-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ دی ۵, دوشنبه

شاهنشاهی گمشدۀ قندهار

 


بازی انگلیس با ذهن احمد شاه ابدالی

چه گونه در قفس جغرافیا افتادیم؟



افغان ها و کمپنی هند شرقی

بیرندرا وارما، ترجمه محمد الله افضلی

منبع: اسناد کمپنی هند شرقی، 

آرشیو ملی هند، کتابخانه ملی دهلی نو، آرشیوایالتی کلکته، کتابخانه عمومی شرقی خدا بخش درپتنه، انجمن تحقیقات بیهار، کتابخانه دانشگاه پتنه، کتابخانه سینا، کتابخانه کالج پتنه.


بعد از مرگ اورنگزیب، حکومت مراتی ها به رهبری سیواجی خیلی قوی شده بودند. در شمال جبهه سیک ها.

محمد شاه شاهنشاه نام نهاد. والی هایش در اوده، بنگال، حیدر آباد دکن و کرناتک همه مستقل بوده و تنها به دهلی خراج می دادند. 

در عمق این اوضاع هند یک قوه نهانی و خطرناک دیگر وجود داشت که مثل اختاپوتی هشت پا از ماوراء ابحار غوطه زده و در سواحل هند سر کشیده بود. مجهز با علم و فن اسلحه و تخنیک.

نیروی سوم: افغان ها در دربار هند.

نجیب الدوله ( نجیب خان یوسفزایی)

روهیله و بنگش – سعدالله خان روهیله – احمد خان بنگش و زائد خان ابدالی

بزرگان قندهار: نورمحمد خان میرافغان، عثمان خان توپچی باشی، کدو خان و محبت خان پوپلزای

این ها در 1749 توطئه قتل او را چیدند. کشف شد و همه اعدام شدند. 

او اقارب خود را از حکومت دور نگهداشت. غیر از تیمور شاه، مردم دیگر اولاده او را نمی شناختند. 

تجمل نکرد؛ درویش مشرب و متواضع. چاپلوسی بدش می آمد و خود نمایی نمی کرد. نام پسران:

سلیمان، تیمور، شهاب، سنجر، یزدان بخش، سکندر، داراب و پرویز.

تشکیلات: وزارت، دیوان اعلی ( وزارت مالیه) خزانه داری، امنیه و کوتوالی، اداره تطبیق مجازات، داروغه گی، استخبارات

اداره حمل ونقل حیوانات و چند اداره کوچک تر دیگر.

دو سفر رزمی به استقامت هرات و نیشاپور و مشهد

سفر سوم در 1751 خبرشد که میرمنو والی پنجاب مالیه را کم داده . به پنجاب حمله کرد.  میرمنو در 1752 بعد از کشته شدن قوماندان جبهه اش تسلیم شد. دو میلیون روپیه پرداخت و در مقامش باقی ماند. پنجاب و ملتان جز قلمرو احمد شاه شد. 




دپلوماسی انگلیس، دفع وطرد تهدید افغان ها درهند بود.

حمله احمدشاه ابدالی برهند زمانی شروع شد که قدرت سیاسی « کمپنی هند شرقی ریشه ندوانده بود. 18

پیروز ابدالی درجنگ پانی پت «زنگ خطرجدی» پیش آورد.

سه حمله اول احمد شاه برای تصرف پنجاب و سند بود.

تا این جا کدام هشدار جدی به انگلیس نبود.

موقف انگلیس: انتظار و تماشا


چهارمین حمله ( 1756 – 1757) قدرت مغلان هند را ضعیف کرد. درشمال هند ترس انداخت. « بینی هندوستان را برید».

کلیو: اطلاع گرفت که مردم احمد شاه را شاهنشاه خطاب می کنند. او دستور داد سکه های ایالت بنگال به نام امپراتورمغل زده شود.

اما احمد شاه به سرعت بازگشت.



سفر پنجم:

1757 حمله دو باره بر پنجاب، عمادالمک غازی الدین صدراعظم دهلی، متحد مراتی ها، قاتل عالمگیر دوم. پنجاب را گرفت و مغلانی بیگم را زندانی کرد. پنجاب را به آدینه بیگ داد و گفت سه میلیون روپیه سالانه بده. در کشمیر هم همین گونه شد. 

شاهرگ عایداتی احمد شاه قطع شد. احمد شاه هردو را کوبید و طرف دهلی مارش کرد. نجیب الدوله درکرنال به احمد شاه پیوست.  شهر دچار تاراج سختی گردید. 365

500 هزار روپیه جمع شد و به احمد شاه داده شد. دختر عالم گیر دوم را هم به تیمور شاه تزویج کرد. خواهر عالمگر را هم خودش گرفت. انتصاباتی کرد و به سرعت به قندهار برگشت. 


سفر ششم در جنوب 1758:

همین که به قندهار رسید. پنجاب شورش کرد. ستم و تحمیلات مالیاتی سرداران احمد شاه در پنجاب کار را به آشوب کشانده بود. غازی الدین به همکاری مراتی ها در دهلی بر به عصیان برداشت و نجیب الدوله را گریختاند و دربار دهلی را تارومار کرد. دهلی هم سقوط کرد. 

پیشوای مراتی بالاجی باجی برسر عواید پنجاب با دو لک نفر تصمیم به اشغال پنجاب گرفت و قوای احمد شاه را درهم کوفت و به لاهور تاخت. 


وقتی حکمای محلی دیدند که احمد شاه در برابر مراتی ها ضعیف شده نصیرخان والی بلوچستان هم قیام کرد. 

احمد شاه اول به سوی بلوچستان تاخت. شاه ولی شکست خورد مجبور خود ابدالی به سرکوب رفت. نصیرتابع شد و حاضر به خدمت. یک دختر از خانواده اش را هم به زنی گرفت. 


عجیب وضعی بود. سیک ها بلوا کردند/ غازی الدین آشوب کرد و دهلی را گرفت/ مرات ها ابدالی را در لاهور پنجاب شکست دادند. 

از یک سو والی بلوچستان. ( این همه تصادفی بود؟)

کمپنی هند شرقی از شکست مراته، قوای شاهنشاهی بابری و راجپوت ها به وسیله احمد شاه شادمان بودند. اگر احمد شاه خودش را در مقام دهلی قایم میکرد؛ امروز تاریخ هند و استعمار آسیای طور دیگری رقم می خورد. 



هفتم اکتوبر 1759 وارد لاهورشد.

نجیب الدوله و دیگرآقا زاده های مسلمان به دلیل افزایش نفوذ مراتی ها، نواب شجاع الدوله، امپراتورعالم گیر دوم خواستار حفاظت از خود برضد وزیر خود عماد الملک شد.


شجاع الدوله و وزیر نواب اوده: 9 میلیون روپیه به احمد شاه داد. 

احمد شاه درنقش نجات دهنده تصور می شد.

احمد شاه ظاهراً ازسیاست و دوراندیشی مایه چندانی نداشت. سروکارش با گرفتن پول از نواب ها و سران حکومت مغل بود؛ از خطر بسیار قوی استعمار هیچ بویی نمی برد. 

جالب چیست؟ تخت دهلی را دو باره به عالی گوهر پسرعالم گیرثانی) بخشید اما او در بنگال بود. یعنی تحت کنترول انگلیس.

در هر دور، یک پولی جمع آوری می شد و برایش می دادند او به سرعت طرف قندهار حرکت میکرد. 


او از پنجاب به سوی دهلی گذر کرد. درین حال عماد الملک، عالم گیر دوم را به قتل رساند تا با احمد شاه ابدالی متحد نشود.

او شاهزاده شاه جهان دوم را بر تخت دهلی نشاند. 

کمپنی هند شرقی به وحشت افتاد. 

انگلیس میرجعفرنواب بنگال را به وسیله دامادش از صحنه زد تا آماده مقابله با یورش احتمالی ابدالی به بنگال باشد.

احمد شاه ازین امرمطلع شد.

خبرنو به کمپنی رسید: شجاع الدوله، نجیب الدوله درشاه جهان آباد دهلی با احمد شاه متحد شده اند.

مراته های هندی: با جانشین شاه عالم دشمنی نداریم. آن ها خواستار بقای مغل بودند نه مداخله احمد شاه

درین زمان، انگلیس ها از احتمال تقابل بین مراتی ها و احمدشاه آگاه شدند.

راه را برای بلعیدن کل هند از سوی انگلیس خود به خود باز کرد تا آن جا که دروازه پنجاب برای همیشه به روی قلمرو احمد شاهی بسته شد. 


14 جنوری 1761 مراتی ها درهم شکستند.

احمد شاه ظاهراً درنقش ناجی، نه مهاجم عمل کرد.

تاج وتخت را دوباره به شاه عالم سپرد.

این تاج گذاری وسلطنت بخشی کمپنی را مشوش ساخت.

چرا؟

دولت مغل بعد ازین وابسته به ابدالی بود و پشتوانه یافت.

یک روزبعد،  15 جنوری 1761 جنرال کارناک انگلیسی درولایت بیهار عملیات کرد و قوای شاه مغل را درهم شکست.

درعوض، روزی هزار روپیه به او معاش مقرر کرد. 

مادرشاه مغل زینت محل به او توصیه کرد که خودش را به ابدالی برساند. اما او به دهلی نرفت.

شاهان مغل بعد از اورنگزیب، میذوف و بی ابتکار شده بودند. 

ابدالی: او باید با پای خودش نزد من بیاید که من سلطنت را به او واگذار کنم و خودم بروم.

جنگ اپراتیفی بین کمپنی هند شرقی و احمد شاه ابدالی آغاز شده بود.

شاه عالم در فبروری 1761 به حاکم انگلیسی بنگال:

باید خطبه به نام من خوانده شود و سکه ضرب شود.

هشیاری انگلیس: باید از ابدالی اجازه گرفته شود!

ونسیتارت: منتظر فرمان شاهنشاه ابدالی باشد! 31

شاه عالم برای رفتن به دهلی ( به توصیه مادرش و امراحمد شاه ابدالی) تقاضا کرد که یک قطعه انگلیسی او را همراهی کند.

ونسیتارت: باید شاهنشاه موافقه کند.

ونسیتارت به احمد شاه: من جهت جلب رضایت شما آماده تطبیق احکام شما هستم. اگر حکمی صادرکنید نظامیان م او را تا رسیدن به دهلی همراهی می کنند.

لطفاً با صدوراحکام تان مرا افتخار بخشید!

جنرال کرناک:  اگرشهزاده به وسیله احمد شاه به تخت دهلی بنشیند دیگر با ما نخواهد بود.

پس قطعه سکورت را رد کنید!

ونسیتارت احمد شاه شاهنشاه خطاب می کرد. او ازابدالی مشورت می خواست که آیا به شهزاده سفرخرج بدهم یا خیر؟

اما حاکم بنگال اجازه خطبه خوانی وضرب سکه نداد.


شاه ولی صدراعظم درماه ملی 1761 به حاکم بنگال نوشت:

شاهنشاه از بی اعتنایی شما ناراض است. 

این یک زنگ خطربه انگلیس بود. اما به ارکان ابدالی یک گپ عادی و جدی نبود!

ونسیتارت سعی داشت به ابدالی پرداخت پول پیشنهاد کند و او را نرم کند.

مدیران کمپنی: منافع ما ایجاب می کند که دربیهار وبنگال به نام شاه عالم خطبه خوانده شود و سکه به نامش ضرب زده شود.

زیرا او از حمایت ابدالی بهره مند بود.

پول تأدیه به ابدالی از سوی دربار دهلی:

سورج مال جات 70 لک

نجیب الدوله 40 لک

شجاع الدوله 90 لک

درین اثنا انگلیس با هشیاری اجازه داد که مالیات بیهار وبنگال هم به ابدالی و درباردهلی جمع شود.

انگلیس دردو راهی:

به رسمیت شناختن شاه عالم و قرنطین کردنش

انتظار کشیدن برای برگشت ابدالی

گزینه اول امکان داشت باعث خشم ابدالی شود.

راه سوم: باید به وسیله شجاع الدوله توازن رابطه را با ابدالی نگاه کنند. از وی همچو وسیله بازدارنده دربرابر ابدالی استفاده کنند.

یعنی ابدالی شهزاده شجاع الدوله را به رسمیت بشناسد.

جنرال کرناک: تهدید از جانب ابدالی نیست، از پیشوای مراتی است.

انگلیس آماده گی داشت که در صورت حمله ابدالی، جنگ درساحه کنترول شهزاده شجاع الدوله حفظ شود و به بیهار و بنگال نرسد.

اپریل 1761: خبر رسید که ابدالی به سوی قندهار درحرکت است. 37

چرا رفت؟

بین شیعه وسنی دراطراف ابدالی جنگ وبلوا شد. 7 مارچ حرکت به سوی قندهار

وقت عبوراز پنجاب سختی های بسیار کشید.

1762- 1763:

بازهم قیام سیک ها. ( چرا؟ باید احمد شاه از راه دور بازهم قشون می آراست و توان خرج می کرد و در آسیاب بی حاصل می افتاد)  احمد شاه قوت های زیادی را خرج کرد تا پنجاب را موقتا دو باره تحت کنترول گرفت. لشکر ها از هردو طرف تارومار شدند. ونسیتارت از بنگال همه چیز را تماشا می کرد. 

احمد شاه به سرعت به قندهار برگشت. روی بینی اش دانه یی سبز شده بود و او را آزار می داد. 


1762 یورش دوباره به پنجاب

کشیش مسیحی لکنهو به انگلیس ها نوشت: ابدالی درلاهور و سرهند سرگرم جنگ با سیک ها است. 

نجیب الدوله پشتون به ابدالی پیوست.

انگلیس ها وارخطا شدند اما ابدالی از لاهورجلوتر نرفت.

اوازفبروری تا دسامبر 9 ماه تمام با سیک ها جنگید.

لاهور دوباره به دست سیک ها افتاد.


لشکر کشی نهم:

تا سال 1767 هیچ سفربری جنگی انجام داده نتوانست. سیک ها درین دوره که از سوی بنگال تحریک می شدند قدرت گرفتند. مراتی ها و جت ها با آن ها متحد شده بودند. احمد شاه مجبور به قشون کشی شد. اما توان نابودی زیرساخت های جنگی سیک ها را نداشت و به زودی دو باره به قندهار برگشت. او دیگر نمی توانست مانند گذشته در پنجاب اقامت طولانی داشته باشد.


احمد شاه تا حمله هفتم در اکتوبر 1764 درخانه اش بود.

« دوره استراحت کمپنی هند شرقی»

از 1762 تا 66 دوره شگوفایی امپراتوری انگلیس بود.

شجاع الدین شهزاده دهلی تسلیم کمپنی شد و به محتاج آن ها تبدیل شد. 41

در 1767 سیک ها از رود سند تا جمنا را تصرف کردند.

ابدالی در1767 باردیگر به سوی لاهور مارش کرد.

کلیوعامل کمپنی به بنگال نوشت:

بازهم به طرف لاهورآمده و معلوم می شود که سیک ها جلو او را گرفته نمی توانند. 

هشدار: نشود که قاسم علی او را طرف دهلی تشویق کند وسپس به طرف بنگال. 

ونسیتارت: از اتک گذشته 120 میلی لاهور است؛ سیک ها را شکست داده

پول یک صدهزارنفر را مطالبه کرده

اما این بار ابدالی واضحاً نوشته بود که خودش شاهنشاه دهلی می شود. ونسیتارت: شاه عالم پادشاهی خود را از دست می دهد.

ناظرانگلیس: ابدالی این بار بربنگال حمله خواهد کرد.

او مشتاق بنگال شده بود. او به چندین شاهزاده و امیر امپراتوردهلی دستورات جنگ داده بود.

منیرالدوله مشاور شاه عالم هم ظاهرا از روی مجبوری تمایل به ابدالی داشت. اما انگلیس از پیوستن شاه عالم به ابدالی هراس داشت. 

شجاع الدوله هم تابع ابدالی بود.

نجیب الدوله نفرارشد ابدالی بود. امید داشتند که امپراتوراز چنگ انگلیس ها رها شود.

انگلیس چی کرد؟

علیه احمد ائتلاف تشکیل داد.

شاه عالم + وزیرنواب اوده + روهیلاها+ جت ها و مراتی ها


دهمین لشکر کشی در داخل 1769: او دیگر از فتح و جنگ در سرزمین پنجاب دل کند. به سوی امور خراسان شد. نیمه حاکمیتی تامین شد و در 1770 دو باره به قندهار برگشت. و دیگرهرگز توان قشون کشی نداشت. 

غبار:

یکی از کارهای عجیب و بی فایده و حتی مضر او این بود که در امور داخلی هندوستان مداخله منفی نمود. او به خاطر توصل قلمروش به دریای سند، حق داشت اما رفتن متواتر تا قلب هند، قوای ملی هند – و دولت بابری را بیشتر تضعیف کرد. جنگ با مراته هیچ فایده ای به جغرافیای او نداشت. او درحقیقت سنگ بزرگ مانع را از دم راه انگلیس برداشت. در تقویه اقتصاد، تمدن و فرهنگ گامی نبرداشت. 260