-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ مهر ۴, دوشنبه

افغانستان در چاله ی ابهام ژئوپلتیک با کشور های منطقه



عبدالناصر نورزاد

از لحاظ تئوری های امنیتی و ژئوپلیتیک، افغانستان را نقطه تلاقی میان کمربندی های امنیتی و کانون های ژئوپلیتیک منطقه ای حساب می برند. مرز بندی های ژئوپلیتیک در واقع، محدودیت های استند که می توانند ثبات و امنیت ویا برعکس آن را در افغانستان، تضمین کنند. از اینکه اکثر تعاملات امنیتی و راهبردی های ژئواستراتیکی در قلمرو ژئوپلتیکی جنوب و شمال افغانستان صورت می پذیرند، تاثیر آن ها نیز بر وضعیت افغانستان کماکان مورد بحث است.

 این تاثیر گذاری در بحبوحه حوادث بزرگ تاریخی و رقابت قدرت های منطقه ای و جهانی، متاثر از پدیده ی موسوم به " عمق استراتیژیک" است که زمینه را برای بحران افزایی های ژئوپلتیک مساعد ساخته است. زیرا دوکانون ژئوپلتیکی جنوب و آسیای میانه که در مجاورت افغانستان قرار دارند، منبع گرم تنش و رقابت میان قدرت و نظام های امنیتی ای است که زمینه عینی آن در افغانستان تثبیت شده است.

 افغانستان در گیرو دار رقابت میان قدرت های بزرگ، با محدودیت های جغرافیایی و عدم ثبات سیاسی، همواره دستخوش عواقب نامیمون، این رقابت ها بوده است. هند و پاکستان دو منبع تنش در شرایط و وضعیت افغانستان استند. هردو دارای تفکر امنیتی مبتنی بر عمق استراتیژیک اند و این تفکر، زمینه را برای رقابت های امنیتی و استفاده وسیع از نیابتی ها در قلمرو افغانستان مساعد ساخته است. پاکستان با نگاه عمیق استراتیژیک، تلاش می کند تا با توسل به این تفکر استراتیژیک، مسئله مرزی دیورند، مسئله امنیتی حفظ عقب گاه امنیتی در افغانستان در صورت وقوع جنگ با هند و مسئله اقتصادی مانند دسترسی به منابع ارزان معدنی آسیای میانه و بازار یابی در این کشور ها را برای خود مساعد سازد. 

هند با نگاه اندک متفاوت تر، تلاش می کند از یک طرف رقیب تاریخی خود پاکستان را مغلوب این رقابت ها سازد و فضای امنیتی را مطابق دکتورین امنیتی خود، عیار سازد و از طرف دیگر، به منابع کشور های آسیای میانه دسترسی پیدا کند. چین در شمال شرق افغانستان، با نگاه ارام اما با دید استراتیژیک به جغرافیای افغانستان می نگرد که توقع می رود بعداز خروج امریکا از این کشور، این نگاه آرام توام با تفکر استراتیژیک، به یک حضور پررنگ سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی مبدل شود. چین در لایحه این تفکر استرا تیژیک، سه فاکتور را دلیلی برای حضور گرم خود در افغانستان می بیند. اول، روند روبه رشد افراط گرایی که بعداز به قدرت رسیدن طالبان، سیر صعودی خود را می پیماید و نشان از مبدل شدن افغانستان به پناهگاه امن تروریستان چند ملیتی دارد.

 دوم، نگاه اقتصادی است که سرخط کاری، چین را در تعاملاتش با کشور های دیگر می سازد. چین بر علاوه چشم داشتن به معادن افغانستان، نگاه راهبردی به تطبیق ابر پروژه یک کمربند- یک جاده دارد. بدون شک اگر ثبات و امنیت در افغانستان تامین نشود و تضمین های امنیتی قابل توجه برای عدم موجودیت چالش های امنیتی در مرز های شمال افغانستان که امنیت کشور های آسیای میانه را که این پروژه از آن می گذرد، داده نشود، تطبیق این ابر پروژه پراز درد سر خواهد بود. سوم، برای چین که نگاه راهبر گونه به نظام بین الملل دارد و آسیای را حوزه نفود آینده خود می داند، یک افغانستان فاقد حضور پررنگ سیاسی چین، دور از منطق استراتیژیک خواهد بود.  چین بادرک این سه عنصر، تلاش دارد این حضور را در چوکات معین و با مدنظرداشت محدودیت های سیاسی و امنیتی، کماکان در آینده حفظ کند.

از اینکه روند تحولات منطقه‌ای در حدفاصل جنوب آسیا ، آسیای میانه و غرب آسیا پس از روی کار آمدن مجدد طالبان سرعت یافته است. به‌نظر می‌رسد که رقابت‌های ژیوپلیتیکی ابعاد و عمق بیشتری یافته است و مرزبندی‌های متفاوت در هریک از این حوزه‌ها سرنوشت رقابت و فرم ژیوپلیتیکی جدید را در بازی‌های بزرگ قدرت‌های بزرگ مشخص خواهد کرد. 

همچنین مسیر تحولات به‌وضوح، تغییر شکل مرزهای قدیمی و شکل‌گیری مرزبندی‌های جدید را نشان میدهد. سه سناریو در دل این ابهام ژئوپلیتیکی با توجه به تصورات ژئوپلیتیک هر یک از بازیگران در تعامل با واقعیتی به نام افغانستان تحت تسلط طالبان قابل وقوع است که عبارت‌اند از: الف) شکل‌گیری مثلث همکارهای امنیتی _ اقتصادی چین، روسیه و ایران با پوشش پازل افغانستان؛ ب) تشدید مناقشات منطقه‌ای با رقابت ایران، پاکستان و مداخله بازیگران فرا منطقه‌ای به‌خصوص هند، ترکیه و کشورهای عربی؛ ج) وجه‌المصالحه شدن ایران و افغانستان با شکل‌گیری اتحاد پاکستان، روسیه و چین در رقابت با غرب. این مرزبندی‌های جدید ژئوپلیتیک سرنوشت منطقه‌ و بازیگران ان را  در دهه پیشِ رو در تعاملات جهانی مشخص خواهد کرد.

 بنابراین، از سه سناریوی محتمل، سناریوی همسویی ایران، روسیه و چین نامحتمل، سناریوی وجه‌المصالحه شدن ایران و افغانستان در رقابت بین غرب و روسیه و چین با احتمال کمتر و سناریوی تشدید رقابت بین ایران و پاکستان و متحدان منطقه‌ای احتمال بیشتر دارد. 

با مدنظرداشت اینکه خروج ایالات متحده آمریکا و متحدینش از افغانستان زمینه برای اعمال نفوذ و تاثیرگذاری بیشتر چین در منطقه فراهم شده و در صورت تمایل چین به ورود در پروژه تاپی، گمانه زنی ها حاکی از اخراج احتمالی هند از این پروژه عظیم منطقه ای است؛ که در این صورت، ردپای هند در معادلات مربوط به افغانستان کمرنگ تر از پیش شده و به طور طبیعی تامین منافع منطقه ای این کشور را با چالش جدی مواجه خواهد ساخت. زیرا ساخت فرم ژئوپلیتیکی افغانستان، به گونه ی عیار شده است که از یک طرف، منبع منافع اقتصادی و معیشتی برای افغانستان و کشور های ذیدخل است و از طرف دیگر، منبع تنش های امنیتی و راهبرد های نظامی میان این کشور ها. کشور های آسیای میانه با سه چالش عمده علی رغم نارسایی در تثبیت یک نظام قدرتمند سیاسی مواجه استند: 

جدایی طلبی، قاچاق مواد مخدر و افراط گرایی مذهبی. افغانستان هم زمینه های تشدید بحران های ناشی از قاچاق مواد مخدر و افراط گرایی مذهبی را برای این کشور مساعد ساخته است که جدایی طلبی نیز در این گستره قابل تقویت است. فرصت های مشترک بهره برداری از منابع اقتصادی و پروژه های اقتصادی که افغانستان می تواند پلی میان آسیای میانه و جنوب باشد، زمینه های عینی این تنش زدایی را مساعد می سازد، اما محور جنوب با تشدید رقابت های امنیتی، عملا این زمینه را نا محتمل ساخته اند. 

چنانچه افغانستان کماکان بخشی از پازل ژئوپلیتیک آمریکا و ناتو باشد، در آن‌صورت منطقه افغانستان به کانون منازعات جدید در منطقه حدفاصل آسیای مرکزی، جنوب آسیا و غرب آسیا و حوزه چین تبدیل خواهد شد که تهدیدات مستقیمی را برای ایران در گام نخست، روسیه و چین در گام‌های بعدی ایجاد خواهد کرد. این چاله ی ژئوپلیتیک، کانون گرم رقابت های خون بار امنیتی در قلمرو افغانستان خواهد بود. افغانستان امروزی که فاقد دید استراتیژِیک نسبت به این کشور هاست و نتوانسته از قدرت ملی خود در جهت شکل دهی یک اتحاد منظم و یک همسویی ژئوپلتیک با کشور های دچار منازعه، استفاده برد.