-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ اسفند ۷, شنبه

سر پر سودای پوتین


روسیه نه تنها هرگز سر آن نداشته است بر نظم نوین جهانی به رهبری امریکا سر فرود آورد، بلکه سودای احیا امپراتوری روسیه تزاری را هم در سر دارد. 

دخالت در سوریه، الحاق شبه جزیزه کریمه و چچن، دخالت در گرجستان و ادعا در باره مرزهای غربی خود به خصوص اکراین و برخی از جمهوری های استقلال یافته جدید، همه نشان از آن سرکشی و سودا دارد. صاحب نظران و تحلیل گران مدام از خویش می پرسند روسیه با اتکا بر کدام ویژگی و توان خود چنین سوداهایی در سر دارد. 

درست است که این کشور دارای دومین ارتش قدرتمند جهان است، ولی اقتصادی بشدت آسیب پذیر دارد. چیزی که این تحلیل گران به آن توجه نمی کنند برخی دیگر از ابزار قدرت این کشور در برابر امریکا و غرب است. روسیه چندین کارت مهم بازی دارد، نخستین آن تنگناهای سیاسی و کاهش هژمونی جهانی امریکا از نظر اقتصادی و نظامی است. 

روسیه به خوبی می داند که خاورمیانه دیگر اهمیت پیشین خود را برای امریکا از دست داده است؛ این کشور سرآسیمه افغانستان را به طالبان واگذاشت و عراق را هم رها خواهد کرد چون نگرانی بزرگ امریکا چین به عنوان قدرت بزرگ اقتصادی و نظامی است. با هر عقب نشینی در خاورمیانه روسیه می کوشد جای آن قدرت را بگیرد. 

روسیه به خوبی به ضعف امریکای امروز پی برده است و می داند او نمی تواند در کشوری جنگی دیگر راه بیندازد یا حتی نیروی نظامی قابل توجه ای برای جنگ داشته باشد. د

ر کنار این ضعف امریکا روسیه دو کارت بازی مهم هم که بسیار به هم وابسته هستند در جیب دارد، صادرات گاز به اروپا و کشور ایران. ایران برای تامین انرژی اروپا از هر نظر بهترین موقعیت را داشت، ولی روسیه با نفوذ و دخالت گسترده و عمیق در ساختارهای تصمصم گیری ایران، برنامه و سیاست هاییی القا می کند تا ایران نتواند به غرب نزدیک شود و این کشور بتواند با خیال راحت تنها تامین کننده انرژی اروپا باشد.

 هر اندازه رابطه ایران با امریکا و غرب پر تنش باشد، دست روسیه در برخورد با غرب و اروپا پرتر است. در کنار افشاگری ظریف در رابطه با کارشکنی و تخریب روسیه در رابطه با به فرجام نرسیدن برجام، در همین هفته های اخیر نیویورک تایمز اسنادی منتشر کرد از ترغیب و تشویق ترامپ توسط پوتین برای خروج از برجام.

 اسناد چنان تکان دهنده بودند که دولت امریکا مانع انتتشار بقیه آن گردید. امروز در مذاکرات احیا برجام در وین باز پوتین می تواند از کارت ایران به خوبی بازی کند تا مانع حمایت غرب از اکراین گردد. چون همه خوب می دانند، نفوذ این کشور در جمهوری اسلامی بسیار زیاد و جدی است و اگر ببیند سنبه غرب برای حمایت از اکراین پر زور است، می تواند دست یابی به تفاهم در احیا برجام را بر هم بزند. 

عامل اعتماد به نفس دیگر پوتین پشت گرمی به بخش قابل توجه ای از جریان فکری چپ در جهان است که برای انان تنها مخالفت و دشمنی با امریکا و غرب مهم است و حتی این دشمنی اگر از سوی ستمگرترین و متجاوزترین کشورها هم باشد برای آنان چندان محل نگرانی نیست بلکه اهمیت بنیادین ایستادن در برابر امریکا و غرب است! این بخش از نیروهای فکر دارای رسانه و نفوذ در محافل روشنفکری و دانشگاهی هستند و می توانند افکار عمومی را به سوی باورهای حود بسیج کنند. برای فهم اهمیت این جریان فکری و سیاسی کافی است نگاهی به مخالفت افکار عمومی جهان با پوتین در حمله به اکراین را با تظاهرات ضد امریکایی در هنگام حمله این کشور به امریکا داشته باشیم و یا حمایت جهانی از جروج فلوید با حمایت از ناوالنی منتقد و مخالف پوتین مقایسه کنیم.

علی شمایلی

6 اسفند ماه 1400، کرانه کویر