-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

طالبان از مفسدین جمهوری کلکسیون می سازد

 

جایگاه زن از نظر مولوی حکیم حقانی:

زن دقیقاً مانند یک زندانی در سلول انفرادی است.



 

 او مثل داوود سلطان زوی از يک شرکت تهيه خدمات خارجي ، سال گذشته به هنگام مراسم حج رشوت گرفته بود.

صدیق چکری عضو ارشد جمیعت اسلامی، داماد استاد ربانی، ساکن لندن، دزدی صد ها هزار دالر از پول زایران حج در سال 2009

با تلاش استاد ربانی، درسال 1390 در جریان سفر کرزی و ربانی به اسلام آباد او با کرزی ملاقات کرد و دوسیه دزدی هایش بسته شد.

 

 به تلويزيون طلوع اگر رسماً از وزارت حج و اوقاف معذرت نخواهد من 164 هزار ملاامام را که در اختيار دارم بسيج خواهم کرد و عليه تلويزيون طلوع تصميم خواهم گرفت.

این قدر زور که داشتی چرا گریختی؟

 

اما هرگز جرأت نکرد به کابل برود. تا آن که طالب آمد و او هم آمد.

 خزانه دار وزارت ارشاد، حج و اوقاف ضمن اعتراف به اختلاس حدود چهار صد هزار دالر، در موارد ديگر جرمى که در سال 1388 و سال هاى قبلى در مراسم حج اتفاق افتاده نيز اعتراف کرده است که ميليون ها دالر حيف و ميل کارکنان و مسؤلان بلند پايۀ اين وزارت را نشان مى دهد.

او گفت من هرچه انجام داده ام به امر چکری بوده

لوی سارنوالی دروغ بزرگی به مطبوعات داد و گفت که پلیس انترپول او را دستگیر کرده

 

آزانس خبری کوکچه:

او بعد از سرقت پول های حجاج خانه ای پر قیمت در لندن خرید. با همین پول درحوالی لندن می شود سه خانه را خرید.

بعد، محلی را در ناحیه کنزبری لندن به مساحت یک میدان فوتبال خرید. روی زمین یک مجمتع اعمار می شود. شامل بخش های ترمیم موتر، معاینه تخنیکی موترها، فروش و ترمیم تایر، پارکینگ و دیگر ملحقات را شامل می شود.

قیمت زمین در لندن بسیار گزاف است. مسیحیان، مسلمانان و یهود ها یک و نیم متر زمین را به قیمت زیاد اجاره می کنند

برای 25 سال – بعد از 25 مالک زمین جسد را سوختانده وزمین را به فروش دو باره آماده می کند.

او وقتی وزیر اطلاعات و فرهنگ در دولت مجاهدین بود هزاران کتاب را در کتابخانه دانشگاه کابل آتش زد.

او که زمانی کابینه کرزی را « دیوانه خانه» گفته بود به مشاور شخص رئیس جمهور در امور حج و اوقاف مقرر شد.

 

در ماه حمل ۱۳۸۹ فقیر فقیر یار سخنگوی دادستانی گفت که او را ممنوع الخروج اعلام کرد اما به کمک دولت به لندن گریخت.

 

 ۱۳۸۸-۷-۲۰

 در گفت وگوي اختصاصي با شبكه العالم مذاکرات طالب با امریکا را رد کرده بود:

 وي با اشاره به اينكه اين مذاكرات پنهاني دو مشكل اصلي دارد، از سويي برخي از چهره‌هاي اصلي و تاثير گذار طالبان در آن حضور ندارند و از سوي ديگر دولت افغانستان در روند اين مذاكرات حضور ندارد و اين مسئله منجر به اين خواهد شد كه روند مذاكرات براي بهبود اوضاع امنيتي در افغانستان به شكست منجر شود.

چكري در ادامه تصريح كرد:

 كنار گذاردن دولت افغانستان از روند مذاكرات پيش‌رو سودي براي منافع ملي افغانستان ندارد.

 

 

 

تصویر جایگاه زن از نظر مولوی حکیم حقانی:

زن دقیقاً مانند یک زندانی در سلول انفرادی است

 

اخیراً مولوی عبدالحکیم حقانی، قاضی‌القضات طالبان، کتابی به زبان عربی منتشر کرده به‌عنوان «الإماره الإسلامیه و نظامها»

 و در آن کوشیده نظام سیاسی و اداری ایده‌آل گروه طالبان را به تفصیل بیان کند.

مولوی حقانی یکی از علمای برجسته و شاخص گروه طالبان است و دیدگاه‌های دینی‌اش «فصل‌الخطاب» دانسته می‌شود.

این کتاب از این نظر هم حایز اهمیت است که رهبر طالبان و علمای برجسته مذهبی وابسته به این گروه، بر آن تقریظ نوشته‌ و آن را مورد تأیید قرار داده‌ و ستوده‌اند.

 

بنا‌بر‌این، می‌توان گفت که این کتاب به نوعی بیان نظرات طالبان در خصوص سیاست شرعی و نظام اسلامی است.

همان سیاستی که از نظر بسیاری ها از جمله ازنظر گلبدین نظام سچه و صد درصد اسلامی است.

در کتاب کار و غرض مولوی حقانی بیشتر با زن ها و عورت ها است.

 جایگاه زنان در نظام سیاسی مورد نظر طالبان که مو را بر بدن انسان راست میکند

ملاحکیم حقانی چنان خط و نشان شریعت کشیده که تو گویی همین حالا از نزد پیغمبر آمده و برگه فتوا در جیبش است.

از نظر این شارح شرع أنور، جای اصلی زنان در خانه است.

باید پوشیده و دور از انظار زنده‌گی کنند. یعنی دقیقاً مانند یک زندانی در سلول انفرادی.

 سپردن امور ملک به آن ها، منافی با مستور بودن آن‌ها است.

 می گوید: «مردمی که کارشان را به زنان واگذار کنند، از جمله رستگاران نیستند.»

 سرشت زن طوری ساخته شده که با عهده‌داری کارهای خطیر سازگار نیست؛ چرا که زن ناقص‌العقل و ناقص‌الدین است. (ص ۸۰-۸۱)

با این‌همه، اسلام جایگاه زن را پاس داشته و برای صیانت از او، سفارش کرده که در خانه و در میان فرزندانش زنده‌گی کند.

زن ناتوان است و نمی‌تواند از خود دفاع کند، چه رسد به این‌که با برعهده‌گیری رهبری مسلمانان از دیگران به دفاع بپردازد.

 از همین جهت است که اهل علم بر این امر اجماع کرده‌اند که سپردن سِمَت امامت به زن، روا نیست. (ص ۸۱)

پیامد سپردن امور کشوری به زنان، این است که مجبور می‌شوند با مردان اختلاط کنند،

 

حال آن‌که شارع از این کار نهی کرده است.

بیرون آمدن زن از خانه، سرپیچی از دستور خدا دایر بر لزوم ملازمت خانه است.

هرچند این دستور خطاب به همسران پیامبر اسلام صادر شده، لیکن حکم آن شامل همه زنان گیتی می‌شود. (ص ۸۱)

سپردن کارهای بزرگ به زنان، مستلزم نقض اصل دینی دیگر نیز است.

 بنا بر نص قرآن، مردان بر زنان سرپرست و قیّم‌‌اند، ولی اگر کارهای کشوری به زنان سپرده ‌شود، وضعیت معکوس و موازین شریعت وارونه می‌شود.

وزیران دفاع وخارجه اروپایی زن است. خودت در مورد مثلا انگلا مرگل چه گفتن داری؟

پاکستان سازنده طالبان، صدراعظم زن داشت وهمین حالا حنا ربانی مقام ارشد است. پارلمان پاکستان، اندونیزیا، عراق، ایران پر از زن است.

 مردان از این جهت قیّم زنان هستند که هم از نظر نیروی جسمی و از هم از لحاظ توانایی عقلی و استعداد دینی، برتر از زنان هستند. (ص ۸۲)

اهل حل‌و‌عقد اقدام به گزینش خلیفه و بیعت با او کنند.

 از نظر حقانی، زنان هرگز نمی‌توانند عضو شورای اهل حل‌و‌عقد باشند. دلیلش هم این است که در صدر اسلام در این زمینه از زنان نظر خواسته نمی‌شد.

 اگر قرار بود از زنان در‌باره موضوعات سیاسی مشورت گرفته شود، فاطمه، دختر پیامبر، و همسران پیامبر از دیگر زنان برتر بودند؛ اما هیچ‌کسی از آن‌ها در این باب نظر نخواسته است.

 از همین جهت، اکثریت علما به این باورند که زن نمی‌تواند بدون اجازه ولی و سرپرست، حتا اقدام به ازدواج کند. (ص ۱۴۸)

سخن نویسنده‌گانی که متأثر از افکار غربی شده‌اند و از ضرورت شرکت زنان در پارلمان‌ها و مجالس عامه سخن می‌زنند و مدعی‌اند که این حقوق را اسلام برای آن‌ها قایل شده، ارزشی ندارد؛ چرا که این افراد از عینک شفاف اسلام به مسایل زنان نگاه نمی‌کنند، بلکه با الهام‌گیری از مکتب‌های ملحد شرقی و غربی در این باره اظهار نظر می‌کنند. (ص ۱۴۸)

طرفداران نکتایی دارطالبان درین باره چه می گویند؟ خاینان جمهوری که اکنون به طالبان بیعت می کنند چرا دهان شور نمی دهند؟

در سیرت پیامبر گرامی اسلام و خلفای راشدین نکته‌ای وجود ندارد که نشان دهد زنان در آن دوران در میدان سیاست فعال بوده‌اند.

1400 سال تحول، پیشرفت، پیچیده ترشدن زنده گی، رشد علم و فرهنگ و تکنولوژی درمغز این ها هیچ قابل درک نیست.

 تنها کاری که پیامبر اسلام انجام داده، بیعت با زنان بدون مصافحه بوده است.

 گاهی هم زنان در جنگ‌ها در کنار مردان می‌ایستاده‌اند؛ اما تا ضرورت ایجاب نمی‌کرده، در جنگ شرکت نمی‌ورزیده‌اند، بلکه فقط اقدام به درمان زخمیان و آب‌رسانی به تشنه‌گان می‌کرده‌اند.

حقانی خان از تاریخ اسلام همان روایات مسخ شده را می فهمد.

اگر کسی شرکت حضرت عایشه در جنگ جمل و رهبری آن جنگ را مستند بسازد، برای اثبات این‌که سپردن کارهای بزرگ به زنان اشکال شرعی ندارد، در پاسخش باید گفت، قطعاً عایشه بر شترش در هودج نشسته بود و کسی او را نمی‌دید و صدایش را نیز نمی‌شنید.

این آدم در فهم تاریخ بیسواد است. اما فراموش کرده که مرتب تذکر داده که جای اصلی زنان در خانه است.

 این واقعه بیانگر رهبری لشکر مسلمانان توسط یک زن نیست. پس چیست؟

16 هزار مسلمان اکثراً حافظ و صحابی کشته پس چطور کشته شدند؟

 

اصلاً عایشه به قصد میانجی‌گری میان لشکر علی و لشکر معاویه از خانه بیرون شده بود؛ اما از روی تصادف جنگ رخ داد. عایشه برای رهبری جنگ بیرون نشده بود، بلکه هدفش اصلاح ذات‌البین بود. (ص ۱۵۰)

اما او چرا از خانه بیرون شده بود؟ غدر و منافقت حقانی بسیار زننده است.

نظام خدایی بر این اساس استوار است که زن مشغول زاییدن پسران و دختران و تربیت آنان در خرد‌سالی باشد.

 این کار از وظایف اختصاصی زنان است.

 مرد بیرون از خانه در عرصه‌های زراعت یا صنعت یا تجارت یا کارمندی حکومت اشتغال می‌یابد و نفقه عیالش را تأمین می‌کند. اکنون کسانی پیدا شده‌اند که به نام حقوق و آموزش زنان، می‌خواهند فتنه‌پراکنی کنند. (ص ۱۵۱)

زنان نه‌تنها در سیاست نباید وارد شوند، بلکه حتا حق ندارند برای ادای عبادت به مساجد بروند.

وقتی زنان اجازه نداشته باشند به مسجد بروند، تکلیف رفتن‌شان به بازار و دفترهای دولتی روشن است. (ص ۱۵۲)

برده گی و زندانی بودن زنان، اصول شرعی حقانی ها است.

قرآن در سوره نور زنان را به پرهیز از چشم‌چرانی و زنا دستور داده است. مشخص است که زنا از طریق زمینه‌هایش حاصل می‌شود.

بهترین شیوه رعایت حجاب برای زن، این است که در کنار پوشاندن همه جسم و چهره‌اش، در خانه بماند و از نا‌محرمان به‌کلی دور باشد. (ص ۱۵۳)

مردان بر زنان از جنبه‌های مختلف برتری دارند:

 در دانش، در عقل و حزم، در توانایی جسمی و روحی.

 به همین جهت است که پیامبران فقط از میان مردان مبعوث شده‌اند، هیچ زنی پیامبر نشده.

امامت کبرا و صغرا به مردان موکول شده، جهاد و آذان و خطبه و شهادت نیز کارهایی است مردانه. (ص ۱۵۵)

از جمله ویژه‌گی‌های عضو شورای اسلامی، مذکر بودن است؛ چرا که خداوند میان زن و مرد در خلقت و توانایی مساوات برقرار نکرده است.

 از همین‌ رو، مسوولیت‌هایی را بر‌عهده مرد گذاشته که مناسب وی است و کارها و وظایفی را به زن سپرده که مخصوص او ا‌ست؛

 مثل توجه به کارهای خانه و تربیت فرزندان.

حال شما تصور کنید درین دنیای پراز فرصت ها ونیاز ها، پیشرفت وسرعت رشد شخصیت و قابلیت آدم ها، یک زن بی سواد و منزوی در کابل چه فرزندی تربیت خواهد کرد؟

می گوید: روی این جهت است که می‌بینیم پیامبری ویژه مردان است.

طرفداران بیرون کشیدن زن ازخانه کافر ومنافق اند. (ص ۲۳۹-۲۴۰)

عبدالحکیم حقانی به نقل از صاحب روح‌البیان می‌آورد که یک تن از همسران حضرت رسول به نام سوده بنت زمعه تا زنده بود، هیچ وقت از حجره‌اش بیرون نشد، نه به خاطر گزاردن نماز و نه به منظور ادای مناسک حج و عمره، تا این‌که جنازه‌اش را از آن حجره بیرون آوردند.

فکرکنید: آیا آن زن روح سالم و سلامتی اش لازم داشته است؟ این را باید از داکتر حکیم حقانی پرسید/

حقانی یک بیت هم از سعدی در بوستان را به نقل از روح‌البیان می‌آورد: ز بیگانه‌گان چشم زن کور باد – چو بیرون شد از خانه در گور باد. (ص ۲۵۰)

منظور از حق زن برای تحصیل، دانستن واجبات دینی است. نه چیز دیگر.

 

خواندن و نوشتن باید در خانه و از طریق محارم صورت گیرد، نه در مکتب و دانشگاه.

بر‌اساس اقوال فقیهان، باید زن در خانه و اگر امکاناتش فراهم بود در پستوی خانه نماز بگزارد، معلوم است که آموزش مهم‌تر از نماز نیست و نباید وی به بهانه آموزش به بیرون از خانه قدم بگذارد.

اگر ناگزیر شود از خانه بیرون برود، باید معلمش زن باشد و اگر این کار ممکن نبود، باید میان معلم و دانش‌آموز یا دانشجوی زن پرده‌ای کشیده شود. (ص ۲۵۴)

آن‌چه گفته شد، مربوط می‌شد به فراگیری علوم ضروری دینی.

 در خصوص علوم دنیوی باید گفت، زن می‌تواند رشته‌هایی را انتخاب کند که درخور شأنش باشد، مثل پزشکی و خیاطی؛ اما در رشته‌های کیمیا و هندسه و مانند آن‌ها نیازی به زنان نیست و مردان به تنهایی می‌توانند ضرورت‌های جامعه در این عرصه‌ها را تأمین کنند. (ص۲۶۲)

تعلیم مختلط در مکاتب و دانشگاه‌ها مطلقاً حرام است.

این کار علاوه بر این‌که خلاف ارزش‌ها و آموزه‌های اسلام است، غیرت و ننگ افغانی نیز هرگز آن را بر‌نمی‌تابد. (ص ۲۶۳)

دختری که پا به نُه‌ساله‌گی می‌گذارد، حکم دختر بالغ را دارد و همه محدودیت‌هایی که بر دختر بالغ اِعمال‌ شدنی است، بر وی هم اعمال می‌شود. (ص ۲۷۵)