-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ مهر ۹, شنبه

سرد خانۀ چهارصد بستر، پر از اجساد بی صاحب است

 

عباس استانکزی به جای لوگر، خارج می رود

خالد حنفی نفر خاص کرنیل عامر پاکستانی است



شیر محمد عباس استانکزی از معاون سیاسی وزارت خارجه تالب برکنار و  به حیث والی لوگر تعین شد .

عباس ستانکزی به نسبت اعتراض به سخنان خالد حنفی رئیس امر به معروف در رابطه به مکاتب، به اشاره پاکستان وظاهرا هدایت هیبت الله لادرک از معاونت وزارت خارجه برکنار وبصفت والی لوگر عنوان شده است.

 ولی عباس به خانه نشسته ولایت لوگر نمیرود گفته شده که او تصمیم دارد از کشور خارج شود

 عباس استانکزی روز گذشته گفته بود که آموزش برای مرد و زن فرض است .

هوا پیمایی بدون سرنشین را پاکستان از خاک اش اجازه میدهد پرواز کند و میلیون ها دالر پول دریافت میکند . خوب استانکزی در بین‌طالبان به نفر هند مشهور است در دوحه پول هند تمویل اش می‌کرد از این خاطر پاکستان رابطه خوب با استانکزی ندارد

برادر استانکزی نفر امارت،  روسیه،هند است 

امیرالمومنینی وجود ندارد

همه ارکان طالب می فهمند که رئیس شعبه افغانستان در آی اس آی به نام هیبت الله افغانستان را اداره میکند.

  حنفی امر بل معروف اجنت کرنیل پاکستانی با اسم عامر  است 

یک جاسوس به تمام ‌معنی می‌باشد

 خانواده اش در پاکستان است 

دختر های خودش کالج می‌خواند این ها همه خانواده های شان در پاکستان گرو گرفته شده اند

 و ضمن رئیس استخبارات ای  اس آی  ریس استخبارات طالبان  عبدالحق وثیق  به اسلام خواسته که چرا راز پهپاد آمریکا را افشا کرده اید که از پاکستان پرواز می‌کند وضعیت شان‌این‌گونه است.

کرنیل عامر ریس بخش روحانیون ای بی یا استخبارات مخفی غیر نظامی پاکستان 

 روی ملا ها کار می‌کند

 تمام روحانیون پاکستانی تحت نطر این سازمان برنامه های خویش را پیش می‌برند

 محضی کدام‌غلطی بکنند فورا به طور مرموزی کشته می‌شوند

 چون استخبارات در پهلو هر کدام‌این چند جاسوس تحت پوشش طلبه جابجا کردند که کار این را زیر نظر داشته باشند 

و ابن روحانیون را عرب ها انگلیس موساد  جداگانه تحویل می‌کنند و برنامه خویش را توسط این ها پیش می‌برند

دیروز در شفاخانه چهار صد بستر

یک دنیای دیگری است -  آن قدر زخمی و مرده است که حیران بمانی در کجا مرده اند دو تابوت از جنگ بدخشان به خوست انتقال می‌دادند که در جنگ بدخشان کشته شدا بودند میگن در بدخشان کسی نمرده پیش چشم  دو تابوت بردند پرسان از دیوار کجا کش طرف پکتیا

برادر وقتی نفر مرده خود را می‌کشد از سردخانه پرسان کنی میگه آنقدر مرده است پیدا کردند اش مشکل است مگر این شناخت داشته باشید

در دیگر ولایت ها که کشته می‌شوند به شفاخانه چهار صد بستر اروده می‌شود نظامی های طالبان

بلی مرده طالبان در یخچال سرد خانه میگن زیاد است

 حتی از مرده های که در پنجشیر کشته شده اند هنوز تعدادی از مرده ها در این هنوز هم است.

صاحب ندارند.

 از پنج سال پیش کسی نیست ولی از پنج ماه پیش از مرده های طالبان است.

وقتی طالب می گوید که امنیت است. وقتی یک تبلیغاتچی طالب در خارج و داخل می گوید که خیر خیریتی است. 

اول: برای چی کسانی آرامش و خیریتی است؟

دوم اگر در بدخشان‌جنگ ‌نیست بروید  مرده خانه یا سردخانه چهار صد بستر را نگاه کنید مرده های که پیوسته به سوی ولایات جنوب شرق درحال انتقال است.

 سیاسیون – نظامیان جبهه مقاومت


بسیاری ها ازدرس های ناشی از اشتباهات و خطا ها می ترسند.

پنهان کردن خطا ها و اشتباهات عمدی را ترجیح می دهند.

اما مناسبات بیروکراتیک مشابه به یک بیروی سیاسی چه به درد می خورد؟

نسل جوان در رهبری سیاسی حضور ندارد، غایب است.

تبعات این حالت مثل زمین لرزۀ بسیار خوفناک است. 

جنگ جویان درصحنه، از شیوۀ کار سیاسیون و بازی های تاجر منشانه آن ها سخت ناراضی اند.

هشدار: یک نوع شکاف بین عناصر میدانی و نخبه گان لمیده در خارج وجود دارد

که با گذشت هر روز بیشتر می شود.

نظامیان بالای سیاسیون اعتماد ندارند. سوء ظن در تأمین مالی و تجهیزاتی زیاد است.

شکایت از عمل کرد یک دست و یک پارچه در بین هیأت سیاسی جبهه مقاومت از هر طرف بالا است.

نفاق سیاسی در بین حلقه مدعی رهبری اثر زیان بخشی بر تشکیلات نظامی گذاشته.

همه از برخوردی که فرمانده ملک خان دره انجام شده ، عصبانی، متأسف و پریشان حال اند.

گرفتن مسوولیت سیاسی در وضعیت تاریخی و پر از رنج و چالش، در قدم اول، تقوی، دوم، قدرت روانی، سوم احساس مسوولیت نسبت به سرنوشت جوانانی که می جنگند و نباید درهیچ وضعیتی با خون شان با بی عرضه گی معامله شود. 

نسل نو با قدرت در صحنه ایستاده است. اما مشکل سیاسیون، مشکل فساد میراثی، فساد عادتی و از روی سلامت وجدان نیست.

در تدارکات مالی و لوژستیکی اخلال و تأخیر قصدی و یا خطای انسانی بیداد میکند.