-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آذر ۱۳, شنبه

اطلاعیه فشرده به معامله گران/ نویسنده رزاق مأمون

 

با این اعلامیه، آخرین بار اتمام حجت می کنم.

جمعی از بقایای پنجشیری تیم کرزی و اشرف غنی، درتلاش اعمال نفوذ بر رهبری جبهه مقاومت اند. 

همه ای میدان گریخته ها، و تسلیمی های داوطلب، حرف و حدیث می بافند تا رهبری جبهه جنگ را که یک روز هم در آن جبهه حضور نداشته و ندارند؛ به فرد مورد نظر خویش بسپارند. این درحالی است که مردم را سهل و آسان زیرساطور بربریت طالبانی رها کرده و خود گریخته اند و تنها دغدغه یی آزار دهندۀ شان این است که جایداد های فرعونی غیرمنقول شان درکابل و کلان شهر ها در دست طالبان افتاده است.

به نظر می رسد که معامله گران از واقعیات میدانی وضعیت مطلع نیستند و فقط به گزافه گویی های مبالغه آمیز و داستان های فراموش شدۀ « دوره جهاد» هم دل خود را آب می دهند و هم قصد شان این است که ذهنیت سازی کنند.

این جماعت، افغانستان، کابل و پنجشیر را قدم به قدم به دشمن تحویل دادند؛ حالا با لفاظی درپی توجیه کردار خویش اند. دانه درشت های معامله، به درخواست های مکرر من برای یک گفت وگوی مفصل و بی پرده پاسخ ندادند؛ برعکس مضطربانه تلاش دارند جبهه مقاومت را دو شق کرده و به همان راهی بروند که کرزی و غنی برای شان ترسیم کرده است. 

من به حکم وجدان، مطالبۀ تاریخ و روح دردمند مردم خویش، این جماعت را دردایرۀ استجواب فرامی خوانم. «بزرگان» خود خوانده دیگر درصحنه حضور ندارند؛ صحنه را به نفع شخصی و خدمت به غنی و کرزی به دشمن واگذارده اند. صفت «بزرگ» به کسانی اطلاق نمی توان کرد که کابل، اردو، پنجشیر و همه جا را رها کرده و سوار برهواپیما، راهی امارات، ترکیه و دوشنبه شده اند. «بزرگان» نسل نو درحال ظهور است که هم اکنون لحاف شان برف است؛ و بزرگی شان ایستاده گی و نیروی هویتی - تاریخی است.

این بار خطا نکنید! چانس خطا کاری ندارید. احمد مسعود قدرت روانی خود را دربرابر این هیأت از دست ندهد.

من به نام مردم، به نام افغانستان، به نام عدالت و به نام تاریخ، شما را در اذهان عامه بمباران خواهم کرد. همین بمباران ها برکتی بوده است که تا کنون ارکان خیانت و معامله، درپس درها انتظار وخسته مانده اند. این ها هنوز گمان می کنند که رزمنده گان جوان مقاومت در بسترگاه های کوهستانی، چشم به راه شان اند. هنوز درک نکرده اند که هرگاه پای شان به پنجشیر برسد از سوی جبهه بازداشت و به دادگاه نظامی سپرده می شوند.