-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ مهر ۲۵, دوشنبه

ارکستر سیاسی طالبان نکتایی دار

 

رهبر گروه: حنیف اتمر

سرناچی: جلیل شمس

هدف: احیای دو بارۀ رژیم اشرف غنی 



حرکت بقایای اشرف غنی به هدف مشروعیت بخشی به شبکه تروریستی طالبان

این حرکت در راستای فعالیتهای استخباراتی و سیاسی ترتیب شده است.

 و همان مسیر گروه کرزی، غنی، اتمر، محب، جمع طالبان را تکمیل می کند.

تولید امپول مرگ و سبوتاژ برای جبهۀ مقاومت

مأموریت نیمه تمام اشرف غنی

دشمن بعد از جنگ های سنگین و لشکر کشی های پیهم بر سنگرگاه های دفاع از 


أفغانستان ناکام شد. این نسخه به ظاهر مدنی خود را به کار انداخت که با شکست قطعی و تاریخی محکوم خواهد شد. 

محمد جلیل شمس، وزیر کابینه دولت حامد کرزی:

 آرمان و اهداف این جریان سیاسی با طالبان یکی است چون هر دو به دنبال ترقی، آسایش و ثبات در افغانستان‌اند.

«تنها تفاوت در تعبیر این اهداف است. یگانه راه‌حل معقول برای حل این معضل، مذاکره و مفاهمه است.»

چارلز پیگوی سخنسرای فرانسه:

خطرناک ترین نوع هجوم هجومی است که از درون صورت می گیرد و تنها چنین هجومی است که به مفهوم کامل، ویرانگر است.


کی هستی؟ از کی نماینده گی می کنی؟ صدایت از کجا می آید؟ خدمتی که به افغانستان 

کرده ای چیست؟ صلاحیت تو در تعیین صلح و تقبیح جنگ برای نجات کشور از چنگ

 تروریزم و پاکستان از چه منبعی است؟

تومور سیاسی جدید که آخرین تومور نخواهد بود.

این جریان، خطرناک ترو زیانبار تر از تروریزم طالبانی اند.

این امپول مخدر فقط به مقصد فلج سازی جبهه مقاومت تولید شده

جریان مجازی سیاسی با حضور میدان باخته های سیاست و تحویل دهنده های 

افغانستان

برای نجات خود شان دست به کار شده اند.

از تلخی زنده گی در غربت و از بیکاری خسته شده اند.

یک بازیچه جدید به خود درست کرده اند.

 

«حرکت ملی صلح و عدالت» به رهبری محمد حنیف اتمر، معصوم استانکزی و با حضور

 شماری از اعضای کابینه دولت‌های اشرف غنی و حامد کرزی،

حنیف اتمر جنبش روشنایی را به اسرع وقت نابود کرد؛ اما بازهم کرسی خود را از دست

 داد. دو باره به اثر فشار استخبارات به وزارت خارجه رفت و غنی روز گریز او را با خود نبرد.

 

معصوم استانکزی گفت جنگ گزینه مناسب برای پایان بحران افغانستان نیست.

درست است. این سخن تازه نیست.

به اساس همین شعار، افغانستان را به تروریزم تحویل دادند تا جنگی صورت نگیرد. اما جنگ جریان دارد.

جنگ امروزی افغانستان راه حل سیاسی ندارد. راه های حل سیاسی همه اش به تسلیمی همه چیز برای قومیت باوری و تروریزم ختم شد.

گزینه دیگر نجات است و جنگ بزرگ میهنی برای آزادی که راه حل سیاسی ندارد.

این ها راه حل سیاسی خود را قبلا آزموده اند. راه حل سیاسی همانا آشتی و ازدواج با تروریزم

 و یافتن یک راه حل برای خود شان از طریق استفاده از تروریزم.

اما دیدیم که نتیجه نداد.

چرا اکنون وارخطا اند؟

مردم افغانستان را دور زدند تا قدرت در دست اردوگاه قومیت باور سقوط کند که کرد.

حالا همان حاکمیت در معرض سقوط است.

چرا؟

مردم و مطالبات زنده گی امروز دست رد به سینه شان زده است. 

راه حل سیاسی اتمر و استانکزی، عملا به راه حل از طریق راه اندازی قتل عام ها، برده گی 

زنان، سقوط اقتصاد و جنگ با زبان و فرهنگ فارسی ختم شده است.

چرا وارخطا اند؟ سقوط دو باره طالب با گذشت هر روز عینیت می یابد. 

درین تشکیلات دو نفر اصلی است. متباقی که همه کسانی عکس شان حاضرباش های دربار

 اند که صاحب آینده سیاسی نیستند. تصور کنید سرور دانش تولید ماشینی این حرکت را تبریک می گوید آینده را می توانید حدس بزنید.

این جریان مجازی، لابی های طالبان و تروریزم اند. قدرت را بدون جنگ به تروریزم و

 افراطیت تحویل داده اند، جنگ علیه آن را باطل می دانند. از نظر آن ها این مساله طبیعی است.

اما مردم و اردوگاه ضد ترور و تعصب، نسل نو مانع عمده برسر راه این حرکت است.

به همین سبب محکوم به افتضاح و شکست قطعی اند.

حنیف اتمر: این سازمان سیاسی جنگ را راه‌حل پایان بحران افغانستان نمی‌داند، بلکه بر مذاکره و گفت‌وگو با طالبان تمرکز دارد.

داستان فریب مذاکراه و گفت و گو از زمان کرزی تا ختم دوره غنی و سقوط أفغانستان

 ادامه داشت بی آن که حتی یک مورد گفت و گو ثبت تاریخ شده باشد.

درعوض، گفت وگوی اصلی بین امریکا و طالبان و پاکستان انجام گرفت و فیصله بین آن ها صورت گرفت.

تنها گزینه برای مردم که سرنوشت شان معامله شده، مبارزه و نبرد چند جانبه است.

اما طالب می گوید: با آمدن امارت اسلامی جنگ پایان یافته است و به مذاکره با هیچ شخص و گروهی نیازی نیست.

این گروه با کی مذاکره می کنند. مذاکره جریان استخباراتی، با پاکستان، انگلیس، امریکا و ترکیه و ایران است.

اتمر با حمایت از طالبان به این عقیده است که امریکا به تعهدات خود در توافق‌ دوحه پای بند نبوده.

یعنی با تحویلی قدرت و عدم جنگیدن موافق بودیم پس چرا ما از حکومت بیرون ماندیم؟

حالا هم به مبارزه مسلحانه پای بند نیستند. اما بازهم طالب آنان را قبول ندارد.

هدف: جلوگیری از شکل گیری مجمع سیاسی و نظامی مقاومت است.

آن ها قدرت را تحویل تروریزم قومی دادند که نیروهای غیر تروریستی به قدرت نرسند؛ حالا

 مأموریت باقی مانده خود را پس از تحویلدهی قدرت انجام می دهند.

یعنی ما جنگ را مردود می شماریم.

شما در کجا ظرفیت جنگی داشته اید که آن را رد کنید؟

طالبان نکتایی دار بخشی از بدنه سیاسی طالبان آی اس آی استند و باید لابی کنند که ما 

نمی جنگیم. شما نمی جنگید؛ کسان دیگری می جنگند کسانی که افغانستان و این جغرافیا را مال تاریخی و فرهنگی خود شان می دانند.

شما راست می گویید. شما به جنگ نیاز ندارید. شما به صلح نیاز دارید تا درخت زهری تروریزم و افراطیت ریشه اش قوی تر شود.

 

اتمر گفت: 

در توافق‌نامه دوحه چهار نکته عمده به‌عنوان تعهدات دو طرف [طالبان و ایالات متحده] ذکر شده بود. 

خروج نیروهای خارجی، تبدیل نشدن افغانستان به منبع صدور تروریسم و راه‌اندازی 

مذاکرات صلح برای برپایی یک نظام مشروع. از این چهار گزینه کلیدی، تنها یک گزینه عملی 

شده است که آن خروج نیروهای خارجی از افغانستان است.»

این به این معناست که افغانستان تبدیل به منبع صدور تروریزم شده. درست؟

پس با یک حاکمیت تروریستی باید مذاکره کرد؟ در باره چی؟

این چه پارادوکس طنزآمیز است؟

عریضه رعیت خانه زاد به ارباب ستمگر است.

اتمر: حاضر است در یک دادگاهی عادلانه به مردم افغانستان حساب پس بدهد.

اول از محکمه بگذرید بعد به طالبان تروریست لابی گری کنید.

 

حنیف اتمر: «مشکل عمده افغانستان عدم مشروعیت حاکمیت فعلی افغانستان است و تا زمانی که این حاکمیت ادامه داشته باشد، بحران افغانستان حل نمی‌شود.»

آیا بقایای جمهوری فساد فاقد مشروعیت اند یا طالبان؟

قدرت به اساس توافق امریکا، پاکستان، انگلیس و حمایت کشورهای منطقه به طالبان تحویل داده شد همراه با تجهیزات اردو

چرا از شما گرفتند به طالب دادند؟

جمهوری فساد دیگر به درد امریکا نمی خورد. ورنه این همه دست آورد های بزرگ را ضایع نمی کردند.

جمهوری کار آیی نداشت و به یک حاکمیت هسیتریک یک مشت دزد متعصب و فرکسیون باز تبدیل شده بود.

چه امیدی دارند که حالا جهان دو باره روی آن ها سرمایه گزاری کنند؟

انگلیس بدیل سازی دروغ را شروع کرده

دیوار کسی در برابر افزایش نفوذ نظامی و سیاسی جبهه ضد طالبان است.

اتمر که در دوران کارش در دولت افغانستان به فساد، تبعیض و تبانی با طالبان متهم بود، اکنون می‌گوید جنگ با طالبان راه‌حل پایان بحران نیست، بلکه بحران افغانستان را تشدید می‌کند.

توجیه تروریزم افغانیت و اسلامیت به نام گاندی

شمس با اشاره به مبارزه گاندی برای رهایی هند از استعمار بریتانیا، گفت: «چنانچه گاندی و مردم هند توانستند بدون خشونت کشورشان را آزاد کنند و مردم سودان توانستند دو بار رژیم‌های سرکوبگر را ساقط کنند، ما نیز می‌توانیم بدون خشونت، در کشور خود صلح و ثبات را تامین کنیم.»

معلوم می شود که این آقا نه گاندی را درک میکند؛ نه افغانستان را؛ نه خصلت تضاد های داخلی را؛ نه فلسفه تقابل قدرت ها درافغانستان را. نه نسل جوان را می بیند. نه برایش ارزش دارد و راه نجات را ازدریچه پاکستان می بیند.

هیچ ارزشی نداردکه چقدر نفر از قومیت های مختلف درین جرگه لابی گران تروریزم گرد هم آمده اند. این چهره ها در گذشته هم در نظام فساد مهره چین می شدند تا کار به سقوط کشور کشید.

حالا تخته شطرنج شوم را دو باره می چینند و برای خود شان جا تعیین می کنند!

شما در خواب هستید.