-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ دی ۲۲, پنجشنبه

ایجاد گارنیزیون مشروع به رهبری ستانکزی


طالب، آبستن رسمی داعش است 

نقش جبهه مقاومت برجسته تر می شود




شیرمحمد عباس استانکزی با کدام پشتوانه جرأت کرده که هیبت الله یعنی امیرالؤمنین را نشانه بگیرد.

او تقریبا علنی علیه امیرالمومنین بغاوت کرد و گفت: فرمان غیرشرعی را نباید اجرا کرد.

امیرالمومنین درسلسله مراتب رهبری طالبان یک چیز نا محسوس، همه جا حاضر و همیشه نا پیدا ولی پیداست.

چرا؟

از اول خواستند که یک هاله ای ازقداست ایجاد کنند که کسی را یارای چون وچرا نباشد. یعنی هرطالبی که ازکارگاه مغز شویی فارغ می شود، با عصای ایمان کور، فقط بنده باشد نه سائل.


امیرالمؤمنین در لغت به معنی «امیر و فرمانده مؤمنان» است.

ملاعمر مگر نزد صاحبان حرمین وشریفین به یک پول ارزش داشت؟ در جهان اسلام کسی او را امیرالمومنین قبول داشت؟

لقب او فقط مختص أفغانستان فلک زده بود

امیرالمومنین با دالرسعودی علیه مسعود می جنگید

امیرالمومنین ساکن پاکستان فرمانده جنگ تاریخی علیه پیروان شیعه بود.



حتی خود رهبران پاکستان عارشان می آمد که به ملاعمرامیرالمومنین بگویند.

این امیرالمومنین متأخر که أصلا وجود خارجی ندارد.

این نام حالا نزد هیچ کس اعتبار ندارد. 

چرا؟

قاعده اولوالامر عملاً شکسته

بحث مهندسی قدرت درمیان است. مرجعی که امیرالمومنین از پول آن ها تولید شده بود؛  همان ها این سکه را ناچل می کنند.

استانکزی که مدتی پیش نوید داده بود که امریکا انشاء الله بر می گردد.

دیدیم که سخنش راست بود و بازگشت امریکا سایه سان، مرئی ونامریی از قندهار و کابل تا واخان إحساس می شود. 

به رویت پول هایی که می رسد حضور امریکا منطبق با مفادات پیمان پر اسرار دوحه قابل دید است. 

آیا جبهه افراطی کنار گذاشته می شود؟

کدام جناح طالب میانه رو بوده که اکنون جای تندروان را بگیرد؟

از یک نظر چنین جناحی وجود نداشته و ندارد.

اما می خواهند به هر نحوی شده از طالب یک چهره قابل تحمل به نمایش بگذارند.

چرا؟

باید اداره طالب یک دست شود. حالا یک دست نیست. ایران و روسیه یک جناح را در دست دارند. دست کم شورای هلمند در دست ایران و شورای ریزرفی در خاک ایران پروریده می شود.

دربرنامه جدید، طالبان قطری و طالبان تحت رهبری ملابرادر باید قدرت را در دست بگیرد. 

دو کار را انجام دهد. با جبهه مقاومت از در تعامل پیش  بیاید.

جناح افراطی که از قدرت برانداخته می شود از سرجمع عناصرافراطی و کاملا مغز شویی یک جبهه بغاوت تشکیل دهند.

یک جناح دولت را در دست بگیرد

جناح دیگر با دسته جات خارجی که در شمال خوابانده شده، خلافت شمال را از آن خود کند.

درین میان جبهه مقاومت در شکم هردو حل شود.

پاکستان درهر دو حالت برنده است. آنکشور نیاز به واریزی پول به بودجه خالی خود دارد.

آیا ایران، روسیه و هند اجازه می دهند که کنترول خود برین روند را از دست بدهند؟

ایران، به هرسازوکاری که خیال امریکا را راحت کند، مخالف است و آن را برهم میزند.

چرا؟

ایران و روسیه هرگزاجازه نمی دهند امریکایی که با سرافکندگی ازافغانستان رفته، دو باره نزد مردم أفغانستان و رای دهنده های امریکا سربلند شود. 

أفغانستان به میدان سرافگندگی امریکا تبدیل شده

می خواهند با حذف کود اپراتیفی به نام هیبت الله که وقتش پوره شده

دولت ارزان و بادوام را برویرانه نظام جمهوری برپا کنند

تا دو نیرو شکل بگیرد – یکی مشروع و دیگری غیرمشروع و خطرساز

دولت مشروع درکابل

دولت نامشروع و تروریستی در سراسر أفغانستان مگر پایتختش شمال باشد.

دولت میانه رو ومشروع را امریکا هدایت کند و ازطریق همان دولت، دولت تروریستی غیرمشروع را هم مدیریت کند هم فضای تنفس بدهد. 

به چه منظور؟

پیشبرد جنگ بزرگ استراتیژیک – بطی سازی اقتصاد راهبردی چین و تقسیم گنجینه های تقسیم ناشده آسیای میانه

أفغانستان به حیث یک کارنیزیون باشد. پایتخت اصلی اش شمال، ارگ استراتیژیکش بسترگاه واخان باشد.

مقدمات درحال انجام است. تشکیلات باید تغییر کند. 

تغییرات از مسوولان کلیدی و رده اول شروع میشود.

مثلا جناح هیبت الله که بعدا ستون فقرات داعش را می سازد قصد دارد مولوی عبدالحق وثیق رئیس استخبارات طالبان را از سرراه بردارد. 

جایش را به مولوی ندیم بسپارد

که سخت یک بعدی و سنگک شده است

ندیم درآینده از فرماندهان سرشناس داعش خواهد شد.

عبدالحق وثیق زندانی معاون سابق ملااحمد الله رئیس استخبارات دوره اول طالب، زندانی مغز شویی شده در گوانتانامو، و رفیق شفیق سی آی ای است. 

پشتوانه ستانکزی در قیام علیه هیبت الله، مولوی وثیق هم حضور دارد.

اعمار یک تشکیل جدید به کمک پاکستان است. جناح حقانی رکن اصلی این ائتلاف است.

بنا برین، جناح افراطی را از نظام واداره بیرون می کنند تا برای خودش زود تر یک نظم جدید جور کند. 

آیا پاکستان و امریکا، هردو جناح را مطابق نقشه ای که دارند میتوانند بدون درد سر مدیریت کنند؟

اولاً این پروسه بدون موافقت ایران وهند وروسیه به جایی نمی رسد.

دوم، این برنامه توازن منافع را تأمین نمی کند. به امنیت ملی ایران و روسیه زیان بار است. 

امریکا جناح افراطی را که از دولت دور می کند آن ها را به جان دیگران می اندازد.

بنا برین، متفقین، نه تشکیل یک دولت میانه رو طالب را اجازه می دهد؛ نه گروه افراطی هبیت الله را

شاید مثل امریکا و پاکستان، با هردو از درسازش و جور آمد پیش بیاید

اما دراداره کابل حضور داشته باشد؛ هم جبهه داعش را تمویل کنند علیه حضور امریکا.

چرا؟

تجربه ومهارت سپاه قدس ایران درتعامل و استفاده ازگروه های نیابتی در خاور میانه و أفغانستان برابر با قابلیت های پاکستان است.

هندو ایران رخ گروه افراطی را به سوی خود شان دور می دهند.

نتیجه:

بازی گاه داغ گاه سرد؛ گاه تغییر مکان می دهد. یعنی این گارنیزیون روی آرامش وثبات نخواهد دید.

همین حفظ دیگ جوشان نا امنی، بخشی از استراتیژی امریکا و پاکستان در بازی بزرگ جدید پس از سقوط جمهوری است.

فعلا هم متفقین و هم امریکا وناتو ازهمان مواد مصالح طالب وداعش درساخت بارک ها استفاده می کنند.

یکدیگر را مصروف ساخته و همدیگر را کنترول می کنند.

جبهه مقاومت یک نیروی ذخیره حفظ می شود. 

این که چه وقتش نوبتش می رسد بسته به تشدید بازی دارد.