-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آذر ۲۹, دوشنبه

حمدالله محب؛ فیرِ سرچپه از تفنگ خالی


برنامه 22 - کانال جمهوری پنجم

نمایشنامه نمک پاشی بر زخم های افغانستان

 به کارگردانی: غنی احمدزی و هنر نمایی حمدالله محب 



شرح شناسنامه حمدالله محب

دکتور محب در ماه دسمبر سال 1983- از روستای قیلغوی ولسوالی خوگیانی ننگرهار، در ولایت کابل دیده به جهان گشود. 

 او از شانزده ساله گی در بریتانیا به تحصیلات پرداخت و در سال 2004 از کالج Uxbridge بریتانیا در بخش IT سند فراغت گرفت.

این که این 21 سال را چطور و درکجا گذراند کمترین معلوماتی درشناسنامه اش وجود ندارد. راز اطلاعاتی است. چطور، چه زمانی، پایش به لندن کشیده شد؟

به عنوان کارشناس تکنالوژی معلوماتی برای سازماندهی حمایت از ویندوز در اروپا و روسیه از سال 2006 تا به 2007 وظیفه اجرا نمود.

بعد دوباره به تحصیل بازگشت و از پوهنتون Brunel بریتانیا در سال 2008 از بخش انجینری سیستم کمپیوتر پوهنتون متذکره سند لیسانس گرفت.

اما اطلاعات دیگر می گوید که حمد الله محب در یک کمپ پناهجویان در کویته پاکستان دیده به دنیا گشوده است؛ درپاکستان درس خوانده و به شگوفایی رسیده است. وی پس از نگونساری ادارۀ طالبان درسال 2001 وارد افغانستان شد و آموزش عالی خود را دردانشگاه امریکایی پی گرفت. از همان جا به انگلستان وامریکا فرستاده شد.

اما کمتر کسی میداند که در هنگام دوره دکترا، خانم او به عقد یکی از بلند پایگان شاخه خراسان داعش که اکنون به رهبری آن گروه رسیده است؛ در می آید. این خانم به شدت رادیکال و جسور است. او بخشی از کار های امور نسوان رهبر شاخه خراسان را انجام میدهد. در سال دو هزار و چهار، خواهر حمد الله محب  به عقد قاری نورزی در می آید. این قاری برادر حاجی بشرنورزی است. نورزی مسول مالی طالبان که اکنون در امریکا به جرم مدیریت یک باند بزرگ مواد مخدر درگوانتامو بود که درجریان مذاکرات خلیلزاد با ملابرادر در دوحه، هیأت طالب از مایک پمپئو خواستار رهایی فوری او شده بودند. 


حمد الله محب هنگام سپری کردن دوره دکترا ( گزپرانک از ماستری) با یک امریکایی ازدواج کرد.


در سال 2011 دوباره به بریتانیا و پوهنتون Brunel بازگشت و بدون آن که دوره ماستری را طی کند، خیز برداشته و بالای مدرک دکترای خود کار کرده بود. دانشگاه برونل پاسخی دارد درین باره؟

در سال 2014 در بخش مطالعه ارتباطات تصویری 3D موفق به دریافت سند دوکتورا ( PHD ) خود گردید. چند برنامه کامپیوتری را تا حالا ساخته و بنام خود درج کرده؟

تا این مرحله هیچ تحرک سیاسی ندارد.

ناگهان جبرئیل سیاسی بر وی ظاهر می شود مأموریت بسیار کلان به وی ابلاغ می شود که برود افغانستان. در انتخابات 2014 افغانستان از ستاد انتخاباتی دوکتور اشرف غنی حمایت کرد. اتومات 15 اگوست 2015 سفیرامریکا وسفیر غیرحضور درپنج کشور امریکای جنوبی شد. یک روز هم در یک دفتر دپلوماتیک هم کار نکرده بود.

در 31 ساله گی. دقیقاً شش سال بعد درست درهمان تاریخی که سفیر شده بود، درهمان 15 آگست، کل کشور را به تروریزم تحویل داد. آیا این تاریخ ها به نظر شما تصادفی می آید؟

27 آگست 2018 – پنج سنبله 1397 مشاور امنیت ملی تعیین می شود. بی آن که یک روز درمسایل صلح وجنگ درین کشور غرقه درجنگ پیچیده کارآموزی کرده باشد. درهمان سال ها بهترین چهره های جوان از نهاد های حقوق بین الدول، گواهینامه در جیب داشتند؛ اما سر گردان می گشتند. حمدالله محب جوان 35 ساله فاقد تجربه نظامی، فاقد تجربه دپلوماتیک بود که سفیر همزمان در پنج کشور بود. 

 هزاران متخصص درین دوره رکود بیکار وترکاری فروش شدند؛ این دردانه انگلیس وامریکا بخشی از اشرافیت پراشوتی بود.

 به زودی به ارگ خواسته شد و تا روز فرار درباشگاه ارگ بود. 

توجه کنید به این معلومات کوتاه:

مشاور امنیت ملی پاکستان

ناصر جنجوعه جنرال سه ستاره یکی از مشاوران امنیت ملی پاکستان را بنگریم، او تجربه 40 سال کار در فوج پاکستان داشت. قومندان سپاه هفتم در جنوب پاکستان، معاون ستاد ارتش پاکستان و ریس دانشگاه دفاعی پاکستان 

مشاور امنیت ملی ایران:

علی شمخانی مشاور شورای عالی امنیت ملی ایران است، وی 37 سال تجربه نظامی و سیاسی دارد، شمخانی به رتبه نظامی دریادار نایل شده و در پست های وزرات دفاع، وزارت محافظین انقلاب و فرماندهی نیروهای دریایی کار کرده است و مدال شجاعت را در سال 2003 از خامنه یی بدست اورده است.

محب در برنامه "رودرو با ملت" شبکه خبری سی‌بی‌اس – رادیو آزادی – صدای امریکا سخن گفت.

سند تحویلدهی کابل به شبکه حقانی:

 با محمد اشرف غنی، رییس جمهور پیشین افغانستان، به این تصمیم نهایی رسیده بود که در صورت رسیدن جنگ به کابل، باید آقای غنی و حکومت وی جنگ را "باختگی" بگیرد. ( چرا؟ سالانه چهارنیم میلیارد دالر هزینه سکتورهای دفاعی بود. حداقل پانزده سال هزاران هزار مختصص جنگی ناتو وامریکا درآموزش قوای دفاعی تبلیغات کرده بود.  چرا جنگ به کابل برسد؟ جنگی که هیچ گاه به کابل نرسیده، بود چطور غنی و محب رسیدن دشمن به کابل را حتمی گرفته و جنگ را هم باخته گی فرض کرده بودند؟)

فیصله قبلی شان مطابق پلان همین بود.


خیلی ساده می گوید زمانیکه طالبان به دروازه‌های کابل رسیدند، تصمیم گرفته شد که آقای غنی کابل را ترک کند. مردم را احمق فکر کرده است.


غلط گویی دیگر: در مورد خروج آقای غنی از افغانستان هیچ مشورت و هماهنگی با جانب امریکا صورت نگرفته بود.

از زمان ترمپ تا سقوط، یک روز درمیان کاخ سفید گفته می رفت که ما خارج می شویم. درهرملاقات تلفنی به غنی گفته می شد ما درتاریخ معین خارج می شویم. سفیر و قوماندان امریکا دم دست تان. هم آهنگی دیگر چه معنی دارد؟

تمام سازمان اردو دراختیار تان. هرچه از دست تان می آمد می کردید. هم آهنگی یعنی اگر خارج می شوید ضمانت بدهید که ما چپه نشویم.


بعداً تصمیم تاریخ می گیرند تا قبل از برگزاری محفل انتقال رسمی قدرت به طالبان، قدرت را به غلزایی های شبکه حقانی تحویل دهند. فاجعه ناگهان برسرمردم افغانستان فرود آمد. رعد وبرق وحشت و سراسیمه گی به غرش در آمد. همه چیز یک شبه دود شد. امید های نوپای مردم برباد رفت. 

غنی و محب کار خود را کردند. محب می گوید:تصمیم خروج ما از افغانستان "صد در صد" به سود افغانستان بوده است.


خطر کلان که با آن روبه رو بودیم این بود که افغانستان ممکن بود به سمت جنگ داخلی برود، و کابل ویران شود. کدام خطر؟

از امرالله تا سرور دانش، از بسم الله تا عطا نور و صدها پایدل کشال دیگراز شما بودند و هنوز هم به شما وفادارند. این خطر کلان داخلی از کجا بود که باید به قیمت سقوط افغانستان به دامن پاکستان تمام می شد؟

اشتباه شما این بود که پهلوان پنبه های فیس بوکی نخبه گان و اربابان غیر پشتون را «خطرکلان» قیاس کرده بودید. آن ها خطربه شما نه برای اقوام خود بودند. محاسبه شما غلط بود.


پس فرار امری فوری نبود. یک اجندای از قبل بود که غنی خودش گفته بود. منابع اطلاعاتی خبر می دادند که تماس با طالبان زیاد شده است. تعویض، برکناری و تقاعد جنرال های جنگ از دو سال پیش شروع شده بود و تبدیلی قوماندانان قول اردو در دوماه آخر که تسلیم دهی شروع می شد، تازه گزینه شده بودند. 

امریکا درگریز غنی دست داشت: مقام‌های حکومت افغانستان و هم استخبارات امریکا اطلاعات داشتند که بر اساس هدایت ادارۀ استخبارات نظامی پاکستان (آی‌اس‌آی) طالبان تصمیم داشتند تا پس از رسیدن به کابل رییس جمهور غنی را "اعدام" کنند.


بزرگ ترین دروغ امریکا: او گفت که هیچ کسی، نه حکومت افغانستان و نه هم ایالات متحده چنین پیش‌بینی نکرده بودند که سقوط افغانستان به این سرعت صورت گیرد. استخبارات ایالات متحده چند هفته پیش از سقوط افغانستان به دست طالبان پیش‌بینی کرده بود که پس از خروج امریکا، آن کشور در جریان شش‌ماه به دست طالبان سقوط خواهد کرد.


دروغ یک جانبه محب: در روزهای نزدیک به سقوط به جز برخی قطعات خاص، نیرویی برای مقاوت علیه طالبان وجود نداشت.

فرمانده امیری: امیر اسماعیل خان در تماسی با جناب صلاح الدین خان ربانی بعد از هماهنگی و پشتی بانی از یکدیگر شان ابراز داشت که دیشب حمد الله محب مشار ارشد امنیت ملی اشرف غنی به وی هشدار داده است که بالای طالبان حمله نکند چونکه در توافق بین حکومت و طالبان توافق صورت گرفته است که هفتاد فیصد جغرافیای افغانستان را به طالبان واگذار کنیم تا این خون ریزی و این جنگ خونین چهل ساله داخلی خاتمه یابد،

همچنان اسماعیل خان افزوده است که حمد الله محب میگوید استاد محقق استاد عطا محمد نور جنرال دوستم استاد سیاف حکمت یار کریم خلیلی امر الله صالح سرور دانش همه در این مورد توافق کرده اند که هفتاد فیصد خاک افغانستان در صورتی که این جنگ چهل ساله خاتمه یابد به طالبان واگذار شود که این واگذاری شامل قریه ها و ولسوالی ها می شود و سی در صد منطقه های که در کنترل حکومت باشد عبارت اند از شهر های بزرگ و مراکز ولسوالی ها

همچنان توافق شده است که اگر طالبان از ولسوالی ها بالای مراکز و شهر های بزرگ حمله کنند حکومت موظف است که آنها را بطور جدی سرکوب نماید،

و همچنان توافق شده است که حکومت باید جلو دخالت احزاب را بگیرد که علیه طالبان قد علم نکنند بدون دخالت هیچ گروهی و یا سران احزاب حق مداخله در زمان  تسلیم دهی را ندارند، بعد از تسلیم دهی هفتاد فیصد منطقه مذاکرات و آتش بس دائمی فورا آغاز میشود.

یادداشتی از جنرال ارسلا خان زاده: ضیاء سراج: دستوراست که هلمند را به طالبان بدهید!

ضیاء سراج تحت امرکی بود؟ یکی از خواهر های احمدضیا سراج همسر جنرالی «آی اس آی» می باشد.


محب می گوید: نیروهای امنیتی تلفات زیادی داده بودند و در ماه‌های نزدیک به سقوط شمار زیادی از نیروهای امنیتی وظیفه را ترک کردند و شماری نیز به طالبان تسلیم شده بودند.

این سرپوش گذاری روی فساد، خویش خوری، قوم پرستی و دزدی باند سه نفره بود. درکدام اخبارشنیده اید که ماه ها قبل از سقوط، اردو وپلیس گروه گروه تسلیم طالبان شده بودند؟

اما اصل گپ درانحلال نظام این جاست: محی میگه که رهبران سیاسی با طالبان در تماس بودند و «شماری از آنان حتا خواب رهبری حکومت را موقت می‌دیدند. کدام رهبران؟ اگرچنین تماسی بود، چرا حکومت موقت نمی آید؟

این درخت شوم از آن جا آبیاری شد: غنی در اوایل شروع مذاکرات دوحه گفته بود که نمی گذارد تجربه سقوط دکترنجیب تکرار شود. 


بی جهت نبود که غنی صراحتآ گفته بود شما را یا به زور قوم ، یا به زور شمشیر ویا توسط خارجی ها از صحنه سیاست دور می سازم.

https://www.facebook.com/watch/?v=422452595797682

مسعود اندرابی: محب با شبکه حقانی تماس دایم داشت.

خود محب: خلیل الرحمان حقانی فقط از من خواست تسلیم شوید!

خلیلزاد: اشرف غنی با فرار از کابل روند انتقال مسالمت آمیز قدرت را سبوتاژ کرد. چرا جلو آن را نگرفتید. سی آی ای کل کره زمین را کنترول می کند؛ از تلفن محب با حقانی بی خبر بود؟ امریکا تصمیم گرفته بود که سقوط باید به همین شکل اتفاق بیفتد تا سناریوی پس از سقوط به درستی تطبیق شود. نتیجه: تحویلدهی افغانستان به پاکستان درهم آهنگی کامل بین محب، غنی، خلیلزاد و پاکستان صورت گرفت.

حمدالله می گوید دولت به قطعیت "خروج آمریکا در هر شرایطی" باور نداشت. ازیک نظر راست است که ابتکار اندیشیدن و محاسبه دقیق کار یک مزدور نیست وظیفه ارباب است. این مزدوری میراثی و تاریخی افغانستان را دو باره ویران کرد.

او افزود که "فکر می‌کنم این یکی از دلایلی است که ما نتوانستیم نتیجه دیگری را در نظر بگیریم."

مگر دروغ می گوید: عقب نشینی وواگذاری ولسوالی ها، قطعات اردو، واگذاری تسلیحات در میدان. طالبان حتی سه روز بعد از تخلیه ولسوالی ها و سنگرگاه های دولتی به آن جا رسیدند. 

در "آخرین لحظه‌" او و رئیس محافظت رئیس جمهور تصمیم گرفتند. ( کاملاً دروغ)