-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ بهمن ۲۱, پنجشنبه

دیدگاه سیاسی(۲)

نوشتۀ حفیظ منصور

مارشال فهیم: 


فهیم خان، تجارب کاری اش را در زیر سایه یک درخت تناور بنام احمد شاه مسعود، فرا گرفت. ولی رهبری برای وی پس از شهادت مسعود، بصورت غیر مترقبه بدست آمد. 

او آشکارا استاد ربانی و احمد شاه مسعود را به باد ملامت‌می گرفت و معتقد بود، که جنگ های سال های پسین در اکثر موارد زاده افزون خواهی آن‌ها بود، به نظر فهیم خان، زعامت در افغانستان حق پشتون هاست. و این استاد ربانی و احمد شاه مسعود بود که به مداخله در حق دیگران باعث جنگ و بد گوی شده بودند.  

از نظر مارشال فهیم، اتحاد و همدستی دو قوم عمده ( پشتون و تاجیک) کلید ثبات درامنیت افغانستان می‌باشد و از این که معاون حامد کرزی بود، خشنود و راضی به نظر می رسید.

 او می فرمود: ریاست یک قندهاری و معاونیت یک پنجشیری(خودش) می تواند، ثبات در کشور را تأمین کند و عدالت را برقرار سازد. 

فهیم خان به نقش ساختار سیاسی در اداره و رهبری یک کشور واقف نبود، از این رو در  تسوید و تصویب قانون اساسی افغانستان به خود زحمت نداد، او فکر می کرد هرگاه خودش به عنوان معاون نخست ریاست جمهوری بر اریکه قدرت باقی بماند، همه مشکلات می تواند،مرفوع گردد. سرود ملی، زبان ملی، هویت‌ملی و مباحثی از این دست از مسایل اضافی و غیر ضروری پنداشته می‌شد، که به منظور مشغولیت ذهنی از جانب پاره‌ی از روشنفکران خلق شده است.

مارشال، طبقه تحصیل کرده و روشن فکر را چندان جدی نمی‌شمرد و به سختی به حساب نمی آورد، لذا بیشتر اوقاتش با فرماندهان و متنفذین اجتماعی سپری می شد. از دید ایشان پول و سرمایه گره گشای بسیاری از مشکلات بود، از این رو هم پول گرد می آورد و هم با دست باز مصرف می کرد.

داکتر عبدالله:

عبدالله محبوبیت و شناخت وسیعش  از فرماندهان جهادی، مرهون همکاری با احمدشاه مسعود میباشد. او در بسیاری از مواقع بسان سایه مسعود را دنبال می کرد. اما همین که احمد شاه مسعود به شهادت رسید و موافقتنامه بن امضا شد. وی در یک مصاحبه‌ی گفت: با احمد شاه مسعود پیوند فکری و سازمانی نداشته است و در حد یک رفیق شخصی با احمد شاه مسعود در ارتباط بود. 

داکتر عبدالله پروژه عدالت انتقالی را امضا کرد تا ثابت سازد، که میان او و فرماندهان جبهه مقاومت پیوندی وجود ندارد، و با این حرکت خواست، بیش از همه خوشبینی غربی ها را بدست آورد. و از حمایت آن‌ها بهره مند شود.

در لویه جرگه در تصویب قانون اساسی او اولین کسی بود که در تالار لویه جرگه در برابر من ظاهر شد، و از نظام ریاستی متمرکز به دفاع پرداخت. اما همین که از پست وزارت امور خارجه کنار زده شد، و نامزد ریاست جمهوری گردید، با حرارت تر از همه برای صدارتی شدن نظام شعار داد، ولی تا اخیر به مرام اش دست نیافت. 

دکتر عبدالله بر خلاف سایر همرزمانش (فهیم خان و قانونی) هیچ گاه به معاونیت کسی تن نداد. و خود پرچم نامزدی را بر افراشت. لیکن در کارزار انتخاباتی اش، از برنامه های تازه و ابتکاری خبری نبود. و بشدت محافظه کارانه عمل می کرد. در مسایل زبانی، شناسنامه، سرود ملی، شخصیت های ملی و نظایر آن حرفی به وضاحت بر زبان نیاورد. 

دکتر عبدالله به کار سازمانی، رغبت‌ی نشان نداد، و همچون کسی که روی یخ های پاره پاره راه برود در کار زار های انتخاباتی اش، با هر که رو برو می شد، به معامله می پرداخت، بدون اینکه تدبیری از قبل سنجیده باشد و یا اهدافی از پیش تعیین کرده باشد. 

برای دکتر عبدالله داشتن مناسبات نیکو با کشور های قدرتمند از اهمیت بسزایی برخوردار بود، و پیوسته کوشیده است تا رضایت آن ها را از دست ندهد.

 به همین مساعی بود که در دو دور پسین در گوشه ای از قدرت سهیم بود.

او تنها در پوشیدن لباس های شیک به میل خود عمل می دارد. در بقیه موارد، به شدت مراقب نظریات رای دهندگان می باشد.

 از این رو از موضع گیری های شفاف که شاید شماری را برنجاند، اجتناب می کند.

یاداشت:فردا دیدگاه سیاسی، محمد یونس قانونی و داکتر اشرف غنی نشر می شود.