-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آبان ۳۰, دوشنبه

سه دپلومات ساخته گی در جمهوری دروغ


تقی خلیلی، سید طیب جواد، خیرالله سپیلنی



تقی  خلیلی پسر استاد کریم خلیلی مستشار در نمایندگی دایمی افغانستان در ملل متحد بود.

 در سال ۲۰۱۵ ختم وظیفه شد. دو ماه در کابل بود دو باره سفیر شد در آذربایجان.

به آقا زاده ها اگر در وزارت امور خارجه ریاست هم داده می شد کار نمی کردند.

سفارت چلانی مزه دیگری دارد.

 دو سه باری که پیش از سفیر شدنش به  وزارت امور خارجه آمد با یک لندکروزر و چند بادیگارد همراهی میشد.

آدم سبکسر، میده باز و رفتارش به قول کابلی ها آمیخته با پوک گری و کلان کاری بود.

برهمه مظنون بود. مثل همه دپلومات های اعزازی و فرمایشی خوش داشت به جای کار مورد احترام و چاپلوسی قرار داشته باشد.


آقا زاده ها همیشه دچار توهم اند و همه از تکلیف سادیسم رنج می برند.


اتاق های دیگر در خدمت سفیر و یا بیکار.

به دیپلومات ها گفته بود که حق ندارید در منزل بالا  که دفتر خودش بود، بدون هماهنگی سکرترم بیایید.


باری حکمت کرزی یک بار سرجایش شانده بودش در آذربایجان .

سفر کریم خلیلی با سفر حکمت کرزی در یک وقت بود به آذربایجان.

 این آدم با پدرش مصروف شده و به جلسات و ملاقات های که حکمت کرزی 

داشت نرسیده بود و حکمت گفته بوده که درست است که استاد آمده اما اینجا 

جلسات رسمی است  و خودت به عنوان سفیر باید می بودی!


به دیپلومات ها: با فلانی کارمند محلی چرا زنگ زدی و منظور ات چیست و 

چرا در دفتر فلانی کارمند محلی رفته بودی! 

از اینگونه میده بازی ها.

وقتیکه سفر غنی به آذربایجان  می شد دوسیه می ساخت که فلانی 


فلانی  کارها شده و فلانی پروژه های اقتصادی منطقه با آذربایجان  کارش به 

این  جا کشیده که  گویا خودرا فعال و کارا نشان دهد.

زمانیکه ملاقات رسمی با مقامات  آذربایجان می داشت، پیش از ملاقات 

موضوع مورد بحث را در پیش آیینه چند بار تکرار  و میخانیک می کرده و بعد می رفته به ملاقات.

بدون گرفتن رخصتی رسمی از وزارت امور خارجه هروقت دلش می 

خواست  می رفت طرف کانادا و فامیل اش هم در کانادا بود.


وقتیکه  سفیر بود از ۲۰۱۵ الی ۲۰۱۸ ربانی وزیر امور خارجه بود.


تقی  خیال داشت معین اداری وزارت امور خارجه شود 

اما از بخت نا ساز مناسبات بین کریم خلیلی و رییس جمهور تیره شد و به تیم انتخاباتی عبدالله پیوست 

معین اداری نشد. 

به همکاران گفته بود معین می شوم فکر تان باشد.

 این آدم رفت و جایش را یک هیولا به نام خیرالله سپینلی گرفت.

آدم بسیار شدیدا متعصب و با آمدن اش در سفارت به همه مسولین  بخش ها 

گفته شد که مکاتبات رسمی و دفتری تان را به زبان پشتو کنید و همچنان لوحه 

هر بخش سفارت که بخش های سیاسی، قونسلی  فرهنگی یا دفتر مستشار یا این بخش ها است را از فارسی به پشتو تغیر داد.


خیرالله سپیلنی یک ریش سفید بروتی در آذربایجان درس خوانده بود

 زن آذری داشت و از همان جا سفیر شد و اصلا در وزارت امورخارجه کار نکرده بود.

حتی برای گرفتن پاسپورت سیاسی و طی مراحل امور کاری سفارت اش به وزارت نیامده بود.

این سپیلنی یک بار معاشات دیپلومات ها و کارمندان محلی را پت کرده بود و 

گفته بود که از پیشم گم شده که چندین هزار دالر می شد.

زمانیکه کارمندان با سفیر جنجال کردند سفیر پولیس آذربایجان را خواسته  بود

 و از پولیس خواسته  بود به کارمندان و دیپلومات ها اجازه ورود به داخل سفارت داده نشود.

هیچ پروای عزت افغانستان را نداشتند.

در دوره اتمرمیگفته که من رفیق اشرف غنی استم و هدایت اتمر را جدی نگرفته بود.

از آنجا ختم وظیفه شد و هیچ حسابی به وزارت پس نداد که معاشات کارمندان چه شد و چرا فساد و قانون گریزی کرد!

آدم بسیار فاسد و متعصب که به افغانستان هیچ ربطی و علاقه نداشت. جز پیدا کردن یک فرصت برای فساد استفاده جوی و حیف میل.

کمتر سفیری را افغانستان درین دوره شاهد بودیم که در پایان ماموریت شان

 منحیث سفیر پس به کابل آمده باشند

 جز آن سفرای که کارمندان وزارت امور خارجه بودند و در کشور زندگی و کار کرده بوند به عنوان کارمند وزارت امور خارجه 

سید طیب جواد سفیر در روسیه

سید طیب جواد یک سال و چهارماه در مسکو سفیر بود.

جواد قبلا در انگلیس و آمریکا هم سفیر بود.

 این طیب جواد کسی بود که اگر وزیر خارجه یا معین هم می شد به کابل نمی 

آمد این ها در خارج بسیار خوش بودند و بسیار ساعت شان تیر می شد.

در اداره موقت رییس دفتر کرزی بود و درزدن سران ائتلاف شمال چنان کار

 می زد که دکتر عبدالله که خودش به سیا کار می کند از او می ترسید.

در هوتل بسیار مجلل ردیسن Raddison در مسکو ماهانه پانزده هزار دالر 

در آخرین منزل اش یک خانه کلان با تمام امکانات را کرایه گرفته بود.

حال کدام مرجع از او استجواب کند که حداقل به ارزش یک ماهه کرایه اقامت

 گاهت به افغانستان چی خدمت کردی؟

 در حالیکه اشرف غنی خایین همیشه به وزارت امور خارجه می گفت که از 

مصارف وزارت و سفارت ها باید صرفه جوی صورت گیرد .

اما سفیران این گونه در کر و فش بودند.

سید طیب میرویس ناب که معین سیاسی بود را  بچه گک خطاب می کرد


فلانی بچه گک زنگ زده بود در فلانی مورد کاری..حق داشت ناب را بچه 

گگ خطاب کند زیرا او معین با صلابت نبود و یک بچه گگ بود نه لیاقت و 

شایستگی معینیت سیاسی را داشت و نه سنگینی و وجاهت بعضی معینان مانند حکمت کرزی و  جاوید لودین را داشت.