-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ فروردین ۱۸, پنجشنبه

واکاوی « شورای عالی مقاومت ملی! جمهوری اسلامی افغانستان»

 اعلامیه‌ای که روز جمعه، سی‌ام میزان1400 از فیس بوک صادر شد. اما صاحبان اعلامیه تا امروز غیر حاضر صحنه اند.



 شورایی تحت نام «شورای عالی مقاومت ملی جمهوری اسلامی افغانستان» از سوی شماری از چهره‌های سیاسی اعلام موجودیت کرد. مقر این شورا اعلام نشده است، اما همه کسانی که گمان می‌رود عضویت این شورا را داشته باشند در بیرون از کشور به سر می‌برند.

اعلامیه‌ای که روز جمعه، سی‌ام میزان1400 از فیس بوک صادر شد.

 برنامه سیاسی خود را مذاکره و رسیدن به صلح عادلانه خواندند.

به طور کمرنگ، در آخر از موقف گیری «دفاعی – نظامی» هم اشارتی رفته بود.

اما سخن کلیدی شان این بود: «ترجیح ما رسیدن به یک صلح پایدار از راه سیاسی است.»

چرا جرأت نکردند که به گونه رسمی اعلام موجودیت کنند؟

بیش از 5 ماه گذشت؛ نه از مذاکره خبری است؛ نه از صلح عادلانه و نه از فعالیت های دفاعی – نظامی!

فقط شایع افتاد که عبدرب الرسول سیاف، محمد محقق، عطامحمد نور، مارشال عبدالرشید دوستم 

این ها مستقیم یا غیرمستقیم دور دسترجوان جمهوری 20 ساله بودند.

خط ارکان جمهوری از اول معلوم بود.

اولویت شان مبارزه علیه تروریزم و لشکراجنبی که خاک شان را گرفته و خود شان را از خانه و کاشانه شان بیرون کرده؛ نیست. مذاکره است.

یعنی حاکمیت طالبان و سلطه پاکستان را دراصل پذیرفته اند که رویکرد مذاکره را درپیش دارند.

از اول گفتند که ما عناصر مطرح و دلسوز هستیم!

درکجای دنیا دیده اید که درنبرد های سرنوشت ساز و تاریخی، کسی «دلسوز» است برنده میدان باشد و مقتدارانه درقدرت باشد. 

کسی در صدر بوده که میدان دار و مبارز میدان بوده. 

یک پیره زن، یک خیر، یک روحانی، یک آدم عاجز و بی غرض، یک محافظه کار، می تواند دلسوز باشد. چون، هوای قدرت و سروری در سر ندارد فقط دلسوز است.

کسی که قدرت دعوا دارد و یک سرقضیه خودش را معرفی می کند، با دلسوزی مگر به جایی می رسد؟

دلسوزی در مقام یک فرد با عاطفه و خوش نیت امری مثبت است. یعنی چنین شخصی، عامل تغییر دروضعیت عمومی نیست.

در سیاست و مبارزه، اراده، روحیه رزم و پیکار و سینه به سینه دشمن عدالت کش ایستادن شرط است.

به سوابق سیاف، عطا، مارشال و محقق اگر نگاهی بکنیم، اولویت شان تفنگ و رزم بوده.

سوال کلیدی این است که حالا پس از چهل سال مبارزه، چطور تفنگ را کنار گذاشته، صرفاً به آدم های دلسوز تبدیل شده اند؟ می توانستند بدون اعلامیه مجازی شورای عالی مقاومت جمهوری اسلامی افغانستان، در هرجایی که تشریف دارند، دلسوز و خیر باشند.

نام مقاومت را که سر خود می گذارند، تقدم تفنگ بر دلسوزی را هم بپذیرند.

اگر محض دلسوزی، مانیفیست کاری شان بود، چرا با شوروی جنگیدند؟ چرا در زمان مقاومت اول جنگیدند؟ چرا در 20 سال جمهوری، در هر مناسبت، دم از مبارزه علیه تروریزم، می زدند. و همه روزه تابوت جوانان درهمسایه شان و درقریه های شان می آمد. در محافل رسمی دم ازدفاع و نبرد برای حفظ دست آوردهای درخشان ملت قهرمان افغانستان می زدند؟

حالا مگر همان نیروهای تروریستی وابسته به پاکستان دو باره به قدرت نیامده؟

چطور شد که آن زمان در داخل کشور می جنگیدند علیه همین طالبان. حالا نمی جنگند و به دلسوز تبدیل شده اند


از همان ماه عقرب تا حال درتمامی عرصه ها غیر حاضر دایمی شده اند.

همان گروه تروریستی مانند دور مقاومت اول، بیعت می خواهد و مذاکره ای درکار نیست. چرا به جنگ متوسل نمی شوند؟

به این سوال ها باید خود شان جواب بدهند.

از نظر شما جواب ها چه گونه است؟

مثلا طالب حاضر به مذاکره با این دلسوز ها شود. خوب... چی می خواهند؟

پذیرش طالب، سپس، حکومت مشارکتی، فراگیر ( حتی فراگیر به معنای واقعی کلمه هم نمی خواهند، چون می دانند که چنین چیزی نا ممکن است.) فقط ما هم باشیم!

این جا دو مشکل است: 

چرا شما هم باشید؟ شما که همه در 20 سال بودید؛ نتیجه چی شد که بعد ازین در ساختار حکومت باشید؟ هیچ کدام نمی گوید که نماینده های نسل جوان به جای ما باشد. ما عقب آن ها هستیم. 

طالب: چرا شما باشید که هیچ چیزی در دست تان نیست. مردم از شما بریده. اگر مردم طرفدار شما بودند، کارتان به این این جا نمی کشید. اگر مردم با شما بودند، پای ما هم به کابل نمی رسید و اگر مردم با شما بودند، ما را که بیست سال تمام سرگرم قتل شان بودیم، لقمه لقمه می خوردند. معلوم است که مردم مدت ها پیش از شما نا امید شده بودند.

طالب: پس شما سرباری و اضافی هستید. ما برای آدم های اضافی جای نمی دهیم. اگر چنین کنیم، صف خود ما در برابر ما شورش می کند. اصلا چه گفته شما را در یک دسترخوان کنار خود بشانیم.

امریکا وناتو دم ودستگاه را از شما گرفت به ما داد. بیایید مثل دیگران زنده گی کنید.

--------

خوب حالا که نبرد مقاومتچی ها از گوشه و کنار شروع شده، این ها چرا سکوت کرده ا ند؟

شورای عالی مقاومت جمهوری اسلامی افغانستان را به چی خاطر تاسیس کردید؟

وقتی جمهوری اسلامی افغانستان می گویید لااقل بروید مثل حشمت غنی نزد اشرف غنی و بگویید که فقط نام جمهوری اسلامی افغانستان را سرخود ماندیم، حالی چی کنیم؟

ازین میان تنها یک نفر نبض وضعیت را فهمیده بود:  استاد کریمی خلیلی، رهبر حزب وحدت اسلامی عضویت خود را در این شورا رد کرد.

در آغاز اعلامیه فیس بوکی بدون مهر وامضاء گفته شده بود:

 افغانستان در اثر بی‌کفایتى‌، تک‌‌روی‌، انحصارگری و فساد گسترده و در نتیجه یک «معامله نامردانه، خاینانه و غادرانه» دچار بى‌نظمی و بى‌نظامی شد و شیرازه دولت از هم پاشید.

درحالی که همه ای شان اعضای ارشد جمهوری بودند. اگر خود شان نبودند نفرهای شان دور غنی بودند. دزد هم میگه او خدا صاحب خانه هم.

فقط چشم شان به دهان غنی و هوش وگوش شان به سخنان غنی بود. محقق مشاورارشد امنیتی بود. حالا از نامردی، خیانت وغدر ( غنی را حتی نام نمی گیرند) شکایت دارند. اگر کسی مستقیم از بسم الله محمدی و محمد محقق سوال کند که چرا تو وزیر دفاع و تو مشاور ارشد بودی، به نماینده گی از کی؟ با نا مرد وخاین چرا دهان جوال گرفته بودید؟

می بینید که هیچ توجیه و دلیل عقل پسند ندارند. حالا که چنین بود، باز چرا طومار جمهوری اسلامی افغانستان را در گردن انداخته اید؟

قطعا قطعا که دنبال یک اشرف غنی دیگر هستید. اما دیگر اشرف غنی برنخواهد گشت. درعوض، دو گزینه:

بیعت به هیبت الله، بیعت به تفنگ

راه سوم: لوحه دلسوزی وبی غرضی از پیشانی آویختن!

نگاه این حضرات بازهم به تپ وتلاش های خلیلزاد است تا موترپنچر شدۀ مذاکرات دوحه را دو باره راه بیاندازد!

یعنی، بیعت قانونمند به طالبان. این را به زبان خود شان می گویند. ازین واضح تر می شود؟

معلوم می شود که این حضرات، یکی طالبان را نمی شناسند؛ ثانیاً دگرگونی شرایط را هم متوجه نمی شوند. اصلاً خیال شان نیست که کاروان تحول خیلی جلو رفته واین ها جا مانده اند؟

چطور؟

 در اعلامیه شورای عالی مقاومت ملی آمده است: «این مذاکرات باید به منظور رسیدن به یک صلح پایدار و باعزت که متضمن اعاده جمهوریت مبتنی بر اصول اسلامی و به میان آوردن یک نظام منتخب با مشارکت عادلانه همه اقوام و جریان‌ها و اقشار مختلف جامعه و متضمن تامین حقوق اساسی شهروندان، خصوصاً زنان، اطفال و معلولین و اقلیت‌ها باشد.»



اما خودشان به همین نکاتی که اشاره شد، بیشتر از دودرصد اعتقاد ندارند. به اجرایی شدنش.

چطور؟

درپایان اعلامیه همان زمان، دل ونادل، از مردم ( نه از خود شان! جالب است) خواسته بودند که خود را برای یک «مقاومت دشوار و درازمدت» در برابر «استبداد داخلی، تجاوز و اشغال‌گری خارجی» آماده کنند.

دربخش اول اعلامیه از «تجاوز واشغال گری خارجی» اثری نبود.

دلیلش چیست؟

حتی کسی که اعلامیه را نوشته بود حین نوشتن اعلامیه هرنوع اعتقاد خود را نسبت به آن چه که خود نوشته بود، از دست داده بود. یعنی شدنی نیست. کابوس طالب در نظرم آمده که ابداً به آن ها روی خوش نشان نخواهد داد. 

پس، «مقاومت دشوار ودراز مدت» آخرین گزینه نا دل بخواه

درسطور اول اعلامیه از مذاکره وتفاهم دهان شیرین کرده بودند.

می بینید در روح شان چی تناقضاتی تا و بالا می شود؟

همچنان چون جذبه مبارزه علیه دشمن از بین رفته دست به دامن ملل متحد:

از سازمان ملل متحد و کشورهاى جهان خواسته است که حکومت «یک‌جانبه، استبدادى و ضد وحدت ملى» طالبان را که در آن اقوام، زنان، مذاهب و زبان‌های رسمی نادیده گرفته شده و نیمی از اعضای آن شامل فهرست تحریم سازمان ملل متحد و برخی کشورهای جهان هستند، به رسمیت نشناسند و فشار لازم را بر آن‌ها برای پذیرش حکومت همه‌شمول اعمال کنند.

این جاست که واقعاً درمقام یک دلسوز محض تنزل کرده اند. نه از جهاد خبری است؛ نه از دفاع ازمردم و نظام و تاریخ وفرهنگ... 

در اعلامیه آمده است: «شورای عالی مقاومت ملی جمهوری اسلامی افغانستان از تحریک طالبان نیز می‌خواهد تا کشتار سیستماتیک و دست‌گیرى فعالین نظامى و امنیتى حکومت قبلى را متوقف سازند. هم‌چنان از آزار و اذیت مردم و کوچ‌هاى اجبارى و تصاحب املاک و اموال مردم و خشونت علیه شهروندان کشور دست برداشته و مذاکرات مستقیم و سازنده را با «شورای عالی مقاومت ملی جمهوری اسلامی افغانستان» آغاز نمایند.»

در بخش نظامی، شورای عالی مقاومت ملی هشدار داده است که اگر جانب مقابل (طالبان) به راه‌حل سیاسی تن ندهد، ناگزیر گزینه دوم (فعالیت نظامی» را انتخاب می‌کند و مسوولیت آن بر‌عهده طالبان است.

حالا که هفت ماه گذشته کجایید؟

جالب ترین خواست شان این گونه ذکر شده بود:

شورای عالی مقاومت ملی جمهوری اسلامی افغانستان می‌گوید متعهد است که یک هیأت حقیقت‌یاب تعیین کند تا عوامل سقوط ناگهانى نظام جمهورى اسلامى را بررسى کرده، کسانى را که در این «معامله ننگین» دست داشته‌، شناسایى و به‌عنوان خاینان ملى به مردم معرفی کند.

کی هیأت مقرر کند؟ 

چرا خود تان نکردید؟ ازاشرف غنی توقع دارید؟ از امریکا یا از آسمان؟