-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ دی ۷, چهارشنبه

انگلیس، با احمد شاه ابدالی نجنگید؛ دربِ هند را به رویش بست

 


ما چه گونه در قفس جغرافیا افتادیم؟



برنامه دوم احمد شاه ابدالی

افغان ها و کمپنی هند شرقی

بیرندرا وارما، ترجمه محمد الله افضلی

منبع: اسناد کمپنی هند شرقی، 

آرشیو ملی هند، کتابخانه ملی دهلی نو، آرشیوایالتی کلکته، کتابخانه عمومی شرقی خدا بخش درپتنه، انجمن تحقیقات بیهار، کتابخانه دانشگاه پتنه، کتابخانه سینا، کتابخانه کالج پتنه.


در لشکرکشی سال 1767 احمد شاه ابدالی قصد حمله بر بنگال داشت.

اما هیچ اتفاقی نه افتاد. انگلیس در عملیات نرم، او را دو باره وادار کرد که به قندهار برگردد. 

فهمیده بود که گیر افتادن مستمر وی در یک زنجیره جنگ های فرسایشی، کار انگلیس ها است. 

انگلیس تلاش داشت که از دیدار امپراتور دهلی، منیرالدوله و شجاع الدوله با احمد شاه جلوگیری کنند. 

احمد شاه ابدالی از تشکیل ائتلاف ضد وی به کمک انگلیس ها خبر شده بود. 

او به راغونات رائو نامه تهدید آمیزی نوشت. رهبر مراتی ها خود را گوشه کرد. 

ورلست عامل کمپنی هند شرقی به رهبر مراتی ها نوشت:

برضد احمد شاه با ما متحد شو.

اما رهبر مراتی ها دیگر به صحنه حاضر نشد. 

احمد شاه به مراتی ها:

من با شمار کاری ندارم. برای حساب گیری از شجاع الدوله و دیگر سرداران دهلی می روم. پادشاه دهلی مشتاق پیوستن به ابدالی بود اما او عملا دراسارت کمپنی بود. 

ورلست اطلاع یافته بود: احمد شاه درمارچ 1767 از شهر ستلج عبور کرده و به سوی دهلی روان است.

او به منیرالدوله و شهزاده دهلی گفت که نامه نویسی های شما به احمد شاه باعث شرارت بیشتر وی می گردد. 

طرح ورلست: برای شکست دادن احمد شاه باید جت ها و روهیلا ها با سیک ها متحد شوند. 48

به منیرالدوله: قوای انگلیس از شما دفاع می کند.

منیرالدوله: اگر این بار احمد شاه بخواهد در دهلی مقیم شود، این اتحاد به درد نمی خورد. 

منیرالدوله از ورلست می خواهد که: مرا اجازه بده که به دربار احمد شاه به حیث نماینده بروم.

ورلست به شاه بی صلاحیت دهلی: از لشکرکشی احمد شاه ابدالی به دهلی هیچ تشویش نداشته باش!

اگر او تصمیم آمدن به دهلی نداشته باشد؛ نیازی نیست با وی مذاکره کنید.

چه ضرورت است به کسی که ناحق سر شما حمله ورمی شود، دو دسته برایش طلا تقدیم کنید. این رفتار شما بی اعتنایی به انگلیس و متحدان شماست.

سران کمپنی هند شرقی تا این زمان نسبت به حملات اولیه و بی ثمر احمد شاه به دهلی بسیار نیرومند شده بود. 

ورلست: ما به سرکوب قاطعانه دشمنان امپراتور! مصمم هستیم. 

درحالی که امپراتور تنها یک نام بود. 

باید قوت ها را به سمت لکنهو حرکت داد. 

شاهزاده ( شجاع الدوله به پدرش شاه عالم): هرکاری که می کنی باید انگلیس از تو راضی باشد! بهتر این است که با انگلیس ها متحد شویم.

کفگیر به کف دیگ امپراتوری خورده بود. کوچک و محتاج و ملتمس شده بودند. 

او خواهان سرکوب روهیلا ها بود که به نحوی متحد احمد شاه بودند.

او ورلست ضرب المثلی نوشت که: دهان چشمه ممکن است با یک سوزن بسته شود اما جریان سیل را با یک فیل هم نمی توان بند آورد. 

شهزاده دهلی به وزیرنواب اوده: فکرت باشد اگر ما به روهیلا ها حمله کنیم احمد شاه به شمال حمله خواهد کرد. احمد شاه ارتش سواره دارد. تو هم ارتش سواره تشکیل بده. 52

درین حال حاکم انگلیسی بنگال خبر شد که احمد شاه و شاه ولی به روهیلا ها نامه نوشته اند.

 ( تصورکنید این مهارت خبرچینی را!)

نجیب الدوله یوسفزایی فردی بود که با هیچ کسی وفاداری نداشت. با همه به خصوص کمپنی هند شرقی رابطه داشت. کمپنی می دانست که ابدالی از وی حرف شنوی دارد.

انگلیس سرگرم تدارکات شدید جنگی و دفاعی بود. جوانب مختلف را علیه احمد شاه متحد می ساخت. پیش بینی بود که احمد شاه به سوی بنگال حمله خواهد کرد.

انگلیس خبر شد که نجیب الدوله به دیدن ابدالی به سرهند رفت.

منیرالدوله نواب دربار مغل وابسته به کمپنی بود. به تشویق انگلیس به سرداران روهیله نوشت:

با احمد شاه متحد می شوید یا می جنگید؟ 54

نجیب الدوله به ابدالی گفت که این بارتخت دهلی را رها نکند.

اما ابدالی یک نکته را دریافته بود:

هیچ یک از رهبران هند به دیدنش نیامدند؟

چرا؟

براستواری وی اعتماد نداشتند و از انگلیس می ترسیدند.

نجیب الدوله: وضعیت طوری است که باید با همه هندوستان بجنگی. 

25 لک روپیه را به اوداد. ابدالی آرام شد.

حمله به بنگال و گرفتن تخت دهلی یادش رفت.

پول از کجا و به تشویق کدام مرجع فراهم شده بود؟

تنها پول برنامه اش را تغییر داد؟

نه! انگلیس به وسیله جاسوسان به گوشش رسانده بود که اردوی انگلیس با قدرت و توان علیه وی  ایستاده است.

از برکت بی تصمیمی احمد شاه یک قدرت دفاعی شکل داد. 

به قوماندان فرقه 3 دستور داد فوری با 6 قطعه ویژه  سراجپور را تصرف کند. 

به فرقه 2 دستور داد در نقطه استراتیژیک بین میرزا پور و چورنارگر قرارگاه ایجاد کند. 

بخشی از فرقه 3 به اردوگاه سراج پور توظیف شد.

فرقه یک، اردوگاه بنکی پور را تصرف و تنها یک کندک نفر قوای خاص درمونگیر مستقر شد.

درصورت پیشروی بیشتر ابدالی، فرقخ 2 به فرقه 3 در سراچپور ملحق شود.

فرقه یک با حرکت از بانکی پور کرمناسا را اشغال کرد. 

فرماندهی مرزی ارتش دگروال اسمیت به نواب ها: ما درکنار همه ای شما هستیم! 57

فرامین اسمیت: برای تقویت ارتش بنگال یک قطعه اروپایی از مدراس اعزام شود. 59

کمیته نظامی: هشدار که شاه عالم به احمد شاه تسلیم نشود.

اما

رابرت بارکر از عقب نشینی احمد شاه به طرف قندهار خبر داد! اپریل 1767

احمد شاه در مسیر پنجاب درگیر شد.

شاه ولی به کلیو نامه های سری روان می کرد.

آن ها استخبارات و کشف نداشتند. خبر نبود که کلیو مدت ها پیش برکنار و اکنون ورلست حاکم بنگال بود.

احمد شاه: چرا انگلیس ها حتی یک نامه به ما روان نکردند؟ درحالی که دیگران به ما احترام می کنند. 

سرانجام حاکم بنگال به احمد شاه نوشت:

انگلیس به حدی قوی است که از هیچ چیزی ترس ندارد و همه مسایل را زیر نظر دارد.

به راستی عملیات چند طرفه سازمان داده و با مغز ابدالی بازی کرده بود. از سرهند تا قندهار برایش دام ها گذاشته بود. 

ابدالی به مالیات جبری و 25 لک نقد دل خوش کرد که سفرخرج اردویش برآمد.

اسناد انگلیس: در 1768 نیز به پنجاب لشکر کشید.

ورلست قوای توپخانه را به اتک فرستاد. 

از رهبرجت ها خواست 60 لک روپیه بدهد.

24 اکتبر 1868 به رود اتک رسید. ورلست قوای سیک را در برابرش ایستاده کرد.

ریچارد اسمیت اطلاع گرفت: ابدالی به لاهور رسید. 

ورلست خیالش راحت بود: او هرگز فراتر از پنجاب نخواهد رفت! به نواب ها بگو نگران نباشند.

دربخشی از لشکراحمد شاه درگیری سختی رخ داد و از جیلم پیش رفته نتوانست. در بازگشت به پشاور بسیار فرماندهانش کشته شدند!

شجاع الدوله: عقب نشینی شرم آور!

دیوارسیک بالا آمده بود. در آلله آباد پایگاه مرکزی دفاع از بنگال تأسیس شد. 

آخرین تلاش احمد شاه در 1769 در هند به وسیله سیک ها خنثی شد. حملات قشون ابدالی به قلب هندوستان، دیگر یک داستان  تمام شده بود.

بخش عجیب!

قوای مراتی قدرت گرفت. انگلیس ترسید. دو راه به زدن مراتی ها وجود داشت:

اتحاد سرداران هندوستان

دعوت از احمد شاه

کمپنی هند شرقی به این باور بود که احمد شاه به نواب دوندی خان اعتماد کامل دارد. اگر حاکم بنگال و دوندی خان به ابدالی نامه بنویسند که بیاید مراتی ها را خرد کند، اگر خودش آمده نتواند، تیمورشاه را روانه خواهد کرد. 


درک انگلیس این بود که احمد شاه ابدالی هیچ گاه دردهلی ماندنی نمی شود. بسیار زود طرف قندهار می رود. 69

روبرت برکر: احمد شاه از ترس سیک ها دیگر از رود سند عبور نخواهد کرد. دیگرحملات افغان ها یک داستان  تمام شده بود.

شجاع الدوله از کمپنی خواستار حمایت شد. 

ابدالی در 1186 در قندهار درگذشت.