-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ دی ۵, دوشنبه

مقایسۀ طالب با مغل، توهین به مُغل است

 


مغولان صاحب مدنیت و امپراتوری بودند

اما طالب تجسم بربریت است



چنگیز بانی سکولاریزم است


بهادرامینیان در تعریف طالب و مغول از روی دقت سخن نگفت.


وقتی که نام چنگیز بر زبان می آید موی بر بدن هریک ما بلند می شود.

چرا؟

ما تاریخ را سرچپه شنفته ایم؛ نخوانده ایم.

سفیر ایران در باب مغولان گفت پدران ما مغولان را آدم ساخته اند.

حمله چنگیز بر خراسان حادثه سهمگینی بود که بشریت در 

حادثه تلخ تر از ان را تجربه نکرده است.

خراسان، از فساد پوسیده بود؛ با یک لگد فروافتاد.

ورنه، 60 هزار دربرابر 400 هزار جنگنده چه تواند کرد؟

عوامل زیادی بود که خراسان به تباهی رفت.

مشکلات مردم ما مشابه هشت قرن پیش است. چه معنی؟

از گذشت روزگار چیزی نیاموخته است.


قبایلی از مغولان از آسیای شمالی به آسیای مرکزی تاختند.

این ها نظم شگفت انگیزی داشتند:

همه رهبران قبایل با هم رقیب خراجگزار امپراتوری چین شمالی بودند.

قبیله بورچغین یکی از این قبایل بود که پدر چنگیز آن را رهبری می کرد.

 چنگیز هنوز کودک بود که پدرش مرد 

در کنار رودی زندگی می کرد و با ماهیگیری و کارهای شاق زندگی خانوادگی را پیش می برد. 

اندک اندک قوت گرفت و اسپ‌و یراقی و دوستانی پیدا کرد.

از کودکی با دختر یکی از روسای قبایل مغول نامزد شده بود.

او بازوی پدرزن مقتدر خود شد.

 دوازده سال داشت.

رویای چنگیز رهانیدن مغولها از زیر بار خراج بیگانگان بود.

اول کار، متحد کردن قبایل سرکش بود.

 با یکی طرح خویشاوندی ریخت؛ یکی را با وعده و وعید 

دوست خود ساخت؛ شماری را با زور مطیع خود کرد و

 باقیمانده ها از ترس سر اطاعت بر زمین بندگی نهادند.

کار سختی بود.

 این قبایل در تمام عمر با همدیگر بر سر چراگاه جنگیده و ازهم جدا افتاده بودند.

 این وظایف تا در سال ۱۲۰۶ میلادی انجام شد درست ۸۱۶ سال از ان می گذرد. 

چنگیز بانی سکولاریزم است

بهادرامینیان باید تاریخ مطالعه کند

چنگیز قانون گزار 

چنگیز به خاطر تنظیم امور لشکر و کشور خویش فرامینی 

صادر کرد که آن را در زبان مغولی یاساق، یاسا می نامند. 

این قانون بعد از قانون مدون کوروش، آن هم در هشت صدسال

 پیش نخستین قانون نوشته شده در جهان به حساب می رفت. 

اما احکام سنتی و خرافاتی قبایل مغل درفرمان چنگیز مندرج در یاسا جابرانه بود. 


مثلا در باره ذبح حیوانات و یا شاشیدن بر خاکستر که جرم بزرگی پنداشته می شده.

کشته شدن المستعصم بالله آخرین خلیفه عباسی به دست هلاکوخان مغول و پایان عصر خلافت در جهان اسلام

سرانجام بغدا تصرف شد و خلیفه با نزدیکانش در یکشنبه ۲۹ دلو ۶۳۶ تسلیم شدند.

هلاکوخان از ریختن خون خلیفه ترس داشت

به روایتی خلیفه را در فرش گذاشته و آن را در حد مرگ ضربت زده  اند.

برخی نیز میگویند خلیفه را در آب غرق کردند تا خونی نریزد

افسانه‌های کشتن معتصم؛ چون مغولان از کشتن خلفا بیم داشتند،

 از این رو او را نمدمال کردند و سپس با اسبان بر او تاختند تا کشته شد.

سفرنامه مارکوپولو: هلاکوخان او را در اتاقی بدون آب و

 خوراک زندانی کرد و او را وادار به خوردن زرهایی کرد که انبار کرده بود.


یعنی اعتقادات قبیله یی مغل ها


 اما مواردی است که قانون چنگیز تا امروز قابل استفاده برای ملل متمدن جهان نیز است.


یاساهای چنگیز:

 همه مردم باید مالیه بپردازند جز دانشمندان، پزشکان، فقها، و...

 این قانون زمینه را برای رشد علم مساعد می ساخت.


صفوی ها ( در سال‌های ۸۸۰ تا ۱۱۱۴)درایران موجب


 فرارهزاران دانشمند، ادیب، شاعر وفاضل از ایران به دربار مغلان دهلی شد.


 دربار مغلان در هند، مملو از علماء، فضلا، عارفان و فقها


 بود. معاش برای شان داده می شد. از همین خاطر امروز


 دربایگانی هند، 800 هزار نسخه خطی در زمینه تاریخ، 


ادبیات، دین، فقه، طبابت و حکومت داری موجود است!


 طبق یاساهای چنگیز: آلوده کردن آب جزای مرگ داشت.

 

روزی دسته ای از پیشقراولان یکی از لشکرها دید که کسی در 


یک نهر آب مصروف آبتنی است.

 همیانی ( کیسه ای) از پول های خود را به آب انداخت.


 به مرد گفت حالا فرمانده می رسد و ترا اعدام خواهد کرد.


 بگو که خریطه پول خویش را جستجو می کنی. 

درغیرآن ترا می کشند.


ناگه فرمانده لشکر رسید و مرد را در میان آب دید.

 گفت او را فوری بکشید.

 مرد گفت پول هایم را جستجو میکنم.


 فرمانده به سربازان: نهر را جستجو کنند. اگر پولی پیدا نشد به


 جرم دروغ گویی و آلوده کردن آب باید کشته شود.


پول را یافتند و مرد نجات یافت.


 این سخت گیری در باره حفاظت از آب مهم بود و تا امروز هم مهم پنداشته می شود.

 یاساها: کسی که دزدی می کند باید نه برابر تاوان بپردازد. 


این را ابن بطوطه در خاطرات خود نوشته است. 


او چند روزی را در خان آباد بسر برد و بعد می خواسته به 


سوی غزنی برود اما از کاروان او چند اسپ مفقود شده بود.


منتظر پیداشدن اسپها بودند.

ساعتی بعد اسب ها را آوردند و تسلیم صاحبان شان کردند.

در یاساها عدم تعصبات مذهبی و به اصطلاح سکولاریزم در دولتمداری بود. 


چنگیز:  تنها یک خدا وجود دارد و همه مردم به هر طریقی که می خواهند آن خدا را پرستش کنند. 


مطابق یاسا هیچ کس حق نداشت بر باورهای دینی کس دیگر 


خرده بگیرد و این جرم بود و مجرم شدیدا مجازات می شد.


حالا تصور کنید طالب را با مغل چه گونه توان برابر گذاری کرد؟


 این ماده قانون چنگیز را امروزه ملل متمدن جهان رعایت می 


کنند و در حقیقت چنگیز بانی سکولاریزم است.

تاریخ وطن ما مملو از تعصبات دینی و مذهبی است. 


خون های زیادی به خاطر مذهب ریخته شده است! 


منصور حلاج خلق آویز که چرا می گویی اناالحق


 سلطان محمود غزنوی اولین داعشی درتاریخ خراسان و ایران، 


به خاطر دزدی طلا های معابد هند، نیایشگاه ها را خراب می


 کرد؛ به نام بت شکن. همو انگشت درکرده بود و قرمطی می جست. 


حسنک را بردار زدند که با خلیفه فاطمی مصر ملاقات کرده است؛ 

رودکی را کشتند که مذهبی دیگر داری؛

 پیکر فردوسی را نگذاشتند که در گورستان مسلمین دفن شود. 


ناصر خسرو به خاطر مذهب خود تا آخر عمر در زندان طبیعی یکی از دره های بدخشان بسر برد.

 اما در عصر مغول کیکاووس رازی زرتشت نامه را منظوم کرد، 

گرایش خانان مغول به اسلام سبب شد تا دین اسلام مجددا دین رسمی ایران شناخته شود.


در قرن هفتم دانشمندان برجسته‌ای، رشد علمی، رشد ادبیات و 


متون ادبی، مورخان، شاعران و ادیبان صاحب نامی پا به

 عرصه وجود گذاشتند و سه شاعر بزرگ مولوی، سعدی و

 حافظ از جمله شاعران برجسته این دوران بوده‌اند.


 خواجه نصیر دستگاهی بزرگ ریاضی فزیک ساخت که همه مالیات خراسان در آن مصرف می شد. 


یاسای چنگیزخان باوجود برخی کاستی ها زمینه را برای حکومتداری خوب و رشد علوم مساعد ساخت. 

مگر اینطور نبود؟


تا امروز وقتی که نام چنگیز بر زبان می آید موی بر بدن هریک ما بلند می شود. 


اما بیایید وجدان خود را قاضی بسازیم.

روشن کنیم که طالب درکجای کار ایستاده است و میراث مغول ها به چه ترتیب بوده؟


قرن هفتم هجری/ سیزدهم میلادی هجوم مغولان حائز اهمیت و بررسی است. 

ایلغار مغول به سال 616 هـ .ق اثرات منفی درحیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برایران و خراسان گذاشت. 

اما پس از چهل سال حکومت ایلخانی توسط هلاکو به سال (656 هـ . ق) تاسیس شد و همین مغلان وحشی به تدریج جذب فرهنگ فارسی وحوزه ایران زمین شدند.

وزیران خردمند و دانشمندان مشهوری چون خواجه نصیرالدین طوسی، خواجه رشید الدین فضل الله همدانی، علّامه قطب الدین شیرازی و... ایفا کردند.

مطالعه سیر حرکت علوم در شعب مختلف علوم عقلی و به ویژه علوم تجربی مانند حکمت، ریاضی، نجوم، پزشکی، دارو سازی و طبیعیات و تأسیسات فرهنگی نظیر رصد خانه ی مراغه، ربع رشیدی، شنب غازان و سلطانیه و... بیانگر فعالیت هایی است که حوزه تمدنی فارسی در راستای حفظ ، موجودیت فرهنگ انجام داده اند. 

در این عصر علی رغم انقلابات سیاسی که با حمله مغولان به اوج رسید مشعل علم و تمدن در ایران روشن ماند و چهره هایی ماندگار درعرصه های علمی درخشیدند و تا قرن ها راهنمای نسل های بعد گردیدند.