-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ بهمن ۱۳, چهارشنبه

وزارت خارجه حکومت غنی در دست امریکا قرار دارد


تخته شطرنج می چینند که دربازی، طالبان برنده شود.




نصیر احمد فایق سرپرست نمایندگی افغانستان به تاریخ 6 دلو از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست که دارایی مقام‌های فاسد حکومت پیشین افغانستان را مصادره کنند.

مقامات فاسد همه درخارج نیستند. یک سوم آن ها با طالبان یک جا شده اند. مثملاً زاخیل وال، گل آغا شیرزوی

تاکتیکی، پای طالبان را هم داخل می کنند و صد ها نفر باید از سراسر جهان جمع آوری شوند.

آقای فایق را کدام مرجع رسمی وابسته به افغانستان به این سمت مقرر کرد؟

انتونیو گوترش؟ گوترش خودش مأمور امریکا است.

۲۶ قوس سرپرست نمایندگی افغانستان در سازمان ملل شد. اما درین 2 ما خاموش بود. 

حالا زبانش گل کرده.

معما را خودش باز کرد و گفت: نه با طالب رابطه داریم؛ نه با ضد طالب

پس کی هستید شما

مگر کرسی نماینده گی افغانستان شخصی است؟

شما این ادعا را باور می کنید؟

تصمیم امریکا بود. 

چرا؟

سیاسیون، معامله گران، مقامات سابق، رهبران تنظیم ها و میلیون های نو پا را تهدید می کنند که از ایجاد یک جبهه سیاسی یا نظامی پرهیز کنند.

تهدید روانی است. 

دستگاه معلق دپلوماسی ازین پس درنقش اداره نیابتی کار می کند؛ ظاهرا از نام افغانستان اما به پالیسی آسیایی امریکا. 

جنگ جدید، خصلت جدید

او نماینده تیم اشرف غنی است. تا تصمیم بعدی کمیته اعتبارنامه‌ها، به کارش در سازمان ملل ادامه می دهد.

معنای این مساله چنین است: تا وقتی که مشروعیت بخشی طالبان طی مراحل می شود، دستگاه دپلوماسی افغانستان را نباید دردست طالب داد. چرا که قدرت های منطقه یی هنوز قانع نشده اند که طالب، همان بلک واتر افغانی نیست.

نصیراحمد فایق دستیار است؛ امریکا به نیابت از طالبان اداره روابط خارجی ما را در دست دارد. مثل قلمرو هوایی افغانستان.


یعنی نماینده گی های سیاسی، اداره های پا درهوا اند به هدف کنترول طالبان و کشورهای منطقه.

جالب است توجه کنید:

آقای فایق نیز در صفحه توییترش دلیل مقرری اش به نماینده گی ملل متحد را تسهیل فوری کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان گرفته شده است.

کمک های بشردوستانه، محل توزیع کمک ها مگر در دست شماست؟  شما که درکابل حضور ندارید؛ چه کاری برای تسهیل ارائه کمک ها از دست تان ساخته است؟

اتحادیه اروپا خود به کابل برگشته

سفارت امریکا از طریق قطر با طالبان کار می کند

سفارت های چین، روسیه، هند، ایران خود با طالبان مستقیم کار می کنند.

نه به طالب رسما بیعت کرده اید؛ نه طالب به شما رسمیت قایل است. کاری که در زمینه سازی کمک از دست تان پوره است؛ چی است؟

از کی نماینده گی می کنید؟ دولت ساقط شده، رئیس جمهور گریخته، ارتش و تاسیسات جمهوری از بین رفته. مردم به شما امیدی ندارند. چون بخشی از یک تیم سرنگون شده هستید.

پس از کی نماینده گی می کنید؟

پس تصادفی نبود که نصیر احمد فایق پیشدستی کرد وگفت: او هیچ ارتباطی با طالبان یا اعضای جبهۀ مقاومت ندارد و برای انجام این وظیفه با شماری از دیپلمات‌های افغان در کشورهای دیگر مشورت می‌کند.

شکایت دارد که معاش ندارند. یعنی می خواهد بگوید که خدایی خدمتگار کار می کنند. تو گفتی و مردم باور کرد!

حالا موضوعی را بالا کرده که دروضعیت حاضر که فقرو فلاکت به جان مردم افتاده، یک شعار جذاب است. 

شعاری سخت سیاسی و مورد توجه عام وخاص است.

ازملا تا تکنوکرات استقبال کردند. طالبان هم برای بهره برداری ازین شعار، شاید اختلاس گران و دزدان رده اول را هم در تبلیغات و هم ازطریق تهدید به مصادره خانه های شان، میخکوب کنند.

این مساله، فکر نصیرفایق نیست؛ فکر مرجعی است که فایق را درنبود دولت مشروع، سمبول نشانده اند.

ورنه، چطور جرأت کرد که خودش را با قوماندان ها ورهبران سیاسی و مافیا مواجه کند؟

چرا فهرست گروه های فساد کار را نشر نمی کند؟

درین دو ماه بیکاری و قطع ارتباط ( ظاهرا) با طالب، با ضد طالب، یک دم علیه اختلاس گران شمشیر کشید.

که چی شود؟

این بخشی از پروژه سیاسی امریکا برای رسمیت دهی به طالب است.

این بخشی از پروژه غرب برای تشکیل یک واحد جنگی علیه طالب است.

این اقدام می توانست ده یا پنج سال پیش روی دست گرفته شود که کل نظام نابود نمی شد.

بین فساد سالاران جمهوری و طالبی چه تفاوت است. فساد کاران طالب از مواد مخدر، قاچاق انسان و اخاذی جنگی شاید قوی تر از دزدان دوره جمهوری باشد.

آن عده دزدان جمهوری هدف گرفته شده که علیه حاکمیت طالبان ممکن است به کمک ایران و روسیه جبهه سیاسی و نظامی تشکیل دهند. 

برای فلج کردن آنان اول باید به سختی بدنام شوند. بدنام بودند، بدنام تر شوند که چانس به طالب فراهم شود.

اما درخواست نصیراحمد فایق چقدر عملی است؟

ثروت های نا مشروع هم نقدینه است هم غیر منقول

هم مخفی است هم پولشویی شده

پول های دزدان جمهوری مانند مافیای مواد مخدر طالبان، در چندین کشور در گردش است.

ترکیه، ایران، پاکستان، امارات، لندن، امریکا

نصیرفایق فقط از مقام های حکومت قبلی به طور سردرگم نام می برد. 

تثبیت پول های سیاه وسفید چه مراحلی را می گذراند؟

این کشورها تحت چه شرایطی حاضر به بلوکه می شوند.

پول کمک های بین المللی چطور به جیب مافیای جمهوری ریخته شد؟

شریک های امریکایی شان کی ها اند؟

باید دو رئیس جمهور بازجویی شوند.

اداره مبارزه با فساد بازجویی شود.

مافیای اقتصادی دولت های کرزی و غنی مگر از خود دفاع نمی کنند؟ 


جنایت کاران و دزدان «افغانی» شریک غارتگران امریکایی بودند.

اگر وکیل می گیرند و شریکان خود را در کمپنی های واشنگتن، لندن، امارات معرفی کنند کار به کجا می کشد؟

بین سرمایه دزدان افغانستان و دزدان امریکا که پول مالیه دهنده های آن کشور را غارت کرده و به نام افغانستان ختم می کنند؛ تفاوت بسیار است.

کافی است تنها به رقم 85 میلیارد دالر تجهیزات اردوی افغانستان اشاره کنیم که از سوی امریکا به طالب جایزه داده شد.

سرجمع کل دزدی های افغانستانی به مشکل پنج شش میلیارد دالرشود، مابقی همه در جیب کمپنی های امریکایی رفته است.

 پولی که از دامن کمپانی های اکمالاتی امریکا سرریزه کرده، خس دزد های افغانی چور کرده اند.

بحث غارت عواید داخلی افغانستان موضوع علیحده است. این مساله باید روی دست گرفته شود.

نسل جوان باید درین راه تحقیق ومطالعه کند.

امریکا برای رسوایی دستگاه های فساد در کشور خودش حاضر کمپاین جهانی راه بیاندازد؟

هرگز چنین ریسکی نمی کند.

این تبلیغات پسا تحویل دهی قدرت به طالبان است. تا آوردن طالبان دراذهان عمومی امری مقبول جلوه گر شود. 

بنا برین، زبان نصیرفایق را به کرایه گرفته اند.

هدف: روند جبهه سیاسی و جنگی علیه طالبان را متوقف کنند.

سیل کمک‌های خارجی به ضد خود بدل شد و به جای آن‌که در زیرساخت های افغانستان خرج شود؛ واپس به جیب دزدان مالیات امریکا رفت.

کشور کمک‌کننده بیش از هر چیز به منافع اقتصادی و سیاسی و ژئواستراتژیک خود فکر می‌کند. 

پول چه گونه مصرف می شد؟

اول تبلیغات،

گام به گام، دست به دست، هزینه تقسیمات می شد.

 نیم هزینه پروژه، از حساب اصلی، از سوی کارگزاران حذف و بین هیأت مدیره تقسیم می شد. 


۱۳ سال بعد از روی کار آمدن نظامِ پساطالبان، حجم کل کمک‌های آمریکا برای بازسازی افغانستان حدود شش میلیارد دلار از کل کمک‌های مالی آمریکا به ۱۶ کشور اروپایی در چارچوب «طرح مارشال» فراتر رفته است.

پول ریزی های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول به خزانه نقدی افغانستان اضافه بر کمک های امریکا. 

آیا این همه هزینه یی که امریکا ادعا می کند درافغانستان مصرف کرده، حقیقت دارد؟

از بنیاد غلط است.

سر بوجی در دست خود شان بود. زمان کرزی «قدرت متکی بر فساد تهداب گذاری شد.

 شمار زیادی از جنگ‌سالاران و زورمندان محلی به «سهم» خود از کمک‌های خارجی در رقابت دائمی به سر می‌بردند و غنیمت خود را به ساخت کاخ‌های مجلل و یا افزودن صفر‌های تازه به حساب‌های خارجی‌شان اختصاص می‌دادند.

سازمان‌های غیردولتی NGO خارجی در زدوبند با مقام های دولتی در این غارت سهیم شدند. از جمله بی بی گل، اجمل احمدی، همایون قیومی و صد ها قیومی دیگر

امارت دبی به گاوصندوق نوکیسه‌های افغانستان بدل شده است.

خرید‌های نجومی مسکن در دبی توسط افغان‌های رانت‌خوار سال‌ها سرخط گزارش ها بود.

 ورشکستگی «کابل بانک» در سال ۲۰۱۰. 

امپراتوری نا به سامان دروغ، مثل ماشین کار می کرد. مثلاً در 6 حوت 1399 – 24 فبروری 2021  جمشید رسولی سخنگوی دادستانی گفت که حدود ۱۸۰۰ پرونده در یک سال رسیدگی شده است!

رسیده گی شده است. متوجه می شوید که خود دادستانی مخزن فساد و دروغ چندین لایه بود. 

مثلا این دروغ جمشید رسولی: در نتیجه رسیدگی به این پرونده‌ها در بخش جرایم سنگین، محاکم حکم دادند که ۸۴ میلیون افغانی و بیش از ۳ میلیون دلار و همچنین ۶۰۰ هزار یورو به خزانه دولت برگردانده شود که بخشی از آن تاکنون به دست آمده است.

داروندار یک کشور قریب سی میلیون به یغما رفته، اما سارنوالی شاهکارش این است که ۸۴ میلیون افغانی و بیش از ۳ میلیون دلار و همچنین ۶۰۰ هزار یورو به خزانه دولت برگردانده شده است!

مضحک نیست؟

باید آن نظام فاسد سرنگون می شد. تنها صرفیه برق تحویل ناشده یک زورمند به چند میلیارد دالر می رسید. 

این آدم آمده 84 میلیون افغانی را حصول کرده.

روزانه، 90 درصد عواید گمرکات بین مافیا تقسیم می شد. برداشت از کریدت کار میلیون ها نفر وذخایر کود 91 و 92 که به جایش!

درآن زمان کسی از تریبیون سازمان ملل صدا بلند نمی کرد.

 این داستان بسیار خسته کن وطولانی است و من نمی خواهم رنج های شما را پکه کنم.

اداره بازرس ویژه آمریکا درافغانستان در نوامبر 2020 اعلام کرد که برای کاهش فساد، حکومت به‌جای بازداشت بازی‌گران قدرت‌مند، دست به اصلاحات کاغذی چون تقرری‌ها و جلسات می‌زند.

این حکومت مگر از شما نبود؟ با دفن جنازه انتخابات، غنی را سرجا نگاه نکردید؟

خارجی ها به کدام مرجع پاسخگو بودند؟ به دولت افغانستان که اصلاً صلاحیتی قایل نبودند. در دفتر خود پروپوزل خود ساخته را حفظ می کردند. 

کمپنی خدماتی، انتقالاتی، اجرایی، نظارتی، درخارج به کار می افتاد.

کمپنی خدماتی، انتقالاتی، اجرایی، نظامی به نوبه خود دنبال پارتنر افغان می گشتند. پارتنر هم از سوی یک قراردادی یا شریک همان شرکت پروژه گیر معرفی می شد.

همه چیز به دور از نهاد های نظارت و ارزیابی در همان کشور.

چون شرایط جنگی بود- صاحبان جنگ مانند امریکا، انگلیس و آلمان باید برای مردم  خود شان شغل ایجاد می کردند. برای بیکاران، معتادان و خیابان گردان ها. مصارف سفر، قرارگاه سازی، اقامتگاه، پرسونل خدماتی با مبالغ بزرگ و بدون پرسان.

قرارداد گیران و پارتنرهای داخلی، مربوط مافیای دولتی بود. قاچاقچیان مواد مخدر و باند های سیاسی مستقل و گردن کلفت های فارغ از قانون و محاسبه.


سیستم مشارکتی بین کمپنی های فاسد خارجی و داخلی به وجود آمد که خود به شکل کشورهای کوچک زیر چتر یک امپراتور چور و فساد هوشمند کار می کردند.

فارغ از قانون

مسلح و هم رابطه با باند های تروریستی

گردان های مسلح شخصی

انحصار پروژه های عمرانی از مبداء تا محل

درنتیجه:  حکومت دوم یا حکومت سایه در کنار حکومت رسمی. 

هم حکومت در دست شان، هم صلاحیت مصرف. 

حکومت مافیایی قوی تراز حکومت جمهوری. حکومت جمهوری کم کم به خدمت حکومت مشترک خارجی – داخلی در آمد. 

درعمل، بازسازی اقتصاد و زیرساخت های افغانستان شکل کاریکاتوری

انتقال پول به یک پروژه، از بانک های خارجی بود که هیچ گاه به افغانستان نمی رسید.

پروژه از سوی خارجی ها به داخلی ها اجاره داده می شد یا فروخته می شد. 

راپور می دادند که مثلا برای ساختن یک پمپ استیشن نفت، 40 میلیون دالر را به جیب زده بودند.

وال‌استریت ژورنال: پنتاگون برای وارد کردن نه بز ایتالیایی به افغانستان، شش میلیون دالر هزینه کرده بود.

 یک ترجمان افغان قراردادی لحاف و روجایی نظامیان امریکایی به امپراتور کوچک تبدیل شد. فکر کنید که آمر آن شخص چه پولی را به جیب زده بود.

دو سرباز گارد ملی امریکا، ترجمان‌های افغان را به ارتش معرفی می‌کردند. طبق سوابق موجود، این شرکت نزدیک به چهار میلیارد دالر از قراردادهای فدرال جمع‌آوری کرده است..

درسال 395 - خدمات تحقیقاتی کانگرس امریکا گزارش داد: در ماه های نخست سال ۲۰۱۶ شمار کارکنان غیرنظامی وزارت دفاع امریکا در افغانستان به ۲۹ هزار نفر می رسید در حالی که شمار نظامیان امریکایی در این کشور کمتر از ۹۰۰۰ سرباز است.

این ها این همه پول ها را کجا می بردند؟ معلوم است که به امریکا می بردند.

همچنان در سال ۲۰۱۲ شمار قراردادی‌های وزارت دفاع امریکا در افغانستان به ۱۱۷ هزار نفر می رسید.

جنگ افغانستان برای خود شان گاو شیری بود. به خس دزد های افغان هم چیزی می چکید که حالا پشت همان ها را گرفته اند.

در بهترین حالت، نیمی از هزینه اصلی به پروژه گیران افغان می رسید. همان نیم پروژه، پیش از شروع مصرف، نیم می شد؛ سپس قراردادی افغان در مرحله سوم آن را به یک کمپنی کوچک تر می فروخت.  هزینه کوچک شده، بازهم در آخرین مرحله کوچک تر می شد و به طور صوری پروژه اجرا می شد که از نظر کیفیت، 90 درصد فاقد استاندارد می بود.