-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آذر ۱۹, شنبه

دکتر نجیب الله به سه دلیل، جنرال جلال رزمنده را کشت


قاتل، بعداً بادیگارد اسماعیل خان شد




نجیب از کودتای تنی خبر داشت. 

خودش هم گفت. خیلی تلاش کرد از یاغی شدن تنی جلوگیری کند؛ نشد. 

منابع مرتبط به دکتر نجیب درگفت وگو با من نیزتایید می کنند.

او از تخریب فوری کابل می ترسید.


نجیب دراوایل رسیدن به قدرت واقعاً می خواست رشته های از هم گسیخته مناسبات درونی در دولت و درسطح منطقه را دو باره به هم پیوند دهد.

اما دیر شده بود.

درسال های حاکمیت ببرک کارمل، جنگ بسیارگسترده و تبدیل به یک موج هیولایی شده بود.

اما همه چیز از شکست سیستم مخانیکی اداری و نظامی شوروی شروع شد.

اصلاً کسی باورش نمی آمد که شوروی سکته مغزی کند و سپس بمیرد.

نجیب یک قمار زد برای نجات

از اول دردیدار با گرباچف قطعاً فهمیده بود که موج برگشت درپیش است.

اما از هیچ تلاشی کوتاهی نکرد. قبل ازشکست درجبهه، درجبهه داخلی شکست خورد.

اولش همان کودتای تنی بود که او از آن خبر داشت.

امروز به نقل از منابع خاص درحزب گلبدین می دانیم که او از کودتای تنی أصلا خبرنداشت.

تنی با آی اس آی مستقیم وصل بود.

وقتی شکست خورد، آی اس آی از حکمتیار فوری خواست که با کودتاچیان ادعای همکاری کند.

لاف هایی که گلبدین درنوشته های بعدی خود، ازبیخ و بن غلط است.


درجریان کودتا، درکمیته مرکزی تهکاوی. اعضای بیروی سیاسی. نجیب در کمیته مرکزی. 

کمیته مرکزی سابقه. وزارت دفاع داود خان

منزل دوم، نجیب داخل مخابره شد. جلال آگاهانه یا قصدی 

دشنام داده بود.

 ما قوم های تان را سقوط دادیم. 

درمرگ جنرال ها کی دست داشت؟

نجیب دروضع عجیبی افتاده بود. 

جنگ از بیرون و جبهه کودتا از درون

غیرقابل بازگشت به نقطه اول

درجریان سرکوب کودتا:

نجیب: جنرال آصف شور، کاروان وجنرال عزیزی را نکشی زنده نگاه کو

رزمنده: آن ها دیگر زنده نیستند


درتهکاوی ریاست پنج. 

ادعای جناح وفادار به نجیب: بابه جان دست دارد؟

دریشی اش را بابه جان پوشیده بود. 

خوب چرا دکترنجیب، جلال رزمنده را کشت؟


علت اول: او به سرعت بدون اجازه از ریاست جمهوری، سه جنرال را کشت.

دوم: بعد از سرکوب تنی قدرت نظامی و مردمی کسب کرد. 

به هیچ مرجعی اهمیت قابل نبود.

منابع خاص جناح دکترنجیب: نجیب رزمنده را به سه دلیل از میان برداشت.

سوم: درجریان کودتا، درشبکه مخابره با کلمات خشن و اهانت آمیز دکترنجیب را خطاب کرده بود.

نجیب می دانست که یک کودتا شکست خورد تا یک کودتای دیگر پیروز شود.

چرا؟

منابع امنیتی به او مرتب اطلاع داده بودند

جلال رزمنده با مسعود رابطه داشت.


صمد سنگی در راه شمالی کشته شد. او ارتباطی اش بود. خود رئیس خاد چاریکارتضمین کننده روابط با مسعود.

جلال از زمانی که به ریاست پنج رفت، مستقیم با مسعود رابطه داشت. 

حلقاتی درخاد به دکتر نجیب اطلاع داده بودند که جلال یک بار به مسعود ملاقات کرده بود. 

مسعود با شروع کودتا به دکترعبدالرحمان دستور داده بود که به طرفداری از دولت دکتر نجیب از هرممکن درشکست کودتای تنی همکاری کنند.

روایت دیگر: 

قتل جلال رزمنده توسط غازی رسول وخسر بره اش صورت گرفت که از ولسوالی پشتون زرغون بودند.


 ‌بعد از قتل عجالتاً در داخل چاه آب مخفی شد. خسر بره اش درجریان درگیری کشته شد ومحمد رسول لقب غازی رسول را کمایی کرد.


بعد یکی ازبدیگارد های خاص امیر اسماعیل خان بود.

 طرح ترور ده روز پیش طراحی شده بود وسلاح دست داشته 


شان به شکلی آماده شده بود که قید کلاشنکوف بی صدا پائین شود.

 هدف خسر بره شان خالقیار بود ‌هدف غازی رسول جلال رزمنده بود.

 وقت که حمله صورت گرفت یکی از بادیگاردهای خالقیارکه 

افسر قوای چهار زرهدار بود خود را پیش روی خالقیار انداخت 

وخلقیارزخمی شد افسر بیچاره کشته شد ‌حمله کننده گان درفاصله ده متری ازهم دور قرار داشتند.