-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آبان ۴, چهارشنبه

«عدالت و آزادی» رایگان در دکان بقالی «قانون پوه»



سروردانش با همان سکۀ ناچل فدرالی، اکنون آینده سیاسی می خرد



مبارزه برای برپایی نظام جمهوری اسلامی فدرالی

اعلامیه: ناکامی نظام‌های مختلفی را شاهد بوده‌ایم

یعنی زمانی که کل سرنوشت مردم را به پای نظام ریاستی به خاطر حفظ کرسی خود در

 حکومت قربان کرده بودیم،  یک روش ناکام بوده.

چرا معذرت نمی خواهید؟

زمان آن فرا رسیده است که در چارچوب یک تفاهم وسیع ملی، زمینه عملی شدن نظام فدرالی در افغانستان فراهم شود.

از مبارزه میدانی برای رهایی کشور از شر قشون استخباراتی هیچ اثری نیست. 

متوجه می شوید که هیچ جوهره ای از یک مقاومت و تصمیم برای نجات کشور دیده نمی شود. خواهش آبکی. یک گپ بزن تیر شو!

سرور دانش! اول توضیح بده که در آن روز محشر در میدان هوایی کابل تو چرا یک تلویزیون و یک ماشین جاروب برقی را پنده کی ساخته با خود می بردی؟ وقتی طیاره ترکی آمد بدون تلاشی داخل رفتید؛ بعد چی شد؟

اول این را توضیح بده

سروردانش بعد از سقوط مفتضح جمهوری سه نفره در دیار بی غم باشی مهاجرت، بدون آن که گذشته خود را نقد کرده و از مردم پوزش بطلبد؛ 

از ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ در قدرت بود. وقتی که گریخت از ناگزیری وانمود می کند که کمی به هوش آمده.

اما بازهم دارد به آینده میوه چینی می کند!

گروه طالبان برای مردم افغانستان راهی جز مقاومت و مبارزه باقی نگذاشته است. 

او به مبارزه نیامده. دکان معامله باز کرده. قانون پوه هیچ گاه مبارزه نکرده. اگر کرده، بگویند که افهام شود.

فریدون فریدون ملک زی بسیار یک نکته بدیهی عبرت ناک را در مورد قانون پوه نشانی کرده است.:

وقتی در صدارت کاروان موترهای زره سوار می‌شدی ولسوالی‌های نیمه مختار اشترلی و فدرال سنگ تخت سرک نداشتند و قوماندان و ولسوالت از بی سرکی خر سوار می‌شدند.

خوب، حالا هم در نقش مبارز میدانی، بلکه بازهم در نقش «قانون پوه» برای آینده نظام سیاسی یک کمپوزیشن نو ارائه کرده که ناقض تمام زنده گی سیاسی و بیروکراتیک اوست.

کابل باختر 30 اسد 1396

قانونپوه سرور دانش درمجلس «بررسی قانون اساسی» درکابل او به قانون اساسی آلوده شده به جعل و تحمیل چنان سر سپرده و مؤمن بود که نظام پارلمانی و حتی نیمه ریاستی را یک قلم رد می کرد. و حکومت ریاستی استبدادی شرقی را غایت حل معضل می دانست.

چرا؟

در قانون اساسی چنین چیزی نیامده!


قرآن قانون اساسی از نظر وی واجب الاجرا بود.


تأکید کرد که هردو نظام سیاسی "پارلمانی" و "فدرالی" در افغانستان غیر عملی است.


با توجه به تجارب گذشته؟ به نظر این جانب «نظام پارلمانی کامل در افغانستان قابل تطبیق نیست، نظام پارلمانی با وضعیت فعلی منجر به انحصار گروهی، حزبی و قومی می گردد»

درحالی که خود مأمور یک نظام انحصارگر تحت نام مشارکتی بود و از راه یک انتخابات دروغ روی کار شده بود. 

مردم و نسل نو به کی اعتماد کنند؟

قانون پوه سرور دانش نظام نیمه ریاستی را بهترین مدل نظام سیاسی برای افغانستان 


خوانده گفت: 

«بهترین نظام در شرایط فعلی یک نظامی مبتنی بر دموکراسی مشارکتی است که بتواند همه اقوام و گروه های سیاسی و قومی را به طور عادلانه در قدرت مشارکت دهد و چنین نظامی تنها در قالب یک نظام نیمه ریاستی قابل تطبیق است؛ اما غیر متمرکز سازی نظام اداری یک ضرورت جدی است»

مثلی که خودش و أمثال خودش بدون کمترین صلاحیت اجرایی در همان دستگاه مشارکتی جا خوش کرده بودند.

یگانه فایده ای که از حضور این ها درنظام غارت و انارشی به مردم می رسید، بند شدن 

یک ساعته مسیر های داخلی شهر از طرف صبح و بعد از ظهر بود. 

از سرور دانش سوال شود:

بدون بغض و کین و ریا سوال شود: سال ها آرمیدن در کرسی نرم و معاش گیری بی سروصدا، یگانه یگانه سودی که از وی به مردم رسیده است؛ چه بود؟


ببینید چه می گفت: «این گونه نیست که عدم تمرکز تنها با فدرالی شدن تأمین شود، ما می توانیم نظام غیرفدرالی و بسیط اما نامتمرکز داشته باشیم».

در قانون اساسی (منظورهمان قانون اساسی بود که 52 مورد جعل شده)  فعلاً یک حالت میانه و مختلط از متمرکز و غیر متمرکز در نظر گرفته شده این حالت میانه، شکلی و صرفاً عبارتی بود نه تقسیم متمرکز و غیرمتمرکز صلاحیت ها گفته می تواند در آن مقام تشریفاتی چه صلاحیت داشت؟

و همین باعث شده که «روابط بین مرکز و ولایات و مؤسسات مختلف دولتی به درستی تنظیم نشود و گاهی از تمرکز قدرت شکایت شود.

بیکاری و دفتر نشینی و بند کردن راه مردم، یگانه مشغولیت قانون پوه سرور دانش بود. 

از عدالت اداری" و "صیانت از قانون اساسی" سخن گفت.

تا آخر همان قانون ناقص و «مختلط» به طور کامل زیر پا شد.

اما قانون پوه از سرسیری و بی دردی چنین می گفت:

 در اکثر کشورها دعاوی اداری به خاطر پیچیدگی های خاص، در محاکم خاصی تحت نام "محاکم اداری" یا "دیوان عدالت اداری" مورد رسیدگی قرار می گیرد، نه در محاکم عمومی؛ «اما در افغانستان فعلی ما این نوع محاکم را نداریم و به همین جهت دچار مشکلات فراوان هستیم. این مسأله … تا در متن قانون اساسی با یک سازوکار مشخص حل نگردد، مشکلات پیش آمده نیز حل نمی شود.


این گپ های خود را به یاد دارد؟

من یادش می دهم. 30 اسد 1396

دروضعیتی که کشور به عمل کرد قاطع و با ثبات نیاز داشت؛ این آدم از بی مضمونی پشت میز دفتر برای خودش گپ جور می کرد.

وظیفه اصلی قانون پوه ، انداختن لحاف ضخیم لفاظی مطلق بی فایده روی واقعیات سیاسی بود.

این متن را می خوانم شما فایده اش را درمیدان واقعیت همان 1396 و اکنون بگویید که چی است؟


معاون دوم رئیس جمهو در باب صیانت از قانون اساسی هم تصریح کرد که «وجود میکانیزم خاص صیانت از قانون اساسی، تفسیر قانون اساسی ، کنترل قوانین و نظارت بر تطبیق قانون اساسی» از آنجا اهمیت دارد که تنظیم مناسبات قدرت، تعیین صلاحیت ها، تفکیک وظایف قوای سه گانه دولت، توزیع متعادل صلاحیت ها و همچنین تضمین حقوق و آزادی های عمومی شهروندان تنها از همین طریق میسر است و با بررسی مواد مربوطه در قانون اساسی به این نتیجه می رسیم که: «صلاحیت صریح و اختصاصی ستره محکمه تفسیر قوانین است و بررسی مطابقت قوانین و فرامین با قانون اساسی و البته از لازمه تفسیر قوانین و بررسی مطابقت یک قانون با قانون اساسی، یک نوع تفسیر قانون اساسی نیز هست که یک نوع صلاحیت ضمنی در تفسیر است. 


همچنین صلاحیت اختصاصی کمیسیون نظارت هم نظارت بر تطبیق قانون اساسی است که باز هم از لازمه این نوع نظارت، یک نوع تفسیر قانون اساسی هم است.


امروز چی می گوید؟

با وجود اینکه جنگ را راه‌حل نمی‌دانیم و مبارزه سیاسی، فکری، فرهنگی و مدنی را ترجیح می‌‌دهیم و بر گفت‌وگو و راه‌حل سیاسی برای عبور از بحران تاکید می‌دهیم، با توجه به رویکرد خشونت‌طلبانه و انحصارگرایانه گروه طالبان و برای تغییر وضعیت موجود و احقاق حقوق مردم، تمام شیوه‌های معقول مبارزه بر ضداستبداد و ستم را مشروع تلقی می‌کنیم و در صورت لزوم، از همه ابزارها استفاده خواهد کرد.

چه دروغ بزرگی! زمین به آسمان بخورد به نبرد مشروع مردم برای نجات کشور در میدان مبارزه حاضر نخواهند شد. مثل آب شلغم است که نه مریض می شود نه سیر می شوی.


این حرکت که هیچ ارزشی ندارد قطعاً به فرمایش اشرف غنی و امثالهم اعلام شده. حزب خانه گی که داروندارش یک واتساپ است. 

محقق:

تشکیل حزب عدالت و آزادی را به برادرم سرور دانش تبریک می‌گویم و فعال شدن مجددشان در عرصه سیاسی را به فال نیک می‌گیرم.


تو گل چیدی که سرور قانون پوه دسته کند!