-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ فروردین ۴, پنجشنبه

تحریم نوروز و تحریم دختران دانش آموز


 نوشتۀ اسماعیل فروغی

     این هفته طالبان بازدوگل تازه ای رابه آب دادند که یکی حرام خواندن نوروزازسوی آنان است ودیگری بدقولی پرازرسوایی طالبان دربرابردختران دانش آموز :

    حرام خواندن نوروزازسوی طالبان :

    طالبان با جهالت تمام بازبریک ارزش بزرگ فرهنگی ما پشت پا زده و روسیاهی و ذلت تاریخی دیگری را درلیست کارنامه های شان ثبت نمودند . آنان با بی پرواییِ وبی حیایی تمام ، تجلیل رسمی نوروزباستانی- این میراث ارجمند نیاکان ما و این جشن رویش و زایش را درافغانستان ممنوع اعلان کرده ونام ونشان آن را درتقویم ازلیست رخصتی های عمومی حذف نمودند.

     گرامیداشت ازنوروزبه عنوان میراث بزرگ فرهنگیِ انسان های خردمندِ تاریخ بشریت که ازسال 2009  درشورای امنیت ملل متحد هم به آن رسمیت بخشیده شده است ، با روح و قلب میلیونها انسان درسرزمین ما ، گره خورده است .نتنها با روح و قلب ما بلکه با روح وقلب مردمان تمام سرزمین‌های فارسی زبان ( ایران ، تاجیکستان ) ، بخش های بزرگی ازهندوستان ، پاکستان ، اوزبیکستان ، قزاقستان، قرغیزستان،  ترکمنستان، کردستان ها، آلبانیا ، چین ، بنگله دیش، آذربایجان، گرجستان ، بوتان،  نیپال و برخی کشورهای دیگرهم گره خورده است .

     صدها میلیون انسان دراقصی نقاط جهان ، با افتخاربخود می بالند که با این میراث فرهنگی که سرآغازتاریخ تقویم سازی بشری هم است ، پیوند داشته اند ؛ اما طالبان که با خرد بشری و ارزش‌های فرهنگی پیوند ندارند ، آنرا حرام پنداشته ، بدستورپاکستانیان ، ما را ازین ارزش بزرگ فرهنگی ما دورنگهمیدارند.

      در چنین وضعیت ، راهی به جزمقاومت وجود ندارد. برتمام مردم است که با برپایی جشن های شکوهمند نوروزی ، دربرابراین اقدام طالبان بپا خاسته ، ازین میراث بزرگ فرهنگی نیاکان شان پاسداری کنند .

    بزرگداشت وپاسداری ازنوروز، مشت کوبنده ایست بردهان طالبان این جاهلان بی ریشه و بی فرهنگ .

    واما درباره ی بدقولی پرافتضاح واهانت به دختران دانش آموز:

     وقتی امروزگریستن مظلومانه ی دختران دانش آموز را ازتلویزیون می دیدم که طالبان آنان را با زورازصنف های شان خارج می کردند ، نتوانستم جلو گریستن خودم را بگیرم . دخترکانِ پرازآرزو، پس ازهفت ماه تعطیل مکاتب ، مطابق اعلان یک هفته پیش طالبان با شادمانی وارد صنفهای شان شده بودند . بی خبرازآنکه گروه دیگری از دانش ستیزان امارت اسلامی ، برلباس آنان بهانه گرفته ، همه را توهین کنان ازصنف های شان بیرون و راهی خانه هایشان کردند.

      ارچند این حرکت بدوی و وحشیانه ی طالبان ازسوی همه - حتا ازسوی برخی از بخش های امارت اسلامی هم به نقد گرفته شده است ؛ اما درهرصورت این حرکت اهانتبارآنان، یکباردیگرماهیت زن ستیزانه وضدعلم ودانش آنان را به اثبات رساند. 

مردم بخوبی دانستند که طالبان همان گروه دینی ـ قومی بنیادگرا استند که میخواهند به دستورپاکستانیان، آبرو، فرهنگ ، آزادی وقدرت زن را درسرزمین ما نابود کرده ، همه ی ما را برای جهانیان ، مدنیت ستیز، خشن وجاهل معرفی نمایند.

    دشمنی با زنان دشمنی با مدنیت وانسانیت است. باید همه باهم صدای دادخواهی بلند نموده ، دختران دانش آموز را تنها نگذاریم . اولین همصدایی دادخواهانه را میتواند پسران مکتب رو ما آغازنمایند . آنان می توانند دراعتراض به تحریم دختران ازآموزش ، چند روزی به درسها حاضر نشده به طالبان فشار وارد کنند. باید پسران ما عدالتخواهی و ایستادن دربرابرنابرابری را یادبگیرند . 

      بگذارید خشم وفریاد دختران وپسران دانش آموزما، به خشم و فریاد تمام مردم علیه بنیادگراییِ بدوی دینی ـ قومی ، علیه ظلم وجهل ، مبدل شود .