-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ مهر ۳, یکشنبه

بازی گرم نیابتی ها در میدان افغانستان



عبدالناصر نورزاد

 ایران قبلا هم در قالب گردان های نظامی فاطمیون از افغان های و ریزرف های خود در جنگ سوریه و عراق کار گرفته بودند. بنا احتمال سربازگیری این جبهه از فاطمیون نیز وجود دارد. گروه دیگر، جبهه مقاومت برای رهایی ترکستان آزاد است که ظاهرا از ازبیک ها تشکیل شده و از نفرات سابق مارشال دوستم است.



افغانستان با مدنظرداشت بحران سیاسی ای که بیش از چهاردهه است گریبانگیر آن است و به علت عدم موجودیت یک حاکمیت مشروع و مردمی،، میدانی مساعدی برای جنگ های نیابتی،  بوده است.

 هیچ شکی نیست که یک جنگ نیابتی، در واقع نقطه تقابل چند حریف در یک میدان است. از اینکه گفته اند:" دوپادشاه در یک اقلیم نگنجد" بازهم چندین پادشاه در یک سرزمینی بنام افغانستان نمی گنجد. خوب به یاد  داریم که همین جنگ های نیابتی بود که کمر شوروی را شکستاند و زمینه های افول آن را مساعد ساخت. همین جنگ های نیابتی از تشکیل یک دولت پس از دولت دوکتور نجیب الله، در افغانستان جلوگیری کرد. 

همین جنگ های نیابتی، زمینه های قوام بیشتر گروه طالبان را مساعد ساخت و همین جنگ های نیابتی بود که زمینه را برای حضور دوباره طالبان در قدرت مساعد ساخت و نظام جمهوریت در افغانستان را زمین گیر کرد. 

عین کارایی جنگ های نیابتی، در جنگ بیست ساله افغانستان برضد طالبان، مصداقی است بدون شک و شبهه. طالبان منحیث نیروهای نیابتی پاکستان، ابزاری برای تامین اهداف پاکستان و پیشبرد مقاصد نظامی آن بوده است. حال بر علاوه طالبان،  به سایر نیابتی ها نیز، برای اهدافی در میدان افغانستان، میدان داده شده است.

 به همین ترتیب، از زمان سقوط کابل در 15 اگست 2021 که طالبان قدرت کامل را در افغانستان در اختیار گرفته اند، گروه های متعددی برای مخالفت با این گروه در صف ایستاده اند و با نشر تصاویری از اعلام مقاومت دربرابر این گروه، خبر میدهند. گروه مقاومت به رهبری احمد مسعود عمدتا تاجیک، گروه مقاومت هزارستان هزاره ها، گروه مقاومت برای نجات افغانستان که بعدا از موجودیت خود اگاهی داده، از جمله مهمترین رقبای امنیتی و نظامی امارت طالبانی است.

بزرگ ترین دشمن طالبان، جبهه مقاومت به رهبری احمد مسعود است که هراز گاهی با ایجاد مقاومت ها و درگیری های مسلحانه، در تلاش ایجاد چالش های امنیتی به طالبان اند.

 درست زمانی که کابل در نتیجه یک سازش از قبل طرح شده، به طالبان تحویل داده شد، اکثریت سیاسیون و گروه های مسلح که موجودیت خود را در صورت امکان قدرت گیری طالبان در خطر می دیدند، از افغانستان خارج شدند تنها باقی مانده های مفرزه های مقاومت، در پنجشیر و اندراب، چالش اصلی برای حاکمیت طالبان اند. در حال حاضر جبهاتی در اندراب، کاپیسا، پروان، بغلان، پنجشیر، ولایت های هزاره نشین، و عمدتا ولایت های شمالی شاهد، درگیری های خونین میان گروه طالبان و گروه های مقاومت بوده است.

در مقابل طالبان، با ساختار متفاوت و ایدیولوژیکی افراطی که از حمایت کشور های همسایه برخوردار است، تلاش کرده تا قبل از تقویت پایه های مقاومت،جرقه های آن را خاموش و خطرات ناشی از موجودیت آنها را خنثی سازد. طالبان که از بدو تاسیس از حمایت مالی و لوژیستیکی و همچنان حمایت فکری و ایدیولوژیکی پاکستان و احزاب اسلامی گرای آن برخوردار بوده، همواره در نقش حافظ منافع استراتیژیک پاکستان حرکت کرده و تهدیدات جدی امنیتی را متوجه رقبای اصلی پاکستان( هندوستان) ساخته است.

 در حال حاضر، این گروه سکان قدرت را در دست دارند و علی الظاهر، دست هند از میدان افغانستان کوتاه شده است. این تنها هند نیست که دستش از افغانستان کوتاه شده، بل ترکیه، ایران، تاجکستان، کشور های اروپایی و یک تعداد بازیگران مطرح در میدان عمل، با به قدرت رسیدن طالبان، یک موجود بی سهم در میدان سیاست و جنگ  افغانستان، محسوب می شوند.

در بحبوحه این تنش ها و اعلام موجودیت گروه های مخالف مسلح طالبان، یکبار دیگر، دوران جنگ های نیابتی نزدیک شده است. جنگ های نیابتی که شرایط خاص و ویژه خود را در مقاطع خاص تاریخی با مدنظرداشت نیروهای ویژه با اهداف ویژه می طلبد. این نوع جنگ ها، همواره در افغانستان کاربرد داشته و از جانب قدرت های بزرگ منطقه و جهان در این جغرافیا مطمح نظر بوده است.

 ابتدا خود طالبان به عنوان نیروهای نیابتی، تلاش کرده اند تا با حفظ رضایت پاکستان، در قدرت باقی بمانند و پاکستان هم با حفظ دست آورد های طالبان در عرصه حفظ منافع استراتیژیک این کشور، از این گروه حمایت سخاوتمندانه ای کرده است. ساختار طالبان هم طوری بنیاد گذاشته شده که تنها برای اهداف راهبردی پاکستان کاربرد داشته باشد و بس. تغییر ساختار، تاکتیک های جنگی و نحوه اکمال جبهات این گروه در طول بیست سال گذشته، همواره برای حفظ قابلیت مانور این گروه، از جانب پاکستان مدنظربوده و نظامیان پاکستان با مدنظرداشت ضرورت این نیروهای نیابتی، تعداد شاخه های طالبان را به گونه های منقسم کرده تا هرکدام برای موقعیتی خاصی، کارایی داشته باشند و نقش موثری را در راستای حاصل کردن اهداف خاص امنیتی و سیاسی پاکستان، ایفا کنند. 

یکی از این شاخه ها شبکه حقانی است که در بیست سال گذشته مغز متفکر ماشین جنگی و تخریبی طالبان بوده است. شبکه حقانی توسط سلول های عملیاتی که قابلیت اجرای عملیات های بمب گذاری، کمین ها، اجرای عملیات های تروریستی در سطح گروپ های 4 تا 8 نفره را دارد، توانسته مانور قابل ملاحظه ای در اجرای اعمال تخریبی داشته باشد. شبکه حقانی در حال حاضر و با تصرف کابل، با حفظ چنین ساختار تروریستی، واحد های کلان تروریستی و انتحاری را در ساختار خود دارد. قطعه بدری313 با داشتن سه هزار مسلح که مجهز با واسکت های انتحاری است، نقش حفاظت کننده مقامات شبکه حقانی و سایر اعضای دولت طالبان را به عهده دارد.

 این گروه در قساوت و بی برحمی مثال بوده و قطعه بدری313  با وحشیانه ترین اعمال در تلاش است تا ترس و رعب را در میان مردم تعمیم بخشیده و در حال حاضر حرکت های مخالف طالبان توسط همین واحد نظامی شبکه حقانی سرکوب می شود. قطعه بدری 313 شبکه حقانی در واقع نقش ستون فقرات و نظام امنیتی طالبان را بازی می کند. شبکه حقانی در حال حاضر نقش اساسی را در دولت طالبان دارد و اکثر تعینیات و نصب متولیان امور، با مشوره و درخواست آنها صورت می گیرد. شبکه حقانی با گروه ملا برادر و ملا حسن آخند که از حوزه جنوب افغانستان و ولایت قندهار استند و ملا یعقوب وزیر دفاع طالبان و پسر ملاعمر رهبر سابق طالبان در تضاد شدید قرار دارند و هر از گاهی در گیری میان شان رخ می دهد.

طالبان برای اینکه حاکمیت مطلق قومی خود را قوام بیشتر بخشند در تلاش اند تا اعضای این شبکه را در نهاد اساسی امنیتی، تعیین و وظایف حساس نظامی و ملکی را برای آن ها، تضمین سازند. در ضمن؛ با لشکر کشی به ولایت های عمدتا تاجیک نشین، این گروه کوشش دارد تا از موج حملات جبهه مقاومت، جلوگیری کنند. در بحبوحه ای چنین حالی، کشور های همسایه، منطقه به گونه ای در قبال مسایل و وضعیت افغانستان موضع گیری کرده و خواستار نقش فعالی استند. این مسئله نیز پوشیده نیست که تمام کشور های همسایه و منطقه نیروهای نیابتی خود را در افغانستان از سال های سال دارند. پاکستان طالبان را برای سالیان متمادی پرورش داد و منحیث نیروهای جاده صاف استراتیژیک از آنها هم در زمان حکومت مجاهدین و هم در مرحله های بعدی قطعی  استفاده می برد. طالبان که به شعبه های متعدد تقسیم شده اند؛  درست نخواهد بود تا تصور شود که یک جنبش یک دست استند. اگرچه ظاهرا چنین می نمایانند.

 یک قسمت اعظم نیروهای جنگی طالبان را شبکه حقانی شکل میدهد که قطعات بدری، قطعات انتحاری در قالب آن سهم فعال دارند. این شبکه در بیست سال گذشته با راه اندازی وحشت ناک ترین حملات، نقش محوری در جنگ علیه دولت افغانستان و نیروهای خارجی را داشتند. بخش دوم گروه طالبان را گروه به رهبری ملایعقوب پسر ملا عمر رهبر پیشین طالبان می سازد. ملا یعقوب که وزیر دفاع طالبان است در قسمت تعیینات و سیاست های طالبان با شبکه حقانی و گروه سوم که هییت مذاکره کننده طالبان در قطر است، مخالفت های جدی دارد. بخش سوم طالبان به رهبری ملا برادر که هییت مذاکره کننده طالبان را در قطر رهبری می کرد است. این بخش با ارتباط نزدیک با ایرانی ها، روس ها و ترک ها، در تلاش اند تا میدان را از رقبای اصلی مانند شبکه حقانی و گروه ملایعقوب خالی کند. ملایعقوب که در تلاش است تا حمایت روس ها را برای قوام قدرت خویش در کابل جلب کند نیز عین ترفند را اجرا میکند.

 بنا گروه طالبان با تعدد و شاخه های گوناگون نیابتی های کشور های مختلف اند. از طرف دیگر، گروه های سیاسی سابق که در حال حاضر در خارج از افغانستان به سر می برند و تلاش دارند تا حمایت های کشور های مختلف را برای ادامه بقا در حیات سیاسی افغانستان جستجو کنند، جبهات مختلفی همانند جبهه مقاومت به رهبری احمد مسعود که اندک حمایت کشور ها را دارد تلاش دارد در ماه های آینده، در یک جنگ فرسایشی منظم، به مصاف طالبان بروند. گروه سوم که منحیث جبهه مخالف طالبان عملا فعالیت های نظامی دارد بنام جبهه هزارستان یاد می شود. هیچ شکی نیست که این جبهه از حمایت ایران برخوردار باشد و حمایت لوژیستکی و تخنیکی آن را دریافت نکند.

 ایران قبلا هم در قالب گردان های نظامی فاطمیون از افغان های و ریزرف های خود در جنگ سوریه و عراق کار گرفته بودند. بنا احتمال سربازگیری این جبهه از فاطمیون نیز وجود دارد. گروه دیگر، جبهه مقاومت برای رهایی ترکستان آزاد است که ظاهرا از ازبیک ها تشکیل شده و از نفرات سابق مارشال دوستم است. این گروه ظاهرا با حمایت وی و احتمالا دولت ترکیه در تلاش اند تا منافع استراتیژیک خاصی را دنبال کنند، مخصوصا زمانیکه که ترکیه از انجام هرنوع معامله با طالبان مایوس شده و تلاش دارد تا بواسطه نیابتی های خود، زمینه را برای تحصیل منافع در میدان افغانستان، مساعد سازد. گروه دیگر، جبهه مقاومت اسلامی افغانستان است، نیز اعلام موجودیت کرده است. این جبهه که در حال حاضر در ولایت ننگرهار قرارگاه دارد ظاهرا از منابعی تمویل می گردد که تا حال معلوم نیست. رهبری آن را خالد عزیز از افسران ارتش پیشین به عهده دارد. به استثنای چین که ظاهرا نیروهای در میدان ندارد، سایر همسایگان افغانستان همانند پاکستان، ایران، روسیه و کشور های آسیای مرکزی، هند و ترکیه ، کشور های عربی، در میدان افغانستان فعال اند و در تلاش اند بازی جدیدی را برای رسیدن به اهداف خود به راه بیاندازند.

در چنین اوضاع و احوالی، افغانستان فاقد یک دولت مرکزی و یک اقتدار سیاسی است که بتواند جلو یک جنگ درازمدت نیابتی را بگیرد. جنگی که صرف برای اهداف استراتیژیک همسایه ها و قدرت های منطقه ای طراحی شده است. جنگ نیابتی در افغانستان، صرفا محصول پیش بینی سیاست مداران و اهداف سیاسی نیست، بل مسائل اقتصادی رقابت های نا سالم راهبردی میان همسایه گان افغانستان و کشور های منطقه، مسائل ارضی و مرزی، آب و هیدروپولتیک، قاچاق مواد مخدر، رشد افراط گرایی دینی در درون خاک افغانستان و رهایی کشور های منطقه از شر آن، حمایت و پشتیبانی از گروه های خاص قومی که در آینده میتوانند منافع کشور های بیرونی را تامین کنند و برگ برنده ای برای بازی های بعدی باشند و مسائل همانند، رقابت های مذهبی و زبانی، بازی های استراتیژیک در مقیاس بزرگ میان قدرت های منطقه ای و کشور های مقتدر جهان، کارایی بیشتر داشته اند. 

با مدنظرداشت بحران اوکراین و تقابل غرب با روسیه، صف بندی جدید چین و روسیه در برابر غرب و امریکا، ممکن روس ها یک سلسله تحرکاتی را در جنوب راه اندازی کنند. در عوض، امریکا با اتکا بر کشور های عربی، پاکستان  تحرکات بالمثل را نیز در منطقه راه اندازی کنند که بدون شک افغانستان میدان گرمی برای آنها خواهد بود. این احتمال در صورت مبدل شدن به واقعیت، هیچ امیدی را برای صلح و ارامی در افغانستان باقی نمی گذارد و این کشور جنگ زده را همچنان در شعله های گرم آتش جنگ نگه خواهد داشت.