-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ اسفند ۲۱, شنبه

احمدشاه کابلی است یا دُرانی یا هیچ کدام‌؟


دُرانی،‌ ابدالی، زایی،‌ زی و خیل پسوند‌‌هایی اند که مدام 

بازارِ پشتونِ تمامیت‌خواه گرم‌تر از هرگاهی شده است.


نوشته‌ی محمد‌عثمان نجیب


برای جواسیسِ سازمان‌های استخباراتی جهان به عاریت گرفته می‌شوند و تنها در افغانستان کاربردِ مصرفی و‌ گذرایی دارند.




پسا ورودِ سلام رحیمی اولین ثبوت بر توئیتِ حشمت غنی و چهارمین ثبوت از حاصل‌برداری و ثمردهی بذرِ بیست ساله‌ی جنایتِ غرب است که از حساب بيرون و روز افزون می‌شود.

در کم‌تر از یک ماه شاهد اجرایی شدن برنامه‌های اضطراری جهان بر علیه ملت افغانستان و کشور افعانستان هستیم.  سیر دراماتیک و سریع تحولات به نفع استبداد، مطلق‌العنانی، استحکام پایه‌های رژیم تروریستی در افغانستان و ريشه‌دار ساختن نقش اشغال پاکستان بر کشور‌ما و تأمین رابطه‌‌های گونه‌گون با طالبان و پشتون‌‌های تمامیت‌خواهِ افعانستان و خیبر پشتون‌خواه به شدت ادامه دارد. حالا دیگر کسی نه می‌تواند انکار کند یا تجاهل عارفانه نماید که بساط نظام‌های مردم محوری هرگز در کشورِ ما گسترده نه‌خواهد شد و حاکمیت تک‌ قومی و تک‌تباری پشتون به کمک آمریکا و انگلیس و اروپا و عربستان و روس و هند و ایران و پاکستان بالای ما نهادینه شده است.

برگشت سلام رحیمی با عبا و قبای فطرت قبیله با پذیرایی گرم طالبان از‌ گویا نماینده‌ی‌ با صلاحیتِ شاهِ فراری و دزد و وطن‌فروش مهرِ تایید بر گفتارهای ما گذاشت و نشان داد که غیر از پشتونِ سیاسی مزدور، جاسوس و وطن‌فروش اقتدار‌گرا و تماميت‌خواه دیگران در این کشور هیچ اند و هیچ. آنانی که دی‌روز و‌ امروز و فردا غرق توهماتِ گویا ملی و وحدتِ ملی اند بدانند که افغانستان دیگر آوردگاهِ وحشتِ ملی است برای هر افغانستانی دیگر حتا به پشتونِ بی‌واسطه و عام و پشتونِ شمال و ساحاتِ دگر اقوام نشین. ما با این پشتون‌های هم‌وطنِ خود به گذاشتنِ صدها سال هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و ‌برادرانه داریم و‌ حتا خون‌شریک و‌ پلوان شریک هستیم. استبداد و وحشتِ‌روانِ طالبانی بالای غیرِ پشتون‌ها و برچسپ زدن‌های میان‌تُهی بالای هر باشنده‌ی غیرپشتون، چور،‌ چپاول، ویرانی،‌ شهادت و تجاوز یا تهدید به تجاوز اَمرِ علنی و غیرِ قابلِ انکار است. فراخوانی کرزی پلید از طالبانِ هم‌تبارش برای زمینه‌سازی برگشتِ گویا سیاسیونِ گذشته و غنی وطن‌فروش ماحصل برنامه‌هایی است که باداران کرزی برای او می‌دهند. حالا به گونه‌ی نمونه یک جنرال یا یک فرمانده غیرِ پشتونِ جنوبی یا پشتونِ شمالی برود به کابل یا یک ولایتِ دیگر و یا یک سیاسی مَشربِ دیگر آهنگ‌ِِِ رفتن کند هنوز پایش نارسیده به زمینِ فرودگاه‌ها به غل و‌ زنجیر کشیده شده و سپس سر به نیست می‌شود. بانوانِ قبیله‌ نوکر و‌ سود‌جویی مثلِ ظریفه غفاری افرادِ دیگری که هویت و ‌شخصیت برای شان ارزشی ندارند راه را برای رسیدن به بارگاهِ طالبان برای خودِ شان هم‌وار می‌کنند.

اگر حالا هم ما از وحدتِ ملی ناحق سخن می‌گوییم و در پی تجزیه نیستیم پس احمق‌تر از ما کسی نیست. شاهد باشید که روزی همه دزدان و زِناکارانِ زمانِ غنی بر می‌‌گردند و قبیله‌گرا ها در عیش و نعمت زنده‌گی می‌کنند و ساختارِ تشکیلاتِ کذایی به نام حکومتِ همه شمول را سازمان می‌دهند. باز همان آش است و همان کاسه، پشتون پیش و بادار و دیگران دنباله‌روِ او.

این روزها سرگرمی‌ مبهم و تازه‌یی بروز کرده و برای افغانستان اندیشانی که نگرانِ آینده‌ی هویت و ‌تبار و اعتبارِ خود اند مایه‌ی اندوه‌مندی است.

ظهور ‌و مولودِ بی گُر‌ و ‌لِیتِی آقای احمدشاه در یک چنین شرایط و پرتابِ دوباره‌ی او در صحنه‌ی سیاسی افغانستان اگر از یک سو‌ بخشی از برنامه‌‌های استخباراتی انگلیس و آمریکا و جهانِ غرب و عربِ خاین و نامسلمانِ سیاسی و‌ شیخ‌های مست و عیاشِ عرب و‌ شیخ‌نشین‌های عرب از عربستان تا قطر و کویت و دیگران است بخشی از تلاش‌های شخصی خودش و صرفِ هزینه‌های سنگین از سرمایه‌های باد آورده و‌ پول‌شویی خودش نیز می‌باشد. به دست آوردنِ ‌کرسی و‌ مقام آن هم در رأسِ اقتدار قرار گرفتن را هر کسی دوست دارد. تازه‌هایی که من یافتم آقای احمدشاه نه هویتِ پشتون دارند و نه هم بارکزایی و درانی و غل‌زایی. تازه‌ترین معلومات پس از بحثِ مشترکِ ما در برنامه‌ی ۱۰۵ جمهوری پنجم این است که ایشان ظاهراً خواجه اند. و اهلِ کابل.

اقای عصمت‌الله قانع از نظریه‌‌پردازانِ پشتون غل‌زایی گفته اند که ایشان با آقای احمدشاه شناخت دارند و زمانی مهمانِ او بوده اند. آقای قانع می‌افرایند که مهمان احمدشاه بوده اند و احمدشاه عزتِ آن‌ها را کرده و از کار ‌و کاسبی شان در پشاور هم صحبت کرده و البته این را هم اضافه داشته که احمدشاه کابلی ‌و خواجه است. او پشتون نیست.

برای غرب مهم نیست که چی‌کسی را چه‌گونه شخصیت می‌سازد. برای تربیتِ جواسیس و قرار دادنِ شان در رأس یک کشور هویت، تبار، شخصیت ‌و بنیادِ قومی او ارزشی ندارد. سازمان‌های استخباراتی در فرستادنِ مهره‌های شان حتا مملکت را هم در نظر ندارند. چنانی که دیدیم ملاعمر و حالا ملاهیبتِ‌الله را هیچ تا آخر نه‌شناخت و نه دید که کی‌ها و از کجاستند؟ ‌و هم اکنون بیش‌تر اراکینِ طالبان هم در بی‌هویتی بالای ملتِ ما حاکمیتِ ظالمانه دارند.‌ پس ملت باید متوجه باشد که بازی‌های خطرناکی در جریان است به خصوص به غیرِپشتون‌ها. مبارزه کنیم، مقاومت کنیم و مقاومت را تقویت کنیم.