-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آبان ۱۷, سه‌شنبه

آیا تاجیک، میدان را باخته است؟

 


اول باید بدیل انتحاری پیدا شود

مرجع قدرت تفنگ است، نه شهنامه خوانی خانه گی 



شماری از جوان ها همیشه می پرسند که چرا تاجیک ها درحالت باخت موقعیت تاریخی خویش اند؟

جواب: به بحث قومیت علاقه ندارم.

من قومیت خود را از جاودانه گی انسانیت و عدالت پایدار می گیرم. 

قومیت های ما درظاهر جداست، اما درد ها و حقوق ما یکی است. دربحث قومیت؛ من فقط با یک دشمن تعریف شده طرف هستم.

اما من به باخت سیاسی هیچ قومی باور ندارم. 

در سیاست هیچ کس دستکش سفید نمی پوشد

اقلیت خائن قومی

از من خواسته شده که بربحران تاجیکی تمرکز کنم.

 ما قرن هاست در حالت دفاعی حتی منفعل و دلخوش به گذاره منفی

این بسنده نیست که آسیب شماری کنیم

باید شهامت آسیب زدایی از توهمات خود را داشته باشیم.

فقط به خوش باشی و گریز از ریسک و خطر برای دیگران خرسند بوده ایم

خالی از هرنوع ایجاد درد سر برای عوامل قدرت 

سیطره و پادشاهی  این تعبیر داشته که با خدا دادگان ستیزه مکن که خدا داده گان را خدا داده

تاریخ گسل از تاریخ اصلی داریم. 

به کتاب تاج التواریخ امیرعبدالرحمان خان نگاهی بیاندازید.

به مثل یک شبان خشن و کم حوصله از سرزمینی غریبه نازل شده به جان

 گوسفندان مطیع و با گوش های افتاده که بهشت عشرت خود را در بهترین حالت در قچقارچه و دمبوره نوازی کشف کرده است.

  تاریخچه مبارزاتی شمال یک تاریخ خنثی است. 

به کتاب عبدالرحمان ببینید مردمان لم گوش چه گونه به امیرزاده جابر دختر و پسرتحفه می داده اند.

" ما اول باید زمین و زمینه خائنان داخلی را خیشاوه کنیم."

یک خاین داخلی تاجیک، هزاره و ازبیک با خائن پشتون چه تفاوت دارد؟

اگر مردم ما به خائن زدایی داخلی موفق نشوند تاریخ خم گردنی و گوسفندی می تواند برای همیشه تمدید شود.

ما وقتی در برابر تروریزم مسلح عقب می نشینیم دل خود را به عقبه فرهنگی گرانبار وتاریخ انسانی گرایی خویش خوش می کنیم.

این قدرت بقای راهبردی حساب شده می تواندمشروط بر این که بتوانیم قدرت فرهنگی به قدرت سخت ابزاری برای بقا و تغییر بزرگ به نفع همه ای مردمان این خطه تبدیل کنیم.


در میدان نبرد برای قدرت و بنا کردن اقتدار عادلانه، تکیه به فرهنگ مداری تاریخی به درد بخور نیست.

در 20 سال به ما تجربه شد که  در برابر استبداد اصلاح ناپذیر همان صفات و سجایای ارزشناک مدنی و فرهنگی را هم به نفع استبداد قدرت قومی از دست دادیم. 

هرائینه کار به جایی کشید که استبداد بدوی، دست به جیره بندی کاربرد واژه های فارسی برای ما زد!"

از کجا آغاز کنیم؟

دست های ما فلج و پاهای ما لنگ نیست. 


 بزرگترین تهدید راهبردی برای ما سهمیه گیری کم و زیاد از  خوان قدرت نیست. 

ما از نظر ذهن تاریخی معیوب هستیم.

پریشان حالی ما این است که اولاً به حیث بازیگر قدرت در صحنه وارد شده نمی توانیم یا نمی خواهیم.

در بهترین حالت صاحب ذهنیت بازیگر درجه 2 (بیست سال گذشته) هستیم.

چرا فهیم و قانونی و عبدالله و دها مطرود تاریخی دیگر  در ذهن مردم ما دفن و معدوم شدند؟

این دسته بازیگر صحنه در جه هیچ بودند هرچند جیب های خود را از پول انباشتند.

حتی دربحث قدرت، از نظر ذهنی با یک فرد عادی پشتون قابل مقایسه نبودند و نیستند.

سرطان هویتی ما ازین نوع است.

وقتی قدرت به دست آمد، توهم پول داری ناگهانی، یک گروه از نخبه گان بی هویت را از درون خود زایید. 

با گذشته وداع، و نسبت به دیدن آینده کور شدند.


حالا که کوه های توهم فرویخت، در هرجایی که هستند به آدم های کوچک سی سال پیش تبدیل شده و از پنجره مجازی به سوی کسانی که آن ها را زمانی « مردم بزرگ افغانستان» لقب می دادند؛ دزدانه نگاه می کنند.

هیچ کس شهامت پوزش خواهی و جسارت جبران خیانت خود را ندارد.


نسل نو دربه در می پرسد: چه باید کرد چه خواهد شد؟

اول باید زمین زیستگاه بومی را آزاد کرد.

به چی طریق؟

از طریق تولد دو باره در بستر تراژدی کنونی 

قدرت و اقتدار را از نوک تفنگ باید گرفت.

درین دنیا هیچ کس به کسی رحم ندارد.

 

تاریخ تاجیک خواب زده گی پس از شعرسرایی، چنگ ونی چغانه، میگساری و شب زنده داری بوده.

حبیب الله کلکانی از قدمه های پائین نظام میراثی جرقه زد.

پیش از آن مصروف چی کار بودند؟

مصروف چی بودند؟ عوامل آن چی بود؟ 


چرا قدرت بسیج جوانان برای دفاع از  هستی أفغانستان وجود ندارد؟

 اگر روحیه نظامی از بین برود یا به رکود پهلو بزند، فاتحه هرچه هست خوانده خواهد شد.

باید قدرت ایجاد یک ارتش مخفی و نیمه علنی شکل بگیرد.

جبهه مقاومت فعلی آخرین ته مانده های یک جریانی است که بعد از مسعود منقرض شده است.

 یعنی اردوگاهی که به استراتیژیک احمد شاه مسعود پشت کرد؛ به جای ساختن اقتدار، بر بستر ذلت تاریخی غلت زد؛ 

این اردوگاه هنوز یک خطر است. 

بدون ارتش مخفی و عملیاتی شما از هیچ چیزی دفاع کرده نخواهید توانست

 شما را از همه جا کوچ خواهند داد. 

دو گزینه:

ارتش سازی به سبک پی کاکا

مفرزه های سیار و عملیاتی و همیشه آماده به شیوه اسرائیلی ها

شرح دموگرافیک ( جمیعت شناسی) تاجیک ها

حوزه زیستی، دسترسی به زمین و تجارت و نحوه ظرفیت ها و میزان درآمد.


منابع طبیعی در ساحات تاجیک ها کدام ها و چقدر است؟ 

اگر استخراج کنیم، چند و چقدر ما را می تواند کمک کند؟ سیستم استخراج و مصرف آن چگونه باشد؟

  روابط ما با تاجیکستان منحیث عقبه دو جانبه؛ دورنمای این رابطه چی باشد؟ 

  نقش تاجیکان در قاچاق مواد مخدر منحیث منابع عایداتی مستقل و غیره چی است؟

 مواد مخدر بدخشان چرا از مسیر هلمند بیرون برود؟ 

چرا جبهه مقاومت قاچاق مواد مخدر را مسیر نمیدهد.

 (گروه حاکم تروریستی در عین زمان در تمام این ها دخیل استند:


 از ریاست پوهنتون کابل گرفته تا قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان و

 غیر همه چیز، غصب قدرت بنام طالب و دموکرات، مافیای ترانسپورت...).

مقاومت جنگ را می بازد مگر این که مشخص کند که تا چه میزانی به ابزار  ضد ترور مجهز است.

 در زمان جمهوریت پول طلای  راغ بدخشان دزدی شده و متباقی به کویته و پشاور فرستاده میشد. 

بخشی از آن را جمهوریتی های مفسد محلی و کابل نشین نیز می زدند.

جبهه مقاومت این بود که اگر فایده برده نمی تواند، همین معادن را فلج بسازیم.

قدرت تعامل تاریخی و مداوم نسل مقاومت با منطقه وجهان در چه سطحی است؟

باید خاینین داخلی را خنثی، سرمایه گزاری در جنگ روانی آغاز شود.

رواج دزدی پول و فرار از افغانستان را باید ختم کرد.

 

انتحار از چند بعد قابل مکث است.

   انتحار زاده فکر پشتون ها نیست. چون درتاریخ پشتون چنین پدیده ای وجود ندارد.

این یک طرح خارجی بود.

برای نابودی بنیاد های معنوی جامعه افغانستان این کار را کردند.

صدمه عمیق تر به جامعه پشتون وارد کرد. 

سیاسیون مغرض به ظرفیت فوق العاده کاربردی انتحاری دلخوش کردند.

عواقبش بسیار مهلک است.

اما به نظر می رسد که هنوز  متوجه عمق فاجعه نشده اند.

طالبان در اولین روز ها سه قطعه از انتحاری ها را فوراً به ولایات ذیل اعزام کردند: بدخشان، تخار و بلخ. 

چرا؟

باید طرزالعمل مبارزه با انتحار تهیه شود.

انتحار یکی از ابزار ترور های هدفمند علیه خود پشتون و اقوام دیگر بوده است.

 بناً  چاره یی (دفاعی و تهاجمی) برای آن پیدا کنیم. 

اگرمثل آن ها ایجاد شغل انتحار با منش دیگر اقوام جور در نمی آید

با اشکال دیگری باید آن را زد.

چه اشکالی؟

سرمایه گزاری روی هسته های حساس و حرفه ای سازی اطلاعاتی

نفوذ در شبکه های انتحاری

بهترین بدیل برای متلاشی کردن قطعات انتحاری همین دو مساله است.

اگر اعتماد به نفس کاذب تروریستان از ناحیه انتحاری ختم شود؛ شکست شان در تمامی عرصه ها حتمی است.

مقاومت چرا انتحار را رد می کند؟

شاید به این دلیل که جرئت ندارد. از عواقبش می ترسد. از نظر روانشناختی، مقاومت ظرفیت مقابله به مثل ندارد.

خوب این کار که از دست شما پوره نیست.

به این سوال ها پاسخ عملی بدهید:

 چند گروپ سبوتاژ و  دسته جات شکار طالبان در شهر کابل دارید؟

با مدنی بازی لفظی برای همیشه دست خالی و محتاج باقی می مانید.

نسل جوان امروز و فردا شما را لعنت خواهد کرد.