-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ بهمن ۲۳, شنبه

آخرین دولت درافغانستان چه گونه فروپاشید؟


 مروری بر کتاب طبقات سامری؛ نویسنده: محمد شاه فرهود

یادداشت های بحث درین باره در جمهوری پنجم




طبقات سامری نامی است که به ثروتمندان طلاخور و تازه به دوران رسیده در کتاب طبقات سامری اطلاق شده است. کتاب در جنوری 2020 به قلم محمد شاه فرهود، از سوی انتشارات شاهمامه نشر شده است. 

درکتاب آمده است که طبقات عجیب و غریب پولساز و توده های میلیونی نادار درافغانستان به طور خلق الساعه در قلمرو سیاسی واقتصادی مملکت پدیدار شده است. 

خصوصیت طبقات حاکم درافغانستان نیم قرن پسین چی گونه قابل توضیح اند؟


دولت هایی که در 4 دهه پسین در افغانستان یکی پی دیگر آمدند و رفتند، که حتی به فورمول ارسطو، ماکیاولی، هابز و روسو  و تصویری که از دولت در آثار خود ارائه داده اند؛ جور در نمی آید. نه مانند جمهوری باستانی بوده نه مثل سلطنت غیر دینی ماکیاول، نه به لویاتان شباهت دارد؛ نه نتیجه قرار داد اجتماعی است. به زور بیگانه و نا مشروع زاد وولد شده اند. 

پس شکل وشمائل دولت های عجیب در چهار دهه پسین، از چه نوع اند تعریف تاریخ برای نسل آینده از چنین دولت ها چی گونه خواهد بود؟


آخرین دولت:

نگاه محمد شاه فرهنود به پنج سال ریاست جمهوری داوود خان تاییدی بر ساختار آن است. یعنی وقتی آخرین دولت از هم پاشید؛ دیگردولتی روی پا نشده است.

وی می گوید: دولت داود دولتی بود دارای حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، استقلال، ساختار نظامی و دفاعی، امنیت، پرستیژ بین المللی، جدایی دین از دولت، کنترول پول و بازار، ثبات سیاسی، پلان های استراتیژیک اقتصادی، رشد سرمایه گذاری های صنعتی، اشتغال، آزادی زنان و غیره 

اما ما دیدیم که چنین دولتی، با بدترین زلزله یا بی ثباتی شدید از بین برده شد!

فرهود خود درین باره درگفتمان جمهوری پنجم پاسخ هایی داد.


حاکمیت های توته توته، پس از جمهوری داوود خان، لانه جواسیس، مافیا ووابسته به خارجی بود.

جمهوری اول نیم چهره اش دولت ایدیولوژیک بود و با حامی خارجی در پیوند بود. درسراسر پنج سال جمهوری، کشور به حیاط خلوت جواسیس خارجی تبدیل شده بود. آثار متعدد روسی و اروپایی از آن پرده برداشته اند. آخرین دولت، در واقع پاشنه آشیلی داشت که زمینگیرش کرد. آن پاشنه آشیل چی بود؟


تفاوتش با جمهوری کرزی و غنی درچی بود؟

درطبقات سامری تصویری از جمهوری های کرزی و غنی ارائه شده بدین شرح:

یک رئیس جمهور، هم قرآن دارد؛ هم انجیل. هم شمشیر دارد؛ هم خورجین، یک وزیرهم بوجی دارد؛ هم شمارۀ بانکی. یک والی هم غارتگر است هم فرمانبر. یک وکیل، هم پول می سازد، هم قانون. یک سناتور، هم خان اس؛ هم ثناخوان. یک قاضی، هم رشوت خور است؛ هم مفتی. یک سارنوال هم وند گیراست؛ هم دزدگیر. یک شاروال هم دریانوش است؛ هم قطره نوش. یک امنیتی، هم جیب دارد؛ هم پشتاره. یک سفیر، هم از مهاجر می زند؛ هم از تاجر. یک ولسوال، هم سوته دارد؛ هم سوغات. یک قوماندان، هم قراول دارد؛ هم قیماق. یک سخنگو، دو تا سخن در گلو دارد و صد تا عریضه در دهن. یک مافیا؛ هم میلیاردر است هم فرمانروا

دولت کرزی وغنی، یعنی مجمع غارتگران وابسته به خارجی، لانه جواسیس، مافیا، احزاب معامله گر، تنظیم ها و گوساله های زرینی بود که به از دهان شان طلا و جواهر می ریخت.

ایدیولوژی یک تکنوکرات بی ریشه، و یک فرمانده فرعونی تنظیمی با هم مشابه بود؛ یعنی پولسازی؛ ایدیولوژی شان غیر از ثروت اندوزی و حرص چیز دیگری نبود. 

محمدشاه فرهود نوشته است:  این دولت ها همیشه نمایندۀ ثروتمندان، زمین داران و زورمندان بوده اند. هیچ گاه یک معلم فقیر اما دانشمند به پارلمان راه نیافت. یک استاد دانا و متخصص به ارگ راه نیافت و به مقام ولایت نه رسید.

مگرما می شناسیم معلم هایی را که یک پای شان به ارگ، یک پای شان به دوبی، شب شان درمقام ولایت و روز شان دربازرسی از بنادر بود. 

میلیونرهای سمارق وار که در جریان قدرت وبعد از برکناری از مقام، در جمع میلیونرها داخل شد و قطار بادیگارد ها، موترهای زره را به دنبال می کشید. و پیوسته بین اماکن تفریحی، مهمانخانه ها و دفاتر مجلل بازرگانی خویش بین کابل و دوبی در رفت و آمد.

حکومات کرزی و غنی از نظر طبقاتی، نمونه هولناک بی عدالتی و فروپاشی ارزش ها بود.

از سلطنت امانی تا ظاهر خان جایگاه دولت و طبقات حاکمه تا حدودی ثبات داشت.

خوانین و ملاک در جایگاه تاریخی و سنتی شان ثبات داشتند. علی بابا ها ظهور نکرده بودند.علی بابا ها در قصه چهل دزد بغداد ( قصه ای درهزار و یک شب) که چوپان روستا نشین در یک شب به سوی غار دزدان برود و به گنج برسد. 

اما دردولت غنی وکرزی، علی بابا های نکتایی دار، قره قلی پوش، لنگی پوش از زمین فساد و بی پرسانی روییدند و جایی برای نفس کشیدن طبقات پائین دست نماند. شما علت این امر در چی می دانید؟

جنگ وتفنگ، سلسلۀ طبقانی را از هم پاشید و طبقات نوینی را جا به جا کرد. 

در 4 دهه، جای دولت های مشروع و با ثبات خالی بوده است. دولت ها همچو شرکت سهامی با حضور تکنوکرات، تنظیمی، تیکه داران قومی، تیکه داران مذهبی، جنبشی، سلطنتی، مافیا و متفرقه، همه چیز را به شکل غنمیت تقسیم کردند.

 دورۀ خاصی که دولت های بی ثبات، طبقات بی ثبات به وجود آورد. طبقات ترانزیتی که بعد از سقوط رژیم مفقود شده اند. مانند سقوط دولت اشرف غنی.

فرهود به غیر از تکنوکرات ها، تنظیمی ها جنبشی ها، سلطنتی ها، از متفرقه هایی هم نام برده است؛ با سابقه افغان ملیتی، شعله یی، پرچمی، خلقی و ستمی. تا مقامات کلیدی ارگ، وزارت، معاونت، سفارت، ولایت ریاست، دسته جاتی که از هویت های حزب وتشکیلاتی خویش طلاق گرفته اند. 

این افراد: ازطریق روابط با حلقه تکنوکرات ارگ، تنظیمی ها و جنبشی ها،از طریق پشتوانه خارجی

مجلس نشین امپراتور های دالر شده و نقش گریس در ماشین قدرت و ثروت را بازی می کردند.

دولت های بعد از 2001، به دولت شباهت ندارد؛ شبه دولت هم نیست. حتا اداره نیست؛ داره است. شبکه ای ازروابط مافیایی، خانواده گی، مافیای حزبی، استخباراتی، سیاسی، اقتصادی، قومی، مذهبی

خود کامه گی و تمرکز قدرت، مشاور دانی، مشاورین داخلی، کرزی 110 مشاور داشت. تنها 31 مشاور در امور قومی.

غنی 484 مشاور، معاش شان سالانه میلیون ها دالر. شاه حسین مرتضوی می گوید که غنی 112 مشاور دارد که 50 نفر شان از دوره کرزی است. 

عبدالله 111 مشاور، اما جاوید فیصل اعلام کرد که  80 نفر است. ( آریانا نیوز 2018) از 4 تا 6 هزار دالر معاش

مشاورخارجی مشوره نه، بل فرمان می دهد. در مکتوب رسمی به امضای اشرف غنی آمده که آقای ولفگانگ پلاسا به حیث مشاور ارشد ریاست جمهوری با معاش ماهانه 41 هزار و دو صد و پنجاه دالر.