-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ دی ۲۸, سه‌شنبه

چهره نمایی یک دولت فدرال دربلخ


کشمکش پاکستان با حوزۀ روسیه و هند در افغانستان شمالی

نکات عمده گفت وگو با جناب محمد فقیر ودان در کانال جمهوری پنجم





طالبان با اعزام کندک های انتحاری به جان مردم میمنه، کم کم با پای خود روی ماین انفجار اجتماعی پا گذاشت. شب و روز تلاشی خانه ها درجریان است و تعداد زیادی از مردم ولچک وزولانه به زندان برده شده اند.

اما نفرات عالم مخدوم که اکنون به ریاست تحقیق کابل منتقل شده، حداکثر هنوز مسلح اند. فاریاب دو باره خیزش خواهد کرد؛ این بار همزمان با قیام چندین ولایت.

دلیل چیست؟

چون راه دیگری نیست. طالبان یک قدم از سیاست خود در برابر مردم عقب نمی رود.

سوال این است که جبهه مقاومت به رهبری احمد مسعود چرا حتی از نشر یک اعلامیه هم درهمگرایی با مردم میمنه خود داری کرد؟

شاید پلانی در راه است و مشاوران منطقه ای نمی گذارند چرا که ترکیه علیه طالبان موضع می گیرد.

در شمال، جبهات مخفی از دو طریق کنترول می شود: مفرزه های آی اس آی به طور مستقیم و شبکه حقانی

جبهه مقابل: اداره های استخباراتی حوزۀ روسیه و هند جمع ایران

اخیراً ترکیه هم به جمع بازیگران ضد طالب نزدیک شده.

هدف پاکستان: مرحله اول: تثبیت موقعیت نظامی، سیاسی، امنیتی و رهبری ولایات

مرحله دوم: تقرب به میدان بازی و تعامل در جئواکونومیک بزرگ آسیای میانه

ابزار ورود: هسته های افراطی و ایدیولوژیک در کشورهای آسیای میانه که از سه دهه تا کنون زیر نظر آی اس آی و پول های عربستان نیرومند شده اند – اعمال قدرت نظامی و مذهبی طالبان – تشدید کار استخبارات و ارسال سیل نیروی جنگی به شمال

چالش ها: بسترغیرطبیعی به طالبان غیر پشتون- مخالفت مردم، قدرت نمایی طالبان ازبیک وتاجیک – خطر اغتشاش ازدرون  و باز شدن جبهه جنگ و عقب گرد به سوی کابل.


اهداف عملیاتی متفقین چه است؟:

 جلوگیری از بزرگ شدن هژمونی پاکستان - به عقب راندن پاکستان به مناطق جنوب هندوکش – متلاشی کردن ماشین جنگی طالبان در شمال

امریکا چه موضع دارد: ازنظر استراتیژی امنیتی باید برشمال دو باره مسلط شود از طریق ایجاد جبهات جنگی بلک واتر افغانی و غیر افغانی - حفظ وابسته گی راهبردی با پاکستان – بازی های کلان با روسیه و چین از همین نقطه از همین سنگرگاه افغانستان

افغانستان نیمه مستقل به تاریخ پیوسته است.

ترکیب اجتماعی و ساختار سیاسی و نظامی شمال باید یک دست شود. با عملیات مداوم ازطریق زور و سرکوب. وقت کم است. تا شروع جنگ قومی از درون، تصرف شمال از هر نگاه تکمیل شود.

کوچانیدن کتله ای مردم از مناطق بومی شان – جا به جایی ده ها هزار ناقل مسلح – ایجاد انضباط خشن و سرکوب گر- قلع و قمع فرماندهان با نفوذ،  و ایجاد لشکرجنگی پیاده ازمردم ازبک و تاجیک.

نادیده گرفتن یکی ازین موارد، شمال از دست شان می رود.

ترور چهره های نظامی سرکش و نوظهور درصدر برنامه طالب و پاکستان باید باشد. پاکستان اول باید مقاومت و موانع را در سراسر شمال به طور کامل ریشه کن کند تا به خیز بعدی آماده شود.

همه چیز باید در شمال فیصله شود.

تاجکستان خط اول جنگ علیه طالب و پاکستان است. گردش نا مریی مفرزه های اطلاعاتی روسیه و تاجکستان در سراسر افغانستان شمالی درجریان است. شکستن این جبهه پنهان در توان طالبان نیست. آی اس آی باید خودش مستقیم مسابقه بدهد.

بین ازبیک وتاجیک برای بیرون راندن پشتون ها وطالبان به استقامت جنوب درقدم اول اتحاد به وجود می آید. اما مشکل است از حالا پیش بینی شود که در صورت انهدام طالبان و پاکستان درشمال افغانستان، همدستی واتحاد بین ازبیک و تاجیک به حال خود باقی بماند. مگر این که ازبکستان وترکیه شریک پروژه بعدی باشند. و از شراکت خود راضی هم باشند.

گرفتن استقلال افغانستان شمالی فوری به اعلام یک جمهوری جدید زمینه فراهم می کند. ادامه شکست های طالبان می تواند جنبش خود مختاری در هزارستان را در تاریخ روی صحنه بیاورد.

طالب چه شکست بخورد چی پیروز موقتی شود و چه رکن عمده جنگ بدون نتیجه باقی بماند؛ دیگر از افغانستان واحد خبری نخواهد بود. افغانستان گذشته با همان ساختاری که قبل از 15 آگست 2021 داشت دیگر هرگز برنخواهد گشت؛

مگر با تغییرقطعی درساختار و توزیع همه پذیر قدرت.

شرط این کار، فیصله جمعی کشورهای بازیگر است. که جنگ و پوشش سیاسی طالب و نیروهای ضد طالبان را از خزانه خویش تمویل می کنند.

پاکستان فعلا صاحب قدرتمند افغانستان است. امید دارد که با تصفیه قوماندانان غیر پشتون، یک نظم آهنین ایجاد کند.

 اما پاکستان از نظر اقتصادی درمقابل هند، کشور نا توان و متکی به کمک های امریکا است.

حالا که خود را به استملاک افغانستان آماده کرده، شکستش دیر یا زود و شاید خیلی زود تر از شکست شوروی و امریکا اتفاق بیفتند.

در نبردهای تاریخی شمال، مصرفش بالا میره و مجبور است به یک انتخاب تازه متوسل شود: به سیاست های نوع صدام حسینی خاتمه – جرأت وارد کردن ارتش خود به جنگ افغانستان را ندارد. اگر چنین کاری کند، با واکنش قدرت های دیگر مواجه می شود.

پس، به شراکت منصفانه درسیاست افغانستان قانع شود – روسیه و هند و حتی ایران هرگز نمی گذارند که خطرناک ترین ارتفاعات آسیایی یعنی کوهستانات هندوکش پایگاه دایمی افراطیون و پاکستان شود.

قبل ازهمه مردم افغانستان به ارتش سراسری علیه آن ها تبدیل می شوند. چنین روندی از بهار سال نو دیده خواهد شد.

بدون شک پاکستان پیش خود به گزینه های بعد از جنگ های فعلی فکری کرده است.

نگاه روسیه به حیث بازیگراصلی در آسیای مرکزی نسبت به شکل وساختار افغانستان آینده یا افغانستان شمالی آینده خیلی تغییر کرده است.

این تغییر نخستین نشانه اش ایجاد یک دولت فدرال در بلخ باستان می تواند باشد. در ایجاد دولت فدرالی بعد از بیرون راندن طالبان از شمال و جنوب، همه کشورهای شامل درقضیه، موقعیت خود را پیدا می کنند.

هدف استراتیژیک روسیه:

نسبت به نوع حکومت و این که چی گونه شمال افغانستان به یک قلعه اطمینان و نا شکن با قدرت قوی سیاسی تبدیل شود تغییر کرده است.  و اعضای پیمان امنیت دسته جمعی آینده یک نظام سیاسی کارآمد و فاقد افراطیت و ترور است.

همان گونه که انگلیس در قرن نوزده، افغانستان را به دژ محافظتی هند بریتانیایی تبدیل کرد؛ اکنون روسیه و چین نیاز به ایجاد یک برج بلند و محافظتی درافغانستان شمالی دارند. روسیه نیاز دارد که شمال افغانستان منطقه حایل بین پاکستان و حوزه روسیه باشد.

 البته بعد از بیرون راندن قشون نیابتی پاکستان ازسراسر شمال. ما هنوز از پروژه داعش و لغو آن پروژه در شمال از سوی امریکا اطلاع درستی نداریم؛ اما اگر دراکرائین جنگی درحال وقوع باشد، شکی نیست که امریکا ناخون افگار روسیه را از طریق شمال افغانستان فشار خواهد داد.

یک نکته از همین حالا مشخص است: روسیه هرنوع تحرکات داعش وطالب به سوی حوزه آسیای میانه رابا همان شکلی پاسخ می دهد که در سوریه داد.