-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ مرداد ۲۰, پنجشنبه

پیام ولس مشر از روباه خانۀ ابوظبی

 

غنی خائن، روح نسل جوان را تازیانه زد

ریشخند ترین رئیس جمهور دیسانتی درافغانستان



 تا حالا من رئیس جمهور قانونی افغانستان استم.

درکجای قانون اساسی فرار از مسوولیت و رها کردن دم و دستگاه درج شده است؟

فراموش کردی که در روز تحلیف: سینه را باز کردی و زره سه قاته ات نموار شد؟

گفتی نمی گریزم؟

نگفتی که من مثل شاه امان الله نمی گریزم؟ 

اما امان الله با چادری درمیان موترسلطنتی گریخت. تو مدفوعت باد باد شده تا ازبکستان و امارات گریختی


او مصاحبه کرد تا خیانت های زشت خود را با دیگران تقسیم کند.

کدام قانون؟ چند نفر برایت رأی داد؟

این کار در کجای قانون اساسی ( هرچند قلم خورده و دست خورده) وجود داشت؟

هدف چیست؟

یعنی درموقعیتی هستم که به حیث رئیس جمهور بیایم قدرت را تحویل داده و طالب را رسمی مشروعیت بدهم.

نه تو مشروعیت داری نه طالب نزد مردم


- برنده ساختن وکلای زن با داشتن ۵۰۰ رای توسط دفتر وکیل ساز در وزیر اکبرخان تحت مدیریت فضلی.

مریم سلیمان خیل کل عمرش درامریکا تیر شده

-پاکسازی جنرالان جنگ دیده و ضد طالب و سپردن بست های بلند نظامی به افراد بی تجربه و جاسوس مانند خوشحال سعادت


-سهمیه بندی کانکور به خاطر جلوگیری از پیشرفت و ترقی جوانان اقوام غیر پشتون 

-تقسیم اقوام غیر پشتون به دسته های کوچک قومی در توزیع تذکره الکترونیکی 

-واگذاری مخفی خط دیورند به پاکستان در یک سفر سری به میدان هوای نظامی چکوال پنجاب پاکستان

 و ملاقات آن در داخل طیاره با رئیس ارتش پاکستان و معاملات پنهانی با آن ها که بر اساس آن پاکستان اجازه یافت تا طول خط دیورند را سیم خاردار بکشد.


-تقلب گسترده در هردو انتخابات. به لجن کشیدن یک روند جدید دموکراتیک که مردم را وازده ساخت.

-حیف و میل ۲۵۰ میلیون دالر در بر نامه پروموت ارتقای ظرفیت زنان توسط رولا خانم 


ترویج فحشا توسط اطرافیان و مقربین دربار اشرف غنی در ارگ و رسانه ای شدن آن و خاموشی اشرف غنی.

صدها میلیون دالر را از طریق صرافی ها، عزیزی بانک، بانک اسلامی و شرکت های مثل الکوزی؛ به خارج انتقال دادند.

-سپردن خزانه ملی (د افغانستان بانک) به یک خارجی لبنانی (خسر بره اش اجمل احمدی برادر رولا غنی تا پول های افغانستان را به آسانی توانست بین تیم خود تقسیم کند و بدزدد و به خارج انتقال دهد.

-انحصار قردادهای دولتی و ایجاد اداره تدارکات ملی که در راس آن شخص خود اشرف غنی قرار داشت 

روزنامۀ وال استریت ژورنال: افراد غنی میلیون ها دالر را برای خرید جایداد ها در دبی و امریکا مصرف کرده اند.


غنی:  بر سر سقوط نظام جمهوری معامله شده بود.

عبدالله و کرزی درمعامله شریک بودند.

 وظیفه تو چی بود؟

 فرماندهان ارشد جنگ که افراد خاص تو بودند؛ در کجا جنگیدند؟ همه تا آخر مطیع دستورات تو بودند. 

مارشال دوستم و عطا تا آخرین لحظه هایی که از پل حیرتان عبور کردند؛ تابع و منقاد تو بودند. بسم الله محمدی کامل برده خانه زاد تو بود. از کی می نالی؟ این طوق لعنت را به گردن کی می اندازی؟

فرق بین تو و خلیلزاد به مردم أفغانستان نیست.

او میخواست قدرت را به طالب تسلیم بدهی؛ تو ندادی و کل سیستم را از بین بردی

خلیلزاد:

طالبان اعلام کردند که به کابل نمی آیند و بر قوای شان هم امر شده بود. من اطمینان دارم که نمی‌رفتند به کابل. این که چرا داکتر اشرف غنی به جای عملی کردن معامله و این که هیئت بیاید، رفت؟ 

سوالی است که متوجه آنها است. بازهم می‌گوید که احساس خطر داشته به خود. اگر داشت چرا تقاضای کمک نکرد؟ سؤال پیشتر از آن اینست که چرا قوا پراگنده شد؟ 

چرا نجنگیدند؟ 

چیزی که پیشتر شما اشاره کردید که امریکا به آن قوا کمک نکرد، این دروغ است."


 حالا شکایت از کسی دارد که در زمانش او را به اندازه یک دستیار دست دوم خود اهمیت نمی داد.

از کسی شکایت دارد که درمطبوعات شکایت می کرد که غنی برای به حضور نمی پذیرد.

 مقاومت أفغانستان نیازی به حمایت غنی ندارد.

تو مأموریت خود را انجام داده ای.

حالا حوادث به طرف خودت می آیند.

هیچ دشمنی شعوری تر با مردم أفغانستان نسبت به غنی دیده نشده

موسی ظفر: یک شکنجه روحی است.

گناه ها را سر آدم از پا مانده تر از خودش می اندازد. عبدالله

قسم خورد که برنده هستم؛ مردم را فریب داد و به دستور خلیلزاد همان کرد که برایش گفته شد.

عبدالله به دهل خلیلزاد رقصید

تو به دهل عادت شقی و جنون خود رقصیدی


متهم ساختن خلیلزاد، زیرسوال بردن سیاست امریکا است.

امریکایی را که غنی را سر قدرت آورد.

اما می دانست که وی سلامتی روانی ندارد و مطلق به تقلب چسبید.

مزار را در دام بلا داده بودی، بسم الله محمدی را همان روز برده بودی که ویرانه های بالاحصار را برایش نشان بدهی!

نامت را سرقوماندان اعلی مانده بودی!

به جای آن که وزیردفاع بی سواد در اتاق فرمان جنگ شب و روز حضور داشته باشد؛ هیچ از دنیا خبر نداشت و تنها افتخارش این بود که او را به بالاحصار به چکر برده ای!


غنی می گوید:

براساس قانون اساسی، رئیس جمهور بودم، تا زمانی که مردم افغانستان به صورت قانونی قدرت را به کس دیگری واگذار کنند، 

رئیس جمهورم. خادم مردم بودم و هیچ وقت متکی به القاب نبوده‌ام.

چطور متکی به القاب دروغین نبوده ای. یک لقب دروغین، مغز متفکر دوم دنیا، دوم، سرقوماندان اعلی قوای مسلح بود. 

سوم، رئیس جمهور انتخابی بود/ چهارم، مسلمان و أفغان، نه مسلمان بودی، نه أفغان. 


غنی درین مصاحبه یک طرفه، به هر طرف سوی هر کسی که درذهنش آمد دهان انداخت. 

امرالله صالح، در ۱۷ آگوست ادعا کرده بود:  به اساس حکم صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان در صورت غیابت، فرار و یا مرگ رییس جمهور معاون اول بحیث سرپرست مقام ریاست جمهوری قرار میگیرد. من در داخل کشور استم و بصورت قانونی و مشروع سرپرست این مقام /کرسی می باشم. برای تحکیم این جایگاه باتمام رهبران کشور در مشوره استم.


 خلیلزاد را متهم کرد که «با طرح‌ها و کارهای خود همه قشر سیاسی افغانستان را تقسیم (پراکنده) کرده بود.»

پراکنده نبودند. همه به تو وابسته و مطیع تو بودند. اگر چنین نبود از أفغانستان دفاع می شد. دیدیم که هیچ کس نه جنگید. پس از  تو اطاعت کردند. تا امروز از تو اطاعت می کنند.

شورای انقره درمورد مقاومت مردم أفغانستان دربرابر تروریزم همان چیزی را می گوید که تو حالا میگویی. حلقات باقی مانده از جمهوری فساد در تاجکستان به همان اجندای تو انتظار می کشند.

تا امروز، امرالله صالح به تو وفادار است. از یک نگاه راست می گویی

 و قوماندانان فراری در ایران منتظر گپ تو هستند.

اما یک چیز شده که همه ای حلقات به شمول خودت، استفراق شده های مردم و تاریخ هستید.

تنها، تغییری که آمده:

جبهه جنگی جدید در اندراب، خوست فرنگ و پنجشیر به رهبری احمد مسعود برضد اجنبی ها می جنگند و أصلاً برای شان مهم نیست که شورای انقره یا تاجکستان در باره شان چه می گویند. 

احمد مسعود هم ازدست گماشته ها وبقایای جمهوری فساد با چالش های سختی رو به رو است.

تغییر تاریخی همین است.

جنگ کنونی جنگ شعوری و حساب شده است.

«نکته کلیدی این بود که آیا جمهوریت را به جبر تسلیم می‌دهیم؟»

چرا تسلیم بدهی؟ چرا از دفاع سراسری ملی سخن نمی گفتی؟ مردم به دفاع حاضر بودند، شما گفتید که نه، ملیشه ها سر قدرت می آیند. بهتر است طالب بیاید.


بسم الله محمدی:

سوالاتی مطرح می‌شود؛ از جمله این‌که چرا این پست را در چنان شرایط مغلق و پیچیده قبول کردم؟

ده میلیون دالر رشوت دادی بودی

 چرا من نتوانستم از وطن دفاع کنم؟ 

تو نخواستی. مگر نگفته بودی که اگر قوت ها را به کار انداخته یا به پنجشیر منتقل کنم، به خارجی ها چی جواب بدهم؟

چرا مشکل را به مردم نگفتم؟ چرا استعفا ندادم؟ و مشکل در کجا بود؟


هم‌وطنان حق دارند که چنین سوالاتی را داشته باشند؛ زیرا با سرنوشت‌شان بازی شده است و آنان متحمل رنج، فقر، بیکاری، مهاجرت و مصیبت‌های فراوان شده‌اند.

اما من در دقیقه ۹۰ و در شرایط بسیار مغلق و پیچیده به این نیت آمدم، تا حداقل خدمتی در جهت دفاع از کشورم کرده باشم.

چی خدمت؟ تو از همه اول تر به میدان هوایی گریختی، هنوز غنی به امارات نرسیده بود که تو رسیدی

 ولی رییس جمهور اشرف غنی با سیاست‌هایش و حلقه چندنفره‌اش، اردوی افغانستان را متلاشی کرده بودند. 

چرا دروغ می گویی؟ اردو در دست تو و مارشال فهیم بود.

شما دفترهای خرید وفروش مهمات تاسیس کرده بودید تا چند سال، ذخایر پنجشیر را سر اردوی ملی فروختید. خودتان را یک جا با مهمات فروختید.

جان، روحیه و انگیزه‌ای برای اردو نمانده بود، تا من بتوانم مانع مرگ حتمی نظام شوم. 

تو مثل غنی، یک روز هم نه جنگیدید.

تو خودت به قوماندان ها اخطار می دادی که سلاح را بگذار بیا به کابل گپ خلاص است.

این طور که بود؛ مرض داشتی وزیردفاع شدی؟

از درون ارگ اطلاعات موثق داشتم که ارتباط آقای محب با حقانی‌ها تامین شده است و آن‌ها صحبت‌های دوام‌دار داشته‌اند؛ اما از قصد فرار رییس جمهور چیزی نمی‌دانستم.

یک وزیردفاع همین گونه با عاجزی گپ می زند؟

وزیردفاع زمین و آسمان را با سر یکدیگر می زند.

اشرف غنی خدای شما بود. خدای زمینی تو و امثالت بود. حالا هم هست.