-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آبان ۱۷, سه‌شنبه

پمپاژ دالر از افغانستان به مناطق سرحدی ایران


دستگیری تاجران اطلاعاتی چین در کابل

مافیای کرزی، فهیم و شیرزوی بلدور




هفته دو صد ملیون دالر داخل کابل می‌شود

 تحت نام بانک افغانستان 

این برای طالبان است؟

 نه برادر چون پول فزیکی را از دیگر کشور ها مستقیم وارد کرده نمی توانند 

دیگر کشور ها جاسوس دارند زود خبر می‌شوند 

که آمریکا چرا  پول روان کرده روان است

 از طریق پول برای مخالفین کشور های آسیای میانه در شمال و ایران از طریق افغانستان تزریق می‌شوند

آمریکا در دیدار ها با طالبان اطمینان می دهد که جز شما کسی را نمی شناسیم 

مثالش، اظهارات صریح تام ویست.

هدف چیست؟

شروع عملی بازی بزرگ جدید به سوی آسیای میانه عقب مرز های روسیه و بیخ گوش چین.

 این گپ پیش خودت باشد استخبارات طالب اتباع چینی را که برای تجارت و یا دیدن معاون می آیند و یا ظاهرا مالکان شرکت های متمایل به کار در أفغانستان اند زیر نظر می گیرند.

 تا حالا چند چینی دستگیر شده اند.

هشتاد ملیون دالر از طریق صرافی های مورد اعتماد از کابل و کندهار و هرات به ایران تزریق شده 

و همچنان برای شبکه های آسیای میانه که در شمال افغانستان فعالیت دارند لباس زمستانی و اسلحه جدید پول داده که برای خانواده های خویش بفرستند.


 در داخل کشورهای آسیای میانه این نشان می‌دهد که برای برایشان تزریق شده و تقویت شده اند لباس برایشان‌ داده شده.


در مقاومت اول، امنیت تاجیکستان، اسدالله خالد را به جرم قاچاق مواد مخدر دستگیر کرده بود.

توسط امنیت ملی تاجکستان بالفعل به جرم قاچاق مواد مخدر دستگیر شد کرام به پنجشیر فرار کرد.

 او با دادن پول به بسم الله محمدی می خواست به احمد شاه مسعود خودش را 

نزدیک کند.

اما مسعود بسم الله  را با خشونت از خود رانده بود و وقتی مسعود به پنجشیر می آمد او خودش را جای دیگری گم می کرد. 

اسدالله خالد با فشار و وساطت مستمر سیاف به حکومت تاجکستان او را خلاص کرد. در ریاست ده در یک اتاق با کرام زنده گی می کرد تا آن که رشد کرد. دوسیه اش در تاجکستان موجود است. 

چهار کلاه های اطراف حامد کرزی

برادران فهیم، برادران کرزی، گل آغا شیرزوی، اسدالله وفا


در سال دو هزار شش ۲۰۰۶ برادران کرزی و مارشال فهیم و گل آغا 


شیرزی که آن زمان والی جلال آباد و اسد الله وفا 


مشترکا یک دزدی بزرگ نمودند.


در سال دو هزار دو یا دو هزار سه دولت کرزی صدور و قطع جنگلات را منع ساخت.

 البته خاصتا در ولایت کنر دیگر کسی نمیتوانیست چهار تراش را از ولایت کنر بیرون انتقال بدهد.

 این محدودیت و قیودات در حدی بود که از مرکز ولایت کنر به ولسوالی های آن حتی یک پایه چپرکت در پشت بائیسکل به ولسوالی ها انتقال داده نمی شد.


حتی تخت خواب و الماری که در اسدآباد یا چغه سرای که ساخته می شد اجازه داده نمی شد خارج شود.

این قیود قیمت چهار تراش را در ولایت کنر بی حد پایان آورده بود چون سرمایه های مردم بند بود.


در ولایت کنر چوب چهارتراش یک فوت سه صد کلدار بود، در جلال آباد فیت هشت افغانی، درکابل 800 افغانی


چون از جلال آباد باز هم به کابل اجازه نبود.


یک شاهد عینی:

 یک کانتینر کوچک چوب چارتراش را از کنر خریدم با خارجی ها هماهنگ نمودم به جلال آباد انتقال دادم.

 ششصدو پنجاه هزار کلدار مفاد کردم که مخارج عروسیم را پوره نمود.

 

شاهد دیگر:

یک نفر به نام رشید کور آمر هشت حوزه پولیس بود در اول حکومت مرزی که از درخیل می باشد یازنه قره بیگ میشود.

او گفت دریک جای با کرزی برابر شدم امر دو کانتینر چوب را از جلال آباد گرفتم و به کابل آوردم و در کابل فروختم تمام مصارف ساخت خانه برآمد

البته کدام خانه دو سه منزله ساخته بود.

خواستم تفاوت ارزش چوب چارتراش را در کنر و جلال آباد کابل به شما بگویم.


در چنین وضعیتی که تکرار میکنم چوب چهار تراش در کنر فیت یه صد کلدار بود در جلال آباد هشت کلدار بود در کابل هشت صد افغانی بود.


 در چنین حالتی نوبت به چهارکلاه ها 

برادران کرزی

برادران مارشال

شیرزوی والی جلال آباد

اسد الله وفا والی کنر

با هم به تفاهم رسیدند. فیصله شد. نقشه کشیدند.

 از کرزی امر گرفتند به شکل انحصاری این چهار تراش ها را برای فروش به پاکستان انتقال میدهند.

 البته به کراچی و از آنجا به امارات انتقال می شد.

حد اقل روزانه سی تیلر تا چهل تیلر چوب چهار تراش انتقال می شد.

در چنین حالتی که اینها این چهار تراش ها را انتقال میدادند بازهم برای مردم

 بیچاره خود کنر اجازه نبود

 یک پایه چپرکت را از اسد آباد خارج نماید

اینها برای چندین ماه این چوب را انتقال دادند که شاید به ارزش صد ها میلیونها چوب و سود آن بود.