست امريكا  بود و حالًا از خيرات سر طالبان زير دست پاكستان . صدراعظم پاكستان با ابراز اين نكته كه افغانها به تحصيل و آموزش و پرورش زنان علاقه ندارند چيزيكه در اسلام مطرح است شديد به مردم افغانستان توهين كرد . اين مجلس يك اهانت به مردم أفغانستان و  نمايش جهاني احمقانه بود كه حتي مسلمانان را شرمنده ساخت . 

اگر طالبان بعد از معامله اي كه به قدرت رسيدند حقوق زن و مرد مسلمان را از نگاه مدني مساوي مي شناخت. دين را تحميل نميكرد. همه اقوام  را به رسميت مي شناخت . دست زن و مرد مسلمان را از كار نه مي گرفت و مردم بيكار نه مي شدند و فرار نه مي كردند ، افغانستان با اينكه با تحريم اقتصادي مواجه شد به اين فلاكت نه مي رسيد . طالبان نه تنها باعث فقر. و ورشكستگي كشور شدند كشور را مانند اشرف غني بي عزت و بي آبرو ساختند

اين بود يك واقعيت تاريخي افغانستان كه بايد ثبت مي شد . عضويت در سازمان همكاري اسلامي از بدو تاسيس يك افتخار نيست بلكه يك شرم است چنانچه در بانك جهاني كار كردن يك افتخار نيست 

فريد يونس 

دوشنبه ٢٠ دسامبر ، ٢٠٢١





هشدار به احمد مسعود

 داکتر تاج محمد مبلغ دو لک دالر مصرف کرد تا فامیل های خودش را از افغانستان به تاجیکستان انتقال داد. یک لک دالر به مولوی فصیح الدین و یک لک دالر به مولوی امان الدین پرداخت نموده و در ضمن ماهانه خرچ افراد مولوی فصیح الدین نیز به دوش، حاجی کاتب و داکتر تاج محمد میباشد.

 پسر مارشال فهیم،مستقیم تحت حمایت شبکه حقانی قرار دارد و ماهانه خرچ افراد انس حقانی به دوش پسر مارشال فهیم است. منبع:

 افراد داخل محافظین اش

 قبل از سقوط پنجشیر: دکتر تاج محمد حاجی کبار را قومندان قرار گاه شابه تعین کرد تا در صورت لزوم افراد قرارگاه شابه را از مقاومت باز دارد و چنین هم شد. داکتر تاج محمد در پنجشیر در خانه خودش، مقدار زیاد خوراکه انبار نموده بود و شکست پنجشیر شروع شد مجاهدین به کوه ها بالا شدند. جاهد توسط حاجی کبار به مردم آرد و برنج و روغن توزیع نمود و اکثر مجاهدین را از کوه ها پایین کردند. از پول های جمع کرده خویش، در دوشنبه صاحب بهترین آپارتمان ها و یک دربند حویلی میباشد همچنین در ترکیه نیز جای داد هایی خریداری کرده است و فعلا از جمله مشاورین ارشد جبهه قلمداد می شود!


برنمیگردانیم: ماجرای $800 هزار دلار میان سفیر افغانستان در دوشنبه و طالبان

 محمّد ظاهر اغبر، سفیر افغانستان در تاجیکستان می‌گوید، حدود 800 هزار دلاری را، که حکومت "تالیبان" می‌خواهد سفارت به کابل بازپس بفرستد، برنمیگردانند. 

 اغبر، امروز، 23-یوم دسامبر، بعد یک همایش در قرارگاه سفارت افغانستان، در صحبت به خبرنگار“ازیه-پلیوس”گفت، “طالبان”حق ندارند برگردانیدن این مبلغ را طلب کنند. زیرا به گفتة او، سفارت افغانستان یک ادارة رسمی کشور افغانستان است و از این رو، مبلغهای متفاوتی به اینجا سرازیر می‌شوند و "تالیبان" حق ندارند سؤالهایی در این زمینه بکنند. 

 بحث 800 هزار دلار واریزشده به سفارت افغانستان در دوشنبه را خبرگزاری“پژواک ”-ا کابل رسانه‌ای کرد. 

 به نوشتة این خبرگزاری در آخرین روزگار حکومت اشرف غنی به صورتحساب سفارت افغانستان در دوشنبه“سهواً”786 هزار دلار حواله شده است، که اکنون "تالیبان" با ارسال نامه‌ای خواستند این پول دوباره به کابل بازپس حواله شود. 

 خبرگزاری نوشته است، که این پول آگاهانه واریز و از حساب بانکی سفارت گرفته شده است. 

“اوّل این که ما گروه "تالیبان"-را به رسمیت نمی‌شناسیم. دیگر این که اینها که هستند، از ما طلب می‌کنند، که پول را برگردانیم. سفارت افغانستان در دوشنبه یک افغانستان کوچک دیگری است و این جا مردمان موته‌ادیدی کار و زندگی می‌کنند و حدود 10 هزار شهروند افغانستان در دوشنبه است، که امکان دارد ما هزینهایی پیدا کنیم و در اختیارشان بگذاریم”،-می‌گوید سفیر افغانستان. 

 اغبر بحث پولهای“اشتباهن”واریزشده را به موضعگیریهای سفارت در برابر "تالیبان" ربط می‌دهد و می‌گوید، که چرا آنها این اشتباه را در برابر سفارتهای دیگر نکردند و، در برابر سفارت دوشنبه کردند. 

“معلوم است، که شمشیر این سفارت در برابر آنها تیز است و در برابر آنها مبارزه می‌کند”،-گفت اغبر. 

“پژواک”نوشته است، که این پول به نام خراجات سفارت انتقال یافته، امّا محمّد ظاهر اغبر در مصلحت با امر‌الله صالح، معاون اوّل حکومت پیشین افغانستان، از حساب بانکی سفارت بیرون کشیده شده است. 

 خبرگزار متن نامة وزارت مالیة "تالیبان"-را به سفارت افغانستان در دوشنبه نشر کرده، که در آن گفته می‌شود، 31-ام ژوئیة سال 2021 (10-ام اسد 1400 هجری قمری) وزارت مالیه به سفارت بر علاوة 87292، 08 دلار برای معاش و بیمة طبّی دیپلماتها و کارمندان محلی، سهواً 785628 دلار نیز انتقال گردیده است. 

 وزارت مالیة طالبان خواسته است، که این مبلغ اضافی“هر چه عاجل به حساب واردات دولت در“بانک افغانستان”دوباره انتقال شود ”. 

“پژواک”با نقل قول به یک کارمند سبک‌دوششدة سفارت افغانستان در تاجیکستان، که از او نام نمی‌برد، نوشته است، که“این پول در روزهای اخیر حکومت پیشین، با نام معاش، بیمه و مصرفهای سه سال آیندة سفارت به تاجیکستان انتقال شده بود ”. 

 این منبع“پژواک”گفته است، که در حال حاضر حساب بانکی سفارت دوشنبه بسته شده است. 

 سخنگوی وزارت مالیة افغانستان، در مورد بیرون کردن پول یادشده از حساب بانکی سفارت گفته است: «این پول رسمی است، از آدرس (نشانه)-ا رسمی انتقال شده، اگر امروز باشد و یا فردا سفارت ما فعال می‌شود، در آن صورت اغبر هر جایی، که باشد مجبور است، که این پول را دوباره بپردازد». 

 به نوشتة“پژواک”محمّد ظاهر اغبر در یک پیام از طریق whatsapp به سؤالهای آنها پاسخ داده است، که: «نظام طالبان و نامة طالبان نزد ما رسمیت نداشته، وزارت خارجة افغانستان و سرپرست ریاست جمهوری عملاً فعال بوده، سفارت افغانستان در تاجیکستان در تمام موارد مطابق هدایت مقام وزارت خارجه و سرپرست ریاستجومهوری (امر‌الله صالح)-ا کشور وظایف خود را دمبال می‌نماید، در تمام موارد نزدشان مسئولیت دارد».




۱۴۰۰ آذر ۳۰, سه‌شنبه

ماست‌مالی دروغینِ‌کرزی در واکنش به اظهاراتِ بادارَش عمران خان.


نامه‌ی‌نهم سرگشاده‌ی من 

این‌بار عنوانی‌کرزی، آن  دسیسه‌کار که پس از بیست‌ سال جنایت بیدار شد. 


محمدعثمان نجیب


چرا تجزیه مهم‌تر از فدرالیسم است؟

 

               نوشته‌ی محمد‌عثمان نجیب

پارسی‌گویان، ازبیک‌ها، هزاره‌ها و ترکمن‌ها و ایماق ها و همه‌ اقوامِ‌ غیرِ پشتون بدانند که اگر به‌‌خود نیائیم‌ یا پنبه‌کاران خواهیم بود یا شالی‌کاران یا گندم دَرَوهای قبیله‌گراها.  


تسلیمی یک قوماندان مقاومت به طالبان

 خبر می رسد که قوماندان محبوب نجرابی که رزمنده گان مقاومت در درۀ فرخشاه نجراب را به عهده داشت، اخیراً از ارتفاعات کوهستانی پنجشیر پائین آمده و خود را به طالبان تسلیم کرده است. وی همه ای تسلیحات خود را به طالبان تحویل کرده است. علت این اقدام هنوز روشن نیست. 

آزار و اذیت مریم سما در کمپ البانیا

 مردم ما خاصیت های عجیبی دارند که نه درهنگام فاجعه، نه درحالت مرگ و نه در حالت در به دری آن را از کله خود بیرون می کنند. گزارش می رسد که شماری از افغانستان در کمپ البانیا، دست به آزار و اذیت روانی مریم سماء می زنند. همه در یک کشتی سوار اند اما کمتر کسی است که به خود فکر کرده و در خود نقب بزند. درهمان جا که همه محبوس اردوگاه هستند، شماری از کودکان را تشویق می کنند که با القاب و صدا های عجیب و غریب، مریم سما را آشفته بسازند. 

یک گروه کودکان را وامی دارند که از عقب سر مریم صدا کنند: فضلی ... فضلی...فضضضلیییی

حمدالله محب : طالبان میخواستند داکترغنی را اعدام نمایند

 



                           نوشته ی : اسماعیل فروغی

    اخیراً با نشرمصاحبه های پیهمِ حمدالله محب مشاورامنیت ملی اشرف غنی در رسانه های خارجی وداخلی ، بازبحث تسلیمی قدرت وفرارداکترغنی رییس جمهورسابق افغانستان دررسانه ها ودرمیان مردم داغ شده است.

    اظهارات حمدالله محب و مصاحبه های بحث برانگیزحامدکرزی ، زلمی خلیلزاد و اشرف غنی درحالی یکی پشت دیگرصورت می گیرد که رسانه های جمعی جهان و افغانستان ، قدم به قدم به حقیقت تسلیمی و فراررییس جمهوردست می یابند. روند کوششها نشان میدهدکه امریکاییان می خواهند ازمیان اینهمه روایات ضد ونقیضِ دست نشانده گان خویش ، آبروی رفته اش را ( اگرشود ) اندکی بازگشتانده ، راههایی برای ادامه ی عمرامارت طالبان تا زمان معین مورد نظرجستجونماید .

     به این اظهارات ضد و نقیض نظری می اندازیم :

   غنی می گوید : گریختم تا جنگ داخلی صورت نگیرد. 

    خلیلزاد می گوید: غنی امریکا راغافلگیرکرده ، خلاف نقشه ی دوحه ، بافرارخود فاجعه به بارآورد.

   حامدکرزی هم می گوید : اگرداکترغنی فرارنمی کرد توافق صلح بدست می آمد .

    وحالا حمدالله محب می گوید که اردو قبلاً کارآیی اش را از دست داده بود و اگر داکترغنی فرارنمی کرد ، اوهم همانند داکتر نجیب اعدام می شد.

   اما اصل گپ در کجاست که امریکاییان ازفاش شدن اش نگرانی دارند :؟ خیلی خیلی خیلی فشرده عرض می نمایم :

   غنی و تیم خبیث سه نفره اش ازقبل به دستورامریکاییان ، زمینه های تسلیمی قدرت به طالبان را فراهم می کردند . تضعیف روزتاروز اردو ، پوره نکردن اکمالات جبهات ، اجازه ندادن سرکوبی وقلع وقمع طالبان توسط کوماندوهای خیلی قوی وتسلیم دادن نوبت وار ولسوالی ها و شهرها وهمینطور قطعات نظامی به طالبان ؛ مطابق نقشه ها ی ازقبل تنظیم شده ی دوحه و دستورهای خلیلزاد به پیش می رفت.

     آنچه ازنقشه وسناریوی خلیلزاد وامریکا خارج شد این بود که : داکترغنی ( یا از سرلجاجت یا به دستور آی اس آی و یا بازهم به دلیل قومگرایی واینبارحتا قبیله گرایی اش ) ، با فرارناگهانی و خلاف انتظار، نقشه ی ازقبل تنظیم شده ی امریکاییان راسبوتاژکرده ، کلید ارگ را نه به ملابرادردرانی بلکه به حقانی خیل های غلجایی تسلیم نموده است.

     امریکاییان که قصد داشتند مطابق نقشه ی خلیلزاد ،آبرومندانه ازافغانستان خارج شده ، قدرت را بشکل مسالمت آمیز به نوکران سرکوبگرطالبی شان تسلیم داده ، با بدست آوردن مشروعیت بین المللی به آنان ، منافع سودجویانه ی شان را درمنطقه همچنان دنبال نمایند ؛ با فرارداکترغنی ازکابل ، غافلگیر و بعداً برآشفته شدند.

     بازهم فشرده تر:

    محمد اشرف غنی که نه متفکربود و نه باغیرت ، به مهره ی سوخته ی امریکاییان مبدل شده بود . این حقیقت رانتایج هردوانتخاباتی که غنی درآن با تقلب و به زورامریکاییان به کرسی ریاست جمهوری دست یافت ، به امریکاییان ثابت کرده بود.

     ودر قضیه ی سقوط و فرار : غنی در اوج بحران ، در همسویی با آی اس آی پاکستان ، از سرلجاجت و قبیله گرایی خلاف نقشه ی باداران امریکایی اش ازافغانستان فرارکرده ، قدرت را نه به ملابرادر درانی - مهره ی مورد پسند امریکاییان بلکه به حقانی های غلجایی خود اش - دست نشانده گان آی اس آی ، تسلیم نموده است . این تغیر نقشه و پلان با آنکه امریکاییان راعصبانی کرده وآنان را درباتلاق تحقیر وشکست غرق نموده است ؛ اما در نهایت امرهمانگونه که به حمدالله محب مجری این تحقیر و شکست - جاسوس شناخته شده ی شان دوباره اجازه ی بازگشت به امریکا داده و کوچکترین بازپرسی از او ننمودند ، دورنیست روزی که گناهان کبیره ی غنی فراری را هم عفونموده ، برایش اینبار لقب متفکراول را بدهند . 


۱۴۰۰ آذر ۲۹, دوشنبه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 22 | حمدالله محب؛ فیرِ سرچپه از تفنگ خالی


 

به من هدایت دادند تا امرِ آتش سلاح به موتر حامل دٰکترصاحب‌ رهین را بدهم

 


روایات زنده‌گی من.

نوشته‌ی محمدعثمان نجیب

بخش ۱۹۹


یک گروهی از طالبان در دورِ اول یک بخش ساحه‌ی مسجد شریف پل‌خشتی را فروخته بودند.

  

روایات زنده‌گی من

نوشته‌ی محمد‌عثمان نجیب

بخش ۲۰۰

مولوی قلم الدین در دو چهره‌ی مخوف و نرم.


دین ملامت است یا دین‌دار؟

  



این روزها حملات طالبان بر علمای دانای دینی زیاد شده است. درست مثلِ زمان غنی کرزی. تصمیم گرفتم بحثی را پیرامون دین ‌و دین‌دار آغاز کنم تا معضلِ اصلی شکافته شود. شاید کامل نیستند و لی آغازی برای ادامه خواهند بود.

نوشته‌ی محمد‌عثمان نجیب در چند‌بخش 



شکست کنفرانس اسلامی و شروع جنگ

 کنفرانس کشورهای اسلامی در اسلام آباد شکست خورد؛ این شکست، پاکستان را در وضع به مراتب بدتری در گرداب افغانستان رو به رو خواهد کرد. کشورهای اسلامی آب خود را بدون تصویب و مجوز امریکا نمی نوشند. جبهه جنگ از تخار یا بدخشان باز می شود. حکمتیار چند بار ازین راز پرده برداشته بود. 

حمدالله محب؛ فیرِ سرچپه از تفنگ خالی


برنامه 22 - کانال جمهوری پنجم

نمایشنامه نمک پاشی بر زخم های افغانستان

 به کارگردانی: غنی احمدزی و هنر نمایی حمدالله محب 


وضعیت صلح مسلح روسیه با ناتو


آیا این مطلب با وضعیت امنیتی در مدار افغانستان رابطه یی ندارد؟

 وزارت خارجه روسیه پیشنهادهای مشخص و گسترده ای برای موافقتنامه های امنیتی جدید بین روسیه، آمریکا و ناتو ارائه می کند.

 این پیشنهاد در بحبوحه فروپاشی واقعی روابط روسیه و ناتو در ماه‌های اخیر و ادعای ایالات متحده و متحدان اروپایی آن ارائه می شود که در هفته‌ها  اخیر این ادعا را مطرح ساخته اند که   مسکو برای حمله به اوکراین «آماده میشود» . مقامات و ارتش روسیه این ادعاها را رد کرده و غرب را به تشدید تنش مصنوعی و انتشار اخبار جعلی متهم کردند.  وزارت امور خارجه روسیه روز جمعه دو پیش نویس توافقنامه جامع در مورد تضمین های امنیتی بین روسیه، ایالات متحده و ناتو را مشروحا ارائه کرد که در آن تعهد مشترک به حل و فصل مسالمت آمیز همه اختلافات بین مسکو و بلوک غرب و تایید مجدد از سوی هر دو طرف پیشنهاد شده است با این مضمون که یکدیگر را دشمن خود ندانند». 

در پیشنهاد روسیه آمده است: «طرف‌ها باید تمام اختلافات بین‌المللی را در روابط متقابل خود با روش‌های مسالمت‌آمیز حل و فصل کنند و از استفاده یا تهدید به زور به هر نحوی که با اهداف سازمان ملل متحد سازگار نباشد، خودداری کنند». اسناد هر دو پیشنهاد در جلسه ای در 15 دسامبر در وزارت خارجه مسکو به نمایندگان ایالات متحده ارائه شد و با توضیح منطقی که مبنای این فکر روسیه تکمیل شده است.  از طریق ایجاد خطوط  ارتباط فوری اضطراری، مکانیسم های حل اختلاف، خویشتن داری در تمرینات ، ایجاد «خط تلفن» برای تماس های اضطراری بین طرفین . این اسناد طرفین را متعهد می‌سازد که «شرایط یا موقعیت‌هایی را ایجاد نکنند که تهدیدی برای امنیت ملی سایر طرف‌ها باشد یا تصور تهدید ممکن  شود». این پیشنهادها همچنین مکانیسم هایی را برای رسیدگی به اختلافات در مناطق خاص مشخص می کند.

 در این پیش‌نویس آمده است: «طرف‌ها باید گفت‌وگو و تعامل را برای بهبود مکانیسم‌ها برای جلوگیری از حوادث در دریاهای آزاد و بر فراز دریاهای آزاد (عمدتاً در منطقه بالتیک و دریای سیاه) حفظ کنند». این پیش‌نویس همچنین پیشنهاد می‌کند همکاری بین طرف‌ها برای جلوگیری از رویارویی‌های خطرناک در دریا یا بر فراز  دریاهای آزاد، «از جمله توافق بر سر افزودن بر حداقل فاصله نزدیک  شدن کشتی‌های جنگی و هواپیماها» به یکدیگر.  جنگنده روسی سوخو 30 هواپیمای جاسوسی آمریکا را بر فراز دریای سیاه اسکورت کرد – ویدئو 10 دسامبر، 14:49 به وقت گرینویچ.  این پیش‌نویس همچنین پیشنهاد می‌کند که روسیه و ناتو در برنامه‌ریزی نظامی و اجرای رزمایش‌ها برای کاهش خطرات احتمالی موقعیت‌های خطرناک بر اساس تعهدات خود بر اساس قوانین بین‌المللی، از جمله مواردی که در موافقت‌نامه‌های بین‌دولتی در مورد جلوگیری از حوادث در دریا در خارج از آب‌های سرزمینی تعیین شده‌اند، خویشتنداری کنند. و در حریم هوایی بالا و همچنین در موافقت نامه های بین دولتی در مورد جلوگیری از فعالیت های خطرناک نظامی». «به منظور حذف حوادث، فدراسیون روسیه و کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی نباید تمرینات نظامی یا سایر فعالیت‌های نظامی بالاتر از سطح تیپ را در منطقه‌ای با عرض و پیکربندی توافق شده در هر طرف مرز انجام دهند. 

خط فدراسیون روسیه و کشورهایی که با آن ائتلاف نظامی دارند و همچنین طرف‌هایی که عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی هستند.» این پیشنهادها طرفین را تشویق می‌کند تا «به طور منظم و داوطلبانه ارزیابی‌های تهدیدات و چالش‌های امنیتی معاصر را مبادله کنند، یکدیگر را در مورد تمرین‌ها و مانورهای نظامی آگاه سازند و مفاد دکترین نظامی خود را حفظ کنند». لاوروف می گوید هدف از رزمایش ناتو در دریای سیاه مهار روسیه است 8 نوامبر، 11:57 به وقت گرینویچ تعهد روسیه و آمریکا به عدم استفاده از قلمرو کشورهای دیگر برای برنامه ریزی حملات علیه یکدیگر پیشنهادات روسیه شامل تعهد طرف آمریکایی به عدم ایجاد پایگاه های نظامی در جمهوری های سابق اتحاد جماهیر شوروی که عضو ناتو نیستند و از گسترش بیشتر بلوک به سمت شرق خودداری می کند. «طرف‌ها از استقرار نیروهای مسلح و تسلیحات خود، از جمله در چارچوب سازمان‌های بین‌المللی، ائتلاف‌های نظامی یا ائتلاف‌ها، در مناطقی که این استقرار ممکن است توسط طرف دیگر به‌عنوان تهدیدی برای امنیت ملی تلقی شود، خودداری کنند، به استثنای چنین مواردی. استقرار در قلمروهای ملی طرف‌ها.» این سند می افزاید: «ایالات متحده آمریکا متعهد می شود که از گسترش بیشتر سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به سمت شرق جلوگیری کند و از الحاق به اتحاد به کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق جمهوری های سوسیالیستی خودداری کند». چنین تعهدی بر اوکراین و گرجستان که توافق نامه های همکاری امنیتی پیشرفته ای با ایالات متحده و ناتو دارند و احتمالاً کشورهای آسیای مرکزی که در دهه های گذشته با ایالات متحده همکاری نظامی داشته اند و میزبان پایگاه های ایالات متحده بوده اند تأثیر خواهد گذاشت. نخست‌وزیر بریتانیا قول داد در صورت حمله روسیه به اوکراین، نیروهای ناتو در اطراف این بلوک افزایش یابد. 15 دسامبر، 12:37 به وقت گرینویچ «طرفینی که کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی هستند، نباید هیچ گونه فعالیت نظامی انجام دهند.