-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آبان ۱۵, یکشنبه

جنرال های پاکستان دراتاق کودتا

 

عمران خان از شفاخانه کجا خواهد رفت؟

شکست درافغانستان شمالی، جرقۀ جنگ درپاکستان است



خودش زد. اگر تروریست می زد. مثل بی نظیر در فرقش می زد.

بعد از شفاخانه قلات بلوچستان یا ایالت پشتونخوا. پنجاب جایش نیست. سند چطور؟ بندر دریایی برای گریز.

او بعد از خروج چه خواهد گفت؟

به غیراز مردم پنجاب، دیگر اقوام پاکستان طرفدار عمران خان اند.

فراخوان بزرگ تر، تبدیل به خطر. پاکستان، کشور کودتا ها به سوی یک کودتای دیگر می رود.

نخستین بار است که یک سیاستمدار پشتون در پاکستان، با سیستم مسلط پنجاب در افتاده است. 

این وضعیت جدید، تا حدی برخاسته از ایجاد ائتلاف آسیایی در جنگ اکرائین و افغانستان است. 

جنگ اکرائین آفتی به جان پاکستان نازل کرد.

مهاتما اگاندی: 

پاکستان یک توته گوشتی است که از بنده اصلی خود هندوستان کنده شده، رشد نمی کند؛ می پوسد. بدنه اصلی دارای استخوان بندی زنده می ماند. 

پاکستان صد سال را پوره نمی کند

ماه از مریخ گپ می زنیم شما از کشمیر

پاکستان توسعه اقتصادی و اجتماعی ندارد. هند سرعت دارد. ابر قدرت است. پاکستان دو باره هند می شود. 

تنها آزادی هند، بالیوود و رونق اقتصادی پاکستان را دچار عقده حقارت ساخته است. 

پاکستان کچکول بر دوش گاه عربستان می رود؛ گاه چین و امریکا.

شهباز شریف: در کشور ها ما به عنوان کشور گدا مشهور هستیم. 

پاکستان گارنیزیون ام آی 6 و امریکا. اما تغییر را ببین که ام آی 6 را هند گرفت. 

پنجاب زمانی گدام غله بود؛ حالا محتاج پیاز و بادنجان افغانستان، گاز و نفت روسیه است.

اما پول نیست. پول را باید صاحبان گارنیزیون آسیایی یعنی انگلیس و امریکا بپردازند.

بحران پشتون در دو سوی لر وبر:

پشتون از نظر تاریخ تاریخی بی قرار سرکش است. دست آورد های جنگی موقت شان همین بوده. حتی برضد خود شان.

سرملکام انگلیسی: پشتون در جنگ برنده است، در دپلوماسی می بازد. قومی است که هم جنگ را می برد؛ هم تسلیم می شود.

طراح عبدالرحمان، جدا کردن از پشاور خیال و پنجاب، هرسال پول مقرر کرد. پول 

هرساله 12 لک کلدار خانه نشین و تن پرور و عشیره بارکزی درهرجایی که زنده گی می کرد؛ معاشش داده می شد. 

جنگ جویی پشتون ها را ختم کرد. ماموریتش همین بود.

بعد از آن بدون حمایت لشکر ها از اقلیم هند در هیچ جنگی پیروز نشد. 

در بازی بزرگ انگلیس شکست خورد. 16 هزار نفر انگلیسی وهندی عساکراجیر را کشت. 

اما رهبران شان هیچ گاه با قطب دیگر بازی بزرگ یعنی امپراتوری روسیه متحد نشد. 

به اسارت استراتیژیک انگلیس درآمدند.

آسیب پذیری پشتون این است که حاکمیت پایدار ایجاد کرده نتوانست.

 یک جای را می گیرد به جای آن که زیرساخت سازی کند درهمان جا. نه درهند، نه درایران و نه هم در افغانستان. 

با ظهور رنجیب سینگه وقتی کمپنی هند شرقی دروازه پنجاب را به روی حاکمان کابل نشین بست و بانک مالیاتی از بین رفت. بحران آغاز شد تا امروز.

حکومت داری را به مفهوم استفاده از شمشیر می فهمد. تعامل با اقوام، مشارکت با اقوام، تقسیم با طوایف درون خانه. شریک کردن را یاد ندارد. 

پیروزی طالب پشتون ها را دریک اضطراب قرار داد. در قندهار است برای شمال و 

کابل می جنگد. وقتی شمال از دستش رفت می رود به قندهار. عقبه طبیعی اش لر است استقامت بلوچستان هندی و پشتون خواه.

طالب از اختیار پاکستان برآمده.

روس ها روابط نزدیک دارند. ایران و چین.

طالب به خانه اصلی خود برگشتنی است. خانه اصلی اش بستر پشتون خواه.  درین سو 

با دیگر اقوام درافتاد؛ به حدی روابط غیرقابل بازگشت شده. کار پاکستان نیست. این کار 

پشتون راه گم کردۀ افغانستان است که درزمان کرزی وغنی فارسی ستیزان رشد کردند. 

پاکستان با زبان فارسی قطعاً مشکل ندارد. 

بذری است که غنی و کرزی پاشیدند که در نتیجه، طالب از یک گروه فقهی تروریستی به یک سردمدار قومیت تبدیل شد. 

هم به شراکت با اقوام بی علاقه است؛ حالا به فرهنگ و زبان همراهان درون خانه خود حمله می کند. این بیماری خاص قرن بیست و یک است. 

اگردرافغانستان برنده نشود در پاکستان برنده خواهد شد. این معادله را متفقین می دانند. 

طالب تروریست است اما سی ساله حضور سیاسی و نظامی دارد. 

سبوتاژ کرزی وغنی علیه پاکستان نتیجه داد. کرزی و غنی طالبان را از نظرمغزی از 

پاکستان جدا کرده است. طالب می داند که کرزی چه فداکاری هایی به طالبان کرده است. 

کرزی هم به ایران و روسیه وابسته است. آینده پاکستان درین مسیراست.

 طالبان اگر درافغانستان برنده نشود، در سرزمین مادری اش پیروز خواهد شد.

پشتون ها در سرزمین هایی دعوایی شان تا اتک دیر یا زود پیروز می شوند.

درهمان جا هم با همین فرهنگ نظام ساخته نمی تواند. 

بین خود تا آخرزمان می جنگد. 

باز به یک نیروی برتر دیگر زمینه مساعد می شود که بیاید یک طایفه را به زدن طایفه دیگرش تجهیز کند.