-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ مهر ۱۸, دوشنبه

از بام هشتگ پائین شوید


در زیر زمینی هشتگ خبرهای دیگری است

به جای تظاهرات، به سنگر بروید، حداقل پنجاه دالر کمک کنید!




 کسی در تنور سرد، نان نمی‌پزد!

تظاهرات یک ساعته درخیابان نمایش یک بارمصرف است.

اگر می‌خواهید دنیا نگاهش تغییر، تنورهای مقاومت از کوه‌های پامیر تا هندوکش و بابا را داغ ‌تر سازید!

تو در فضا فریاد می کشی، طالب در افغانستان مردم را سلاخی می کند.

صد میلیون هشتگ با یک شلیک طالب درعالم واقعیت دود می شود.

هر کدام تان پنجاه دالر برای کمک به بازمانده‌گان شهدا بیارید، این هزاران نفر  می شد 

 برای کشور های آمریکایی و اروپا مظاهره دارند که نسل کشی را بند کنید

گویا کشورهای اروپایی و آمریکایی دلشان می سوزد

تمام این کشور ها با طالبان رابطه دارند

 مشوره می‌دهند

پول مخفی کمک می‌کند

وسایل تخنیکی می‌دهند

هلهلۀ خیابانی وطنداران در 96 مکان و کشور مرا شوکه کرد.

آیا این طیف های آگاه واقعاً نمی دانند که در اتاق های سیاسی چه جریان دارد؟

مگر از سقوط اسفبار جمهوری با تمام دست آورد هایش چیزی نیاموختند؟

برای نجات سرنوشتی که به چنگ هیولا داده شده،  جنگانیدن سنگ با سنگ خارای مبارزه و قدرت نمایی و نوشیدن بحر تلخ کامی ها تعیین کننده است.

پوستر نویسی، هشتگ گذاری و ساعتی خیابان گردی به همان اندازه ای که ارزان، بی ضررو تفننی است؛ به همان اندازه، بی اثر و دادن فرصت تنفس و توجیه به وحشی ترین نیروی تروریستی تاریخ افغانستان و جهان است.

تغییر معادله در کشمکش افغانستان از مبارزه مدنی و صرفا می خواهیم یا نمی خواهیم به وجود نمی آید.

عاقبتش طولانی کردن ظلم و ستمباره گی است.

ببینید طالب، به عنوان میرغضب ترین نیروی تاریخ، سواد ندارد؛ هشتگ نمی شناسد، کلمه مدنی در قاموس مغزش نیست، یک ربات حرفه ای برای کشتن آدم، ویرانی آبادی و تابوت سازی برای زنده گی و مدنیت است.

اما همین دنیا، همین رهبران، همین ملی گرایان؛ همین دنیای اسلام، همین صاحبان حقوق بشر، انتخابات و مردم سالاری طالب را لایق رهبری مردم افغانستان دید.

اما می بینیم که طالب عملا هم برمدنیت فایق آمد؛ جمهوری را دفن کرد؛ قانون اساسی را باطل،  دموکراسی و حقوق بشر را حرام، زن را زندانی؛ اقتصاد را تبدیل به خیرات گیری.

حالا زنجیرۀ کشتار هزاره و غیر هزاره را به راه انداخته است.

و شما که 4 نیم دهه است که با نفس اسرار جنگ افغانستان آشنا هستید توقع دارید که طالب در پایان تظاهرات خیاباتی، مدنیت شعاری، نمی خواهیم یا می خواهیم و کاشتن هشتگ در شبکه ارتباطی

کشور را به شما برگرداند، هویت، شخصیت و ارزش های شما را مسترد کرده برود دو باره به مدرسه حقانیه پشاور یا بیغوله های کویته و کراچی؟

من یک تنه، علیه همه ای شما انگشت ایراد تکان می دهم.

فریاد میکنم که تجدید نظر کنید.

شما دربام هشتگ هیاهو راه انداخته اید اما زیر زمین بنای مجازی هشتگ یک دم و دستگاه واقعی قرار دارد که در آن جا چیزهای دیگری در باره افغانستان، شما، سرنوشت نسل کنونی و حتی نسل های آینده در جریان است.

دیدار بلاول بوتو به نماینده گی از ایالت پنجم پاکستان با نماینده گان خارجی

او نگفت که امور داخل و آموزشی افغانستان به ما مربوط می شود؟

فریاد و شعار گوش تان را انباشته بود. می دانم نشنیدید.

دوم:

جنرال قمر بجوا، رئیس ستاد ارتش پاکستان و قشون نیابتی افغانستان به واشنگتن رفت تا برای شما و کشور شما از سوی خود سرنوشت تعیین کند.

مضمون و خطوط اصلی خبر دیدار بجواه با مقامات امریکایی حتی در رسانه های بازتاب یافت و کسی لازم ندید که حتی خبر را از روی مصلحت دستکاری کند.

دیدار در دوحه قطر صورت گرفته است.

براساس این گزارش، دیدار معاون رئیس سیا و یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا که مسؤول امور مربوط به افغانستان با هیأت طالبان به رهبری «عبدالحق واثق»، رئیس استخبارات طالبان

مذاکره و مشوره دو مقام استخباراتی به چی معناست؟

آن هم در اوج هشتگ گذاری، هیاهوی خیابانی و نمایش های مجازی؟

مگر فراموش کرده اند که رهبر القاعده در مهمانخانه طالب کشته شد

مگر مقام سی آی ای با مقام سازمان جاسوسی طالب عقب درهای بسته گپ می زند.

روی چی مساله ای صحبت کردند؟

آن هم در گرماگرم هشتگ گذاری و جوش آمدن در خیابان های اروپا و امریکا؟

جامعه ما به شدت غیر سیاسی شده می رود.

از نظر سیاسی تهی شده می رود.

افغانستان کشوری نیست که با شعار، التماس، خواهش، ملی گرایی لفظی، پوستر نویسی دستخوش تغییر مثبت شود.

چنین چیز ها بخشی از تاریخ مدرن اروپا است نه از ما

بدون مدنیت لباس دموکراسی سطحی و تقلیدی را دو دهه به تن ما کردند.

بعد از دو دهه، لباس را از تن ما کندند و ما را به دهان گرگ های وحشی پرتاب کردند.

کشور با تمام هست و بودش، با تمام امیدها و عرق ریزی ها و خون هایی که داد،

حالا دو باره طوری نشان می دهد که محتاج همان لباس دریده و خون آلود دموکراسی سطحی است و اگر همان لباس را دو باره به تن کند، زیبا و فریبا خواهد شد.

این نگاه و ذهنیت: فراموشی بیخ و بنیاد هویتی و تاریخی خود ما است.

شاخص قوی عدم اعتماد به نفس است.

یعنی ما هیچ هستیم اگر دیگران نباشند.

ملتی که مقاومت و نبرد بی امان علیه دشمنان خویش روی پا ایستاده نشود

هیچ گاه اقتدار و نیروی آزادی را به دست نخواهد آورد.

بدون اثبات وجود و حق تعیین سرنوشت در میدان های جنگ، ما ساکنان قلمرو های مجازی خواهیم بود.

از افغانستان، از میهن، از فرهنگ دیرین سال و عالمگیر زبان فارسی دست بشویید.

پوستر و هشتگ برای تان کافی است.

مردم! زنده گی جنگ تلخ دایم است.