-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ اردیبهشت ۱, پنجشنبه

آیا به راستی یک افغان ازبک تبار، سه روحانی شیعه را کشت؟

 

 قلم چی های رژیم ایران می نویسند:

حتما بلافاصله خواهند گفت این فرد افغانستانی وهابی است و با‌ فضای جدید به وجود آمده در افغانستان شرایط را فراهم دیده و وارد ایران شده است.

نظر یک کارشناس مسائل جنائی



 

بنده نظر خود را از آن کلیپ کوتاه کشته شدن ۳ آخوند در صحن حرم مشهد بدست یک افغانی و کلیپ دستگیری وی  با  توجه به تجارب حاصل از اتفاقات تکراری در جامعه و با درنظر گرفتن مسائل حقوقی، پلیس علمی ، روانشناسی کیفری و ... در اختیار شما قرار میدهم . و اطمینان دارم به واقعیت نزدیکتر باشد.

 

۱_ بعد از بمب گذاری همین مکان در دهه ۷۰ حرم مجهز به پیشرفته تری و دقیق ترین و عمیق ترین لایه های امنیتی اعم از دوربین های نقطه به نقطه ،حرارتی و ... شده است و بازرسی های بدنی در سطح بالا هم انجام میشود که به واقع بسیار شدیدتر از فرودگاه بین المللی انجام میشود بعلاوه دوربین های مداربسته..

حال چگونه یک افغانی با چاقو وارد حرم شده؟

۲_چرا فیلم صحنه و لحظه  قتل توسط دوربینهای فوق التوصیف پخش نمیشود ؟

۳- چرا دست و لباس قاتل خونی دیده نمیشود؟

۴_ چطور یک جوان نحیف با قیافه مظلوم توانسته در یک لحظه به ۳ نفر با جثه های بلند و درشت حمله و هر ۳ نفر را با چاقو در فاصله های زیاد از هم  زمین می اندازد.؟

۵- چرا فقط یک فیلم از این حادثه به بیرون امد؟ با توجه به اینکه اینهمه موبایل و دوربین و...آنجا بود و  یک فیلم هم از لحظه دستگیری و دیگر هیچ فیلمی منتشر نشد....

تازه در همان کلیپ یک نفر هم داد میزد فرار کن میان میگیرنت..!!

۶_ با توجه به اینکه این ۳ نفر  بعد از خوردن چاقو در فواصل خیلی زیادی افتاده بودن سوال پیش میاد چگونه میشود یک نفر آدم معمولی در یک آن هر سه را زده باشد ؟!!و  نفر دوم و سوم با دیدن صحنه قتل اول جان خود را نجات نداده اند؟ و از مردم کمک نخواستن ؟و منتظر شدن که قاتل در میان آن همه جمعیت خود را به آن ۲ نفر یرساند؟!

حتی اگر فرض کنیم ۲ نفر دیگر بعد از مضروب شدن نفر اول فرار کرده اند و قاتل مثل یک کماندو در میان جمعیت آنها را دنبال کرده میبایست از پشت به ۲ نفر بعدی چاقو می زده در حالیکه در تصاویر مشخصه از جلو ضربه خوردن.و حالت افتادن جسدشان  به دونده مشابهتی نداشتند.

۷ - در فیلم مشخصه افغانی میخواسته شاید به کمک مضروب شده اولی برود که وقتی با تهمت افراد معینی روبرو میشود عقب عقب میرود و وقتی وی را به باد کتک میگیرند تعدادی از مردم داد میزنند نزنید نزنید !چرا که افراد نزدیک به صحنه دیده بودن که حادثه به افغانی ربطی نداشته...

۸_ باز تاکید میکنم اگر افغانی ۳ نفر را با چاقو زده باشد باید باید باز باید دستش و صورتش و شلوار روشنی که به تن دارد کاملا خونین باشد چون خون می پاشد مخصوصا که خون نه یک نفر بلکه خون ۳ نفر آدم درشت هیکل بوده و در فیلم خون پاشیده شده در اطراف جنازه ها کاملا مشخصه و در فیلم مشخص است قطره ایی  خون در سر و صورت و دست لباس افغانی دیده نمیشود .

۹_ مطلب بعد اینکه فردی که قاتل میشود چرا در حالت فرار دستگیر نشده؟

و افغانی کاملا شوکه شده که چرا میبرندش؟

 

و برای تکمیل این پازل بنظر میرسد نفر سوم هم خواهد مرد تا واقعیت اتفاق افتاده کاملا مخفی بماند ...

 

لطفا کلیپ مربوطه را مجددا با دقت نگاه کنید.

 

 

گفته شده که ضارب، فردی ۲۱ ساله، به‌نام «عبداللطیف مرادی»، ازبک‌تبار است که یک سال پیش به‌صورت غیرقانونی از مرز پاکستان وارد ایران شده و سپس در مشهد اقامت گزیده است.

فرد ضارب، به یکی از این سه طلبه «۲۰ ضربه چاقو زده است که احتمالاً همان طلبه‌ای است» که کشته شده است.

عکس ها نشان می دهد که اکثرضربات چاقو در ناحیه آلت تناسلی طلبه زده شده است.

درفیلم منتشره، مهاجم هیچ تلاشی برای گریز ندارد. خونسرد به قربانیان خود نگاه می کند. به دیگران نیز حمله نمی کند. فقط یک هدف را زده و به حاصل کار خود نگاه می کند. گویا اصل نفر را که قرار بوده از وی انتقام بگیرد، کشته و دو تن از همراهانش را هم برای جلوگیری از کمک به او، چاقو کاری کرده است.

این حمله تروریستی نیست. حتی مواردی مطرح است که شخص قاتل پیش ازین خود به نحو دیگری قربانی یک حادثه شخصی بوده است.

درکجای حوادث تروریستی درعراق، افغانستان، سوریه و نایجریا دیده شده که یک فرد تروریست، یکی را بزند و بالای سرش بی دغدغه ایستاده شود تا بیایند خودش را بگیرند؟

این آدم به نه مواد انفجاری داشت نه اسلحه.

این همه هنگامه سازی پیش از روشن شدن اصل ماجرا از برای چیست؟

موج سواری و استفاده سیاسی از یک حادثه و تلاش برای پنهان کردن انگیزه اصلی قاتل برای انجام عمل.

 

تازه یک مقام ایرانی: این حمله نباید باعث شود «سینه سپر کردن» جنگجویان افغان در جنگ سوریه به نفع بشار اسد، نادیده گرفته شود.

غرب با خروج ناگهانی از افغانستان فکر می کردند کشور به سرعت به سمت یک جنگ داخلی حرکت خواهد کرد. دود آتش افغانستان به چشم همسایگان از جمله ایران، چین و روسیه خواهد رفت.

طرح جدید برای ایجاد جنگ میان ایران و افغانستان تحت حاکمیت طالبان.

کامل غیرواقعی و غلط!

غیر از خود ایرانی های حکومتی کس دیگری ادعا نکرده که این تلاش ها به خاطرجنگانیدن طالبان با ایران است. پیوند طالب و سپاه پاسداران مثل پیوند دو بچه عمو است که مغز شان دربرخورد با مردمان شان یکی اما سرهای شان متفاوت است.

قلم چی های رژیم ایران می نویسند:

حتما بلافاصله خواهند گفت این فرد افغانستانی وهابی است و با‌ فضای جدید به وجود آمده در افغانستان شرایط را فراهم دیده و وارد ایران شده است.

دیده شود یافته های خود ایران چی است و به مردم چه می گوید؟

ما هم می گوییم که بحث وهابی و طالب والقاعده در میان نیست. یک مورد شخصی است که طلبه کشته شده عامل آن کشمکش شخصی بوده است.

 

 

 

حالا ببینیم که دکترعبدالله در کابل درین باره چه خواب دیده که اعلامیه صادر کرده و نا فهمیده به ایران رسم تعظیم کرده که معنایش این است: مرا فراموش نه کنید!

گفته که موضع گیری معقول ایران به این شیطنت خاتمه داد.

هنوز گپ معلوم نیست، چه شیطنتی؟

کدام شیطنیت تباه کننده تر از بربادی مدنیت افغانستان بود که خود در آن سهم داشت؟

عبدالله در بین خطر مرگ و زنده گی، یتیم رها شده است.

از ایران توقع دارد که از زیرتیغ همیشه آماده طالب نجاتش دهد. ورنه، بعد از تحویل دهی قدرت به طالبان که خودش نقش کمتر از غنی نداشت، جنایات لرزاننده زیادی صورت گرفت که به هیچ یک آن اعلامیه صادر نه کرد.

آیا اگرفرد مهاجم به طلبه شیعه، خود شیعه می بود، عبدالله اعلامیه می داد؟

دغدغه اش چیست از کی نماینده گی می کند؟

 

از هیچ کس: از ترس خود که در چنگ طالب افتاده.

 فقط پیامی است به سپاه پاسداران که درحصر خانه گی عصر طالبی هوای مرا داشته باشید که  به این گروه اعتبار نیست که نشود یک روز من و کرزی را غرغره کنند.

انگیزه اعلامیه نویسی عبدالله همین است. مگر ایران نمی داند که عبدالله سکرترسیار خلیلزاد است؟

 

 

 

ذبیح الله مجاهد نوشت: «امارت اسلامی حمله بر عبادتگاه و روحانیون در کشور ایران را محکوم می‌کند. این کار ربطی به افغان‌ها و افغانستان ندارد.

این موضع گیری کوتاه، هم سیاست مشخص است؛ هم برائت از حمله کننده.

 

این که مثلا صلاح الدین ربانی  هم ماتم گرفته جای سوال است.

بردختران بلخ تجاوز گروهی شد، دختران مبارزکابل قلع وقمع شدند؛ صد ها تروریست خارجی در بدخشان مستقر شده؛ جمیعتی های گنده گنده به صف طالبان پیوسته و گیرریوریس زده اند؛ این ها نمی بیند و از نظرش مهم نیست. همین یک نفرمجهول الهویت با عمل انفرادی درمشهد دو نفر را کشته،

باعث شده که صلاح الدین از آدرس یک نا کجا آباد گلیم غم هموار کند و بگوید که بسیار جگرخون شده ام.

 

این گونه حوادث اندوهناک ریشه در اندیشه های انحرافی جریان های تکفیری دارد.

تو از کجا فهمیده ای که آن افغانستانی بیچاره، یک عامل تکفیری و افراطیت بوده؟

قضاوت قبل از موقع

نتیجه گیری صلاح الدین به یک حکم قاطع تبدیل شده که  ضارب، یک سنی است و دوشیعه را کشته. حتی آن جوان مهاجم را درصنف خوارج نشانده!

 

 

 

 

 افغان ها را زنده زنده در موترهای مشتعل درایران سوختاندند، نه عبدالله اعلامیه داد به صلاح الدین.

حالا نگاه کنید که این گدی پران های آزاد شده سیاست افغانستان به چه چیزهایی چنگ می اندازند که توجه ایران را به خود جلب کنند.

درین مارش مارش و خاک باد، کسی از آدرس بنیاد مسعود نیز همچو کاسه داغ تر ازآش وارد معرکه شده و اعلامیه داده و همچو کور خانه نشین ازبغداد سخن ها گفته است.

از نظر این ها یک ابن ملجم دیگر درقرن 21 ظهور کرده است.

 

 

جوانی کارگر و حاشیه نشین، سه طلبه ی «مشخص» و «همکار» و «آشنا با هم» را که عکس سه نفره هم با هم دارند، کارد زده است.

این جوان اگر قصدش آخوندکشی بود، در حرم امام رضا انواع و اقسام آخوند موجود هست.

دوم این که چرا با دردسر بخواهد کارد را وارد حرم کند و در صحن حرم این کار را انجام دهد؟

دلیل این انتخاب مشخص مکان چه بوده است؟

وقتی شما کسی را بخواهید با کارد بزنید ضربه را به بالا تنه ی او وارد می کنید. در این مورد، چرا جوان کارد را بر آلت جنسی آخوند فرود آورده است؟

اگر این عمل «تروریستی» باشد -که این ادعا بسیار مسخره و خنده دار است-، چرا تروریست مزبور بعد از ضرب و جرح آخوندها در جای خود می ایستد تا اتفاقا نه ماموران نظام، که یک زائر از پشت او را بگیرد؟

کاظم کاظمی: این حادثه مایه شرم و ذلت برای ما مهاجران است!

 

آقایان جمهوری اسلامی عادت کرده اند که برای هر داستانی، پای استکبار جهانی و صاحبان مذاهب دیگر و ضد انقلاب را پیش بکشند.