-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آبان ۱۵, یکشنبه

حنیف اتمر: تفنگ به دستان بدیل طالبان نیستند

   

خود رهبران جهادی فدرالیزم را رد کرده بودند

همه باید یک جایی محاکمه شویم!



حنیف اتمر درمصاحبه با داود جنبش

سیاست یعنی: صدای ملت، مسئولیت ملی، مدنی حرکت

اجماع همکاران و سیاسیون از تمام اقوام صورت گرفت و این برنامه را راه انداختیم..

مهم این است فکراصلی چی است؟ راه حل چیست؟

طوری گپ می زند که همه سازوکارکامل یک نظام درکشور برقرار است و این ها فقط برای اولین بار بین خود اجماع کرده اند تا راه حل برای معضل پیدا کنند. 

مهم این است فکراصلی چی است!

دربیست سال که سرقدرت بودی، فکراصلی را معلوم نکردی؟

اگرفکراصلی را پسا سقوط کشور می پالی، اول حسابات بیست سال پیش خود و همکاران خود را تصفیه کنید.

هر نفر بی گناه است مگر این که دادگاهی او را به جرمی محکوم کرده باشد.

چه توجیه غیرقابل توجیه! یعنی تمام جنایتکاران جنگی، اقتصادی، خائنان ملی بی گناه اند؛ الا فیصله دادگاه!

 دادگاه، پلیس، ارتش و زندان خو پیش شما بود! مگرپیش مردی که در به دربه دنبال یک لقمه نان برای خانواده اش سرگردانی می کشد و پایان روز دست خالی به خانه اش می رود. قوای سه گانه در دست همان در به در و خاک به سر بود؟

چرا قانونی، محقق و عطا نور را در میدان رها کردی. 

نظام و دنیا انتخابات نمی خواست.

پس چطورهمه سفیران آمدند و درمراسم تحلیف غنی شرکت کردند؟

یعنی انتخابات سراسرتقلب بود اما خودت وزیرخارجه شدی!

تناقض، پنهان کاری، حقیقت گریزی

 به ما صلح مهم بود. می خواستیم پروسه صلح تسریع شود.

کدام صلح؟ هیچ نشانی صلح وجود ندارد. صلح از نظرشما، کنارغدر و خیانت ایستادن؛ صلح یعنی که عاقبتش سقوط برنامه ریزی افغانستان به آغوش تروریزم؟

در قدرت به رهبری طالبان است. یعنی همان داستان همیشه ناکام.

 آن ها را که رها کردم به اساس فیصله خود شان کردم.  100 نفر مشوره شد. هیچ امری را خلاف قانون اساسی نمی خواستم.

سپس کمی بزرگواری: درآینده نظام معاونیت سوم را ضروری می دانیم مگر از راه مشروع!

این عبارت چه معنی می دهد: من صاحب الاختیار و تولواک بلامنازع هستم. اما لطف و کرم هم دارم. 

کدام لطف و سخا؟

معاونیت سوم هم برای تان ایجاد می کنم مگر از راه مشروع!

یعنی فعلا بروید دنبال نخود سیاه تا جو از لغمان برسد!

یعنی همان صد نفراز جمله قانونی و عطانور که زیربال حمایتی اتمر خزیده بودند، اصرار برتخلف از قانون اساسی داشتند. 

بازهم با قاطعیت غنی وار، با نظم سیاسی نا متمرکز مخالفت بی برگشت خود را نشان داد.

درحالی که قانونی: والله ما را اجازه نمی دهند رئیس جمهورشویم؛ ناچار سرمعاونیت مبارزه کنیم!


خوش ما می آید والله! پرده ضخیم را روی چشم خود می کشد و می آید مثل صاحب کشور و نظام گپ می زند. شرکایش قانونی و عطا، توگویی که زبان شان را از حلق شان کشیده اند.

تفاوت نظر با غنی داشتم؛ اصلاحات نیامد رخصت گرفتم. 

خطا و جنایات در افغانستان در طی دست کم بیست حضور گسترده جامعه بین المللی صورت گرفت که اتمر درکرسی های کلیدی بود. در بیست سال که هیچ رخصت گیری نبود!

اما ما دیدیم که دو باره درکنار آن اصلاح ناپذیر تاریخ یعنی غنی خائن آمدی و وزیرخارجه شدی!

برگشت من دو باره کار با یک تیم نبود کار به خاطر صلح بود. به علت آشنایی با منطقه و جهان وزارت خارجه را قبول کن. دیر شده بود.

کدام صلح؟ درکجا بود؟ چه رنگ داشت؟

احمد مسعود: او ثابت کرده که حضور دارد. اما باید حضور سیاسی باشد نه نظامی.

این است همان دایره باطل که می چرخد؛ در هرشرایط. حتی بعد از سقوط همه چیز. این همان فرمایش تام ویست، پاکستان و طالبان است.

یعنی افغانستان از دست تان رفته. خوب حضورسیاسی یعنی چی؟ چه وقت طالب دعوت کرده از شما حضور سیاسی داشته باشید؟ حتی حضور درخانه خود ندارید و درخارج هستید. 

شما از بازی سیاسی خارج شده اید؛ اما بازیگران کلان شما را دو باره مطابق اجندای جدید خویش حداقل درتبلیغات وارد جریان می سازند.

یعنی هیچ درهیچ!

اتمر از کدام آدرس دستور می دهد که احمد مسعود نباید حضور نظامی داشته باشد؟ خود شما که نه حضور سیاسی دارید نه نظامی؛ با کدام صلاحیت به مدافعان افغانستان خط و نشان می کشی؟

این شباهت به همان فرامین باطل دارد که لشکرگاه بگو؛ زایشگاه بگو اما دانشگاه نگو!

نظام  مشروعیت خود را از رأی مردم بگیرد. به تفنگ باور ندارم. اگر چنین حل می شد در 43 سال می شد.

نظام جمهوری که چهارانتخابات را از سرگذراند؛ مشروعیت جهانی هم داشت؛ پس چرا سقوط کرد؟ مگر به زور تفنگ سقوط نه کرد؟ مگرهزاران عملیات انتحاری بیخ همان حکومت را سست نه کرد؟

همان تفنگ و جنگ حکومت نیمه مشروع را سقوط نداد؟ یعنی حاکمیت تفنگ طالب را قبول کنید چرا که تفنگ گرفتن راه حل نیست!؟

چرا صاف وساده اعلام نمی کنی که یک طالب نکتایی دار هستم. ماموریت نیمه تمام دیورند بعد از 129 سال ختم شده و لر وبر با هم قاطی شد و ما خوشحال هستیم.

شما خوشحال هستید. صاحبان این کشور به ماتم نشسته اند.

 ( طالب از راه سیاسی آمد یا از توپک؟)

طالب به نظامی تبعیت کند که اراده مردم باشد. 

مخالف شریعت نیستیم، باید قانون اساسی جور شود. قید شود که بدون اسلام هیچ کاری صورت نگیرد. مگرقانون اساسی جمهوری که به گفته خودت به خاطرش قانونی و عطا ره دور انداختی همین مفادات را درخود نداشت؟

 تو اول بیا درگفتمان بین شریعت مداری و قانون مدنی شرکت کن، 


درمورد غنی: قاضی نیستم. او توضیح بدهد که چرا گریخت؟ اما سقوط کل نظام تنها به گریختن غنی گره نمی خورد. 

مورال و اراده و ظرفیت جنگی ارتش هم از بین رفته بود. بی اتفاقی رهبران سیاسی. می گفتند که باید طرف صلح برویم و جنگ ضرور نیست.

بسیارخوب. شما آقای اتمر که حالا درنقش یک مالیده نرم شده، از صلح درسایه وحشت و تفنگ تروریزم دم می زنید و ظاهرا شالوده ساز صلح با طالب هستی، چرا به خاطر نجات کشور و طرح صلح رهبران سیاسی همسو نشدی،

 حالا که همه چیزخاکستر شده، صلح طلب شده ای؟

خواب حکومت موقت می دیدند. حکومت را ضعیف کرد. باید یک محکمه برگزار شود.

چرا سیاسیون می خواستند یک دوره موقت تشکیل شود. به خلیلزاد: به راه درست روان نیستید. خلیلزاد: درمسیر درست روان هستیم.

خلیلزاد که درمسیردرست روان نبود شما چرا پره و جمپه فیس بوکی ساخته اید که درتکمیل همان پروژه با طالب و تام ویست همکاری کنید؟

من که مصاحبه ترا شنیدم؛ خودت نیز خواب حکومت موقت می بینی.

تفاوت: حکومت موقت آن ها حفظ نظام و دست آورد ها بود.

خواب تو، زمینه اش یک برهوت است. هیچ چیزی وجود ندارد؛ همه چیز به فنا رفته است.

راست می گویی باید محکمه برگزارشود. کی کند؟ یک محکمه غیبی وخدایی. 

امریکا با طالب پیمان بست و آتش بس کرد. ارتش ما می گفت که خودت آتش بس می کنی به ما می گویی که بجنگید. ظرفیت قوای هوایی ختم شد.

پس قبول همان طرح حکومت موقت از سوی سیاسیون بهتر از نابودی همه چیز نبود؟ جامعه بین المللی هم طرفدار بود.

برفرق مخالفان غنی چماق می کوبد که به جای غنی می خواستند حکومت موقت بسازند مگر همین اکنون تمام تمرکزش، مشروعیت به طالبان بر بنیاد موافقت نامه بدنام قطر بین طالبان و خلیلزاد است. 

خواهان عملی شدن تعهدات طالبان با امریکا است. از یک سو توافقنامه قطر را یک اشتباه تاریخی قلمداد می کند اما اجرای مفادات پیمان بین طالب و امریکا را نقشه راه حزب سیاسی خودش قرار داده است.

 

خلیلزاد ناکام شد و افغانستان صدمه دید. 

ازنظر ما این سخنان دوپهلو و چند پهلوی اتمر به این معنی است که ضربه اول را خلیلزاد به مدنیت و هستی افغانستان زد؛ حال نوبت ماست که ماموریت ناتمام او را با وارد آوردن ضربت دومی، تمام کنیم.

چرا شما به حیث وزیر به مردم اعلام خطر نکردید؟

اما اتمر به گردن عبدالله مامور خلیلزاد مامور خلیلزاد می اندازد.

وزارت خارجه مسوول پروسه قطر نبود. از شورای مصالحه سوال شود. در پارلمان همه چیز را گفتم. پروسه در میدان خراب شد ارتش حیران بود که به کی بجنگد؟ رهبری سیاسی و حمایت خارجی از بین رفت.

پس آن زمان مخالف تفنگ نبودی. ارتش اگربا تفنگ ازشما دفاع می کردمشروع بود. حالا که مردم علیه طالب دست به تفنگ برده اند؛ کار شان مشروعیت ندارد؟

چه می خواهید؟

باز به چرخه باطل دست می اندازد: صلح دایمی و مشروعیت!

ازچی طریقی؟ هیچ! تغذیه از باد.

همه به شمول خودم در شکست جمهوریت گناه کار هستیم. باید معذرت بخواهیم باید بازخواست شود.

  از سقوط جمهوری شرمنده هستم. اما دادگاه باید دایر شود.

همه باید در سطح ملی و جهانی مورد بازپرس قرار بگیرند. امضای پیمان امنیتی اگر نشده بود سقوط نه در 15 آگست 2021هفت سال پیش اتفاق می افتاد. 

این یک گفتمان جداگانه است.

امضای پیمان در لویه جرگه فیصله شد به شمول رهبران جهادی. 

اصل پیمان یک سال پیش از آن تحت نام پیمان استراتیژیک بین کرزی و اوباما امضاء شده بود. 

تجزیه جفای تاریخی به مردم افغانستان است. مشکل افغانستان همیشه از خارج آمده. یک فکر ناسالم است تجزیه. مردم نمی خواهند که تجزیه بیاید. 

فدرال چطور؟ این مساله را خود شان در قانون اساسی رد کردند.

راست می گوید. عبدالله، قانونی، فهیم رد کرده بودند. حالا هم رد می کنند.

 حالا چرا دنبال فدرالی هستند؟ در وضعیت کنونی فدرال ملوک الطوایفی می آورد. 

ما فدرالیزم را به هیچ وجه نمی خواهیم. ما نظام واحد غیر قابل تجزیه می خواهیم. دوم؛ اداره باید غیر مترکز باشد که مردم زمینه کار و نظارت داشته باشند.

نظام باید واحد باشد. کسی حتی درفکرتجزیه نباشد. این تصمیم مردم است نه از چند سیاست گران. حق دارند نظر بدهند اما باید به مردم ارجاع شود.

همه می گویند که افراد و سیاست مداران سابقه را کسی قبول ندارد؛ اما چرا از انتخابات می ترسند؟

فدرالی، به هیچ وجه به مفهوم ملک الطوایفی یا تجزیه نیست و نمونه های متعدد فدرالی در جهان وجود دارد از جمله پاکستان،‌ هندوستان، ایالات متحده آمریکا و کانادا

یعنی مردم ما را انتخاب می کنند.حالا چمچه بگیر وحوض بزرگ را پرکن.

شما با کی کار می کنید؟ طالبان، ائتلاف شمال، اشرف غنی

جواب: همین نوع تقسیمات همه چیز را خراب کرد. باید همه با هم مشترک کار کنیم.

ناقضان حقوق بشر چی می شود؟ جواب: حل این مساله درمحکمه است؛ نه دربحث کنونی ما. 

یکسال بعد وضعیت چه خواهد بود؟

جواب: دو سناریو است، اول جنگ و مصیبت و دیگر، صلح و آرامش. ما به سناریوی دوم تلاش داریم. 

اگرطالب صادقانه به توافقات دوحه عمل کند. همه چیز درست می شود. ورنه، خودشان بدبختی می شوند و هم مصیبت افغانستان طولانی می کنند. 

ایستگاه اصلی پذیرش طالب است. طالبی که بنیاد استقلال، مدنیت و همزیستی درافغانستان را درحال کندن است. 

پروسه قطرمگرامری مشروع است؟ این شروع یک بحث دیگر است.

اتمر، چرا از سایر تعهدات بین المللی و منجمله امضای پیمان استراتژیک بین افغانستان و ایالات متحده حرف به زبان نمی آورد؟ 

 از جعل انتخاباتی و از نقض آشکار حقوق بشر و ....  

اتمر، فدرالی را رد میکند.