-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ دی ۶, دوشنبه

جنرالان خاین و بگیل خاموش باشید

                                     

محمدعثمان نجیب

  پسا سقوط دادنِ نظام توسط غنی کرزی و گروه‌های خاین شان  و سپردن وطن به پاکستان و گروه متحجر طالبانی یک کار دیگری رواج یافته که جنرالان و فرماندهانِ ناکار و بی‌کفایت و‌ وزرایجاده‌های قیرریزی‌شده‌ی شهرها و کلان شهرها بی‌وقفه و بی‌آزرم در شبکه‌های مختالف دیداری و شنیداری و نوشتاری یا گفتار حضور پیدا می‌کنند. آنان با حضور سرافکنانه در تقلای تبرئه‌ی خود از بی‌کفایتی و جنایت‌های شان اند. اما نه‌می‌دانند که مخاطبان شان همه مردمِ‌عام نیستند که رموز و ‌فنون جنگ و دفاع و سیاست و اداره و رهبری و قوتِ مانور و ممارست ها را نه داند. فرمانده یک گروه ۹ نفره در شرایط جنگی صلاحیت تصمیم‌گیری خود مطابق محاکمه‌ی وضعیت در منطقه را دارد. راه‌های مختلف

و روش‌های گونه‌گون را محاسبه کرده از امکانات لوژستیکی تا جعبه‌خانه و زراد‌خانه‌های ثابت و سیار را ‌می‌سنجند. کشف اراضی، مطالعات، قبلی،  برنامه‌های پیش‌روی و پس‌روی، همه و همه ارزیابی می‌شوند. چگونه بود که فرماندهان بزرگ گردان‌ها و. سپاه‌های مجهز نه‌دانند که چی‌می‌کنند؟ همه به این نتیجه رشیده بودند که غنی خاین است و کرزی و عبدالله مزدوران آمریکا و ‌انکلیس و ایادی کشورهای منطقه اند. احتمالات سقوط یا بن‌بست را کدام یک تان سنجیدید؟ از وزیر تا وکیل و از سرباز تا مارشال. زمان‌های بسیار طولانی داشتید تا صدا بلند می‌کردید، آن‌چه را امروز و بی‌فایده نعره سر می‌دهید درست مثل یک‌ جنرال مسئول، وطن‌دوست و فداکار آن زمان و قبل از وقوع حادثه به اطلاع مردم می‌رساندید. کنفرانس‌های خبری برگزار می‌کردید، اطلاعات رسانه‌یی می‌دادید، شفرها و مکاتیب و‌ مستندات رسمی از خود به جا می‌گذاشتید که شما از مداخلات هوش‌دار داد بودید. استعفا می‌کردید و تدابیر خود را در جزوتام‌ها و قطعات‌ِ تحت فرماندهی تان وقایه می‌کردید. فرمانده لشکری و‌ کشوری بودید،‌ بودنه‌بازی نه داشتید که با یک لگد بگیل شده و گریز را اختیار کنید. اگر صد فیصد نه پنج فیصد منسوبانِ تان تحت امر تان بودند. از آن‌ها استفاده کرده تجهیزات و سلاح‌های عسکری را تا اندازه‌یی پنهان کرده و دورتر از قرارگاه‌های اصلی و محرمانه انبار می‌کردید. این مصاحبه‌ها جزء شرمنده‌گی چیز دیگری برای شما بار نه‌می‌آورند و قناعت نه‌می‌دهند. بهتر است خاموش باشید و به زخم‌های ملت نمک نه پاشید. این‌جا مصاحبه‌ی فرمانده پوده‌‌ی قول‌اردو را می‌بینید که مثل فیل پندیده و سخنانی را 

می‌کوید که اطفال روی جاده بهتر از او تحلیل می‌دهند.  آقای فرید احمدی گریه‌های کودکانه دارد: