-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آذر ۱۵, دوشنبه

من چرا روی این مساله برنامه دیداری ترتیب داده ام؟

 

قتل دپلومات های ایرانی درمزارشریف به دستور مقامات ایران

برنامه سیزدهم – کانال جمهوری پنجم 

این بار روی سخن ما بیشتر متوجه محافل روشنفکری و رسانه یی ایران است.

اکنون 23 سال می گذرد.




میخواهم تاکید کنم که کشتار 10 کارمند قنسولگری به اضافه محمود صارمی خبرنگار، کار طالبان نبود؛ بلکه آنان دریک وضع خاص،  به دستور سپاه پاسداران تیرباران شدند. سازمان اطلاعات سپاه به شدت از اسیرشدن آن ها هول زده شده و از احتمال گرفتن اعترافات تلویزیونی آنان ترسیده بودند. چون آن ها دپلومات نبودند.

بازهم توجه تان را به این کلید واژه ها جلب می کنم:

سهیل شاهین: پیش از رسیدن ما اتفاق افتاده بود.

فداحسین مالکی: هیچ شاهدی نداریم.

احمد رشید: با ارتباط مستقیم رادیویی ملاعمر صورت گرفته بود.

ایران 23 سال تمام از تبلیغات دروغ درین باره سود سیاسی می برد. این دروغ باید بمیرد. 23 سال تبلیغات وارونه درین باره درهمین جا توقف کند.

حکومت ایران تا به امروز روی بال های تبلیغات یک جانبه سوار داده، مردم ایران و جهان را از حقیقت اصلی کشته شدن 10 دپلومات و کارکن سازمان سپاه به اضافه یک خبرنگار، فریب داده اند/ تصویر معکوس پرداخته اند. سایه این دروغ به حدی سنگین بوده که اکثریت ایرانی ها و همچنان مردم افغانستان فکر می کنند که واقعاً چنین بوده است.


15 برج دلو/ بهمن ۱۳۹۹ - ۲ فبروری ۲۰۲۱ دست داشتن درقتل دپلومات های ایران را تکذیب کردند. 

سهیل شاهین درتهران:

 پیش از رسیدن نیروهای طالبان "این اتفاق افتاده بود.

فدا حسین مالکی سفیرسابق ایران درکابل -۱۳۸۹-۱۳۹۱- "حمله تروریستی به دیپلمات‌ها و نیروهای ما در مزارشریف توسط هیچ کدام از نیروی‌های افغانستانی صورت نگرفته.

آقای مالکی گفت "ما هیچ شواهدی در دست نداریم که طالبان اقدام به حمله تروریستی کرده باشد اما شواهدی داریم که این اقدام توسط یکی از سرویس‌های کشورهای همسایه صورت گرفته است."

20 سال پیش احمد رشید ژورنالیست پاکستانی درکتاب طالبان: اسلام مبارز، نفت و بنیادگرایی در آسیای میانه، گفته بود:  کشتار کارکنان قنسلی ایران در مزارشریف توسط «نیروهای خودسر» انجام شده ‌بود.

این سخن رهبران طالبان است؛ اما  احمد رشید به یک نکته باریک و مرموزی اشاره کرده بود که: قتل دپلومات های ایران از روی ارتباط مستقیم رادیویی محمد عمر و طالبان صورت گرفته بود.

حسین جعفریان سازنده فیلم مستند چی کسی ما را کشت، بدون هیچ مدرکی سازمان آی اس آی را نشانه می گیرد. پاکستان درسطح یک دولت، هیچ گاه با کشتن آشکار دپلومات ها و کارکنان سپاه پاسداران بی جهت چنین ریسکی نمی کرد/ نمی کند. هیچ انگیزه یی برای تحریک ایران علیه خود نداشت. تا امروز ایران وپاکستان درامور افغانستان با هم همگرایی دارند.

اما جعفریان در مصاحبه با پایگاه خبری "قدس آنلاین" در ۶ قوس یا آذر ۱۳۹۳

طالبان دخالتی در شهادت دیپلمات ها نداشت. 

جعفریان می گوید: سال گذشته ( 1392) بسیار کسانی را دیدم و به خود به ساختمان قنسلی در مزارشریف رفتم و « الله مدد شاهسون» را نیز با خود بردم تا به دقت صحنه بازسازی شود. ما حتی با «وحید مژده» از سران سابق طالبان مصاحبه کردیم و او هم به شدت دخالت طالبان را تکذیب می‎کرد."

حاصل این همه تحقیقات درسطح دولت ایران چی بود؟ مردم 85 میلیونی ایران! شما از نتیجه تحقیقات کشتار دپلومات ها غیراز ادعا های رسانه یی رسمی چه چیز بیشتری می دانید؟ مطمئنم که هیچی!

 داستانی من در آوردی که الله مدد شاهسوند ظاهراً از نجات یافته گان کشتار دپلومات ها، ایجاد روپوش رسمی و سفارشی بر اصل ماجراست. یازده نفر در دم کشته می شوند؛ شاهسوند زنده می ماند؟!  60 گلوله به ما شلیک کردند. دیگران کشته شدند او زنده مانده. شاهسوند گلوله ها را چی وقت و چطور شمارش کرد؟ هیچ گلوله یی به او اصابت نه کرد؟ کسانی که باید حذف می شدند تا به دام نیفتند؛ مطابق سناریو از زنده گی ساقط شدند؛ شاه سوند باید مابقی داستان را مطابق سناریو تعریف می کرد که کرد. 

 نگاه کنید شاهسوند چی می گوید: لحظاتی بعد که صداها کاملا قطع شد، یک لحظه از جایم بلند شدم و از آنجا خارج شدم.

اطلاعات ایران در آن زمان، درگیر یک جنگ و همچنان همکاری پیچیده، با احمد شاه مسعود و جناح طالبان بود اما همزمان، با هردو جناح در ارتباط بود؛ دقیقاً مانند امروز. گفته اند مرغ زیرک پایش در دو تله گیر می کند. اداره حراست اطلاعات سپاه در همان دام خودش گیر افتاد.

پالیسی ایران درآن زمان  به دامن زدن تحریکات در مورد تجزیه افغانستان متمرکز بود. معلوم نبود محاسبات شان چی بود؛ برخلاف امروز، که افغانستان را با نشر صد ها مقاله تبلیغاتی حوزه فرهنگی خویش اعلام می کنند؛ طالبان را صاحب افغانستان می دانند و درچهارچوب جغرافیای سیاسی کاملاً به اجندای طالبان وفادار است.

درآن زمان که کابل از دست رفته و جنگ نا برابر در شمال در گردش بود؛ شهید احمد شاه مسعود و دولت سیار استاد ربانی در وضع به شدت آسیب پذیر قرار داشت. نیروها درجنگ های چند جانبه کابل خسته و فرسوده شده و از نظر تجهیزات و مواد لوژستیکی در مضیقه سختی قرار داشت.

در همان ایام حساس، سردارناصری سرحلقه به ظاهر دپلومات ها درمزارشریف درتماس مخابره با شهید احمد شاه مسعود از روی یک نوع تکبر به طور یک جانبه از یک رشته تماس ها برای رسیدن به یک اجماع به هدف تصمیم در مورد تجزیه افغانستان اطلاع داده بود.

 این مداخله فرمانده اسطوره یی مقاومت را تا سرحد انفجار عصبانی کرده بود. حداقل انجنیرعارف سروری ازین مساله آگاهی دارد. 

جنگ مخفی از همان نقطه شروع و تا مرحله کشته شدن دپلومات ها ادامه یافت. مسعود می گفت پاکستان پای ما را قطع می کند اما اگر رژیم ایران دستش برسد؛ پای ما را از ناحیه ران اره می کند. 

نبرد نا برابر اطلاعاتی همانا دنبالۀ عملیات ضعیف سازی دولت اسلامی درکابل بود و مدت ها پیش از اشغال شهر مزارشریف و کشته شدن اطلاعات چی های ایران به روز به روز ۱۷ سرطان ۱۳۷۷ (۰۸ آگست ۱۹۹۸) نیز ادامه داشت.

طالبان برای سقوط شهر مزارشریف آماده می شدند. دو روز پیش از تقرب قوای طالبان به سوی مزارشریف حادثه یی پیش آمد که هیچ گاه مقامات ایران درباره آن سخن نگفته و به مردم خویش اطلاع رسانی نکرده اند.




نبرد دستگاه های تاکی واکی و رادیویی

اطلاعات تزریقی: دپلومات های ایرانی در مزارشریف را زنده دستگیر کنید و از آنان می شود اعتراف گرفت که نیات ایران در مورد تجزیه افغانستان- فیلم باید در اختیار سازمان ملل قرار گیرد.

قنسولگری درناحیه اول شهر مزار، کنار مکتب سلطان رضیه- امنیت ساختمان به دست افراد حرکت اسلامی-  هم زمان اداره های قنسولی ایران در هرات و جلال آباد هم فعال بودند و اگر طالبان قصد بازداشت دپلومات های ایرانی را در سر می پرورانیدند؛ ابتداء از بازداشت دپلومات های ایرانی در همان شهر ها شروع می کردند. 


با شروع عملیات طالبان از استقامت دو راهی حیرتان به سوی شهر، ایرانی ها گرفتار وهم و سردرگمی شدند.  از اسلام آباد و تهران پیوسته طالب کمک می شدند. نقاط ضعف درمزار تثبیت و گریزگاه ها مسدود شده بود. ناگهان اطلاعات ایران به افراد خود به نام سید اسد و علی محمد از محافظان قنسولی اخطار کردند که طالبان وارد شهر شده و به سوی قنسولگری روان اند. آن ها به سید اسد و علی محمد دستور داده بودند که اجازه ندهند دپلومات ها زنده به چنگ طالبان بیفتند.

سفیر ایران به مقامات پاکستان متوسل شده که دپلومات های ما را نجات دهید. شبکه اطلاعاتی احمد شاه مسعود به وسیله مردی به نام زمان لبیب به سید رؤف از اعضای حوزه مرکز حرکت اسلامی پیغام می دهد که از شهر بگریزند. گفته شد که به سید حسین انوری ووحیدالله سباوون هم بگویند که به سرعت شهر را ترک کنند. 

شهر محاصره شد و دستور مرجع اطلاعاتی ایران به سید اسد و علی محمد ابلاغ شد که دستور قبلی را برای جلوگیری از بازداشت دپلومات ها عملی کنند: حذف!

دپلومات ها را در زیر زمینی ساختمان هدایت کرده و آنان را به رگبار بستند سپس اجساد کشته شده ها را به صحن لیسه سلطان رضیه منتقل کردند و خود از صحنه فرار کردند.

به دنیا نشان می دادند که طالبان دپلومات ها را کشته اند. ناگزیر بودند برای پاسخ گویی به افکار عمومی در ایران و بهره برداری از واقعه کارزار داغی را به راه اندازند. 

بعد ها اطلاع رسید که این قضیه دریک مجلس خصوص به نحوی از سوی محمد درز کرده بود. خانه اش در ناحیه مهاجرنشین مشهد واقع بود. بعد از مدتی هردوی آن ها در یک برخورد مشکوک در بالاحصار مزارشریف هدف گلوله قرار گرفته جان سپردند. 

ایران از تبلیغات وارونه به خاطر کشته شدن دپلومات هایش امتیازاتی به دست آورد. ملامنان نیازی را به قتل ایرانی ها متهم کردند تا موقعیت او را در بین طالبان تقویت کنند. ملا منان فرد ارتباطی  شبکه حراست سپاه مشهد بود. وی در مدرسه جامی تربت جام شهرک مرزی سنی نشین تحصیل دینی کرده؛ درهمان زمان که سردار ناصری مسوولیت بخش سپاه پاسداران ناحیه تربت جام و سیستان بلوچستان را به عهده داشت، ملامنان را استخدام کرده بود. او به اسم مستعار آقای احمدی با سپاه رابطه تنگاتنگ داشت. سردار ناصری خیلی سعی کرده بود که ملامنان نیازی درسطح رهبری طالبان عروج کند. اما تلاش هایش به جایی نرسید.



ملا منان نیازی از طایفه اچکزایی، متولد رباط سنگی هرات، در 21 ثور 1400 در منطقه میر داوودهرات کمین خورد و زخمی به کابل آورده شد. درکابل درگذشت. سوال است که حکومت غنی با ملانیازی چه کار داشت؟ ایرانی ها به طور نا مرئی کمک می کردند که روابط بین ملامنان و حکومت غنی تقویت یابد.

از جمله اتهامات او مشارکت در صدور و اجرای دستور کشتار دیپلمات‌های ایرانی در مقر کنسولگری مزارشریف در سال ۱۳۷۷ و پس از آن اجبار مردم هزاره به پذیرش مذهب غیر از تشیع و یا ترک افغانستان و قتل آنها می‌باشد.

احمد رشید، یکی از خبرنگاران پاکستانی که در آن سال ها در مزار شریف بوده، در کتاب خاطرات خود نوشته است که در جریان حمله‌ گروه طالبان بر مزار شریف، ملا نیازی از بلندگوهای مسجدها، داد می‌زد: «هزاره‌ها مسلمان نیستند یا مسلمان شوند و یا افغانستان را ترک کنند در غیر اینصورت کشته می شوند. هر کجا که بروند دست‌گیرشان می‌کنیم. اگر به زیر زمین بروند و پنهان شوند، از موهایشان بالا می کشیم، اگر به آسمان بروند از پاهایشان. شیعه‌های مزار، شما سه انتخاب دارید: «یا سنی شوید، یا به ایران بروید و یا بمیرید.» 


ایران از ابتدای روی صحنه آمدن طالبان درسال 1994 درپی ایجاد فرکسیون طالبان ایران بود. این فرکسیون تا اکنون درهیأت شورای مشهد و زاهدان فعالیت دارد. گروه انشعابی طالبان از سوی سپاه پاسداران ایران به عنوان یک ریزرف در جنگ های مخفی ایجاد شد. – تولد او را 1968 گفته اند. در دور اول، درننگرهار، بلخ، کابل و هرات به مقام های دست دوم گماشته شد – او ظاهراً با انتصاب ملااختر منصور پس از ملاعمر مخالفت می کرد – شاید یک نوع گریزی بود تا در مخالفت با اخترمنصور شد داده شود؛ زیرا اخترمنصور به ایران نزدیکی داشت.

در ماه عقرب ۱۳۹۴ ملا محمد رسول رهبرگروه انشعابی و ملا عبدالمنان نیازی معاونش معرفی شد.

در حمل ۱۳۹۵ ملا محمد رسول در جریان سفر به پاکستان بازداشت شد. ( هیچ کسی نه گفت کی بازداشت کرد؟ درکجا؟ حالا کجاست؟ تاریخ مصرف ملارسول تا همان جا بود تا صحنه به ملانیازی باز شود.) داستان مرگ و زنده‌گی و یا بازداشت و رهایی ملا رسول روشن نیست. این کار سپاه پاسداران بود.

شبکه سپاه ذهنیت سازی می کرد که این گروه انشعابی را دولت اشرف غنی به وجود آورده، این این گروه، از فرآورده های اپراتیفی سپاه بود.

خامنه ای از آماده گی ارتش برای عمل «قاطع» دستور آماده باش داد. اما مقامات سفارت پاکستان دراسلام آباد به طالبان اطمینان می داند که قصد ایران فقط تهدید تبلیغاتی است. با آزاد شدن راننده های کامیون های ایرانی در مزارشریف ظاهراً اوضاع تغییر کرد. 

با وجود این توفات تبلیغاتی درظاهر، طالبان با سپاه وو زارت خارجه ایران ارتباط داشتند. هیات به سرپرستی عبدالحق وثیق معاون اول ریاست استخبارات عمومی طالبان از راه دریاچه نیمروز به خاک ایران گذشت. 


سفر مخفیانه هیات های طالبان در اوج دشمنی ظاهری طالبان با ایران:

12 عکس


ویزای ایران که از سوی وزارت خارجه به محمد طاوس – 2001- 4- 9

دکتورای کشاورزی و دام داری – نام موسسه که وی مشغول به کار است: امارت اسلامی


پاسپورت سعید الرحمان ولد شاه نور، شغل تجارت، تاریخ صدور پاسپورت از کابل – 2001- 6- 14 از لغمان


مشخصات ویزای ایران به محمد حضرت حبیب – شماره گذرنامه 013151، انجنیرمخابرات- تاریخ و محل صدور پاسپورت: وزارت امور خارجه – شرکت نورهان – در پاسپورتش نوشته شده: کارمند امارت اسلامی


سید محمد نعیم فرزند سید محمد ابراهیم – شماره گذرنامه، تاریخ صدور: 2001- 6- 13 – انجنیر، شرکت نورهان


عبدالوکیل ناصری- شماره گذرنامه 012303 SE – کارمند وزارت آب و برق امارت اسلامی


فدا محمد فدوی – مشاور فنی آریانا- تاریخ و محل صدور گذرنامه -  اکتوبر 1998


بنا برین، خویشاوندی پروتوکولی ایران با سازمان های تروریستی از جمله طالبان هیچ گاه از هم گسیخته نخواهد شد. سازمان اطلاعات روسیه اعلام کرده که 23 گروپ تروریستی چند ملیتی داخلی و خارجی درافغانستان زیر چتر حاکمیت طالبان کمربسته و فعال اند. ما درین که ایران با همه ای این 23 گروپ تروریستی سروسری داشته باشند، هرگز نباید هیچ شکی داشته باشیم. 

از توجه تان سپاسگزارم. تا برنامه بعدی بدرود.