-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ دی ۱۸, شنبه

پشت دستی محکمی که امریکا در شورش ناکام قزاقستان خورد!

 

 راشا تودی- یولیا ویتیازوا

ترجمه نعمت بوستانی

چند روز بعد از تعطیلات سال نو میلادی حوادثی در قزاقستان رخ داد که سناریوی آن از قبل آشنا بود و علایم آن نیز از سه سال قبل هر از گاه خود را نشان می داد.



 قزاقستان، با تلاطم های فضای پس از اتحاد شوروی که در برخی از جمهوری های سابق روی داده می شد، مانند جزیره‌ ای با ثبات به نظر می رسید که در آن سناریوی اکراین، تقریباً غیر ممکن می‌ نمود اما در یک دورانی، سلطان نظر بایف (رئیس جمهور سابق)، اشتباه بزرگی را مرتکب شد و دست به تشکیل یک دولت جدید در این کشور زد و نام آن را "دولت ملی" گذاشت. میوه‌های تلخ آن اقدام اکنون به ثمر رسید. پیامد هایی در انتظار بود. نمونه به ثمر رسیدن این روش‌ها، سال‌ها پیش در اکراین و مدل ناموفق آن در بلاروس، هنوز مورد مناقشه دانشمندان علوم سیاسی و حتی مردم عادی قرار گرفته است.

طی سال‌های گذشته با وجود هشدارهایی که از طرف دوستان قزاقستان، به مقامات این کشور داده می‌شد، با تکبر و غرور، تجارب و گوشزد دیگران جدی گرفته نشد و با خیال اینکه «این اتفاق برای من نخواهد افتاد» دچار خود فریبی شده بودند.

در هر صورت این اتفاق رخ داد و علی‌ رغم اینکه کشور برای مدت طولانی آبستن  اعتراضات بود، تعرضات سراسری «تولد» یافت. معترضین قزاق، از مراحل مختلف از آن جمله مطالبات مسالمت آمیز، غارت و عملیات تروریستی و حتی تا سر حد سرنگونی حکومت پیش رفتند.

در بزنگاه این روزها بود که رئیس جمهور قزاقستان، هوشیاری به خرج داد و مانند «ویکتور یانوکویچ» (رئیس جمهور اسبق اکراین) از معرکه فرار نکرد و همکاران و کشور خود را تنها نگذاشت. البته ایستادگی رئیس جمهور، اقدامی است قابل ستایش اما پس از اینکه با همکاری نیروهای حافظ صلح سازمان امنیت جمعی، نظم و آرامش بر قرار شود، مقامات این کشور باید روی اشتباهات اساسی خود به تفکر بنشینند. در غیر این صورت تهدید«میدان» بعدی مانند شمشیر داموکلس، همچنان بالای سر آن‌ها و کشور خواهد بود.

چنین حوادثی با این ابعاد، بدون دخالت نیروهای خارجی، انجام آن غیر ممکن بود. بواقع یک شبه آشکار گشت که حمایت از «میدان» قزاق، توسط افرادی که هنوز خواب خوش تبدیل کشورهای پسا اتحاد شوروی به عنوان مستعمرات و تحت کنترل واشنگتن، بروکسل، لندن و یا آنکارا می بینند عیان گشت.

در روند مبارزه « نا امیدانه برای آزادی من و شما» همه دمُ ها ی چرکین پیشین و نئوپلاسم های تازه مانند NEXTA (کانال تلگرامی زبان روسی مستقر در لهستان) آشکار گردیدند که با وجود عدم موفقیت و شکست در هدایت سازماندهی کودتا در جمهوری بلاروس، همچنان امکاناتی برای «کمک‌های برادرانه» به قزاق ها را در نظر دارند.

بهر صورت، امکاناتی که در NEXTA ذخیره شده و می‌شوند باید در مکان های دیگری مورد بهره برداری قرار بگیرند. چنانچه در بلاروس نتیجه نداد لااقل در قزاقستان شاید بتوان موفق شد. قاسم توکایف، رئیس جمهور این کشور از سازمان پیمان امنیت جمعی تقاضای کمک کرد و بر اساس این در خواست، در اسرع وقت به یاری این کشور شتافتند. موضوعی که در محاسبات غرب نمی گنجید.

 اکنون آرشیو خاطرات بمباران یوگسلاوی، حمله نظامی به عراق و « استقرار دمکراسی» در لیبی و دیگر کشورها را در اختیار داریم.

هژمونی طلبهای جهانی، بسیار آزرده خاطر ند که چرا قاسم توکایف، برای مشورت با سفارت آمریکا تماس نگرفت و از مسکو و مینسک طلب یاری کرد. روز دوم شورش،"مکفول" سفیر سابقآمریکا سؤال میکند:« چی شد؟ ما 30 سال است که با قزاقستان دوست می باشیم اما آن‌ها دست کمک بطرف ما دراز نکردند!»

بار دیگر باید گوشزد کرد که زمان جهان تک قطبی و هژمونی و انحصار قدرت سپری شده است. امریکا باید به جهان جدید عادت کند و به راه‌های مسالمت آمیز بیاندیشد. تجربه قزاقستان شاهدی دیگر بر این مدعا است. شما نباید سد راه شوید و در آستانه مذاکرات موضوع با اهمیت اکراین، و عدم گسترش ناتو در شرق، عقلانیت را از دست بدهید، در غیر این صورت، شگفتی هایی بیشتر از یاری به قزاقستان و جلوگیری از سقوط آن به دامن شما خواهید بودکه خود داستانی است کاملاً متفاوت.