-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آبان ۱۱, چهارشنبه

مژده نورزایی عضو فضلی گروپ به کابل می آید

 


ذکیه وردک: کنسولگری أفغانستان را کرایه می دهد!

گلبدین حکمتیار در محاصرۀ قطعه بدری



ذکیه وردک کنسولگری را به کرایه می دهد.

افغانستان یک تعمیر شش منزله مفشن در ممبی دارد که قونسلگری افغانستان است و چهار هزار متر مربع مساحت دارد.

 در کنار اقامتگاه والی  مهاراشترا که مرکز اش ممبی است 

موقیعت دارد.

خانم ذکیه وردک که از هم تیمی های اتمربود و به اساس پیشنهاد غنی در انجا  به حیث جنرال قونسل مقرر است

 پلان دارد که تعمیر را به یکی از زورمندان ممبی ماهوار به پنجاه هزار دالر به کرایه بدهد

و خودش ماهوار چهارهزار دالر یک اپارتمان دیگر را به کرایه گرفته و متباقی پول را به جیب خود میاندازد.

همه کارمندان را از قونسلگری اخراج کرده است.

 منابع ما در استخبارات، شخصی به اسم مژده نورزایی یکی از اعضای فضلی گروپ به 

کابل می آید، طالبان  برایش ۲ محافظ ، با اسلحه و یک  موتر زرهی مد نظر گرفته اند 

اینکه چه  برنامه ی را مژده پیش می برد هنوز معلوماتی در دست نیست .

اقامت گاه گلبدین در کابل از جانب نیروهای خاص  طالبان محاصره شده

گلبدین در خطبه اخیر روز جمعه ظاهرا از همکاری طالبان و امریکا انتقاد کرد و آن ها را 

به رابطه داشتن با سیا متهم کرد. 

گلبدین گفت که این کار مشکل را حل نمی کند؛ معلوم نیست که نسخه حل مشکل گلبدین چه است که ما خبر نداریم. 


حال آن که در دوره جهاد، بیشترین پول امریکا و اسرائیل به گلبدین رسیده است.

مخالفت وی از بوالعجبی های این جغرافیا است. 

طالبان واکنش نشان داده و قصد دارند او را اول بچه ترسانک کنند.

چرا او را زندانی نمی کنند؟

او از خود صاحب دارد. صاحب گلبدین و صاحب یک مرجع است. 

به نظر می رسد که تامین رابطه مستقیم طالبان با امریکا پاکستان را کمی مشوش ساخته

و می خواهند از طریق نماینده قدمی شان گلبدین یگان چندک می گیرند طالبان را

گزارشات رسمی در آن زمان در مورد شهید پیکار:

گزارش اول: 

"به تاریخ 5/10/99 کمیت 30 نفر از کندک ششم لوای دوم با 6 عراده هاموی تحت اداره 

قومندان کندک ششم تورن قاسم پیکار از ولسوالی بلخ به استقامت بیز مرکز ولسوالی 

چهاربولک جهت اکمالات حرکت کرده،

 ساعت 2:30 در مربوطات قریه خان آباد یک 

عراده هاموی با ماین کنار جاده برخورد نموده، همزمان انداخت دشمن بالای نیروهای 

متذکره آغاز می شود

 که در نتیجه 2 تن اردوی ملی به شمول تورن قاسم شهید و 3 تن اردوی ملی زخمی شدند. 

درگیری ساعت 6:30 ختم گردیده و پرسونل دوباره به ولسوالی بلخ بازگشت کردند."

گزارش دوم: "به تاریخ 25/8/1399، یک حلقه ماین ضد وسایط بالای هاموی پرسونل

 عملیاتی که جهت تخلیه شهدا و مجروحین سیار گردیده بود، در مسیر شاهراه شر شرک و

 انگورباغ ولسوالی چهاربولک انفجار نموده در نتیجه 3 تن به شمول تورن محمد قاسم 

قومندان کندک سوم سطحی مجروح گردیده اند."

در آن زمان رسانه ها نیز گزارش شهادت موصوف را نشر کردند.

 در گوگل معلومات با عکس های مختلف وجود دارد.

حالا چند موضوع مهم است:

در مورد شهادت پیکار هیچ تحقیقی نشد، چون به آن ظاهر جنگی داده بودند که دیده 

شود درست بود و یا اینکه ساختگی!

-        قول اردوی 209 شاهین تحت قومانده جنرال زلمی ویسا، احمدزی بروت، 

عصمت علیزی و مصطفی وردک و آخرین اش ذبیح الله مهمند که به ترتیب یکی پی 

دیگری می آمدند و می رفتند به مخزن فساد، بی عدالتی و تعصب مبدل شده بود. 

پیکار مشکل جدی با این مافوق های خود داشته است. 

-        گزارش جممهوری پنجم، حاکی از آن بود که انفجار در محوطه قول اردو صورت گرفته باشد. اما چنین نبوده، هرچه بوده در صحنه محاربه بود.

-        آیا در همین انفجار ماین و درگیری با طالب تبانی شده بود؟ بستگی به این 

دارد که مصطفی وردک و شرکا واقعاً تصمیم به حذف پیکار گرفته بودند و پیکار

 چقدر برای آنها خطر بود. 

وردک تا به همین حد خایین و نامرد بود.

-        جابجایی ماین در واسطه پیکار یک موضوع تکان دهنده است. 

کار وزارت دفاع نبوده است این کار را یا امنیت ملی برای وردک انجام داده و یا طالبان، چون آنها متخصصین چنین کار ها بودند. 


امنیت ملی چطور امکان دارد ازین موضوع آگاهی نداشته.

 به این اساس، اگر این موضوع درست ثابت شود، تبانی با طالب صورت گرفته است. 

-        این تاریخ که من از شهادت پیکار ذکر کرده ام دقیق است. من آن را با 

تاریخ تقرر وردک مقایسه کردم، ظاهراً کمی تفاوت دارد به این ترتیب که پیکار قبل از تقرر وردک شهید شده است. 

این مساله به تحقیق دو باره نیاز دارد.

-        در اواخر جمهوریت، منیب امیری برادر خالد امیری قومندان لوا بود در همین ساحه مسوولیت پیکار. یعنی آمر پیکار بود. او باید درین باره صحبت کند.

 فعلاً جور است  در ترکیه است. 

سوال می کنند که چرا مقاومت جان نمی گیرد؟

مردمان شمال: بچه من اگر مقاومت کند و کشته شود پسر امرالله صالح که تعلیم یافته نظامی هم است کجا است.

بچه بسم الله خان کجا است.

 به همین خاطر مقاومت جان نمی گیرد.

 اعتبار و اعتماد لازم مردم را ندارد.

چند روز قبل از سقوط به خانه بسم الله حمله شده بود که بسم الله خان در خانه نبود .

یکی از دوستان قصه کرد که برای احوال گیری بسم الله خان به وزارت دفاع رفتیم.

گروه گروه مردم به خانه بسم الله خان می آمدند در حالیکه جنگ ها بسیار شدید و چند ولایت در آستان سقوط بود.

بسم الله خان می گفت که بچه ام عنایت بسیار انتحاری ها را زد و بسیار شهامت کرد خلاصه هر کس می آمد بسم الله خان همین قصه را می کرد.

 در حالیکه در حمله جوانان اندراب مربوط به وکیل عظیم محسنی دفاع کردند و تلفات دادند و اصلا شاید بچه بسم الله خان نبوده باشد در خانه.