-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ مرداد ۹, یکشنبه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 364 | وزیردفاع روسیه: ما دو باره اتحاد شوروی خواهیم شد!


 

احتمال برکنار جنرال قمر باجوا

 

همه به پای امریکا افتاده اند

عمران خان: خیزش درخیابان های پاکستان قریب الوقوع است


فعلاً هیچ کشوری آمادۀ تمویل احمد مسعود نیست


مجلس بازی رینا امیری با شاگردان رولاغنی

امریکا منتظر یک ۱۱ سپتامبر دیگر است.


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 363 | احتمال برکناری جنرال قمر باجوا


 

۱۴۰۱ مرداد ۸, شنبه

دیمیتری مدودف: امریکا به افغانستان دوم ضرورت دارد

  


زلنسکی: هدف من تبدیل اوکراین به اسرائیل دوم بود


سه جاسوس خراب کار در پنجشیر

 

خشم سراج الدین حقانی بر مولوی سلام حنفی:

بد کردی که وعدۀ تسلیمی مجاهدین ازبیک را دادی!



استقرار ارتش روسیه به نام داعش در مرزهای أفغانستان


ضمیرکابلوف پیش از سفر پوتین چیز دیگری می گفت

چرا گلبدین حکمتیار به پاکستان خواسته شده؟


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 362 | فعلاً هیچ کشوری آمادۀ تمویل احمد مسعود نیست


 

۱۴۰۱ مرداد ۷, جمعه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 361 | استقرار ارتش روسیه به نام داعش در مرزهای أفغانستان


 

خشم سراج الدین حقانی بر مولوی سلام حنفی: بد کردی که وعدۀ تسلیمی مجاهدین ازبیک را دادی!

 


سه جاسوس خراب کار در پنجشیر


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 360 | سه جاسوس خراب کار در پنجشیر


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 359 | دیمیتری مدودف: امریکا به افغانستان دوم ضرورت دارد


 

۱۴۰۱ مرداد ۶, پنجشنبه

خطر فاتحۀ استراتیژیک افغانستان

 

طرح کریدور چترال – واخان از کجا آمد؟

هشدار 8 سال پیش سفیر افغانستان به وزارت خارجه


نبردِ خاموش اژدها و فیل

 



أفغانستان یکی از میدان های جنگ است

هند و چین دو بازیگر بزرگ دارای اهداف راهبردی در أفغانستان، قاره آسیا و کل جهان هستند.


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 358 | خطر فاتحۀ استراتیژیک افغانستان


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 357 | نبردِ خاموش اژدها و فیل


 

۱۴۰۱ مرداد ۵, چهارشنبه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 356 | مسعود اول: بدون مقاومت ما، آسیای میانه به هم می ریزد


 

اگر با تجزیه مخالفید، پس مقاومت را حمایت کنید یا با آزادی هم مخالفید؟

 قابل توجه برخی ها و‌گاهی بسیاریْ ها!

نوشته‌ی محمدعثمان نجیب


اگر با تجزیه مخالفید، پس مقاومت را حمایت کنید یا با آزادی هم مخالفید؟


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 355 | قصاب پنجشیر و قندهار کشته شد


 

قصاب پنجشیر و قندهار کشته شد


600 تاجیک دریک گور دسته جمعی مدفون شدند

 واگذاری فرودگاه های افغانستان به اسراییل


۱۴۰۱ مرداد ۴, سه‌شنبه

زلمی خلیلزاد: چین بر تایوان حمله خواهد کرد

 


نوبت به تایوان رسید

چین: ازشغال امریکایی با گلوله استقبال می کنیم!


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 354 | راه کشی خطرناک پاکستان از گردنۀ واخان


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 353 | نوبت به تایوان رسید


 

امریکا - ببر کاغذی ؟!

 


     نوشته ی : اسماعیل فروغی

      سرخورده گی ها و شکست های حقارتبارایالات متحده ی امریکا طی سال‌های اخیر، آن قضاوت وشعار مشهورمائوتسه تونگ رهبرفقید چین را به یاد ما می آورد که گفته بود : « امپریالیزم امریکا ببرکاغذیِ بیش نیست .»

      شکستها وناکامی های امنیتی - نظامی امریکا درعراق ، لیبیا ، سوریه ، ایران ، ونزویلا ، افغانستان و حالاهم اوکراین؛ وعجزو شکست اقتصادی امریکا دربرابر پیروزی های سرسام آورصنعتی ، علمی ، اقتصادی و تجاری جمهوری خلق چین ، بخوبی واضح می سازد که امریکا دیگرآن تک قدرت جهان نیست که مغرورانه بربلندای برج عاج قرارداشته ، اراده ی توسعه طلبانه و زورگویانه اش را با خشونت برسایرملت ها تعمیل نماید .

     آنگونه که مخالفان داخلی دولت امریکا اذعان داشته وحقایق هم بصراحت نشان می دهد ــ تورم بی سابقه ی کنونی درایالات متحد امریکا، افزایش سرسام آورقیمت مواد سوخت درسراسرکشور، کاهش بازارهای سهام ، غرق شدن دولت تا گلو درقرض ، نا آرامی ها وتبعیض دوامدار، خروج ناموفق نیروهای آمریکایی ازافغانستان وبسیاری مشکلات دیگر ؛ امریکا را به سمت انحطاط سوق داده و آنکشوررا به قدرتی درحال تضعیف مبدل کرده است .

     یک نشریه ی معتبر امریکایی( نشنل اینترنست ) اخیراً طی تحلیل مفصلی که بقلم میشل لیند استاددانشگاه تگزاس نگاشته شده است ، با اشاره به شکست‌های راهبردی آمریکا درعرصه های مختلف جهانی نگاشته است که : « راهبرد اصلی امریکا درحال حاضرپنهان کردن افول اش درتمام عرصه هاست...ایالات متحده درهمه جا درحال عقب‌گرد ، شکست یا بن‌بست است - چه درعرصه ی نظامی وچه درحیطه تجارت و تولیدات اقتصادی وصنعتی ...»

در ادامه ی این تحلیل تصریح شده است که : « در سطح جهانی، کارزار ایالات متحده برای ترغیب سایر کشورها به تحریم روسیه بابت حمله به اوکراین ، شکست خورده است. به اساس نقشه، کشورهایی که روسیه را تحریم کرده‌اند ایالات متحده و کانادا، اروپا، جاپان، کوریای جنوبی، استرالیا و نیوزلند را شامل می‌شوند اما اکثر کشورهای دیگرجهان، ازجمله چین ، هندوستان ، مکسیکو ، برازیل و اکثر کشورهای امریکای لاتین ، اکثرکشورهای آسیایی ، کشورهای خاورمیانه و اکثرکشورهای قاره ی افریقا ، ازهمراهی با آنها خودداری کرده‌اند . »

     متکی به همین حقایق است که ایالات متحده ی آمریکا هژمونی جهانی اش را ازدست داده و توانایی اش دررقابت با قدرتهای بزرگ نظامی واقتصادی جهان چون روسیه ، چین ، هندوستان و برازیل روزتاروزضعیف تر وکم ترمی گردد .

   درحال حاضردرحالیکه روسیه یِ سربرآورده ازخرابه های تحقیرشده ی انحادجماهیر شوروی ، حریف بلامنازع یکه تازی های نظامی امریکاوغرب درکل جهان شده است ، جمهوری خلق چین این اصلی ترین وقدرتمندترین رقیب امریکا ومتحدان غربی اش ، با پیشرفت‌های سرسام آورعلمی ، صنعتی و تجاری ، امریکاومتحدانش را گام به گام از بازارهای اقتصادی ، صنعتی ، تجاری جهان بیرون رانده و به عنوان بزرگترین تولید کننده و صادرکننده درجهان ، عرض وجودکرده است .

    خلاصه اینکه : قدرت نمایی نظامی ــ امنیتی روسیه درصحنه ی جهانی– (بخصوص درحوادث سرکوب داعش درسوریه و بازداری ازنفوذ ناتو دراوکراین ) وموازی به آن پایان دادن دوران انحصارعلمی - تکنولوژیکی امریکا ومتحدینش درجهان توسط چین ، ختم تاریخ سیاه جهانِ تک قطبی وتسلط سه قرنه ی اروپا وامریکا برسرنوشت جهان را رقم زده است. 

    و دورنیست روزی که امریکا قادرباشد تا از واحد پولی دالرمنحیث وسیله ی فشار برسایر ملت هاهم استفاده بتواند .


۱۴۰۱ مرداد ۲, یکشنبه

روایتِ حقیقی از قاری قرآن که سود می‌خورد…


نوشته‌ محمدعثمان نجیب

قاری صایب چرا نان نمیخوری؟


یادت اس زلمی؟

 روایات زنده‌گی مَن:

نوشته‌ محمدعثمان نجیب


جلسه طالب نوازی در تاشکند

 

سفیرازبکستان درواشنگتن: از جبهه مقاومت دعوت نمی شود

دزدی سه میلیون دالری برادرامیرالمؤمنین از بندر آقینه


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 350 | جلسه طالب نوازی در تاشکند


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 349 | رقابت شورای انقره با احمد مسعود در کنفرانس واشنگتن


 

۱۴۰۱ تیر ۳۰, پنجشنبه

جوان 17 ساله پیش چشم خانواده اش ذبح شد

 


 9 چرخبال جسد به کابل و کندز انتقال یافت

ملاقات میرویس ناب با امریکایی ها در مونشن


این داوود سلطان زوی است در ترکیه


 یکی از خائینین که در جنایات افغانستان و تسلیمی کشور به پاکستان و آی اس آی دست داشت، این طور محترمانه در جنرال قونسلگری افغانستان در استانبول چکر می‌زند و در دفاتر آن جا چای و قهوه نوش جان کرده و کار هایش هم فوق العاده اجرا می شود. وطنفروش داود سلطانزوی شاوال متکبر و مزدور رولا غنی

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 344 | در تهران چه گذشت؟ | فیصله بر فاز بعدی عملیات در آسیای میانه


 

۱۴۰۱ تیر ۲۹, چهارشنبه

پهلوانی بین خامنه ای و اردوغان

 


 

داور، ولادیمیرپوتین بود!

خطاب به امریکا: از منطقه نفت خیز سوریه خارج شو!


خامنه ای به اردوغان: خیال حمله به سوریه را از سر بدر کن!

 


پوتین و خامنه ای: امریکا از منطقه نفت خیز سوریه خارج شود


دیزاین بمب جهانی درافغانستان


فرمان شستشوی مغزی نسل جوان

 مدرسه بزرگ تروریزم


مولوی فرخاری: دختران تان را به طالبان نکاح کنید!

 



جاسوس خطرناک در پنجشیر

اندراب درخط دفاع/ 4 فرمانده جان باختند


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 343 | مولوی فرخاری: دختران تان را به طالبان نکاح کنید


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 342 | دیزاین بمب جهانی درافغانستان | فرمان شستشوی مغزی نسل جوان


 

پاکستان: صندوق جهانی پول، ما را به ساز خود می رقصاند!

 


جنگ اکرائین، پاکستان را خانه ویران کرد!


آیا امریکا ، افغانستان فدرالی می خواهد؟

 

       
        نوشته ی : اسماعیل فروغی 

     جیمزدابینزنماینده ی پیشین امریکا درامورافغانستان میگویدکه : « فدرالیسم به نفع افغانستان بوده وبه توسعه ی این کشورکمک می‌کند... » او حکومت جمهوری با والی های انتخابی را برای توزیع قدرت درافغانستان مفید می پندارد . 

    آقای دابینز این سخنان صریح و بی پرده رااخیراً درمصاحبه ی اختصاصی با تلویزیون افعانستان انترنشنل بیان داشته است.

     بحث فدرالی که همواره بحثی تابو وقدغن درمحافل سیاسی- روشنفکری افغانستان بوده است ، اینبارنه ازسوی متفکران و سیاسیون افغانستانی ؛ بلکه ازسوی یک امریکایی داغ شده است. 

    آقای دابینز فدرالی شدن افغانستان را درزمانی مطرح می‌کند که اقوام مختلف افعانستان درزیرسیطره ی خشن وافراطی طالبان عذاب کشیده و بعضاً بافشار و زورازخانه های پدری شان بیرون کشیده می شوند .

     آقای دابینزفدرالی شدن افعانستان رادرشرایطی مطرح می‌کند که مقاومت وایستاده گی مردم افغانستان دربرابر تروریزم طالبی روزتاروزقدرت و وسعت بیشترکسب کرده و آرام آرام پرخاش های عمومي درکل کشور- بخصوص ولایات شمال افغانستان علیه حکومت تک قومی ، تک مذهبی وتک جنسیتی طالبان ، پخته گی وقوام بیشترمی یابد .

     هنوزروشن نشده است که آیا سیاست رسمی ایالات متحده ی امریکا هم بسوی قبول یک افغانستان فدرالی چرخ خورده است ؟ آیا وزارت خارجه ی امریکا هم بجای نظام متمرکز، به توزیع قدرت درافعانستان ازراه یک نظام فدرالی باورمند شده است ؟ یا اینکه این نظرفقط نگاه شخصی آقای دابینزاست .

   باآنکه هنوزنمی‌توان باورکرد که مقامات رسمی امریکایی ، نظام فدرالی را نظام شایسته برای افغانستان دانسته باشند ؛ اما هرچرخشی درسياست امریکاییان پیش آمده باشد یا پیش بیاید ، انتخابِ نوعِ نظام ، کارمردم افغانستان است . هموطنان ما بخوبی می دانند که نظام طالبی اوجِ نفرت انگیزیک نظام متمرکزاست . هموطنان ما این حقیقت را نیزمی دانند که حالا زمان آنست تا بدون تبعیض و تشدد ــ برای تعین وانتخاب نوع نظام حکومتی ، به یک گفتمان ملی روی بیاورند .

     به باورمن هیچ گفتمانی را نباید تابو پنداشت و قدغن کرد . نباید فوراً وباخشونت مُهرکفربه پیشانی کسانی زد که طرفداریک نظام غیرمتمرکز برای افعانستان استند . باید دانست که تنها درپرتویک گفتمان ملیست که میتوان عوامل اصلی عقب مانی ها ونزاع های چندقرنه و مزایای یک نظام غیرمتمرکزرا مشخص ودرک کرد . تنها درپرتویک گفتمان ملیست که میتوان فهمید نظام غیرمتمرکزهرگزبه معنای تجزیه ی یک کشورنبوده ونیست. وبالاخره تنها درپرتو یک گفتمان ملیست که به آسانی میتوان فهمیدــ درجهان ماکشورهای بزرگ وقدرتمندی چون ایالات متحدامریکا ، جمهوری فدراتیف روسیه ، جمهوری فدرال آلمان ، امارات متحدعربی ، جمهوری اسلامي پاکستان و دهها کشوردیگری استند که نظام غیرمتمرکزیا فدرالی داشته و این کشورها تاهنوزهیچکدام تجزیه نشده اند . 

    خلاصه ی کلام : اگرما گفتمان ملی نداشته و پیهم به پیشانی همدیگرمُهرکُفربکوبیم ، بازهم به دردها وبدبختی های هلاکتبارخویش ادامه داده و بادستان خود، خودمان را عذاب کُش می نماییم .

    وبالاخره ، اگرما گفتمان ملی نداشته باشیم ،پاکستانیان بوسیله همین طالبان تندرو و تمرکزگرا ، افغانستان را بسوی تضعیف بیشتروحتا بسوی تجزیه سوق خواهند داد . 


۱۴۰۱ تیر ۲۷, دوشنبه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 339 | درمانده گی ملایعقوب در درۀ قاسان اندراب


 

مسعودِ پسر در گدازه‌ های ‌کوره‌ آبدیده شدن است



هدایتِ مارشال فهیمِ فقید به من:

فکرت طرف احمدِمسعود باشه که ده ثبتِ برنامه یادت نَروَه. ما هر چیزی که داریم از پدر همی بچه « قهرمان ملی » است. گپی که هیچ کسی دیگر یاد نکرد.


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 338 | اروپا آمادۀ تسلیمی به پوتین است


 

اروپا آمادۀ تسلیمی به پوتین است


شوالیۀ اطلاعاتی درمقام فرماندهی جنگ انرژی


فرمانده مقاومت به فصیح الدین: ساحه را ترک کن، بمان ملایعقوب و ملافاضل بیایند!

 


قطعات بدری، لیزری و سرخ، در جنگ خوست و اندراب  استخوان شکن شدند


۱۴۰۱ تیر ۲۶, یکشنبه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 337 | ساحه را ترک کن، بمان ملایعقوب و ملافاضل بیایند!


 

خطاب برای برخی ها!

  نوشته‌ی محمد عثمان نجیب 

آمریکا، اروپا، انگلیس و ترکیه هم‌‌ کارانِ پاکستان اند در بمباردمان های پاسگاه ‌های مقاومتِ ملی افغانستان.


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 336 | احمد مسعود در کوره راه نجات افغانستان


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 335 | مسعود دوم در کشمکش های جدید


 

۱۴۰۱ تیر ۲۴, جمعه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 333 | گزارش های مافیایی از افغانستان انترنشنال


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 332 | راز سفربری فصیح الدین و ملایعقوب به بغلان


 

راز سفربری فصیح الدین و ملایعقوب به بغلان

 

مقاومتی ها درپاسخ به التیماتوم فصیح  الدین:

تا آخرین گلوله می‌جنگیم!

چرا ملا متقی به ولایت بدخشان سفر کرده؟


باز شدن مکاتب دختران؛ مرگ روایت‌سازی طالبان


میرویس شریعت مداری، روزنامه‌نگار


۱۴۰۱ تیر ۲۳, پنجشنبه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 331 | آیا فدرال خواهی و تجزیه طلبی، بی غیرتی است؟


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 330 | فرماندهان مقاومت: ماشین جنگی طالب از کار افتاده است


 

پوتین در آستانه سفر به تهران

 

احتمالاً فیصله روی بازی جنگ در أفغانستان است

تحفه قبل از سفر: فعالیت یهودان در روسیه ممنوع!


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 329 | پوتین در آستانه سفر به تهران


 

۱۴۰۱ تیر ۲۲, چهارشنبه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 328 | احمد مسعود: نسل جوان طالبان را سرکوب خواهد کرد


 

احمد مسعود: نسل جوان طالبان را سرکوب خواهد کرد

 


بعضی مناطق را از کنترول طالبان بیرون می کنیم.


ظاهرشاه: خدا می داند افغانستان بعد از من چی می شود!

 

از لابه لای خاطرات اسدالله علم وزیر دربار رضا پهلوی، دست چین شده از برگ های جلداول

بیست حوت 1347- 54 سال پیش

اسدالله علم وزیر دربار رضا پهلوی


انگیزه های سفرملایعقوب به قطر

 
      
   نوشته ی : اسماعیل فروغی

      ارچندانگیزه های اصلی سفرملا یعقوب به قطرهنوزبخوبی روشن وفاش نشده است ؛ اما آنچه ازروی حوادث و حقایق می توان فهمید ، درپهلوی انگیزه ها ودلایل سری و پشت پرده ، این دلایل وانگیزه را هم دررابطه به این سفرمی توان برشمرد :
     ــ اولین انگیزه ودلیل این سفر پرازابهام ، می تواندناتوانی اقتصادی ومالی طالبان در تأمین حداقلِ احتیاجات مردم - بخصوص احتیاجات نظامیان وجنگجویان این گروه باشد . مطالبه ودرخواست به زور یا تگدی گونه ی نان وآب ازمردمان محل که تقریباً همیشه وبه کرات توسط جنگجویان طالب صورت میگیرد ، این حقیقت را واضح می سازدکه نظام طالبانی قادر به تأمین حتا ابتدایی ترین نیازهای سربازان خودنمی باشد. طالبان که قصد ونیت تشکیل اردوی مجهزسد تا دوصدهزارنفری دارند ، تازه متوجه شده اند که تشکیل یک اردوی منظم ومدرن ، به منابع مالی هنگفت ودوامدار نیازمند است - منابعی به ارزش کم ازکم چهارمیلیارد دالر درسال برای یک اردوی دوصدهزارنفری...
      درست به دلیل همین نیازمندیست که ملایعقوب سرپرست وزیردفاع طالبان دست به دامن شیوخ قطرزده ، بی آنکه بشرمد ازآنان عاجزانه می‌خواهد تا طالبان را در پرداخت حقوق ماهانه ، البسه ، خوراک و بهداشت جنگجویان شان کمک کرده ، از سرحدات و مرزهای افغانستان حفاظت نمایند و همچنان درخرید وتامین تجهیزات فنی برای اردوی طالبان یاری ومدد برسانند. ( همانگونه که اردوی غنی متکی ووابسته به کمکهای مستقیم امریکا بود ، حالا اردوی طالبان هم همانگونه به پول قطرمحتاج خواهد بود. )
      به گمان اغلب ، قطر که خودبرای تامین امنیت اش وابسته به امریکاست ، به دستورومشوره ی امریکا به ملا یعقوب وعده داده است تا شکم های گرسنه ی طالبان جنگجورا سیرنگهداشته ، البسه و تجهیزات برای آنان آماده خواهد کرد . قطر که در رقابت با امارات متحد عربی و ترکیه قرارداد کنترول فرودگاه های افغانستان را برای اماراتی ها واگذارکرده است ، همانگونه اهداف سودجویانه و فتنه گرانه درافغانستان دارد که اماراتی ها ، ترکی ها ، امریکاییان و پاکستانیان دارند . قطرکه ازمنافع آمریکا درافغانستان نماینده گی می کند ، هم دروازه های تعامل با طالبان را بروی جهانیان بازخواهد کرد وهم طالبان را درانتقال جنگ به شمال افغانستان مدد ویاری خواهد رساند.
    ــ دومین انگیزه وهدف سفرملایعقوب پسرملاعمربه قطر، بازکردن جاده ی وسیع تعامل با طالبان ودرنتیجه شناساندن طالبان به جهان منحیث قدرت مسلط براوضاع امنیتی افغانستان خواهد بود.
      پس ازسفرهای آزادانه ومکررملا متقی به قطر، مسافرت آزادانه ی بلندپایه ترین مقام نظامی طالبان به قطروملاقات ومذاکرات سری وعلنی اش با تمیم بن حمد آل ثانی امیرقطر، می تواند طالبان را ازانزوای کامل سیاسی بیرون آورده ، زمینه های تعامل بیشتر طالبان با جهان را فراهم نماید. کاری که امریکا ازآن حمایت قاطع می نماید.
     ــ ازجانب دیگراین سفرملایعقوب که به مشوره و نقشه ی امریکا و قطر ، در رقابت با شاخه ی حقانیها و بدون مشوره با سراج الدین حقانی، حریف خطرناک جناح قندهاری ها صورت گرفت ، بی تردید هدف تضعیف سراج الدین حقانی را هم دنبال می نماید.ملا یعقوب ، ملا متقی و ملابرادرمیخواهند با جلب حمایت مالی قطر، توجه دوستان بین المللی و منطقه ای را بیشتر بخود جلب کرده و ازنفوذ حقانیها روزتا روزکم نمایند .
   بهرحال ، قطر- همانگونه که نخستین دفتروپایگاه سیاسی طالبان را درخود جا داده و زمینه های توافق سری میان طالبان و آمریکا و درنتیجه تسلیمی دولت به طالبان را مساعد کرد ، اکنون نیز زمینه های تعامل جهانی با طالبان و انتقال جنگ به شمال افغانستان را هم مساعد‌ خواهد کرد.


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 327 | آمریکا: از جنگ احمد مسعود با طالبان جلوگیری می کنیم


 

۱۴۰۱ تیر ۲۰, دوشنبه

چرا تجزیه امر حیاتی است؟

 چرا؟ نظام های قبیله‌ سالارِ‌‌ پشتون در افغانستان ویران‌ گری کردند؟

هُشداری به مسعودِ پسر و همه جوانانِ افغانستان بدونِ  حسِ تعلق و تبار.


نوشته‌ محمدعثمان نجیب 

 

سید جمال ‌الدین افغانستانی نیست؟


مقبره‌ او را از دانش‌‌گاهِ کابل بیرون کنیم ولو‌ صدسال بعد.

محمدعثمانِ  نجیب نوشت:


اشاره: عثمان نجیب باید این متن حاوی بخشی از خاطرات استاد مرحوم خلیل الله هاشمیان را بخواند. سید جمال الدین مدتی صدراعظم در دوره پادشاهی کوتاه مدت امیر محمد اعظم خان بود.


زغالِ سنگ و جنگلات ما چی‌گونه توسطِ پاکستان سرقت می‌شوند؟

 گنجینه‌ باختر کجاست؟ 

 چرا؟ منابع ما مُدام توسطِ جهان به تاراج می‌روند. 

نوشته‌ محمدعثمان نجیب


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 324 | ملایعقوب: حوادثی در پیش است!


 

۱۴۰۱ تیر ۱۹, یکشنبه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 323 | دیدار ولادیمیرپوتین با امرالله صالح در دوشنبه


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 322 | نگذارید پوتین کاملاً دیوانه شود


 

نگذارید پوتین کاملاً دیوانه شود


اکرائین/ دندان کرم خوردۀ اروپا از کندن است

آیا متوقف کردن پوتین به زودی ممکن است؟ 


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 321 | معاملۀ پوتین و امام علی رحمان در موضوع افغانستان


 

۱۴۰۱ تیر ۱۸, شنبه

چه گونه پنتاگون از نابودی فصیح الدین جلوگیری می کرد؟

آخرین دستوربسم الله محمدی: ولسوالی وردوج به فصیح الدین تسلیم کنید!

قاری فصیح الدین می بالد که آمریکا را شکست داد و افغانستان را از اشغال آمریکا آزاد کرد.



جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 320 | احمد مسعود را منزوی کرده اند


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 319 | چه گونه پنتاگون از نابودی فصیح الدین جلوگیری می کرد؟


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 318 | معمای دیدار ملایعقوب با شیخ متکبر قطر


 

۱۴۰۱ تیر ۱۷, جمعه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 317 | ملاحسن رئیس الوزراء: کنترول ارگ از دست ما رفته


 

جمیعت اسلامی ( فرکسیون لندن) درقرغه دفتر باز کرد.

 

اکثر مقامات طالب چرا یک جایی به حج رفتند؟


ملاهیبت الله هرات و جنگ مذهبی علیه ایران


شهاب الدین دلاور: ایلا کن... کدام امیرالمؤمنین؟

ملامجیب الرحمان مجیب الرحمان انصاری 39 ساله- مدرسه اکوره ختک ساخته است


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 316 | دیو مست یک کودتای دیگر در همسایه گی افغانستان


 

۱۴۰۱ تیر ۱۶, پنجشنبه

جرگه ی بزرگ طالبان - یک زهرخند تلخ!

 



      نوشته ی : اسماعیل فروغی 

    جرگه ی بزرگ چهارهزارنفری طالبان درکابل ، درواقع سیلی محکم دیگری بود بروی تمام مردم افغانستان- بخصوص بروی کسانی که به دلایل وبهانه های مختلف ، جنایات و حماقتهای این گروه اسلامی تندرو ، بدوی ومزدوررا توجیه وتأیید می نمایند .

    جرگه ی طالبان بروی آنعده سیلی آبدارارحواله کرد که می گفتند طالبان تغیر کرده ، امنیت آورده و مخالف تعلیم وکارزنان نیستند . آنان با گوش های شان اززبان رهبر غایب وپشت به خلقِ طالبان ( ملا هیبت الله ) شنیدند که طالبان هیچگاهی ازخط مشی اساسی شان عدول نکرده ، همان حکومت خالص اسلامی را می خواهند که درآن نه حقوق انسانی زن مطرح است ، نه احترام به اقوام دیگر؛ نه بیرق ملی و سرود ملی درآن جا دارد ، نه قانون مدنی و نه حتا همان لویه جرگه ی مشهوری که برخی ساده دلان ، طالبان را به آن ملزم و باورمند می پنداشتند . ( همه دیدیم که طالبان بدستور حامیان پاکستانی شان ــ پس ازغوروشوربسیار،حتا نام لویه جرگه را بروی مجلس چندهزارنفری شان نگذاشتند.)

    این جرگه ی مردینه ، سیلی جانانه ای بروی پیروان فقه جعفری بخصوص همان گروه‌های شیعه هم کوبید که به امید احترام وتوجه طالبان به شیعیان وفقه جعفری ، چاپلوسانه به طالبان بیعت کرده بودند . ( آنان بخوبی فهمیدند که طالبان ازاسلام محمدی فقط یک تعبیردارند وآن تعبیردیوبندی خودشان است و بس. )

     جرگه ی طالبان هم درمتن وهم درقطعنامه ی پایانی اش،رسماًوبه صراحت دربرابر سایراقوام ودربرابرافراد وگروه‌های مخالف شان اعلان جنگ داد . طالبان طی این جرگه ، مخالفان شان را باغی خواندند وسزاوارسربریدن ونابودکردن. 

    طالبان طی این جرگه ی چندهزارنفری شان ، با لجاجت وپافشاری بی مانند ازتمام اقدامات وسیاستهای زورگویانه ، تک قومی ، ضد زن ‌وضد آزادی شان حمایت کرده ، به جهانیان هشداردادند که اگربمب اتم هم بروی شان ریخته شود به اندازه ی یک سانتی مترازمواضع شان عقب نمی روند.

     درست پس ازتدویراین جرگه ی بزرگ ملاهاست که طالبان درمناطق تحت اشغال شان ــ دربلخاب ، درپنجشیر، اندراب ، دایکندی، فاریاب ، بدخشان ودراکثرولایات شمال کشور، سرکوب وخشونت علیه سایراقوام را شدیدترکرده، به گونه ی علنی ومستقیم به روندتخلیه ی مردمان بومی ازخانه هایشان شدت وسرعت بیشتربخشیدند . آنان حالا پیوسته سعی می ورزند تا به جای مردمان بومی درشمال ومرکزافغانستان ، جنگجویان طالب وناقلان جنوبی ،وزیرستانی وپاکستانی را مستقرنمایند. که اینکارتهدید بزرگی برای حفظ یکپارچه گی افغانستان بوده و توطئه ی خطرناک سازمان یافته ای برای تشدید اختلافات قومی ، ازسوی آی اس آی به حساب می آید .

     به باوراکثرناظران ، جرگه ی بزرگ طالبان که فقط خشونت بیشتررا به ارمغان آورده است ، نتنها هیچ مشکل افغانستان را حل نخواهد کرد بلکه به دشواری ها و بن بست های پیچ درپیچ آن خواهد افزود ومطابق نقشه ی آی اس آی ، افغانستان را تا سرحد تجزیه ، ضعیف و بیچاره خواهدکرد . 


حمله شبانگاهی بر پاسگاه شش دکان – 315 کابل

5 طالب کشته، پاسگاه از کار افتاد

جنگ 200 طالب با گروه شش نفر پارتیزان ها


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 315 | حملۀ مرگ بار بر پاسگاه شش دکان در منطقه 315 کابل


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 314 | اکثر مقامات طالب چرا یک جایی به حج رفتند؟


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 313 | ملاهیبت الله هرات و جنگ مذهبی علیه ایران


 

۱۴۰۱ تیر ۱۵, چهارشنبه

مرکزخلافت اسلامی را در آسیای میانه نقشه کرده اند

 


امارت اسلامی در أفغانستان مستقر شد

جنگ «تقسیم جهان» نزدیک است


مولوی مهدی درحال تجدید قوا است



فاجعۀ انسانی/ مرگ 30 کودک از گرسنه گی و سرما


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 312 | مولوی مهدی درحال تجدید قوا است


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 311 | مرکزخلافت اسلامی را در آسیای میانه نقشه کرده اند


 

۱۴۰۱ تیر ۱۲, یکشنبه

خیانت های ملی حامد کرزی و غنی جاسوسان آمریکا.

.

نوشته‌ی محمدعثمان نجیب

به بهانه‌ی مصاحبه‌ی ضیاء سراج با BBC!


خواهرِ ضیاء سراج خانمِ جنرالِ آی اس آی است؟. .


-بوبویش جاسوس و اطلاع رسان به ISI پاکستان و برعکس.

-بوبویش و همسرش قاچاق‌براڼ انتقالِ مبالغ هنگفتِ پول به پاکستان.

-ذخیره‌سازی پول ها به خانه‌واده اش


آمریکا اول توسط مجاهدین و آی اس آی و بار دوم به اساس خیانت مستقیم کرزی و آی اِس آی و سی آی اِی و بارِ سوم توسطِ غنی و سی آی اِی و آی اِس آی مانورهای کاری امنیت ملی ما را از بین برده و بی ارزش ساخت.

کارنامه های ننگین کرزی در انجام جاسوسی های آگاهانه و غیر آگانه‌ی او سببِ همه بدبختی های وطن و مردم ما شد. پیشا ورود به‌ متن کمی روشنی در مورد پیشنیه‌ی خدمات جاسوسی می‌اندازیم.

این معلومات ها حاصلِ مراجعه‌ی من به ترجمه ها و تفسیر های معتبر قرآن کریم و احادیث و معلومات منتشره در ویکی ‌پدا، آموزه های خط به خط موجود تجارب و مطالعات ذهنی من و تعریف هایی از برداشت ام در تئوری های این خدمات اند که یا انسان را همیشه به گودال سر افکنده گی ‌خجلت می‌برند و‌ یا هم او را الگوی افتخار می‌سازند. خوشا به انسان هایی که به پیش‌گاه خدا و‌ رسول خدا و مردم و‌ وطن خود سر افراز اند. آرزو دارم که همه‌ی ما از این آزمونِ خطیرِ زنده‌گی سر بلند بیرون آییم.

بخشِ اول:

واژه ی جاسوسی از دو بخش «جاسوس» و «یاءِ» حاصل مصدر (در نقش پسوند شغل ساز) ساخته شده است. در زبان فارسی به معنای جست و جوی خبر، خبر پرسی، خبر چینی ، سخن چینی ، به دست آوردن اخبار و اسرار فرد، اداره یا کشوری و دادن آن به دیگری آمده است و به صورت مصدرِ مرکبِ «جاسوسی کردن» نیز کاربرد دارد.


جاسوس از ریشه عربی «ج ـ س ـ س» و صفت مشبهه بر وزن «فاعول» است. شماری از واژه پژوهان، «جسّ» را در اصل به معنای لمس چیزی با دست (مانند گرفتن نبض ) برای کسب آگاهی لازم، دانسته و برخی آن را فقط تفحص نامحسوس معنا کرده‌اند، همچنین تجسس که در زبان عربی به ویژه عربی معاصر معادل جاسوسی از ریشه‌ی آن است. این واژه در لغت به معنای آگاهی جستن از اخبار و امورِ عمدتاً پنهان آمده و اغلب کاربردی منفی دارد.

اصطلاح جاسوسی در حوزه‌ی حقوق و روابط بین‌الملل، حقوق جزای خصوصی و جرم شناسی کاربرد دارد و فارغ از پاره‌ای اختلافات جزئی، به کسب اطلاعات محرمانه‌ی نظامی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی در پوشش عناوین غیر واقعی، با قصد ارایه به بیگانه‌گان و عمدتاً متخاصم تعریف شده است.

جاسوسی در گذشته با شیوه‌ های ابتدایی و اغلب در حوزه‌های نظامی و سیاسی صورت می‌گرفت؛ اما امروزه با تغییر ماهیت تهدیدها، شیوه‌ها و حوزه‌های جاسوسی نیز تحول و توسعه یافته است.

جاسوسی از پیشینه‌ی تاریخی بسیار دیرینی برخوردار است و متون بسیاری بر باستانی بودن آن گواهی ‌می‌دهند. گزارش‌ های تورات درباره ی اتهام جاسوسی به برادران یوسف علیه‌السّلام پس از ورود نخستین آنان به مصر، جاسوسان دوازده گانه بنی اسرئیل از سوی موسی علیه‌السّلام برای شناسایی سرزمین کنعان و روانه شدن جاسوسان یوشع به شهر اریحا از آن قبیل‌ اند.

اتهام برادران یوسف علیه‌السّلام در پاره‌ی منابع تفسیری نیز تصریح و آیه ی ۷۳ سوره‌ی یوسف را اشاره‌ به آن دانسته‌ اند.

در تاریخ اسلام نیز نمونه‌ هایی از جاسوسی هنگام غزوه های پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌ و‌آله‌وسلّم با مشرکان، گواه فرستادن افراد و گروه‌ های تجسس از سوی آن حضرت برای شناسایی و به دست آورن گزارش اوضاع دشمنان اند.‌ هم‌ چنین گزارش‌ هایی از شیوه های حفظ اسرار محرمانه و برخورد با جاسوسان دشمن، در سیره‌ی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم اوضاع گوناگون جنگی و مرتبط با همه دشمنان اعم از قریش، هوازن، رومیان و... گزارش شده‌اند.

واژه ی جاسوس در قرآن به کار نه رفته و هیچ معادل صریحی نیز برای آن در قرآن یافت نه می‌شود. مفسران در بیان مصادیق خیانت و نیز تولّی نسبت به دشمنان با استناد به پاره‌‌ی شأن نزول‌ها به این موضوع اشاره کرده‌اند. مثلاً خیانتِ ابولبابه‌ی انصاری در سال پنجم هجرت و هنگام غزوه‌ی بنی قریظه یا خیانت جاسوسی حاطب بن ابی بلتعه در سال هشتم هجرت و یا هم جاسوسی به اساس فقر که فقرای انصار به یهودان مدینه در بدل گرفتنِ مواد خوراکی و کشاورزی انجام می دادند.

با وجود چنین صراحت ها و حتا استفاده‌ی حضرت سلیمان پیامبر از هُدهُد و پرنده های دیگر برای خبر رسانی استفاده می کرده و مرتبط دانستن آیه‌ی نهم سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب از خیانت و‌ جاسوسی همسرانِ نوح علیه‌السلام و لوط علیه‌السلام، مدارک پیشینه‌ی دقیقی از آغاز کار جاسوسی در جهان امروزی آن گونه که بتواند ذهن تشنه به آگاهی بشر را سیر آب کند در دست نیست. اما در حد اقل مطالعات اسلامی و تجارب روز مره می‌یابیم که بشر فطرت جاسوس پرور داشته و از آن برای سمت و سو دهی تصامیم خود سود می‌جوید. سخن چینی، انتقال خبر این و آن به یکی دیگر و عطش فرو نه نشسته‌ی آگاه شدن از برنامه و حتا افکار و‌ ضمیر دیگران خود نوعی اشتیاق به جاسوسی است. تناسب این اشتیاق بسته‌گی به درجه‌ی علاقه و ارتباط آن به خود شخص دارد.

ابتدایی‌ترین گونه های جاسوسی فطری انسان گوش کردن پنهانی سخنان اهل خانه‌واده است که از عقب در ها و یا استراق سمع به هر نوعی صورت می‌گیرد و به خصوص که آن سخنان بسته‌گی به شخصیت یا سرنوشت خود متجسس داشته باشد.

نوع علنی جاسوسی طرح سخن ها گفته هایی غیر مستقیم است که جاسوس با همه‌گانی سازی و یا خصوصی سازی آن‌ها معلومات مورد نیاز خود را از همه و یا از یک شخص خاصی به دست می آورد، حتمی و الزامی نیست که خود شخص جاسوس بین دو نفر باشد. این دو نوع جاسوسی را (خود آگاهی دفاعی) می‌نامند که فروعاتِ گونه گون و منطبق به نیازِ زمان داشته و قابل تغییر و توقف اند. گاهی اتفاق می‌افتد که تمامِ خانه‌واده یا برای یک نفر یا علیه یک نفر از خانه واده جاسوسی کنند و این نوع جاسوسی را ( برحذر داشتن ) می‌نامند. هدفِ جاسوسی بر حذر داشتن، توجه‌ و مواظبت منحصر به

خانه‌واده و قوم و تبار یا گروهِ خاص دارای منافع مشترک است که نه می‌گذارند تا کسی از اعضای آنان به نادانی و به اثر طرح یک برنامه‌ی دشمنانه در چاله‌یی بیافتد و یا موردی سر زند که منافع عمومی شان را ضربه بزند و این نوع جاسوسی ها به هیچ ‌عنوانی مبانی دشمنی نه دارند مگر این که اختلافی در جریان زنده‌گی بروز کند.

جاسوس خودی نادان:

نوع دیگر و‌ خطرناک‌ جاسوسی کسب معلومات از افراد ساده انگار میان مردمان دارای وجوهات و‌ منافع مشترک است. در این نوع جاسوسی ها از ساده‌گی و عدم آگاهی یک عضو یک گروه معلومات های خود نا خواسته‌یی را از وی کسب می‌کنند که سبب بروز درز اسرار شده و در نتیجه موجبات زیان های غیر قابل پیش بینی در تمام عرصه ها به گروهی می‌شود که آن عضو ضعیف و ساده لوحِ شان بر آن ها وارد کرده است. این نوع جاسوسی ها را ( جاسوسی نادان خودی ) می‌نامند که خیانت نیست و حماقت است.

جاسوس خودی خاین:

در جاسوسی های منجر به خیانت های خودی که از جانب یک عضو دارای منافع و طرح مشترک صورت می‌گیرد،‌ جانب مخالف حدِاکثر معلومات ‌‌راز ها را از آن عضوِ خاین و‌ پنهان گرفته و در بعدها خود او را نیز یا طعمه‌ی مرگ می‌کنند و یا به اعمالی متوسل می‌شوند تا گروه مقابل به ساده گی بداند که فلان عضو شان خاین بوده است.

جاسوسی با سیر روزگاران دور تا امروز پخته گی‌های زیادی داشته و ویران گری های بی حد و حصر.

جاسوسی در ادیان ابراهیمی:

ادیان چند گانه‌یی که به ابراهیم علیه السلام نسبت داده می‌شوند هم خبررسانی و جاسوسی را به نوعی و تعبیری معرفی و مجاز می‌دانند و بحث طولانی دارد.

‌جاسوسی تمام کارگاه روم قدیم و از قرون ۱۸ و ۱۹ و از فراعنه تا رامسس ها و از گذشته های دور سلطه گرایی دودمانِ و عشیره‌ی انگلیس تا امروزی که ملکه‌ی انگلستان حکم روایی دارد را درنوردیده است و ملکه الیزابتِ اول اساس گذار خدمات جاسوسی‌ مدرنِ انگلیس است که حالا جهان را در کف دست دارد‌ و‌ طراح بزرگ جنایات ویران گری در جهان می‌باشد. مثل MI-6 و انتلجنت سرویس انگلیس.

دست‌گاه های جاسوسی به همان تناسب که محافظ منافع ملی و کشوریْ خود ها هستند چندین مرتبه زیاد‌تر بی‌رحم تر و‌ ویران‌گر تر نسبت به اهداف و‌ کشور های موردِ حمله‌ی شان می‌باشند.

معلومات و آگاهی های به دست آمده از پژوهش های پژوهش‌گران گواهی بر آن دارند که تشکیلات منظم جاسوسی و اطلاع گیری از روم باستان سر بلند کرده اند.

پهنای جاسوسی رسمی دولت ها از ابتدایی ترین نوعی فعالیتِ دی‌روزِ آنان به یکی از نهادهای دارای امکانات، فن آوری‌ها و‌ صلاحیت‌ های بی حد ‌و مرز امروزه تبدیل شده اند. مؤفقیت های دست‌گاه های دیگر بسته‌گی به نوع و تعداد ظرفیت های انسانی خاین به کشورها و‌ منافع ملی آنان دارد که در استخدام خود گرفته اند.

عصر مدرنتیه‌یی که حالا همه به آن می‌بالند، اوج‌ مؤفقیتِ دنیای جاسوسی و خیانتِ خودی ها به منافع خودِ شان است و خفت بار بدترین نوعی جاسوسی شمرده می‌شود که حتا به خودِ جاسوسِ خاین هم کشنده‌تر است.‌ این نوع جاسوس ها به ذرایع مختلف استخدام می‌شوند و غم‌بار ترینِ نوع آن در کشور هایی مثلِ افغانستان رُخ می‌دهند که غربی‌ها به آنان نام اجباری جهانِ سوم داده اند.

استخدامِ جواسیس یا همان ستون پنجم در جهانِ سوم‌ بر اساس اسناد بدنام کننده صورت می‌گیرد.

جاسوس ها در کشور های اسلامی بیش‌تر بر اساسِ پیش‌کش های گناه آلودِ غافل‌گیر کننده‌ی هم آغوشی با زنان و دختران به دام می‌افتند.

در کشور های غربی که هم آغوشی با زنان و حالا هم جنس بازی ها معمول و قانونی است، عینِ عمل با روش های دیگر انجام می‌شود.

اما استخدام جواسیس در سطوح بلند دولتی و کشوری از حرفه های به شدت پیچیده، اختیاری و گاهی هم اجباری است. در این نوع استخدام ها حتا برای از هم گسیختن سیستم ساختار جغرافیایی کشور سود برده می‌شود. چنان حالات زمانی پیش می آیند‌که نفوذِ جاسوسی در سطح مقامات عالی و‌ تصمیم گیرنده‌ی کشور ها به وجودِ رهبری کشوری کشور ها رخنه می‌کنند. چه بسا که گاهی سکانِ رهبری کشور های شان هم به آنان سپرده می‌شود. مثل کرزی و غنی و رهبرانِ جهادی تکنوکرات‌های غربی سُنی و شیعه در افغانستان.

شما در ادامه‌ی این سلسله می‌خوانید که غرب چی‌گونه؟ توانست با مرگِ میراننده‌ی مرموز و پی‌همِ‌ چند رئیس جمهور از بریژنف تا اندروپوف و‌ چرننکو اتحادجماهیر شوروی سوسیالیستی را در وجودِ جواسیس شان یعنی گرباچف و یالتسین از هم متلاشی کند.

افغانستان در طول تاریخ ادارات و دفاتری را به نام های داروغه، هرکاره باشی، ضبط احوالات،

مصئونیت ملی،استخبارات دولتی، اگسا، کام، خدماتِ اطلاعات دولتی و امنیت دولتی داشت.

کارکنان آن ادارات را مُخبِر، خُفیه، راپورچی، احوال‌بر، خادیست یا امنیت می‌نامیدند.

پادشاهان و حاکمانِ افغانستان فعالیت استخباراتی دولت را برای حفاظت پادشاهی خود استفاده کرده توسط آن ها مردم را تهدید محبوس و یا به قتل رسانیده‌است.

عبدالرحمن خان و نادرشاه و ظاهر شاه استخبارات های خود را داشتند. و به همین شکل در دوره‌ های سلطنتِ حبیب‌الله خان، امان الله خان و حبیب الله خادم دین رسول الله استخبارات افغانستان تا زمان صدرات داود خان بالای مخالفین داخلی فعالِ سرویس‌های خارجی ضعیف داشتند. در زمان

داودخان استخبارات افغانستان کار را بالای پاکستان آغاز کرد.در سال ۱۳۵۷ دولت وقت با

همکاری اداره‌ی کا گی بی ریاستی را به نام اگسا تأسیس نمود.

در۱۶ سپتامبر ۱۳۵۸ اگسا به کام و در ۶ جدی سال ۱۳۵۸ کامْ به خاد تبدیل گردید که صرف برای حفاظت کشور ‌و دولت بوده ‌است سپس به وزارت امنیت دولتی ارتقاء و در سال ۱۳۷۲ منحل شد.

موقعیت ‌‌تقرر شادروان یعقوبی در پست وزارت امنیت ملی و بعد ها ناکامی های منجر به مرگ رئیس جمهور ‌و سکان دار قبلی وزارت امنیت و مرگ خود شادروان یعقوبی مواردی اند که در بخش های بعدی خواهید خواند.

دلایل فراوانی برای انحلال و بی خاصیت سازی امنیت ملی بود که دو‌بار عمداً توسطِ آمریکا به وسیله‌ی پاکستان صورت گرفت.‌ در مرتبه ها‌ی دوم و سوم ویرانی امنیت ملی علاوه بر عوامل خارجی نقش بارزِ شخصِ حامد کرزی و غنی به عنوان جاسوسان و دست نشانده‌های آشکار پاکستان و آمریکا را با خود داشت و دارد که سال ها زمان‌بَر است تا به حال خود برگردد.

این دلایل مُسَبب به فروپاشی های امنیتِ ملی افغانستان در برهه های مختلف اند.:

_ هراس از ظرفیت های بلند مانور مخفی امنیت ملی افغانستان .

_ انتقام از اقدامات باالمثل و‌ گاهی مستقلی که پیشا قدرت‌گیری مجاهدین به پاکستان وارد شده بود.

_ دست‌رسی بدون چون و چرا و بلامانع (آی اس آی) به سر ساخت ها بای گانی و اسناد فوق سری امنیت ملی افغانستان.

_ دست آزاد گذاشتن پاکستان توسط رهبران مجاهدان مستقر در پاکستان برای تخریب ‌و‌ از میان بردنِ همه گونه‌هایی از فعالیتِ و مستنداتِ امنیتِ ملی ما.

_ نه بودِ تجربه‌ی کافی حکومت‌داری توسط مجاهدین و‌ کم اهمیت پنداشتنِ موازاتِ مرتبط به حیاتی بودنِ خدماتِ استخباراتی.

_ سلبِ‌ صلاحیتِ ‌مانورِ کادر های مجرب‌ و‌ ورزیده‌ی بازمانده از دولت ‌و حاکمیت حزب ‌و دولت به رهبری شادروان‌ها ببرک کارمل و دکتر نجیب الله. هر چند بیش‌تر شان در وظیفه ابقاء شده بودند، ولی‌ مانند سلاح های بدون گلوله و ماشه برای فیر کردن.

_ بحرانِ رهبری و نه بود تجربه‌ی کاملِ رهبران و صاحبان صلاحیت دولت جدید و حتا عدم اطاعت قسمی زیر دستانِ شان از اوامر آن ها.

_ نقش ویران گر ایران ‌و سی آی ای در پهلوی آی اِس آی پاکستان برای از میان برداشتن امنیت ملی ‌ما.

-گذاشتنِ دستِ بازِ رسیدن به اسرارِ آن ها بدونِ‌ کدا‌م‌سر و‌صدا یا واکنش از سوی دولتِ مجاهدان ‌و شمار دیگری از دلایل.

_سال ها زمانْ‌بَر است تا امنیتِ ملی ما به حال خود برگردد آن هم در صورتی که یک حکومت مقتدر و مستقل و دل سوز حاکم شود و بعید است.

سال ۱۳۷۱ اوایل حکومت اسلامی به منظور ملاقات با محترم یونس قانونی در قصر دارلامان رفتم، ایشان اول به عنوان رئیس عمومی امور سیاسی اردو و کمی بعد هم از جانب قهرمان ملی مکلفیت نظارت از وزارت دفاع را عهده دار بودند.

داخل دفتر شان شده و‌ رسم تعظیم به جا آورده، دیدم آقای قانونی عقب میز کار شان نشسته و چند تن دیگر در حالی بالای چوکی‌ ها و مقابل آن ها نشسته اند که گویی به کدام رستورانی و یا محفلی نشسته و حتا برخی های شان جراب های شان را کشیده بالای چوکی ها خرام کرده اند.‌

من بار ها و در اوج حاکمیت قانون و نظم به قصر رفته و خاطرات زیادی از آن جا داشتم بسیار ناراحت شدم. همان جا به یادم آمد که مدتی بیماری ملاریا داشته و به بیمارستان سپاه ارتش مستقر در کندهار زیر معالجه بوده، بعدن طبق توصیه ی هیئت محترم گروه صحی اردو به مرکز منتقل و در آکادمی علوم طبی تحت معالجه قرار گرفته و پسا مرخصی خدمت محترم ذبیح الله زیارمل رئیس عمومی امور سیاسی رفتم، از پذیرفتن من به حضور شان هدایت دادند تا دوباره به کندهار برگردم ‌و در بازگشت همراه کاروان لشکر هشت من را به کدام وظیفه ی جدیدی


می گمارند. از نزد شان اجازه‌ی برگشت گرفته و با ادای رسم تعظیم معذرت خواهی کردم که به نسبت بیماری با لباس ملکی خدمت شان رفته بودم. از نزد دگروال هوایی محترم عبدالمالک خان منصب‌دار و انسانِ با شخصیت و مناعت انسانی و رئیس محترم دفتر مقام ریاست عمومی امور سیاسی اردو‌ خدا حافظی کردم تا روانه ی خانه و بعد کندهار شوم.


دهلیز های قصر فضای آرام و پاک ‌و دلنشین و‌ سکوت معنا دار و معرف نظم عسکری داشته و فرش های قرمز آذین بندان بیش تر آن ها شده بود. هنوز دهلیز را ختم نه کرده بودم تا به طرف نردبان ها بپیچم که آواز محترم عبدالمالک خان من را به سوی شان متوجه ساخت. برگشته و خدمت شان رفتم، پرسیدم هدایتی دارند؟


در کمال تعجب و بی باوری فرمودند، رئیس صاحب عمومی هدایت داده اند تا مو های سر تان را اصلاح کنید. من عذر بیماری را پیش کرده و گفتم همین که از وزارت بیرون شدم این امر را به جا می کنم و خندیدم‌، دلیل خنده ام را جویا شدند، گفتم معاون فرقه ی هشت بعد ها ( رئیس اوپراسیون مقام وزارت دفاع ) هم از عقب کلکین دفتر شان من را صدا زدند،‌ وقتی خدمت شان رفتم گفتند ( ضابط صاحب عاجل مو هایته اصلاح می کنی و به مه اطمینان میتی ) رئیس محترم دفتر فرمودند ( هدایت همی اس که سلمان وزارت و ده دفتر ما مو های ته اصلاح کنه و مه گزارش بتم سلمان را خاستیم ) چاره یی جزء اطاعت امر نه داشته و قبول کردم اما در ذهن من آمد که چرا؟ چنین امری را مستقیم به خودم نه کردند. سلمان محترم رسید و چنان تدابیری برای رعایت پاکی و نظافت ‌و جلوگیری از ریزش مو گرفتند که گویی ساختمانی را بتا می کنند.‌ من هم بر سبیل عادت و هم بر اساس خجالت هی معذرت خواسته می رفتم تا کار اصلاح مو ختم و با ارایه ی گزارش توسط محترم عبدالمالک خان اجازه ی رفتن به من داده شد.

در همین فکر‌‌ بودم که جناب قانونی ایستاده شدند تا پرده ی دفتر شان را درست کنند و چیزی نه یافتند می خواستند از میز استفاده کنند، من مداخله کرده و‌ گفتم بگذارید این دوستان درست کنند.


آقای قانونی سخن بسیار سنجیده ‌و جواب قانع کننده داده ‌و گفتند:

( ما کابل آمدیم و‌ فکر می کردیم زودتر به فرهنگ اداره و منجمت و زنده گی شهری عادت می کنیم، اما بر عکس دگرا مثل ما شدن.) من گفتم این قانون تکامل جامعه حکم فلسفی اثر گذاری پدیده های جدید بر پدیده های کهنه است. همان پرده را من و آقای قانونی درست کردیم، اما کساانی که آن جا لمیده بودند خمی به ابرو نیاوردند.

این نا رسایی ها در تمام عرصه‌ های مدیریتی و از جمله رهبری امنیتی امنیتـ ملی و استخباراتی امنیتی افغانستان قرار وجود داشت.

در دوره های استقرارِ نظام های جمهوری پسا راندنِ طالبان از افغانستان توسطِ متفقینِ خارجی و نیرو های مقاومتِ اولِ ملی چنان تغییرات ویران‌گری را احساس کردم و به قول مولانا که مه پرس.

هم زمان با تحویل قدرت از نظام گذشته به نظام جدید بود که تا امروز هیچ اداره و ‌تشکلی از قانون مداری و ملی اندیشی ‌و وطن پرستی به وجود نیامد. کما این که نیرو های مسلحِ سر‌ به کفِ ما هم‌چنان در سنگرها برای ارزشی می‌جنگیدند و شهید و‌ زخمی و‌ معلول معیوب می‌گردیدند که بی ارزش‌ترین ها در رهبری شان قرار داشت.

حامد‌کرزی و غنی و گروه‌های مربوطـِ شان عوامل برجسته‌ی جاسوسی غرب در اواخرِ قرنِ ۲۰ بودند و وظیفه‌ی اصلی آنان تحمیلِ شرایطِ روان و موجودِ‌کشور برمردمِ نجیبِ افغانستان و جاسوسی ‌و ویران سازی افغانستان و تمرکز دهی بیش‌تر قدرتِ قومی و تباری حتا استفاده‌ی ابزاری برخی کادر های رهبری خاین‌تر از خودِ شان به نفع پاکستان به هدایتِ غرب قرارگیری در جهتِ منافع غرب. و از بین بردنِ تمامِ شیرازه ها و بدنه های ساختاری وطن و مردمِ وطن.‌

‌یکی از این مهره های خطرناک اما خاموش و در رأس امنیتِ ملی افغانستان همین ضیای سراج است. با این خصوصیاتِ زذیلانه و وطن‌فروشانه!

- شوهر همشیره اش جنرال پاکستانی ISI؟

-بوبویش جاسوس و اطلاع رسان به ISI پاکستان و برعکس.

-بوبویش و همسرش قاچاق‌براڼ انتقالِ مبالغ هنگفتِ پول به پاکستان.

-ذخیره‌سازی پول ها به خانه‌واده اش.

-غنی و محب و فضلی گروه اول فراری

-بسم‌الله خان نفرِ دومِ‌ فراری

-ضیای سراج نفر سومِ فراری

-میرزکوال فراری

-کلیمزی‌ها عامل تسلیمی نیروهای قوای مسلح به طالبان.

-رامین مانع انجام عملیات های هوایی علیه طالبان ووو…



فیاض بهرمان نجیمی
آیا احمد ضیا سراج یکی از چهره های خیلی اسرار آمیز در کابینه اشرف غنی با ISI رابطه داشت؟
در مورد گذشته یی وی چندان اطلاعی در دست نیست. 
سراج از جمله استثنا رییس های امنیت ملی است که پس از سقوط «جمهوریت» هیچ خبری از وی شنیده نمی شود.
در روز های اخیر دوستانی از درجه داران سابق امنیت ملی به این پرسشم که احمد ضیا سراج کی بود؟ ـ در چند یادداشت کوتاه اطلاعات جالب برای من فرستادند. 
یک بخش از آن را  که حاوی نکات جالب در باره وابستگی  خانوادگی  و رابطه با «آی اس آی» پاکستان است را البته به توافق [آنها] درینجا شریک می سازم. 
[آنها] به حیث استخباراتی های کهنه کار، از رابطه یی مشکوک رییس امنیت ملی به خوبی اطلاع داشتند، اما جای و آدرسی نداشتند که رازها را افشا کنند.
مطابق اطلاع، احمد ضیا فرزند جنرال سراج الدين است. پدرش برادر یکی از چهره های معروف جنبش اخوان المسلمین  دهه ۱۳۵۰یعنی انجنیرحبيب الرحمن  و نوه صفت الله خان بود. 
تخلص سراج را از نام پدر گرفته است. 
از دره كلان مربوط به شهرستان نجراب ولايت كاپيسا می باشد. 
طبق روایت دوستان، صعود وی به مقام ریاست امنیت ملی رابطه به پیوند های وی با «آی اس آی» داشت. 
پس از جا به جایی تیم «آی اس آی» بر محوریت حمدالله محب و
حمایت قاطع اشرف غنی، مقام ریاست امنیت ملی به رییس اوپراتیفی آن ریاست یعنی احمدضیا سراج سپرده شد، که تا ناپدید شدنش ادامه یافت.
به گفته آنها، یکی از خواهر های احمدضیا سراج همسر جنرالی «آی اس آی» می باشد.  
رفت و آمد های خانواده گی به ویژه مادرش به اسلام آباد بدون شک امکان تبادل اطلاعات را نیز  از طریق خانواده فراهم می ساخت.
اما براساس گفته دوستان، مدت ها بود، که خواهر و مادر احمدضیا سراج مصروف انتقال پول های کلان به پاکستان بودند. 
امیدوارم، این یادداشت را کسان دیگر تکمیل کنند.
در ضمن همانطوری که برایم وعده شده است، نوع هواپیما ها و شرکت های  که پول و ممکن اسناد  توسط آنها انتقال داده می شد، نیز در آینده در اختیارم قرار خواهد گرفت.
این داستان کوچک  می تواند پرسش بزرگ بر ناپدید شدن احمدضیا سراج به بار آورد!)
 بخشِ دوم شاملِ حلاجی مو به موی مصاحبه‌ی ضیاء سراج با بی بی سی خواهد بود…

انتقال مدرسه «احسن العلوم» پشاور به ارگ کابل

 

صد ها طالب با خانواده های شان در پنجشیر ساکن می شوند.


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 308 | قبر طالب در خیمۀ جرگه به دست خود طالب کنده شد


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 307 | انتقال مدرسه «احسن العلوم» پشاور به ارگ کابل