-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آبان ۲۹, یکشنبه

شش فکتور که باعث سقوط شد

 


أفغانستان چی تبدیل به دوزخ شد؟

حنیف اتمر از سفارت افغانستان اخراج شد



اتمر را سفیر ما در المان یما یاری از اقامتگاه سفارت جواب داده

اما در کشور های دیگر هنوز هم از امکانات سفارت ها مانند موتر و غیره استفاده میکند

نرون امپراتوری خون آشام  روم دکتاتوری را به جایی رساند که مادرش را کشت. 

قبل از مرگش گفته بود: افسوس که با مرگ من جهان هنرمند بزرگی را از دست می‌دهد.

اول: دولت افغانستان باور نداشت که ایالات متحده واقعاً از این کشور خارج شود که این 

تصور نادرست کشور را برای خروج ایالات متحده آماده نکرد.

دوم: حذف دولت افغانستان از مذاکرات آمریکا و طالبان آن را تضعیف کرد.

سوم: علیرغم موضع ضعیف خود، دولت افغانستان اصرار داشت که طالبان در جمهوری ادغام شوند که این لجاجت مذاکرات صلح را دشوار کرد.

چهارم: طالبان حاضر به سازش نبودند

پنجم: غنی در یک دایره بسیار منزوی و کوچک بی ثباتی را سرعت داد.

ششم: تمرکزقدرت درسطح بالا ، فساد گسترده مالی، و تلاش ناکام برای دستیابی به مشروعیت.

تمایل غنی به تمرکز و مدیریت سیاسی – غنی به دور از دیدگاه های متفاوت واطلاعات توأم با جزئیات تصمیم گیری می کرد.

 شکاف بین حلقه داخلی ارگ که درنتیجه قادر به پاسخگویی مؤثر به تحولات امنیتی نبودند.

  در آغاز اولین دوره ریاست جمهوری در سال 2014

با رقبای خود برخورد قاطعانه و غیردیپلماتیک.

 به همین ترتیب، سفیر سابق مایکل مک کینلی که در انتخابات 2014 معاون سفیر در افغانستان بود، به SIGAR گفت:

غنی عمیقاً» این ایده را رد کرد که عبدالله را باید «به‌عنوان همتای خود بپذیرد. 

عبدالله را از دیدار با مقامات بلندپایه بازدیدکننده، دبیران کابینه آمریکا در جریان سفر واشنگتن درمارس 2015 حذف کند.

. انتخابات 2014 نقطه عطفی در وخامت ثبات سیاسی بود که با سرکشی غنی در اجرای توافقنامه تقسیم قدرت با عبدالله کمک کرد.

 غنی قادر به ایجادئتلاف‌های سیاسی مؤثر نیست.

 اعضای کابینه به دلیل تمایل او به داد زدن بر سر آنها می ترسیدند


جیمز دابینز امریکایی که غنی یک "شخص بداخلاق بدنام" بود 

 نمی توانست با کسی کنار بیاید و همه همکارانش را آزار داد."

عنوان مثال، یکی از اولین ابتکارات غنی پس از انتخابش در سال 2014، متمرکز کردن سیستم تدارکات

شخصاً قراردادهای ساخت و ساز وتدارکات دولت افغانستان را بررسی می کرد.

حتی وزارت مالیه را یک مدت به ارگ انتقال داده بود.

دزدی های بزرگ از همان نقطه آغاز شد.

از جمله مردم را از خود دور ساخت.

مثال، حکمت کرزی:

تمام حکومت افغانستان توسط شش نفر اداره می‌شد.»

 بشیر فاتحی، رئیس پیشین کمیسیون مبارزه با فساداداری:

وزیران تصمیم گیر نبودند.

 هر تصمیمی باید از طریق دو تن از نزدیک ترین مشاوران غنی گرفته می شد..

 اسکات گوگنهایم، مشاور ارشد سابق رئیس جمهور غنی، به SIGAR گفت:

 غنی میخواست رئیس دفتر خودش باشد. 

 وزیر دارایی خودش باشد،

 وزیر دفاع خودش باشد.

غنی "بازیگرانی را که حقیقت را به او می‌گویند به حاشیه راند. غنی منزوی شده بود.

 فکر می کرد که همه علیه او توطئه می کنند.

درحالی که همه جا درحال سقوط بود او جلسات شورای تدارکات ملی را خونین برگزار میکرد.

 جلسات شهرسازی را برگزار می کرد در حالی که  مناطق در حال سقوط بود.

 مثل این بود که نرون در حالی که روم در حال سوختن است، ویولن می زند.

جدایی آشکار او از واقعیت افغانستان 

ادعا کرد در چند سال آینده بیش از مجموع تولید برق در طول تاریخ کشور، برق تولیدخواهد کرد. 

 7 سال بعد، نتوانست حتی برق وارداتی را به درستی مدیریت کند.

حتی فرماندهان پولیس ملی را در 365 ولسوالی منصوب کردند.

اغلب ژنرال هامی ترسید ممکن است کودتا کنند، کنار می گذارد.

 6 هفته قبل از سقوط در سال 2021  همه درباره سقوط حرف می زدند او غنی روی تغییرفرماندهیها کار می کرد.

بوش: ماموریت نهایی ملت سازی 

"کمک به مردم افغانستان برای ساختن یک جامعه آزاد" 

مشروعیت آن باید بر پروسه انتخابات استوار بود. 

پس از سال 2014، به دموکراسی و انتخابات اعتقاد نداشتند». 

درجامعه این تصور به وجود آمد که مشروعیت در افغانستان از حمایت جامعه بین‌المللی است».

برای سال مالی 2021، پنتاگون نیاز مالی امنیتی افغانستان را تقریباً 4.29 میلیارد دلار برآورد کرد.

دولت افغانستان فقط 610 میلیون دلار کمک کند.

رهبران سیاسی در داخل برای سوء استفاده سیاسی رقابت می کردند.

 حجم کمک های خارجی، به یک دولتی که در قبال مردمش پاسخگو نبودو مشروعیت را نابود کرد. 

  پول نمی تواند قلب ها و ذهن ها را به دست آورد.

امریکا از ماهیت سوءاستفاده و غارتگری» زورمندان «مانند غده های سرطانی، خارج از کنترل» 

اما پس از تهاجم سال 2001، کار با آنها را انتخاب کرد.

حمدالله محب: 

قرار دادن ناقضان حقوق بشر در مسؤولیت حکومت داری در سطوح محلی و ملی، مردم را علیه دولت تبدیل کرد و دوباره طالبان را به وجود آورد!

منظورش رهبران نظامی نیروی ضد طالبان است.

جنایات مرتکب شده توسط نیروهای زورمند در هلمند، قندهار، فاریاب، بلخ، جوزجان، ننگرهار، ارزگان و جاهای دیگر باعث ظهور طالبان و جلب همدردی مردم شد.

تنها مجاهدین بودند؟

لشکری از نکته داران گرسنه و فقر زده از اروپا و آمریکا

درترکیب نیروهای امنیتی:

 مشروعیت بخشیدن به شبه نظامیان فاسد، جنایتکار، وفادار به جنگ سالاران 

پس نیروهای امنیتی را باید از آسمان و موجودات فضایی اکمال می کردند؟

طالبان از نارضایتی مردم به خوبی استفاده کرده و درمیان مردم جا باز کردند.

سخن غلط و درغلط

طالبان مسوولیت هزاران هزار کشتار و انتحار را به عهده داشت. هیچ جامعه ای از چنین نیروی استقبال نمی کند. جز امریکا.

نظام سخت متمرکز یعنی قوه مجریه تا حد زیادی توسط قوه قضاییه یا مقننه کنترل نشده و فساد سیستمی را تسهیل می کند.

فساد قابلیت دوام خود دولت را تضعیف کرد.

فساد، تنها نبود. تشدید جنگ و محاصره قوای امریکا و ناتو به کمک پاکستان بود که معادله را تغییر داد و خطر ساز شده بود.