-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آبان ۱۵, یکشنبه

«جیگر جنرال» های وزارت دفاع چی شدند؟

 

روایتی از کلوپ سکس و تابلیت K 

در قاموس نظامی ما و شما جیگر جنرال یک اصطلاح جدید است.



جیگر و جنرال که نتیجه آن میشود صفر، بی اعتبار سازی یک نهاد، یک دولت، یک نظام، و شاخص های عسکری

 جیگر یک زبان زد وطنی است که بار لطف وشفقت دارد.

  در مقابل، "جنرال" یک شخصیت رزمی و میدانی است که کارش حمله و ضربه و نابود کردن دشمن است.

حال تعریف جیگرجنرال:

نه درمیدان رزم که درمیدان بزم است. دشمن از وی هیچ حساب نمی برد، در حرفه جنگ بی سواد، بدتر اینکه غرق در فساد اخلاقی است. 

اما کاربرد دارد خطرناک تر از میدان محاربه

 ذات جنرال را متحول می نماید و نهایتاً همه چیز به گند کشیده میشود و جنگ باخته میشود.

تقرر جیگر جنرال ها یک توطیه بود. 

این پدیده در زمان غنی مروج شد و هدف غنی عزیز شدن برای غربی ها بود، که او به حقوق زن ها باورمند است – غنی مأمور برهم زدن نیروهای امنیتی بود.

درپس این تئاتر رولا غنی و زن باره ها مانند فضلی، اسدالله خالد، سلطانزوی و غیره. 

جیگر جنرال ها شبکه وسیعی بود که نیاز به پژوهش دارد.

 جگرجنرال های دانه درشت:

منیره یوسف زاده: 

از انجو ها و ارگان های محل و ولایت کابل (معاون والی بود) آورده شد منحیث معاون وزیر دفاع در امور پرسونل و تعلیمات. 

چون حساس بود و دارای روابط پیچیده با خارجی ها، قبل از سقوط جمهوریت وظیفه را رها کرده فرار کرد به خارج.


مسلک نظامی و و امنیتی به جایش، سواد بیروکراتیک وی نیز زیر سوال است. 

جنرالان وزارت دفاع شنیده ام که آنها می شرمیدند از او امر می گرفتند.

تالارهای وزارت دفاع مملو از قصه های منیره و وزیر دفاع اسدالله خالد بود. 

یکی داستان:

منیره با تعدادی از دختران جوان مربوط به وزارت دفاع در دفتر خالد جمع میشدند و برای او فکاهی می گفتند و می خندیدند. 

چون در این زمان گفته میشد که اسدالله از فعالیت جنسی مانده بود.

   حسنا جلیل: از هزاره های ولسوالی اندر ولایت غزنی است.

 در امریکا درس خوانده است و مربوط به شبکه رولا غنی میشود. 

در حکومت غنی معاون پالیسی وزارت داخله بود.

 سن اش شاید در حدود 30 سال باشد.

 او برای وزیرش جلسات قصه برگزار نمی کرد، اما در داخل حکومت خاص خاص نفر پیدا میکرد و کار می زد.

 مانند منیره، قبل از سقوط جمهوریت از افغانستان فرار کرد و فعلاً در  امریکا است.

این ها را کی ها معرفی کرده بودند؟ 

فلسفه تقرر چنین افراد در وضعیت جنگی و جامعه افغانستان در مقامات عالی چی بود؟ 

انتصاب آن ها در مقامات بلند چی ضرباتی به روحیه و مورال نیروهای درگیر جنگ وارد کرد؟ 

موجودیت اینها در مقامات بلند چی نقشی در فلج سازی سیستم امنیتی افغانستان داشت؟

 آیا اینها جواسیس بدنه نظام برای استخبارات های بیرونی کار نمی کردند

شبکه رولا غنی

رولا غنی شبکه عریض و طویلی از خانم های جوان را در تمام عرض و طول حکومت شکل داده بود. 

یکی از افراد شامل این شبکه همین حسنا جلیل بود. در عقب این شبکه کی قرار داشت؟ حسنا را کی به بی بی گل معرفی کرده بود؟ 

نیاز به تحقیق است.

اعضای شبکه رولا غنی دختران جوان بی خبر از دنیا، عمدتاً درس خوانده های امریکا و اروپا، غرق در فساد اخلاقی، تعدادی معتاد به تبلیت کا. 

زن داود سلطانزوی زهره یوسف گرچه پیر بود اما خودش نیز مثل همقطارانش معتاد به تابلیت کا بود.

خود همین بی بی گل واقعاً کی بود؟

پژوهشگران جوان درین باره کتابی بنویسید.

 لایق ترین پژوهشگران هم اکنون دراروپا وامریکا موقعیت شان امن است.

یکی دیگر از افراد همین شبکه دختر جوانی بنام ناهید ایثار از پشه یی های لغمان بود، اما خودش را پشتون جا می زد.

 این دخترک جوان در امریکا ماستری گرفته و بلا شده بود.

 از همان کلاس بالا ها بود. 

غنی او را منحیث معین اقتصادی وزارت خارجه تعین کرد، صلاح الدین در ابتدا مخالفت کرد اما در آخر پا پس کشید.

 این خانم ایثار مدام بین کابل و دبی در رفت و آمد و در آخرهای حکومت قرار شنیده گی قیمت اش فی سرویس 500 تا 1000 دالر رسیده بود.

 شراب را چنان می نوشید که از حال می رفت و حداقل یکبار سرباز هایش از دست او شکایت کرده بودند. داوود نورزی از فیض برده های این بانوی جوان است.

عکس های این دختر خانم ها در ضمیمه است.

اورزلا زازی

اورزلا زازی داستان کاملش با مسعود اندرابی وزیر داخله است.

دم نقد اشاره می زنم و می گذرم.

 همین قدر پاسخ بدهد که چرا زازی را مدیر جنایی در خوست ساخته بود؟ 

در خوست یک فکاهی پیدا شده بود که جوان ها در بین خود می گفتند که بیایید یک جرم کنیم تا زازی ما را برده بندی کند!

چنین پروژه گک ها (تقرر یک طفل از جنس زن و سر لچ و پای لچ) در یک ارگان نظامی، وضعیت جنگی و جامعه بسته با چی هدفی صورت گرفته بود؟

 تضعیف روحیه، پوسانیدن روح و روان جامعه، چاق سازی روایت های طالبان و گریزان سازی مردم و نیروهای امنیتی از حکومت.

حالا شما بگویید که این زازی را کی به احمد مسعود معرفی کرده است؟ 

مگر سر احمد مسعود را مار گزیده است؟

شبکه های مافیایی و فساد زن ها در افغانستان

اینها هم در مافیای دولت، هم در مافیای انجو و قسماً سکتور خصوصی فعال بودند. 

 تقریباً تمام این بزن بهادر ها شبکه های فساد اخلاقی متشکل از دختران جوان بیگانه با خانواده که در آزای استفاده جنسی از آن ها اهداف سیاسی و مالی دنبال می کردند:

نمونه های چندتا از گنده ها، چون تعداد اینها از صد شاید بالا باشد.

1)    ذکیه وردک

2)    حوا علم نورستانی (یک دخترش را خالد منحیث سکرتر به امنیت ملی با خود برده بود!)

3)    فوزیه کوفی

4)    نیلوفر ابراهیمی

5)    مریم کوفی

6)    همان خانم که تخلص اش اسحاقزی بود و در شهر نو رستورانت داشت

7)    تعداد زیادی از خانم هایی که نماینده پارلمان بودند (لابد مکالمه تلیفونی همان خانم شینواری پارلمانی ننگرهار با اسدالله خالد به یاد تان است)


خاطره اسحاق زی/ قاچاق دختران وزنان از کابل به دوبی

دفترخدمات جنسی به مقامات ارشد دولتی/ در دفتر تحت پوشش خاطره اسحاق زی درشهر نو چی درجریان است؟

مصارفش از سوی اسدالله خالد پرداخته می شد.

داستان ازین هم طولانی است.