-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ بهمن ۳, دوشنبه

راز برای اولین بار فاش می شود!

 

حکم محکمه قلابی کابل بانک 

با فشار کرزی، دشنام گویی قسیم فهیم و دلقکی سپنتا در ارگ نوشته شد!



کابل بانک مدت ها پیش از اعلام ورشکسته گی درگیربحران شده بود.

کابل بانک شش ماه قبل ازرسانه ای شدن ورشکسته گی آن،

بین سه نفر تقسیم شده بود.

 حامد کرزی مارشال فهیم وعمر زاخیل وال وزیرمالیه وقت

عامل اصلی بحران کابل بانک، برداشت بی رویه از نقدینه های مردم در کمپاین دور دوم انتخابات ریاست جهموری حامد کرزی بود.

اتحاد کرزی و فهیم برای غصب قدرت

درپهلوی کمک های هنگفت شبکه های اطلاعاتی ایران و هند، کرزی و فهیم خزانه کابل بانک را خرج کردند.

برادران هردو کاندیدای انتخاباتی از سهم داران ارشد معتبر ترین بانک خصوصی افغانستان بودند که ازلحاظ منابع پولی از سایربانک ها یک سروگردن بالا بود.

 

به کمک محمود کرزی و حصین فهیم، کودتای داخلی علیه صلاحیت های شیرخان فرنود صورت گرفت.

کرزی و فهیم  درتبانی با برادران خویش خلیل فیروزی را درجرگه خویش داخل کردند.

شیرخان فرنود بنیان کذار اصلی بانک ورییس هیت عامل بود. بعد از گرفتن صلاحیت از فرنود به نفع خلیل فیروزی به کمک مستقیم حضرت عمرزاخیل وال دست به هرکاری زدند و هیچ مرجعی دارای یک توان بازدارنده گی درصحنه نبود تا از حرکت بانک به آخرین ایستگاه ورشکسته گی جلوگیری کند. 

 کرزی – فهیم و زاخیل وال به سهم داران:

 بعد از پیروزی به سهم داران کابل بانک پروژه های بزرگ اقتصادی و قرارداد های درآمد زا به آنان داده می شود. 

این ها هست وبود بانک را کشیدن وبه انتخابات مصرف کردند زمانی که شیرخان فرنود که توسط برادران کرزی وفهیم کنارزده شده بود موضوع را به سفارت امریکا و بارها بااحمد داضیا مسعود معاون دور اول ریاست جمهوری کرزی درمیان گذاشته بود

 ره به جای نبرد وحرفش شنیده نشد.

مجبورا به کرات دست به دامن سفارت امریکا شد. 

قدیرفطرت رئیس کابل بانک ظاهرا زمانی از موضوع اطلاع حاصل کرد که بحران به یک نقطه غیرقابل بازگشت رسیده بود. 

 بعد از اعلان اقای فطرت درپارلمان موضوع خیلی حاد شد ودزدان کابل بانک عبارت بودند از عمر زاخیل وال، کرزی وفهیم 

همین سه نفر بعد از افشای مساله چاره نداشتند جز اینکه قبول کنند که بانک به بحران رفته ا ست فورا اعلان نمودند که یک ملیارد دالر ازوزارت مالیه به کابل بانک انتقال یابد تا مدیریت پولی کابل بانک که سپرده های مردم بود به مشکل مواجه نشود

به نمایش گری روی آوردند.

 وصلاحیت از همه اعضا وسهم داران گرفته شد ویک محکمه خاص تشکیل شود که تمام ابعاد موضوع را بررسی نموده وفیصله خویش را صادر نماید.

بعد از تشکیل محکمه سفارشی و نمایشی عبدالقدیر فطرت توسط مارشال فهیم وخانواده حامدکرزی تهدید به مرگ شده وقراربود در فاصله بین چهار راه مسعود تا فرودگاه کابل ترور شود.

فطرت به شکل از نقشه آگاه شد و به بهانه یک کنفرانس راهی هندوستان شد ازاونجا به امریکا رفت.

 درکابل دزدان کابل بانک که در راس قدرت قرارداشتند محکمه بی صلاحیت را خودشان پیش بردند.

اما چند نقطه کور درین غارت بزرگ موجود است:

فرار دوشهروند هندی که یک نفرش مسول تفتیش کابل بانک بود ودیگری رئیس بخش تکنالوژی یا ای تی بانک که تمام صحنه سازی دزدی پول های کابل بانک را به عنوان صحنه پردزان پشت صحنه به نفع محمود کرزی، حصین، غفار داوی، و خلیل فیروزی مدیریت مینمودند.

مسول بخش تکنالوژی برای بانک دوسیستم ساخته بود؛ یکی از سیستم نورمال اجرات میشد. . بدهی و اعتبارات از سپرده های مردم وداد وستد وتوزیع معاشات از جمله معاش منسوبان ارتش و پلیس از همین سیستم اولی صورت می گرفت.


ازسیستم پشت صحنه سهم داران خلاف قانون بانک داری هرکس بالاتر از سه حصه سهم خویش پول برداشت میکرد و هرجایی که می خواست سرمایه گذاری می کرد. 

سهم داران کوچک ومردم اگاهی نداشتند این تکنیک کار هندی مسولیت داشت تا موضوع را مدیریت کند که کسی خبر نشود. شریک دزدان و رفیق قافله بود. 

فطرت یک دفعه این هندی هارا به بانک مرکزی خواست وپاسپورت های شان را قید نمود وخودشان را به نظارت خانه ولایت کابل انتقال دادند که این اشخاص بعدا به واسطه وحکم مارشال فهیم ازنظارت خانه ولایت کابل رها شده بدون حکم محکمه واجراات قانونی درحالیکه پاسپورت های شان قید بود به هندوستان فرار داده شدند.

آن هندی جعبه سیاه اسرارمستند چپاول کابل بانک است. 

درکشوری که رئیس جمهوری ومعاونش آشکارا بانک خصوصی را لوف کنند. آبرویی به بازار آزاد و سرمایه گزاری خصوصی باقی می ماند؟

چرا نباید جمهوری سقوط می کرد؟

 کرزی فوری پوهاند سلام عظیمی رئیس قوه قضاییه را خواست یک هیت قضای مورد اعتمادش را بسازد تاموضوع را طبق خواسته شان بررسی نمایند

عظیمی یک هییت سه نفری متشکل ازسه قاضی به نام های شمس الرحمن شمس 

کاظم رشید 

بصیرعصیان 

 شمس رئیس محکمه اختصاصی رسیدگی به کابل بانک

 ودونفر دیگر که ازبدنام ترین ادم ها بودند را به حیث اعضای قضای انتخاب نمودند

اول اینکه حدود صلاحیت این محکمه مشخص نشده بود که کدام بعد موضوع را رسیدگی نمایند بعد میزان مجازات برای که دزدی سپرده های مردم 

دستور این بود که ازبستگان دوخانواده کرزی وفهیم هیچ کسی دربعد جزای موضوع محکوم شناخته نشود

پس محکمه ریاکاری رسمی بود. 

 سوم شیرخان فرنود محکوم به جزا شود. کسی که هیچ تقصیری نداشت.

گناهش این بود که موضوع  را به سفارت امریکا افشا نموده بود

این محکمه قلابی هر روز دروغ های خود را به عظیمی و عظیمی صورت دروغ ها را روی میز کرزی و غنی می گذاشت. 

 تا اینکه فشار جامعه جهانی بالا گرفت

کرزی وفهیم با تمام قدرت در برابر فشارهای جهانی ایستاده گی کردند.

دستور:  برادران کرزی و فهیم هرگزمقصرمعرفی نشوند.

کسی سوال نکند که پول ها چی شد؟

پس محکمه درواقع ضد محکمه بود.

 کرزی فرمان: هرسهم دار که تصفیه کند حساب هایش را تکتانه یاهمان سود بانکی معاف میشود وشامل افراد محکوم به مجازات نمیشوند.

سرانجام ریس محکمه شمس الرحمن شمس رئیس محکمه ویژه کابل بانک ازین عروسک بازی به بینی رسید.

اما تهدید شد سرانجام هشت روز قبل از اخرین روز جلسه واصدار حکم 

یک شب حامد کرزی وفهیم 

شمس الرحمن شمس را به ارگ فرا خواند درزیر چهار چنار ارگ بعد ازنان شب یک جلسه تشکیل شد:

حامد کرزی 

مارشال فهیم

 کرزی به رئیس محکمه دستورداد: حکم را بنویس!

مارشال فهیم دشنام داد. رنگین داد فر اسپنتا مشاور شورای امنیت ملی گفت: حکم رئیس جمهور را اجرا کن!

 پوهاند سلام عظیمی

 وهم چنان دریک طرف دیگر محمود کرزی وحسین فهیم حضور داشتند اما شامل جلسه نمی شدند.

درسرمیز شان چای سبز وطنی 

کرزی رو به سوی عظیمی:

پوهاند صاحب چه طور شد موضوع

 پوهاند عظیمی به شمس الرحمن شمس دستور میدهد که حکم محکمه کابل بانک را همین لحظه نوشته کن

 شمس الرحمن شمس استدلال میکند که حکم محکمه مقید به زمان ومکان است واستقلال محکمه به این ترتیب زیر سوال میرود

 در همین لحظه اقای اسپنتا مداخله میکند:

حکم رئیس صاحب جمهور است باید عملی شود 

 بعد از جروبحث زیاد وتهدید واجباربالای شمس الرحمن شمس حکم محکمه همان شب درحضور حامد کرزی وفهیم بعد ازتهدید ودشنام مارشال فهیم به رئیس محکمه نوشته شد

حکم را پیش روی کرزی وفهیم به زور بالای شمس امضا میکنند ونص حکم را پوهاند عظیمی باخود میبرد ستره محکمه اعضای قضای دیگر را نزد خود میخواهد درستره محکمه وامضاهای شان را میگیرد ومیگوید که دراخرین جلسه بعداز ختم جلسه همین نص حکم را ابلاغ میکنید.

این بود ماجرای عدالت مظلوم درحاکمیت جمهوریت کرزی