-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ خرداد ۸, یکشنبه

حمدالله محب ولد کی است؟ کسی نام پدرش را می داند؟

 سه شب پیش طیارات امریکایی در بگرام فرود آمده و گفته می شود که یک دسته از نظامیان امریکایی دو باره به آن جا پیاده شده اند. سه بال طیاره آمده.



کارکنان چینی قبلا آن جا را ترک کرده اند. 

برنامه معلوم نیست. 

حمدالله 39 ساله فرزند پدرش نیست؛ فرزند برادرش است.

در بیوگرافی رسمی اش در زمان جمهوری سه نفره اصلا نیامده است که پدرش چی نام دارد؟

ظاهرا متولد جلال آباد است. اما گزارشی دارم که وی درکویته به دنیا آمده بود. 

یازدهمین فرزند پدری است که نامش را کسی نمی داند.

او سال ها با هویت جعلی در لندن وامریکا زنده گی کرده.

با هویت جعلی از سوی استخبارات به سفارت و مقام شورای امنیت ملی رسید.

حمدالله نامش است، محب، برادر کلانش است. در اسناد دولت بریتانیا، او ولد محب یعنی برادر کلانش است.

محب سه زن دارد. زنی که حمدالله را از کودکی به جوانی رسانده، مادرش نی، بلکه زن برادرش به نام داکتر زرغونه بوده که دکتر بیماری های زنان ( نسایی ولادی ) است. 

و برادرش به نام پدر حمدالله او را به لندن خواسته بود. 

کار و بار این خاندان درمناطق مرزی مهمند عمدتاً دادوستد وقاچاق بوده است. 

این ها در شهر های نیویورک، کابل و لندن جایداد های زیادی از حساب عواید قاچاق خریده اند. 

برادر حمدالله در زمان اشرف غنی یک دختر 18 ساله دیگر را گرفت و شمار زنانش به چهار تن رسید. تازه از پشاور به ترکیه و سپس به لندن انتقالش داد.

حمدالله قبل ازین که با زن امریکایی اش درکابل معرفی شود، یک زن داشت. سپس زن امریکایی از وی می خواهد که زنش افغانی اش را طلاق بدهد. او چنین کرد. 

ظاهرا زن اولش رفت کس دیگری را به شوهری گرفت. 

مردی را می بینیم که خودش را با یک جهش به سفارت و اداره شورای امنیت می رساند. 

اما کمتر کسی میداند که در هنگام دوره دکترا، خانم او به عقد یکی از بلند پایگان شاخه خراسان داعش که اکنون به رهبری آن گروه رسیده است؛ در می آید. 

این خانم به شدت رادیکال و جسور است. 

او بخشی از کار های امور نسوان رهبر شاخه خراسان را انجام میدهد.

 در سال دو هزار و چهار، خواهر حمد الله محب  به عقد قاری نورزی در می آید. 

این قاری برادر حاجی بشرنورزی است. نورزی مسول مالی طالبان که اکنون در امریکا به جرم مدیریت یک باند بزرگ مواد مخدر زندانی است و طالبان در گفت و شنود با امریکا، خواهان رهایی او هستند.

30 حمل 1400:

شعبه ای از امنیت ملی به تاریخ سی حمل 1400 به نقل از حنیف اتمر درمحضر شماری از مصاحبان گزارش داد که حمدالله محب به وسیله خانم برادرش، حاجی محب الله و برادر زاده اش، به فروش مناصب، پست های درآمدزا، از مقام ولایت و وزارت تا پست های میانه، اقدام می  کند. دربدل مقرری ها، صدها هزار دالر تا و بالا می شود.

خانم برادر حمدالله محب، یک زن بیوۀ لندن نشین است که به کابل فراخوانده شده و مهم ترین بزنس پول آور در تاریخ جمهوری چهار نفره را مدیریت می کند. حمدالله او را « مادر» خطاب می کند.

حاجی محب الله  و سرور احمدزی معاون شورای امنیت ملی در یک گروپ هستند. حاجی محب سرگرم مارکیتنگ برای کرسی های دولتی است و اکثر اوقات در دفتر سروراحمدزی در شش درک دیده میشود واز انجا کارهای مردم را جور میکنند. مشتریان و متقاضیان خریداری کرسی های دولتی را به مهمان خانه شورای امنیت می برد. 

درگزارش از اتمر نقل شده است که حمدالله محب در بدل پیشنهاد و گرفتن منظوری مقرری حیات الله حیات وزیرداخله، والی جدید قندهار، عمر شیرزاد که یک دوسیه اختلاس شش میلیون دالر در سارنوالی به نامش ثبت است؛ از اقبال سعید والی کنر، زمریالی احدی والی نیمروز، عبدالستار میرزکوال والی کندز، ولی جان سرحدی قوماندان امنیه هلمند، مخلص قوماندان امنیه غور، جمعه گل همت قوماندان امنیه ننگرهار و خیلی های دیگر، پول های کلانی گرفته است.

جالب این است که  جنرال جمعه گل همت را در مقابل پول اول والی بادغیس تعیین کرد؛، وقتی خیزش مردم معترض بادغیس موجب شد که  طیاره حامل والی درفرودگاه آن ولایت نشست کرده نتوانست، همان روز او را قوماندان امنیه کابل مقرر کرده بود. وقتی در کابل هم ناکام شد وامنیت کابل از پیشش شارید؛ او را به ننگرهار تبدیل کرد. 

حیات الله حیات وزیر داخله آدم نیمه باسواد است؛  و دوسیه چندین صد میلیونی اختلاش وی درسارنوالی محفوظ مانده، اما در بهترین بست مقرر شد. آقای اتمر گفته است که اگر گروپ فضلی و حمدالله محب متوقف نشوند، حکومت هیچ نیازی به دشمن ندارد. یقین کامل دارم که عمر حکومت غنی به زودی تمام می شود. 

درپانگاشت گزارش گفته شده که سرور احمد زی شخصی مشکوک، از خارج آورده شده و معلوم نیست از پاکستان است یا از افغانستان. مگریکی از تاجداران شیوع تعصب قومی درجمهوری چهارنفره به حساب می رود. 

در پی حمله طالبان به یک جشن عروسی در قریه شمشپور مارگندی ولسوالی سرخرود ولایت ننگرهار،

 دست کم دو نفر به دست نیرو های این گروه کشته و 10 تن دیگر زخمی شدند.

به روستاییان اجازه پخش موسیقی داده بودند، اما بعداً به مراسم حمله کردند و حداقل دو نفر را کشتند و 10 نفر را مجروح کردند.

این منبع گفت: «طالبان که از نواختن موسیقی در جشن عروسی عصبانی شدند، به این محفل حمله نمودند که در پی این درگیری دست کم دو نفر کشته و 10 تن دیگر زخمی شدند.

درحالی که این گروه در مسجد، روی سرک، پیش منازل مردم و دفتر های دولتی ترانه می خوانند و می رقصند.

خوب جنگ این ها علیه مردم است. علیه فرهنگ و ارزش های مدنی مردم است. 

اکثر ترانه های ترسناک طالبان روی کمپوز های آهنگ های نغمه و دیگران پخش می شود در شبکه اجتماعی

دو نفر از اعضای این گروه بازداشت شده اند.

خبر بازداشت و مجازات دو تروریست غلط است.

مقامات طالبان بارها اعلام کرده‌اند که موسیقی در اسلام «حرام» است اما در هنگام جنگ با اتن و ترانه ظاهر می شوند.

در تالار‌های عروسی در شهر هرات، تبلیغ و نعت‌خوانی دینی، جای برنامه‌های هنری و موسیقی را گرفته است.

مانع اجرای برنامه‌های موسیقی در مجالس عروسی شوند و به جای آن از گروه‌های تبلیغ اسلامی استفاده شود.

طالبان در زمانی که بین سال‌های 1996 تا 2001 بر افغانستان حاکم بودند، موسیقی را کاملاً ممنوع کردند و آن را حرام، خلاف آموزه‌ های اسلامی و گناه می ‌دانستند.

آیت الله خمینی هم عیناً همین دستور و فتوا را داده بود. 

سراینده گان و نوازنده گان که در 20 سال خیلی رشد کرده بودند امروز در سیاه ترین دوره زنده گی خویش به سر می برند و اکثرا تلاش به گریز دارند.