-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آبان ۱۱, چهارشنبه

«سگ شوی» و جهادی از طالب چه برتری داشت؟

 

ادارۀ باندیستی صلاح الدین ربانی  در  وزارت خارجه جمهوری



صلاح‌الدین ربانی در دلو ۱۳۹۳ خورشیدی، بعد از انتخابات جنجالی به حیث وزیر امور خارجه معرفی شد و آغاز به کار کرد.

 

 او کارمندان ریاست‌ها را برای آشنایی با حوزه‌های کاری و استماع دیدگاه‌های‌شان به دفترش پذیرفت.

از همان ابتداء در جریان ملاقات با وزیر، مشاوران و دستیارانش از دو طرف

 در صحبت شخص وزیر و همکاران مداخله می‌کردند.

اطرافیانش  تجربه کار دیپلماتیک نداشتند و عمدتاً از تلویزیون نور و

 بسته‌گان اعضای حزب جمعیت و شورای عالی صلح بودند.

وزارت خارجه را به حیث یک فرصت شغلی و پلکانی برای بالا رفتن تلقی می کردند. 


 در دوره کاری ربانی، پسر یک عضو حزب جمعیت صرفاً با تحصیل در

 رشته مدیریت هوتل‌داری تا سطح معاون ریاست تشریفات ارتقا یافت.

 

افراد بی‌تجربه و کم‌سواد، سمت‌های مهم در مرکز و نماینده‌گی‌های سیاسی را تصاحب کردند.

 ربانی در اول از قبول یوسف نورستانی و امرخیل به حیث سفیر سر باز زد و با ارگ وارد جنگ مخفی شد؛

بعدها  شینکی کروخیل در کانادا، خیرالله سپینلی در آذربایجان، شکریه 


بارکزی در ناروی عاطف مشعل  در پاکستان و  چندین تن دیگر که 

سفارت‌های‌شان‌ را به گند و فساد کشانیدند و آبروی افغانستان را بردند، به 

حیث سفیر قبول و در برابر خلاف‌کاری‌های آنان سکوت کرد.

 

فایده تقابل صلاح الدین با ارگ: 

ماه‌ها مکتوب‌ها و پیشنهادهای ترفیع و تعیینات داخلی و خارجی در ارگ بی‌پاسخ ماند.

غنی در سفرهای مهم او را اجازه سفر با خودش نمی داد. به جایش محب یا حکمت کرزی را می برد.

 حکمت کرزی کندهاری معین سیاسی بود و پسان تر در سال ۱۳۹۴ نصیر اندیشه معین اداری شد و یک سال بعد هم عادله راز معین اقتصادی.

هر چهار نفر رهبری وزارت، گروپ و تیم خاص خود را داشتند و نفرهای مورد اعتماد خودرا در داخل ارتقای بست می دادند .

این باند بازی دستگاه دپلوماسی یک کشور در شرایط خطیر تاریخی را

معیوب ساخته می رفت.

چرا؟

آب از بالا خت بود. کدام بالا؟ درهمان جایی که رولا غنی و اشرف غنی لانه کرده بودند.

 

نکتایی های شخ و کفلنگ دار حکمت کرزی و ربانی همه اش نمایش از هیچ و پوچ بود. تمامی ملاقات های شان مبهم و بی ارزش بود.

 

آدم بی واسطه که به دفتر معین می آمد بدون معیتی یک وزیر یا وکیل برایش گفته میشد که معین صاحب در ملاقات است.

 سفر دارد و روی برنامه های سفر کار می کند.

اصل گپ تقسیم وزارت میان خودشان بود که در کجا مقرر شود  و وزارت امور خارجه از نظر پالیسی سازی هیچ جایگاه نداشت و از چشم ارگ و رییس جمهور افتاده بود.

ربانی هم باور داشت که با ارگ تقابل دارد و افرادش را به چوکی های می گماشت که نیاز به منظوری ارگ نبود و افراد به شدت نادیده و کم سواد را در سمت های ریاست و معاونیت در داخل وزارت و در بست های مستشار و مستتشار وزیر مختار در خارج می گماشت .

مبارزه خنثی و بی خطر و موذیانه

یکی از افراد بسیار کلیدی که در تمام مسایل دست می انداخت ذلگی سجاد بود.

سجاد از  کاپیسا و در دانشگاه البیرونی حقوق خوانده بود و خود را به ربانی نزدیک کرده بود و در انتخابات ۲۰۱۴ هم وکیل مدافع تیم داکتر عبدالله در جنجال های انتخاباتی بود.

در ماه حمل ۱۳۹۶ ذلگی سجاد که خسربره نجیب آقا فهیم وزیر دولت امور رسیدگی به حوادث بود و با صلاح الدین ربانی در تلویزیون نور و  مشاور حقوقی تلویزیون نور، ابتدا به حیث  مشاور حقوقی و بعد معاون ریاست دفتر  و سپس در حمل ۱۳۹۶  رییس دفتر وزیر امور خارجه تعیین شد.

این ها برای تأمین اقتدار عادلانه مردم هیچ کاری از دست شان ساخته نبود.

چون، قدرت مبارزه نداشتند، هم تسلیم بودند، هم تمرد نرم پیشه می کردند؛ از 

نظر نهادینه کردن حس حضور در قدرت دولت هیچ بیخ و ریشه نداشتند.

سجاد دسترسی کارمندان و رییسان وزارت با وزیر را شدیداً محدود کرد.

وزیر خارجه به وزارت مثل مهمان‌ می آمد تا مثل یک مدیر مقتدر و صاحب صلاحیت.

صلاح الدین، چنان آدم تنبل و فاقد استراتیژی و هدف بود که در روزی دو

 ملاقات  پی در پی می داشت خمیازه می کشید و می گفت بسیار کار کردیم.

 امروز ولا  ملاقات های دیگر را لغو کنید..

اما در بیرون به خاطر جایگاه استاد ربانی یک تصویرغیرواقعی از وی داده می شد.

جبهه آرایی عطانور و جمعی از دانه درشت ها برآیندی از همین درجا زده گی بود.

همان قدر که غرب برگشته ها در کشور خیانت کردند اشراف زاده های جهادی 

هم کم نمی  آوردند در فساد و در استفاده جویی ها دست بیروکراتان متعصب و بیگانه با افغانستان را از پشت بسته می کردند.

شنیده گی تایید ناشده:

 ربانی  سکرتران  خود  در دفتر و خانه را لت و کوب می کرد. چون معاش و امکانات خوب داشتند چیزی نمی  گفتند.

به خاطر اینکه در سال ۱۳۹۵ سلب اعتماد شده بود و اعتماد حتی سر وکیلان  جمعیتی خود هم نداشت.

افراد شامل در تیم کاری ربانی از تلویزیون نور یا شورای عالی صلح آمده 

بودند همه یک خاصیت داشتند و آن نادیده  گی و کلان کاری بود. فکر می کردند که ناف زمین استند و دیگران هیچ استند.

اصل قضیه چی بود؟ خود شان درمقام قدرت واقتدار، درجه سه حساب می 

شدند. هیچ گاه جرأت نکردند نشان دهند که دست کم درجه دو هستند.

بخش اعظم وقت صلاح الدین در زمستان ۱۳۹۶ در مذاکرات روی کرسی جنجالی عطامحمد نور سپری می‌شد.

در سفر به یونان خبر قبولی  استعفای عطا محمد نور اعلام شد.

او سفرش را نیمه تمام گذاشت و به کابل برگشت برنامه‌های سفرش به یونان را کوتاه کرد و به کابل برگشت .

وزارت خارجه خو سهم اداری و ملکیت شخصی اش بود.

امرمهم حضورش در مذاکرات بر سر چوکی عطا محمد نور با جناح مقابل که 

تیم ارگ به  رهبری اتمر بود می گذشت و به کارهای وزارت رسیدگی نمیتوانست.

آخرکار چی شد؟ عطا نور به تابع دوباره بدل شد و صلاح الدین پادرهوا شد.

این است کارآیی این آقا زاده های جهادی

هیچ‌کس نمی‌دانست که صلاح الدین چه وقت به دفتر می‌آید و چه وقت می‌رود.

وزیر شخص غیرقابل تماس بود.

با چند لندروکزر و چند رنجر می آمد و چند ساعت محدود می آمد و پس میرفت

 یکی دو بار که برای غرس نهال در صحن وزارت و یک‌بار در ریاست 

قونسلی آمد، وزارت شکل نظامی به خود گرفته بود و به کسی اجازه گشت و

 گذار در صحن وزارت داده نمی شد.

ربانی در مدت پنج سال وزارت اش

 نمی دانست کدام ریاست وزارت خارجه در کدام بخش است چه برسد به اینکه 

نام تعداد افراد و کارمندان وزارت را بفهمد.

یک حلقه خبیثه متشکل از ذلگی سجاد،رییس دفتر،خیرالله آزاد معاون ریاست

 سخنگو،عبدالهادی سیار آمر استخدام قرار داشتند که در تمام مسایل مخصوصا

 مقرری های دست اندازی کرده و تصامیم وزیر را حتی تغییر می دادند.

حتی به برخی افراد گفته می شد که وزیر به شما نظر مثبت ندارد شاید به این

 سبب که در سالگرد شهادت استاد ربانی شما یک پوست فیسبوکی هم همرسانی نکردید.

مثل کارگزاران غنی خائن، کرسی وزارت امور خارجه برای این ها نیز بزرگی می‌کرد.

سید عبدالهادی سیار از بدخشان در جنرال قونسلگری افغانستان در دوبی 

دیپلومات بود و با آمدن ربانی آمر استخدام ریاست منابع بشری شد.

سیار کسی بود که در خواب و در بیداری در محفل در سفرهای ولایتی در خانه در همه جا با ربانی بود.

آدم قد بلند ولی بسیار تیم باز.

اما چی تیمی؟ با چه سودی برا ی مردم ما؟ ما تیم نمی گوییم ما باند می گوییم.

او فقط در خدمت زورمندان و منسوبین جمعیت در وزارت بود.

این فایده جمیعتی توپ بود. حالا نگاه کنید. بخشی از جمیعت به طالبان پیوسته

افراد خارج باند، کاملا از نظر افتاده بودند. چیزی به نام قانون وجود نداشت.

عبدالله ایماق هم در این دوره رییس منابع بشری بود که با آمدن زنگ تیلیفون 

زورمندان از جایش  بلند می شد و عذر و معذرت می پرداخت اما مامور بی

 واسطه وزارت را دو دقیقه وقت نمی داد که در دفترش به اصطلاح گپ خود  را بزند.

فامیل ایماق  در امریکا بود و بیشتر زمانیکه ایماق برای رخصتی می رفت 

سیار دست به مقرری می زد  ایماق که می آمد در برابر عمل انجام شده قرار می گرفت.

 

عبدالهادی سیار، امیر رامین، سجاد، ذبیح مهدیار و مصدق فقیری پسر مرحوم 

نسیم فقیری عضو ارشد جمعیت  در حلقه تصمیم گیری روی مقرری  ها بودند.

ذلگی سجاد آدم بود که با زورمندان و کیل زاده ها به گرمی اما با افراد بی واسطه به سردی دست می داد.

به سجاد می گفتند: که به خاطر بخش کاری باید در آمریکا مقرر شویم

می گفت چرا ایرانی و پاکستان نمی روید که برای افغانستان مهم است.

 اما خودش به حیث جنرال قونسل به نیویارک  آمریکا رفت.

دیگرکشورهای دور وپیش برایش مهم نبود.

من می رفتم که وزیر را ببینم

می گفت که چه کار داری می گفتم

وزیر به گپ های کلان مصروف است و این موضوع کوچک است.

کارمندان بی واسطه در دوره ربانی بسیار به مشکل بودند گرچه دوره  اتمر هم کم از دوره  ربانی  نبود.

جایش را سید حامد نعمانی گرفت.سید حامد نعمانی کیست؟

نعمانی هم عین سیار بود.

ایماق ریس منابع بشری بود در این دوره به مقرری بیرونی رفت و جایش را قیوم سلیمانی  گرفت .

قیوم سلیمانی برادرزداده اسماعیل  خان است و فعلا سرپرست سفارت  افغانستان در ایران است.

 قیوم سلیمانی در بدل مقرری خارجی از آنها پول خواسته و یک آدرس تبادله

 پول در بدل مقرری خارجی در گلبهار سنتر داشته است.

منابع بشری بست های خوشکده و مهم در سفارت های افغانستان در آمریکا،

 کانادا و کشورهای اروپایی را پیش خود نگاه می کردند یا به فرمایش وزیر به وکیل زاده ها داده میشد.

 یک تعداد بست های نا به کار و غیر متقاضی مانند قونسلگری در پشاور، در

کویته در زاهدان یا در سفارت افغانستان در بنگله دیش و سریلانکا و

جاهای  که بچه های زورمندان نمی رفت را به کمیسون می گذاشتند که

کمیسسیون از این افراد مصاحبه بگیرد و تعین بست نماید.

 

کسانی که توسط صلاح الدین ربانی بدون امتحان و کانکور وردوی به وزارت امور خارجه آمدند.

۱ مصدق فقیری ، پسر مرحوم نسیم فقیری اول سکرتر ربانی بود و بعد معاون ریاست  تشریفات شد . بچه تیز و بسیار ملاقی..

۲ خیرالله آزاد ، مدیر خبر تلویزیون نور. ابتدا به حیث معاون ریاست سخنگو بعد زود به حیث مستشار  در سفارت افغانستان در هند.

۲دختر واقف حکیمی درس خوانده شریعات در وزارت گماشته شد

۲ دختر قدم شاه شهیم در وزارت گماشته شد.

امیر رامین، اول مشاور بعد رییس همکاری های منطقه ای

۳ آمنه مسعود دختر احمد ضیا مسعود در وزارت گماشته شد یک  سال بعد به حیث دیپلومات به فرانسه رفت.

۴ پسر بسم الله خان محمدی .

۵  پسر ظاهر اغبر

۶صبغت الله احمدی پسر قاری رحمت الله احمدی سخنگو

ذبیح مهدیار معاون ریاست دفتر

صدها نام دیگر است.

بریالی حسام  اول  مشاور بود معلوم نبود که چه مشوره میدهد .

بریالی حسام  قبلا معیین  وزارت مخابرات بود و بعد از

 مقرری سجاد در آمریکا رییس دفتر ربانی شد.

معین وزارت مخابرات را آورده بود رییس دفتر وزیر امور خارجه

سراسرمطبوعات از شایسته سالاری داد سخن می دادند.

بعد از استعفای ربانی و سرپرستی ادریس زمان ارکان مربوط به ربانی یکی

 پی دیگری کنار زده شدند و کسانیکه در داخل هم بودند به مشکل مواجه شدند.

همین سیار در دوره اتمر به حیث محقق در ریاست مرکز مطالعات

استراتژیک مقرر شده بود. یک آدم چکه چور بی سواد دربست محقق تعیین

کرده بودند. کسی که ظرفیت  خواندن  یک ورق را نداشت .