-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ آذر ۲۰, یکشنبه

مادۀ انفجاری زیر چوکی احمد شاه مسعود بود


دو خبرنگارعرب بی گناه بودند

کمرۀ عرب کجا شد؟



به هیچ کسی درسطح داخل وخارج اجازه تحقیقات داده نشد.

دریکی دو موردی که فقط برای یک مرتبه جلساتی فریبنده برگزار شد، شاهد اصلی همانا عارف سروری بود!

من مصاحبه های ممتدی با ترجمان ها انجام دادم.

چنین عملیات های پیچیده بدون عوامل نفوذی داخلی امکان ندارد. 


دو عرب بی گناه و خود قربانی یک طرح کلان بودند که یک سرش، لندن وبلجیم، و سردیگرش، پاریس و اسلام آباد و کنارهای آمو بود.

 در کمره های شان هیچ بمی نبود؛ ترجمان عربی آن ها:

 آن ها اصلاً تروریست نبودند و با کمره شان من خودم فیلم می گرفتم و حتی سخنرانی استاد ربانی را فیلم گرفتند.


اگر کمره مجهز با مواد انفجاری بود چرا کاملا از بین نرفته درحالی که شکست و ریخت کمره به مراتب اندک بود. بدنه کمره طوری صدمه دیده بود که کسی آن را از بیرون فشار داده باشد.


این که میگویند کمره را از خود دور نمی کردند جعلیاتی است که شبکه داخلی ترور به دهان مردم داد.


درمهمانخانه ریاست امنیت در استانه.

در قسمت پایین مهمانخانه سه زمین و یک باغ به ترتیب پشت درپشت است.

مربوط ما و قوم پدرم است.

باغ ما گرچه زیاد کلان نیست اما انگور بسیار خوب دارد.

از قضا چند بار که ما به باغ یا زمین ها رفتیم. با این دو خبرنگار روبه رو شدیم.

در بیرون مهمانخانه هر دو یک جا در سر صفه یا دیوار  مینشستند یا هم پایین لب دریا مینشستند.

میخواهم بگویم.

چندین بار که ما انها را دیدیم.دست هایشان خالی هیچ چیز نزدشان نبود.

اتش انفجار آبی رنگ 

مسعود خلیلی گفت: انفجار آبی رنگ بود. 

آیا انفجار مواد انفجاری رنگ ابی دارد؟

کدام نوع ماده انفجار رنگ آبی دارد؟

أنواع مواد انفجاری در جهان امروز قابل استفاده است. 

من مطالعه کردم، از موج آبی رنگ انفجار چیزی گفته نشده.

یک منبع به من گفت موشک رنگ ابی در موقع انفجاردارد.

این باید مطالعه تخصصی صورت گیرد.

بعد از انفجار

میزی پیدا نمی‌شد که جنازۀ عاصم را روی آن بگذارند و حتا یک چوکی پیدا نمی‌شد که  باد پکه را روی آن بگذارند تا جنازه را باد بزند.


اما کمره متلاشی نشده بود.

برداشت ها موازی با اسناد و عقلانیت می گوید کامره شکسته نبود؛ مادۀ انفجاری در کامره هم نبود. این اغوای عارف سروری است که کارگر افتید.

ترور آمر صاحب اسرار آمیز است.

مرجع معتبر: تحقیق به دست آمده شخص خودم به دلایل زیر توسط مین جا سازی شده در خود چوکی اش به شهادت رسیده است:


استاد راشد رئیس دفتر استاد ربانی می گوید:

 در چای صبح به دروازه انجینر عاصم آمد:

آمرصاحب ژورنالست ها  زیاد وقت منتظر شما هستند وباز ملامت می کنی عزت نشدند هدایت چیست چه کنیم؟ 

گفت بروید تنظیم کنید می آییم.

رفتند به مصاحبه که صدا را شنیدیم. صدای انفجار آمد نگاه 


کردم دود برآمد دوان دوان آمدم داخل اطاق شدم کامره ها سالم افتیده بود، اصلا هیچ صدمه ندیده بودن افتیده بودند جور و تیار.

چوکی که آمر صاحب روی آن نشسته بود، اصلاً قابل شناسایی نبود و کامل سیاه و از شکل افتاده بود. 

یک عرب افتیده بود وعرب دیگر دریک اتاق کلکین خراب محبوس و گریخته و هدف قرار گرفته بود. 

دو:

با استاد ربانی تاجکیستان رفتیم جسد آمرصاحب را دید که از پای وران بسیار بسیار صدمه دیده بود.

 مدیر امنیت تاجیکستان که مسول امنیت با جبهه هم بود با تاسف گفت: شاه مسعود به وسیله انفجار مین شهید شده

استاد ربانی به مجلس بزرگان مقاومت:

 آمرصاحب صحت مند است وکمی زخم در سینه ویک داغ در رویش است ومسعود خلیلی بخیر چند روز از شفاخانه مرخص می شود مردم را روحیه داد.

بعد از انفجار و شهادت آمر، عارف سروری از دوشنبه به مشهد پرواز می کند.

اجساد دو عرب را فوری دربین خریطه های ضخیم پلاستیکی با امانت به خارج بردند.

کمره شکسته و چوکی سوخته کجاست؟

عارف باید جواب دهد. 

تنها عارف نی، بلکه باید کسانی جواب دهند که روایت رسانه ها و سرهم بافی های عارف و قانونی و عبدالله و امرالله را تکرار می کنند. 


عارف به حدی شگفته و سرحال بود که درخانه اش همانند شب اول عروسی به بستر رفته بود.

این سخن بافی ما نیست. اطلاع معتبر از منابع دست اول است.

زن بی خبربه خانواده احمد شاه مسعود که همه با یک صدا مویه سرداده بودند

 اطمینان داده بود که 

جگرخونی نکنید آمرصاحب سطحی زخمی است چرا که انجینر بسیار خوشحال است و این چنین او را شادمان ندیده بودم.

جسد آمرصاحب را در موترش ماندن انجنیر عارف تا رساندن به طیاره سیمای بسیار مسرور و شگفته داشت.


عارف تنها نبود.


فرید مزدک با محتاط در سال 2015 در مونترال کانادا.


مزدک: آمرصاحب در 1996 ما را خواست در پنجشیر. گفتیم عبدالله و قانونی را دور کن. اعتمادی نیستند.


  شرط ما همین است. روس ها در مورد قانونی و عبدالله اسنادی را در اختیار مزدک و محتاط قرار داده بودند.


 به آمر دادیم. آمر چرتش خراب شد. زمین و آسمان برسرش چرخید. نا امید شد. قرار بود در دشت قلعه بازهم ببینیم شهید شد.