-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آذر ۱۳, شنبه

یکی از همان «اقلیت خائن»

 


ذبیح الله ساعی

به‌جای خجالت‌کشی از کارنامه‌ی سیاه دزدی، اختلاس و فرار نامردانه از میدان نبرد؛ ساعت برند هزاران دالری بر دست، دریشی فرنگی لوکسِ مزین به بوی پروانه‌ای در جان، در کمال چشم سفیدی آمده و با ذهن گندیده، از تقسیم‌بندی مردم سرزمین ما به اقلیت و اکثریت سخن می‌گوید.

 این جوانک ناخوانده ملا و یک‌شبه به‌جای رسیده باید بداند که همه شهروندان این سرزمین صاحب این کشور و اکثریت اند و در این سرزمین اقلیتی جز مشتی خاین، وطن‌فروش و فراری که سالیان سال بر گرده‌ی ملت سوار شده، از پول بیت‌المال تا توانسته دزدیده و سرانجام هم وطن را فروخته و ملت خویش را در کمال درمانده‌گی در میدان رها نموده است، وجود ندارد. بدین‌ترتیب اگر اکثریتی وجود دارد، همانا مردم مظلوم و ستم‌کشیده‌ی این سرزمین است که همواره از بهر آینده‌ی بهتر به این یا آن دسته از فرزندان مدعی خدمت‌اش دل‌بسته و سرانجام نه‌تنها از هیچ‌یک خیری ندیده که هر یکی به نوبه خویش دلش را شکسته، برسرنوشت‌اش قمار زده و هست و بودش را به تاراج برده یاهم در بازار سیاه معامله‌گری‌های خویش از بهر خشنودسازی هرکس و ناکسی به حراج گذاشته است.

 آری، در این سرزمین حداقل از یکی دو صده‌ی اخیر بدین‌سو فقط دو دسته از مردم زندگی داشته اند؛ یکی اکثریت مظلوم، ستم‌دیده، سرگردان، ناامید و مایوس و دیگری اقلیت خاین، دزد، ستم‌پیشه، معامله‌گر، بیگانه‌مزدور، جبون و فراری!