-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آذر ۳۰, سه‌شنبه

حمدالله محب : طالبان میخواستند داکترغنی را اعدام نمایند

 



                           نوشته ی : اسماعیل فروغی

    اخیراً با نشرمصاحبه های پیهمِ حمدالله محب مشاورامنیت ملی اشرف غنی در رسانه های خارجی وداخلی ، بازبحث تسلیمی قدرت وفرارداکترغنی رییس جمهورسابق افغانستان دررسانه ها ودرمیان مردم داغ شده است.

    اظهارات حمدالله محب و مصاحبه های بحث برانگیزحامدکرزی ، زلمی خلیلزاد و اشرف غنی درحالی یکی پشت دیگرصورت می گیرد که رسانه های جمعی جهان و افغانستان ، قدم به قدم به حقیقت تسلیمی و فراررییس جمهوردست می یابند. روند کوششها نشان میدهدکه امریکاییان می خواهند ازمیان اینهمه روایات ضد ونقیضِ دست نشانده گان خویش ، آبروی رفته اش را ( اگرشود ) اندکی بازگشتانده ، راههایی برای ادامه ی عمرامارت طالبان تا زمان معین مورد نظرجستجونماید .

     به این اظهارات ضد و نقیض نظری می اندازیم :

   غنی می گوید : گریختم تا جنگ داخلی صورت نگیرد. 

    خلیلزاد می گوید: غنی امریکا راغافلگیرکرده ، خلاف نقشه ی دوحه ، بافرارخود فاجعه به بارآورد.

   حامدکرزی هم می گوید : اگرداکترغنی فرارنمی کرد توافق صلح بدست می آمد .

    وحالا حمدالله محب می گوید که اردو قبلاً کارآیی اش را از دست داده بود و اگر داکترغنی فرارنمی کرد ، اوهم همانند داکتر نجیب اعدام می شد.

   اما اصل گپ در کجاست که امریکاییان ازفاش شدن اش نگرانی دارند :؟ خیلی خیلی خیلی فشرده عرض می نمایم :

   غنی و تیم خبیث سه نفره اش ازقبل به دستورامریکاییان ، زمینه های تسلیمی قدرت به طالبان را فراهم می کردند . تضعیف روزتاروز اردو ، پوره نکردن اکمالات جبهات ، اجازه ندادن سرکوبی وقلع وقمع طالبان توسط کوماندوهای خیلی قوی وتسلیم دادن نوبت وار ولسوالی ها و شهرها وهمینطور قطعات نظامی به طالبان ؛ مطابق نقشه ها ی ازقبل تنظیم شده ی دوحه و دستورهای خلیلزاد به پیش می رفت.

     آنچه ازنقشه وسناریوی خلیلزاد وامریکا خارج شد این بود که : داکترغنی ( یا از سرلجاجت یا به دستور آی اس آی و یا بازهم به دلیل قومگرایی واینبارحتا قبیله گرایی اش ) ، با فرارناگهانی و خلاف انتظار، نقشه ی ازقبل تنظیم شده ی امریکاییان راسبوتاژکرده ، کلید ارگ را نه به ملابرادردرانی بلکه به حقانی خیل های غلجایی تسلیم نموده است.

     امریکاییان که قصد داشتند مطابق نقشه ی خلیلزاد ،آبرومندانه ازافغانستان خارج شده ، قدرت را بشکل مسالمت آمیز به نوکران سرکوبگرطالبی شان تسلیم داده ، با بدست آوردن مشروعیت بین المللی به آنان ، منافع سودجویانه ی شان را درمنطقه همچنان دنبال نمایند ؛ با فرارداکترغنی ازکابل ، غافلگیر و بعداً برآشفته شدند.

     بازهم فشرده تر:

    محمد اشرف غنی که نه متفکربود و نه باغیرت ، به مهره ی سوخته ی امریکاییان مبدل شده بود . این حقیقت رانتایج هردوانتخاباتی که غنی درآن با تقلب و به زورامریکاییان به کرسی ریاست جمهوری دست یافت ، به امریکاییان ثابت کرده بود.

     ودر قضیه ی سقوط و فرار : غنی در اوج بحران ، در همسویی با آی اس آی پاکستان ، از سرلجاجت و قبیله گرایی خلاف نقشه ی باداران امریکایی اش ازافغانستان فرارکرده ، قدرت را نه به ملابرادر درانی - مهره ی مورد پسند امریکاییان بلکه به حقانی های غلجایی خود اش - دست نشانده گان آی اس آی ، تسلیم نموده است . این تغیر نقشه و پلان با آنکه امریکاییان راعصبانی کرده وآنان را درباتلاق تحقیر وشکست غرق نموده است ؛ اما در نهایت امرهمانگونه که به حمدالله محب مجری این تحقیر و شکست - جاسوس شناخته شده ی شان دوباره اجازه ی بازگشت به امریکا داده و کوچکترین بازپرسی از او ننمودند ، دورنیست روزی که گناهان کبیره ی غنی فراری را هم عفونموده ، برایش اینبار لقب متفکراول را بدهند .