-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ شهریور ۲۵, جمعه

فرمانده ملک دره، داوطلبانه به طالب تسلیم شد

 پشت پردۀ فجایع اخیر در پنجشیر

رهبر توطئه، کرام الدین کریم بود

تکرار ساده لوحی، تکرار تاریخ است

 



درحالی که نبرد در محور های اصلی جبهه پنجشیر شامل کوتل دره آرزو، شتل و فراج در جریان است.

من یک رشته حقایق را که در عقب فجایع قتل عام اخیر در پنجشیر وجود دارد به اطلاع شما می رسانم.

سارنوال اکرام، والی پنجشیر، فرد ارتباطی آی اس آی، سارنوال امین و قومندان شمس الحق و قومندان پلنگ دست دارند .

سارنوال امین در جلسات حضوری با طالبان دره می گفت:

 ما مقاومتی نداریم تنها حاجی ملک خفه از شما است.


چهار روز پیش یعنی قبل از جنگ والی با تیم دره جلسه داشت. در آخر شمس الحق وبقیه را برون می سازد والی با سارنوال کرام تنها دو ساعت نشست داشتند. 

بعد با فرهاد قوماندان طالب چند دفعه جلسه گرفتند.

سپس به فرمانده پلنگ دستور داده شد که با حاجی ملک تماس بگیر. 

به قوماندان ملک بگو که ما از دره میرویم و قطعات جنگی را می کشیم.

ملک می گفت: اطمینان باشد می آییم و نفرها را هم با سلاح های شان می آریم.

 قوماندان پلنگ و قوماندان فرهاد:

 هزار در صد اطمینان است 

 پیام ها هر روز تبادله می شد.

 حاجی ملک احساس می کرد که طالبان شکست خورده و دره را رها می کنند و همین موضوع را به حیث انگیزه اصلی تسلیم شدن به فرهاد به مولانا حبیب الله حسام بیان کرد. 

مولانا حسام: هشدار و التماس: فریب است. از جایت تکان نخوری!

 تو ۲۰۰ طالب را کشتی به هر قیمت شود می کشندت.

 و بالاخره مولانا حسام زمینه را مساعد کرد که قوماندان ملک با احمد مسعود رهبر مقاومت ملی از طریق تلفن صحبت کند.

احمد شخصاً با قوماندان ملک دره صحبت کرد وامکانات فوق العاده با رقم بالا برایش فرستاد و مطمئن شدیم قضیه خلاص شده باشد.

بعد نخستین مرحله جنگ اتفاق افتاد که در نتیجه، برادر حاجی ملک در درگیری مستقیم با طالبان جان خود را از دست داد.

مولانا حسام: ما مطمئن شده بودیم که توطئه  خاتمه  یافته باشد اما چنین نبود؛ با وجود آن که برادر حاجی ملک درجنگ شهید شده بود،  کار مستمر ولحظه به لحظه با وی در جریان بوده تا اینکه با 55 نفر از افراد مسلح خود به طرف طالب پائین می شود.


 قومندان امین قومندان حصارک و شاه نظر رئیس ارکان قرارگاه شدیداً مخالفت می کنند می گویند: اگر تسلیم می شدیم قبلا باید می شدیم!

اما ملک تصمیم خود را گرفته بود. یک جمع ۵۵ نفری جوانان از ساکنان دره، مرشتان، حصارک همرایش میروند.

حیرت آور است. 55 نفر دیگر چطور می روند؟

وقتی تسلیم شدند، طالبان به سرعت تفنگ های شان را می گیرند

با همان سرعت دستان شان را می بندند.

ملک به پسرش پیام می دهد:  خدا حافظ بچیم.

پیام دیگر مانده بود. گیرماندیم.

 ودستور از شخص ملاقیوم ذاکر به فرهاد رسید:

 اول حاجی ملک را بزنید و بعد همه نفرهایش را.

اول ملک را با کوبیدن سنگ بر شقیقه و سرش می کشند؛ سپس نوبت به دست بسته های دیگر می رسد.

فرمانده احمدیار هم به عین شکل به دام افتاد.

توسط تلفون کسی قدم به قدم میرود در دام می افتد. از چهار سو کمین می باشد و برخی موفق به فرار می شوند وبرخی جابه جا شهید می شوند وبرخ دیگر بعد از جنگ تسلیم می شوند تیر باران می کنند.


مقامات جبهه مقاومت صدای ضبط  شدۀ فرمانده ملک را در اختیار دارد.

  یک باره تلفن‌می‌کند به فرهاد:

 بیا من تسلیم هستم!

 این هم‌ ثبت مخابره است.

 فرهاد با ملا ذاکر تماس می گیرد: ملک تسلیم شد.

 ذاکر می‌گوید همه ای شان را بکش!

اگر می جنگید در نهایت شاید بیست نفر کشته می‌شدند.

اما از دست دادن اراده و قدرت تحلیل، جان هفتاد نفر را گرفت.

تکرار خام فکری نسل اول سقاوی در قرن بیست. سارنوال کرام در نقش سید حسین ظاهر شد.


سیزده هزار در حمله از نجراب و لغمان پنجشیر  بالا از هر طرف بالا شده بودند بالای دره

حاجی ملک به شمول احمد مسعود با همه مشورت کرد. سپس تصمیم گرفت: تسلیم‌ میشوم گفتند.

 نکن بالایت رحم نمی کنند.

 فکر کرده بود طالبان برایش گوسفند می‌کشند.


امرالله صالح در نامه به یکی از فرماندهان جبهه:

اگر ساده اندیشی در میان نمی بود و کسی به وعده قوماندان فرهاد تروریست اعتنا نمیکرد و این فاجعه رخ نمیداد.

 کمی از نزدیکان قوماندان امین حصارک نیز پرسان کنید. در ارتباط به امکانات - اگر نیاز دارید من برایت ثبوت میدهم.

 در دو ماه گذشته تنها از طریق من برای حاجی صاحب ملک خان بیست و پنج هزار دالر حواله شده بود. 

من صدای خنجر خان را نیز برایت می فرستم که چه گونه از اکمالات جبهه خرسندی نشان می دهد.

بحث در اکمالات - اعاشه و دیگر موضوعات نبود. دسیسه دشمن و قلب صاف ملک خان باعث این  غم و اندوه بزرگ شد. در جمع شهدا بیست تن از حصارک نیز شامل اند.