-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ شهریور ۲۲, سه‌شنبه

جنگ یخن به یخن در نبردگاه پنجشیر


صد ها کشته و زخمی طالب درمحاصره قرار دارد

چرا اشرف غنی، مالک غضنفر بانک را زهر داد؟




طیارات بی سرنشین میدان هوایی کندز را در چند نوبت بمباران کرده اند.

درجنگ دره عبدالله خیل پنجشیر فاجعه ای روی داده است.

ناگهان 9 نفر به شمول فرمانده نترس محمد یار با اعضای خانواده اش به شمول دو پسرانش بعد از استعمال آخرین گلوله به اسارت در آمدند.

این حادثه، چندان طبیعی به نظر نمی آید. محتاج تحقیق و حقیقت یابی است.

1500 نفر حمله بر دره عبدالله خیل – شکست بسیار سنگین خورده اند. امروز ممکن است برای جمع آوری اجساد دست به عملیات خواهند زد. 


نه شب به وقت کابل حملات طالب دوام کرد.

نفرات طالبان بیش از هفده بار از جهار مسیر  (نجراب، جهرعلی، منجهور، تلخه) راه اندازی کرده و با هفده کمین هدفمند رودرو شدند.

 تلفات سختی داده اند که تا کنون آمار آن مشخص نیست. برخی گزارش های تازه مشعر است که تعداد کشته ها و زخمی های طالب در 17 نقطه کمین گاه به صد ها نفر می رسد.

هم اکنون پشته های خاربته های کوه ها، ته صخره ها و چقری ها مرده های طالب افتاده است. 

مقاومتی ها در دره کرامان، پوجاوه و  شابه تلفات داده اند. 


محمدیار قومندان زبر دست قرارگاه شابه همراه 9 نفر اسیر، هشت نفر به شمول دو پسرانش را به شهادت رسانده اند. 

گزارش شده که خودش را زنده نگهداشته اند.

قومندان قرارگاه دره هم از کرامان بود شهید شده است.


گزارش تکمیلی هم آمده است که

تلفات طالب بی حد زیاد است. تلفات طالب در عبدالله خیل، حصارک، پریان غیر منتظره زیاد است.

ساحات شهرک دره هنوز حالت اضطراری و جنگی حاکم است. طالب پیوسته قوای تازه دم می آورد. قطعات جنگی تازه طالب بیشتر برای کمک به کارزار جمع آوری اجساد طالبان است که همه در تیررس نیروهای مقاومت قرار دارند.

مرده ها را با قیمت مرده های زیاد از منطقه بیرون کنند.

هم اکنون هجوم دو باره آغاز شده است و تا ساعات دیگر اطلاعات از وضعیت جنگ مواصلت خواهد کرد. 

به روز دو شنبه، ملاذاکر قبل از رفتن به طرف کابل، موفق نشده بود که مرده های خود را از میدان جنگ بیرون کنند.

اخبار ریخت و پاش واحد های طالبی به درستی بازتاب نمی یابد. 

ملا صابر کوچی در جبهه حصارک با چهار نفر از گارد هایش کشته شده اند.


هرساعت دو یا سه موتر امبولانس لاش کش با سرعت به منطقه می رود. پرسونل بهداشتی چهارصد بستر که در بازارک مستقر است، شب و روز مرده و زخمی تا و بالا می کند. 

سرد خانه 400 بستر درکابل پر از اجساد است. 

يوسف غضنفر در سال ١٣٩٨ با يك خانم بيوه عروسی كرده بود.

این خانم با رولا غنی بسیار نزدیک بود. اصلا ازدواج وی با یوسف از قبل سازماندهی شده بود.

قبل از وفات اش از طرف خويشاوندان خانم دوميش به يك مهماني در يكي از باغ هاي قرغه به مهماني دعوت شد.


یوسف غضنفر نیم ساعت بعد از صرف غذا در ضیافت قرغه، در معده و عضلات درونی خود درد شدید و نا شناخته را احساس کرد.

 فورأ مهماني را ترك كرد به خانه خود رفت به وزير اكبر خان

 يك داكتر خاص داشت به داكتر زنگ زد كه فورأ خانه بيا كه حالت من خوب نيست 

چهل دقیقه بعد داكتر رسيد.

 پيش از آمدن داكتر از دهن و مقعد غضنفر خون مي آمد 

داكتر كه وضعيت را كه ديد: مريض را فورا به شفاخانه انتقال بدهيد.

غضنفر را به شفاخانه انتقال دادند.

 بعد از دو ساعت از خونريزي غضنفر جلوگيري شد.

اما پزشک به حاجي إبراهيم برادر يوسف غضنفر

او را زهر خورانده اند. وضعیتش رو به خرابی است.

اگر امکانش باشد فوری او را به یک کشور خارجی انتقال کنید.

 دو روز بعد مريض به خارج انتقال شد.

 وبعد از سه روز فوت كرد.

حال پرونده پزشکی اش حتماً دردسترس است.

 در دو روز اول که در وضعیت مسمومیت حاد درشفاخانه به سربرده بود

بعضی رازهای سری در باره خانمش را به حاجی ابراهیم برادرش گفته بود.

حاجی ابراهیم که بربالین یوسف غضنفر می آمد، محاسبات خودش را داشت و از چند وچون ماجرای بیماری ناگهانی برادرش مطلع شده بود.

 سرانجام جنازه یوسف را به مزارشریف آوردند و به خاک سپردند.

 فردا همان روز حاجي إبراهيم غضنفر به خانه یوسف غضنفر به كابل رفت.

ديد كه محافظان امنیتی خانمش تغییر کرده و پنج نفر نو آمده اند.

حاجی ابراهیم: بادیگارد های قبلی چی شدند؟

زن: رئیس صاحب جمهور محافظان جدید را خودش روان کرده

حاجی ابراهیم: تنش لفظی شدید

چه کردی درحق برادرم؟

تو برایش زهردادی؟

پزشکان ترکیه به اقارب وی گفته بودند که غضنفر به اثر کرونا نمرده، او را به شدت مسموم کرده بودند.

زن: خیالم که تو خودت کدام چیز برش دادی!

سیلی سخت و لگد محکم به زن می زند و به خانه بر می گردد.

زن به یکی از محافظین زنگ زد و گفت گوشی را به حاجی ابراهیم بده

محافظ گوشی را به ابراهیم آورد: از ریاست جمهوری است.

حاجی ابراهیم گوشی را گرفت. صدای محمود فضلی رئیس اداره امور:

غضنفر صاحب را خدا ببخشه. او به مرض کرونا جان به حق سپرد. مزاحم خانمش نشوید. خدا حافظ

حاجی ابراهیم به محافظین: موتر را بکشید؛ کارته سه می رویم.

درمحلی رفت. شش روز بعد یک معامله پولی بین خانم یوسف غضنفر و حاجی ابراهیم برادر یوسف غضنفر صورت گرفت.


خانم غضنفر با گرفتن يك ميليون دالر از حاجي ابراهيم از تمام حق و حقوق خود به حساب میراث شوهرش صرف نظر کرد.

 آن زن اکنون درکجاست؟

 او با اشرف غني دست داشت و دریک توطئه شوهرش را نابود کرد.

او اگرخانم خانه بود و کشنده شوهرنبود، حاضر وبرحال درخانه اش می بود و میراث دار اصلی شوهرش حساب می شد.

چی شد که صد ها میلیون را به یک میلیون دالر ترجیح داد و پای خود را ازماجرا کشید؟

همه ثروت وپول به حاجی ابراهیم ماند. نورلله اندخويي

غنی در دور اول ریاست جمهوری، با آن که مارشال دوستم را استعمال کرد، درانتخابات برنده نشد.

بعد از جنجال های انتخاباتی و خیانت عبدالله، دوستم را از صحنه دور کرد. زیرنظارت غیرمستقیم گرفت. فرارش داد. در دور دوم به یک آدم نمایشی در بین ترک تبار های ضرورت داشت که رأی ترک تبار ها را بگیرد. 

یوسف غضنفر یک تاجر غیر سیاسی بود. هم به کار در میان ترک تبار ها نیاز داشت؛ هم صف آن طایفه را شق کرد. در برابر دوستم یک دیوار کشید و غضنفر را آورد معاون سوم ساخت!

شرط و شرایط غنی: معاون سوم هستی، تمام مصارفات را هم پس می دهم. 

درانتخابات بخشی از دارایی غضنفر بانک مصرف شد. یوسف خواستار پس گیری پول خود شد و مطابق پروتوکول شماری از کادر ها را معرفی کرده بود که در دولت منصوب شوند.

باید غنی به وی اقتدار می داد و پول هایش را هم برمی گشتاند. غنی هردو کار را نه کرد؛ برعکس به کار سوم پرداخت: حذف غضنفر!

دو بار مارشال دوستم را زهر داده بودند. یک بار درکمین انداختند که نخبه ترین محافظانش کشته شدند. 

شما دیدید که چه گونه احمد ضیاء مسعود را تحقیر کرد و به یک پول نخرید.

دیدید که عبدالله را حتی به حیث یک مراجع عادی، ذلیل ساخت و به دفترش اجازه نمی داد. وزیرش را برطرف می کرد که مجبور بود با تاکسی خانه برود!

یاد شان رفته بود مانند احمد ولی: به زور شلاق زور از صحنه گم تان می کنیم.