-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ مهر ۳۰, شنبه

مخدوم عالم دومین فرمانده حرکت به آسیای میانه

 


مخدوم، ترک تبار نیست

المار فاریاب شاه نشین «بازی بزرگ جدید» است



خلص آسیب شناسی ولسوالی المار: 

به اساس داستان فولکلور محلی، نام المار هم قصه یی جالب دارد. 

طوریکه در گذشته های دور جوانی بالای دختر خان منطقه عاشق میشود و خان در 

برابر ازدواج جوان با دخترش شرط می ماند که جوان باید یکمقدار مال و منال برای 

خان بیاورد. 

جوان میرود دنبال غریبی و چند سال بعد وقتی بر میگردد، معشوقه اش مرده است. 

جوان دارایی جمع کرده را پیش خان می اندازد و می گوید:

 ال مال!

 یعنی مال ات را بگیر، معشوقه ام را بده. 

همینجا جوان می افتد و می میرد. ال مال به مرور زمان المار شده است.

دشمنی میان اقلیت پشتون (مسکونه ساحه چول) و اکثریت ازبک در ساحات قرایی و

 مرکز المار؛ 

رقابت شدید میان ازبک های قول، بیگ و چغتایی (بیشترین طرفداران طالب در میان قول ها است – داکتر نقیب فایق از قول های المار است؛ غلام فاروق قاطع از ازبک های چغتایی و طرفدار جمعیت بود)؛ 

الی سقوط جمهوریت بازار رقابت میان جمعیتی ها و جنبشی ها در میان ازبک ها نیز در المار گرم بود؛

 قاچاق مواد مخدر، افراطگرایی دینی متاثر از مدارس پاکستان (صلاح الدین یک نمونه است) و حضور تروریستان خارجی از سال 2010 به اینسو. 

پشتون های شمال در راس شان خان آقا خان و ملا کرم قرار دارند.

 این خان آقا رفیق کرزی هم بود. 

در دوره جهاد الماری ها عمدتاً طرفدار جمعیت بودند که بعداً توسط پهلوان رسول و متعاقباً طالبان ضربات شدیدی خوردند.

 از جمعیتی های سرشناس این ولسوالی بنام ارباب حفیظ را رسول پهلوان در محضر عام کشت. 

بعد از سقوط طالبان اول، طالبان به کمک جنبش ملی مارشال دوستم، یک جمیعتی مقتدر

  به نام  سلام پهلوان را با انفجار ماین کنار جاده در سال 2010 کشتند.

 ارسلا جمالی به مرگ طبیعی فوت کرد و غلام فاروق قاطع توسط طالبان کشته شد. برای فعلا قصه جمعیتی ها این طور جمع شده و جنبشی ها تیت و پراکنده.

مختصر معلومات در مورد مخدوم عالم

مخدوم عالم برخلاف باور عوام، ترک تبار نیست.

در اصل از قوم بلوچ از قریه چورجه ولسوالی پشتونکوت است.

 اصلیت اش بلوچ اما به لحاظ سیاسی و اجتماعی از جمله ازبک ها محسوب میشود. 

نامش عالم است مخدوم کود مخابروی اش بود. ملا است؛ در فاریاب و پاکستان دروس دینی خوانده و 12 سال قبل یعنی در سال 2008 با طالبان یکجا شد.

 قبل از سقوط جمهوری، ساحه فعالیت اش عمدتاً منطقه لنگر (قریه خوش بای) پشتونکوت بود اما در المار نیز فعالیت میکرد. با صلاح الدین رفاقت دیرینه دارد.

 از همان 14 سال پیش، مخدوم از طریق بچه عمویش اسماعیل نام در قاچاق مواد مخدر دخیل بود. دو زن دارد و تقریباً 100 جریب زمین از پدر به ارث گرفته است. مانند صلاح الدین، مخدوم عالم با تروریستان جهانی رابطه نزدیک دارد.

صلاح الدین و مخدوم افراد مطلوب و مورد اعتماد برای طالبان نیستند.

رهبری طالب در مورد صلاح الدین و مخدوم معلومات کامل دارند .

پروژه طالبان ازبک در فاریاب دو سر دارد تا مراد به دست بیاید. یک سر آن نارضایتی های خود صلاح الدین است و به اینجا کشانده است.

 ثانیاً، وضعیت بصورت منظم از سوی حلقات بیرونی قصداً خراب میشود تا صلاح الدین و طرفدارانش مجبوراً راه خویش را جدا کنند و بالاخره یکجا شوند با داعش. 

دراولین ماه های تحویل دهی قدرت به طالبان، هنوز درست در شهر ها جا به جا نشده 

بودند که بالای مخدوم عالمعملیات کرده و او را تحقیر و محدودکردند.

این تحرکات کلاً ناشی از تعصب قومی نیست، بلکه از تعصب قومی به عنوان یکی از 

مولفه های یک نقشه کلان تر استفاده میشود یعنی برنامه چیز دیگری است. 

صلاح الدین ایوبی و مخدوم عالم خوی سرکشی و لجاجت دارند.


این که تا حالا زنده مانده اند علتش این است که طالبان از زخم های ناسور میان اقوام در

 فاریاب خبر دارند  پیوسته آن را باز میکنند و بالای آن نمک می پاشند.

ورنه، سر این دو نفر مزاحم، مدت ها پیش زیر بال شان شده بود.

غارت کمپ های خارجی ها بعد از تحویل دهی


-        کمپ مارمل (غارت گران مشهور نبودند و زود جلوگیری شد)

-        بگرام (معاون وزارت دفاع داکتر نجیب وردک و دیگران – بدبخت ها حتی آیس کریم ها را بسته بسته می بردند)

-        میدان هوایی کندهار (والی، قومندان قول اردو، برادر گل آغا شیرزی بنام جنرال عبدالرزاق شیرزی و قسماً دیگران، )

-        شورابک و یک کمپ در ولسوالی گرمسیر (فکر میکنم کمپ لیدرنیک) 

توسط سمیع با استفاده از حمایت امریکایی ها، محب، صالح و رییس جمهور. 

بسم الله خان خپ خوده زده بود و لوی بروتی احمدزی زورش نمی رسید و اگر نه هرچند که خودش دزد و مفسد بود اما می خواست سمیع را زیر لگد کند.