-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آذر ۱۲, شنبه

کار روایی های حمید صدیق در ارگ و زارت خارجه

 

بچه چتاق خلیفه صدیق کلاه دوز چی می کرد؟

درطیاره رئیس جمهوری مال قاچاق می آورد



رفت و آمد حمید صدیق رییس تشریفات وزارت امور خارجه و سفیر در برلین به وزارت امورخارجه آمریکا به خاطر چیست؟

حمید صدیق خوده محمدزیی قلمداد می کند

پدرش خلیفه صدیق کلاه دوز در لب دریای کابل دکان‌کلا دوزی و واسکت دوزی داشت. 

چند سال قبل خانه شهزاده احمد شاه را با وکالتنامه جعلی بالای بالای لالا جیهون فروخته بود لالا جیهون بعدا او خانه را بالای سفارت کانادا بفروش رساند.

 از قضیه قاچاق پرزه جات موتر زره در طیاره مخصوص حامد کرزی از المان خو خبر دارین.

 امنیت ملی در میدان کابل طیاره را محاصره کرده بود.

 خود کرزی هم خبر شد.  حمید صدیق را امرالله میپالید که گرفتارش کند. 

حبیب الله اصغری صدیق را نجات داد.

چطور؟

بردش پیش مارشال فهیم

علی‌الحساب خود را به پای های مارشال انداخت گریه و زاری سرداد.

گفت: به لحاظ خدا، مارشال صاحب! موضوع ابروی یک فامیل اشرافی است مرا نجات بتی. 

مارشال کاکه گی کرد به امرالله زنگ زد و‌ او را نجات داد.

سال 1390: در سفرکرزی به آلمان، زمینۀ انتقال محمولۀ به وزن 40 تن 

شامل اسباب و قطعات یدکی موترهای ضد گلوله، از قبیل شیشه ها، دروازه

 ها، تایر و... مربوط به یکتن از تجاران افغانی الاصل باشندۀ آلمان به نام 

آقای یوسف را توسط هواپیمای ویژۀ رئیس جمهور کرزی و هیات همراهان به افغانستان، فراهم نماید.

حتی صاحب بار آقای یوسف، را نیز شامل فهرست هیات همراهان رئیس جمهور کرزی ساخته بود.

برادر 70 ساله مریض اش را بصفت کارمند محلی(اجیر) کنسولگری افغانستان در مونشن به گونه پراشوتی، مقرر کرده بود.

مبلغ ۳۰۰۰ آیرو - برادرش معاش میپرداخت.

اوسط معاش یک کارمند محلی وزارت خارجه از ۱۵۰۰ الی ۱۸۰۰ یورو بود.

در زمان جنجال های انتخاباتی ۲۰۱۴ در گوش جان کری در میدان هوایی کابل چیزی گفت و یک ورق در جیب جان کری گذاشت.


در مصاحبه در مورد پاک بودن و عاری از فساد بودن دوره کاری اش داد و گفت که تلاش دارند راه گفتگوهای بین الافغانی را مساعد سازند.

این ادم چندی قبل با خلیلزاد هم دیدار داشته بود .

سوال این است که این آدم کیست و فعلا چه کاره است و به نمایندگی از که با آمریکایی ها می بیند؟ 

آدم ملاقی و تشریفاتی است نه آدم محتوا و تحلیل و پالیسی سازی

حمید صدیق در مونشن آلمان درس خوانده و کلان شده.

در سال ۲۰۰۱ در کنفرانس بن با هوشیاری و چالاکی خودرا به ظاهرشاه در روم وصل کرد.

خود را در میان هییت روم یا هیات بابای ملت گرفت.

درحکومت موقت در یک طیاره با ظاهرشاه به کابل آمد و رییش تشریفات بابای ملت در ارگ بود.

 آدم بسیار چوتار و فرصت طلب که می دانست که بابای ملت فرتوت شده و امروز و 

فردا از دنیا می رود خود را به کرزی نزدیک کرده و ملاق های زیاد زد که بالاخره در سال ۱۳۸۴ رییس تشریفات وزارت امور خارجه شد.

 در زمان داکتر سپنتا هم صلاحیت دار بود اما در دلو ۱۳۸۸ زلمی رسول خواب برده

 وزیر امور خارجه شد این آدم صلاحیت بسیاری یافت و در دوره چهار ساله وزارت 

زلمی رسول چنان با صلاحیت در وزارت امور خارجه بود که حتی رییس های دیگر بخش ها از حمید صدیق می ترسیدند.

 و حتی صلاحیت برکناری یک رئیس را داشت.

 و حتی گاهی زلمی رسول وزیر امور خارجه را  به دفترش در منزل اول وزارت امور 

خارجه می خواست و زلمی رسول  خواب برده از این آدم بسیار می ترسید و درین دوره وزیر واقعی همین حمید صدیق بود نه زلمی رسول.

تلاش کرد بجای زلمی رسول به حیث وزیر امور خارجه معرفی شود که نشد.

به هر کس و ناکس پاسپورت سیاسی می داد و ویزه کشورهای  مورد نظر در بدل پول گرفته میشد.

 در 1392 از دفترش یک عکاسی خانه جور کرده بود عکس هایش با رئیس جمهور کشورها و مقامات نصب کرده بود .

درین زمان حمید صدیق دستش در گردنش اویزان به دفتر آمد. 

نیروهای خاص پی پی اس در کدام سفر ولایتی کرزی از دستیکه ملاق می زده او را زده بودند.

همین ملاق زن، آدم نهایت مغرور و کلان کار که با نوک دست اش با همکاری سلام می داد.

در پوک گری دربین پوک های کابل مثل این آدم دیده نشد. 

 

در یک جلسه اداری همکاران را اخطار داد که کسی که صفحه افغان پیپر را بخواند مجازات می شود.

افغان پیپر یک صفحه آنلاین بود که از فساد و قانون گریزی ها در وزارت امور خارجه و همچنان در تشریفات پرده بر می داشت.

 در عقرب ۱۳۹۲ ضرار احمد عثمانی وزیر امور خارجه شد.

ضرار او را از کش وفش انداخت.

ضرار حتی به سکرترش می گفت که برو صدیق را بگو بیاید کار دارم و سکرتر می آمد 

در پشت دفتر صدیق بدون کدام گپ داخل می شد و می گفت عاجل وزیر صاحب خواسته ات!

 حمید صدیق در آلمان سفیر شده بود اما می خواست تا زمان تحویل قدرت از کرزی به غنی باشد و بعد برود به ماموریت در آلمان و همین طور شد.

 در تشریفات ده سال رییس بوده و در یک ۱۶۶ سفر کرزی را همراهی نموده بود.

 صدها فساد و استفاده جوی از نام تشریفات انجام داد و پول های زیادی بدست اورد.

به نرخ کچالو به مردم پاسپورت سیاسی توزیع می کرد .

ویزه کشورهای  خارجی در بدل پول کشیده می شد.

از درک صدور کارت VIP به تاجرین پول های زیادی به جیب صدیق می رفت.

از سفر های کرزی وبه نام جیب خرچ  هم پول به جیب صدیق می رفت.

همچنان از مال و اجناس که سفارت های خارجی مقیم کابل وارد می کردند نیز به حمید صدیق می رسید.

در تمام سفرهای عالی رتبه و یا سفرهای رییس جمهور فقط افراد خودش میرفتند و می آمدند.

در هر سفر برای شان تا ۲۰۰۰ هزار دالر می ماند.

حمید صدیق را اشرف غنی بسیار بد می دید . با اتمر رفیق بود و در وزارت خارجه می آمد و می رفت به عنوان مشاور اتمر.

همکاران با یک دشنام مسیر را چپ می کردند.

درین دوره صلاحیت و دفتر و دیوان نداشت و گاهی در آلمان و گاهی درکابل می بود.

در زمان  داکتر سپنتا، سیرگی لاورف وزیر امور خارجه روسیه  به کابل آمده بود.

با سپنتا یک یادداشت تفاهم امضا می کردند که پیاله آب سر میز چپه شده بود و لاوررف سخت خسته شده و از صالون خارج شده و پیوسته سگرت می کشیده.

روس ها عین کار را در سفر سپنتا به مسکو انجام دادند که در مسیر راه از میدان هوایی تا هوتل تیر ( اکسل) موتر حامل سپنتا را قصدا خراب نموده و چندین دقیقه در راه مانده بوده.

در حاشیه سفر کرزی به نیویارک و اشتراک در مجمع  عمومی ملل متحد کرزی می 

خواسته با سرکوزی ملاقات داشته باشد که سرکوزی چند دقیقه معطل می کند 

 تا اینکه حمید صدیق خود با چشم سفیدی داخل اتاق مخصوص سرکوزی شده و به 

سرکوزی می گوید که یک رییس جمهور منظور کرزی منتظر ملاقات با شما است شما چرا متوجه نیستید!