-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آذر ۱۸, جمعه

مذاکره، برای جبهۀ مقاومت، زهرسیاسی است

 


هویتی به نام «حوزۀ ضد طالبان» شکل نگرفته 

همه کنار چاه عمیق خطای راهبردی ایستاده اند



تابش فروغ، 

«حوزه ضد طالبان» فعلا نباید وارد مذاکره با طالبان شوند.

با قطعه صاف، چال نروید!


دیپلمات‌های پاکستانی، روسی، قطری و ایرانی 

روند گویا فراگیر سیاسی برای تشکیل یک دولت عبوری به رهبری طالب

پاکستان و جهان عرب شامل خلیج فارس به کمک امریکا به نخستین دولت تروریستی جهان مشروعیت بگیرند.

هرگونه پروسه سیاسی مدیریت شده توسط قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی برپایه تمامیت‌خواهی سیاسی، قومی و دینی 

أفغانستان را در مرداب طالبانیزم سر به تالاق می کند.


درشرایطی که از مذاکره واقعی و معنادار خبری نیست، کسی حق ندارد از نام مقاومت مشروع انسانی، سیاسی، و نظامی مردم أفغانستان درمعامله امتیاز گیری و گرفتن جیب خرج  سیاسی استفاده کند.

طرف‌های نابرابر یک مذاکره قلابی

همه چیز به طالب تحویل داده شده

 رابطه طالبان با پاکستان رابطه پدر وپسر است.

بعد از تحقق رویای جنرال ضیاء الحق که طالب ذره ذره باید بسوزد، اینک او زنده نیست، اما آرمان جنرال فعلا محقق شده و یک دولت قهقرایی پاکستانی درکابل حاکم است.

دقصاص خبرتیا علنی

ورزشگاه به صحنه های شلاق زنی و مرگ تبدیل شد.


آنانی که یک جانبه و شخصی دم از تفاهم با طالب می زنند و مذاکره گدایی می کنند؛ همدست همان حاکمیتی اند که خوب ترین گزارش رادیویی اش، د قصاص خبرتیا است. 

از نظر عملی من کدام تفاوتی بین آن ها و مجری قصاص نمی بینم. 


خوب البته می دانند که طالب مفرزه امنیتی امریکا درعقب درهای آسیای میانه وایران است و باید با این مفرزه خود را نزدیک کرد. 


این ها با طالب تفاوتی ندارند. اما یک تفاوت دارند. دغدغه این ها شهرک ها، بلند منزل ها، ویلاهای میلیونی و  

درآمدهای میلیونی طالبان از مواد مخدر و قاچاق آن از طریق فرودگاه های چون کابل، خوست و هرات ادامه دارد.


 از تمام کمک های بشردوستانه جهانی به صورت رسمی و غیررسمی باج می گیرند.


 به طور بی سابقه ای استخراج غیرقانونی معادن درآمدزایی می کند.


 توان حوزه ضد طالبانی در مرحله کنونی قابل مقایسه با طالبان نیست. 


حتا برغم فشارهای حداکثری بر طالبان، نمایندگان حوزه ضد طالبان که چندان ضد طالبان هم نیستند در هیچ مذاکره ای صاحب وزنه نخواهد بود.


طالبان هرگز به مذاکره و صلح باور ندارند

شما نشان بدهید درتاریخ طالبان یک مذاکره به جایی رسیده باشد.


شعور استراتیژیک طالب قوی تر از رهبران جریانی است که نام مقاومت به خود گذاشته اند.

 چه چیزی طالب را دو باره به قدرت برگرداند؟

 حملات تروریستی، شورش‌گری، فساد جمهوری و سرمایه گذاری دولت قطر در واشنگتن.

مذاکره "بین الافغانی" یک فریب منطقه ای وجهانی

در دیدگاه تمامیت خواهی طالبان، دلیلی برای تقسیم معنا دار قدرت با سایرین وجود ندارد.


طالبان زمانی حاضر به گفتگو و مذاکره واقعی بر سر قدرت با حوزه ضد طالبانی می شود که این حوزه بتواند تبدیل به یک قدرت نظامی جدی شود؛


حداقل شمال و شمال شرق را از سلطه طالبان بیرون کند و در نتیجه کشورهای منطقه را وادار به بازنگری در محاسبات امنیتی شان نسبت به افغانستان و طالبان کند.


فعلا حوزه ای به نام ضد طالبان وجود ندارد.

صرفا جبهه مقاومت است که به شکل جزیره کوچک منتظر تحولات بعدی است. 

آن هم از تفکراستراتیژیک رنج می برد.

حداقل احمد مسعود پوره می داند که

 توزیع عادلانه قدرت، احترام به تنوع افغانستان، و فشار بین المللی در نظر طالب هیچ ارزشی ندارد.

 تا زمانی که تغییرمیدانی روی ندهد؛ موازنه ای که بعد از جمهوری برهم خورده دو باره برقرار نخواهد شد. 

حوزه ضدطالبانی اول ثابت کند که ضد طالبان است.

دوم تعیین استراتیژی کند. 

حوزه ضد طالبانی، سیاسیون فراری و مهره های سوخته نیست. حوزه ضد طالبان امروز تعریف خود را در موضع گیری زنان، جوانان، مردان و نیروهای باورمند به آزادی و عدالت نشان میدهد.


 أفغانستان را همیشه جنگ نجات داده، نه تسلیم و تفاهم نابرابر


طالبان باید در قلمرو وتاجیک وازبیک درهم کوفته شود تا اثراتش بر پشتون های ضد طالبان برجسته شود.

از منظر ساختاری و وحدت صفوف، انشعاب رسمی طالبان اجتناب ناپذیر است.


 جنگ بر سر انحصار قدرت و ثروت میان شاخه های متعدد طالبان جریان دارد. 

هیچ نیرویی به شمول پاکستان نمی تواند از وقوع انشعاب رسمی درون طالبانی جلوگیری کند.

 طالبان یک مدل موفقی از شورشگری غیرمتمرکز و افقی است.

 این مدل به صورت طبیعی امکان گذار به نیروی دولت ساز و حکومت گر را ندارد. 

تاریخ به ما نمی گوید که گروهی مانند طالب دوام آورده باشد.

تمویل کننده گان طالب می دانند که تنها راه جلوگیری از فروپاشی درونی طالبان ایجاد یک پوشش سیاسی مورد تایید نیروهای سیاسی درون افغانستانی و شناخت رسمی چهارچوب سیاسی آن ها از سوی جهان است.

تلاش صورت می گیرد که پای نمایندگان حوزه ضد طالبانی به مذاکراتی که عاقبتش روی سفید کردن تروریزم و بدویت است کشانیده شود.

 صبر و دوراندیشی استراتژیک و نیفتدن به دام مذاکرات قلابی بهترین استراتژی در مرحله کنونی به حوزه ضد طالبان است. 


مردم افغانستان زمان را در اختیار دارند، اما طالبان به ساعت دلخوش کرده اند.  

اما شاید واقعیت برعکس این باشد

زمان دراختیار طالب است. هرچه بگذرد ریشه می گیرد.

این جبهه مقاومت است که به ساعت دلخوش است. یعنی چانس های اتفاقی، فرضیه ها ساعت